نوسازی ساختار؛ پیش‌نیازِ بازسازی
نرگس کاظمی
جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۲

با برقراری آتش‌بس موقت میان ایران، آمریکا و اسرائیل، نگاه‌ها از خطوط درگیری به خطوط تولید و بازسازی بازگشته است. اکنون پرسش اصلی صنعت ایران نه درباره بازسازی فیزیکی، بلکه درباره بازتعریف مسیر رشد و اصلاح سیاست‌های صنعتی است؛ مسیری که اگر دگرگون نشود، حتی گسترده‌ترین برنامه‌های بازسازی هم نمی‌توانند توسعه پایدار ایجاد کنند. کارشناسان هشدار می‌دهند که بازسازی واقعی، از اصلاح ساختارها آغاز می‌شود، نه از بازچیدن آجرها؛ فرصتی که اگر امروز به درستی استفاده شود، می‌تواند آغازگر فصل تازه‌ای در اقتصاد ایران باشد.

به گزارش ایراسین، با شکل‌گیری آتش‌بس موقت میان ایران، آمریکا و اسرائیل، بحث درباره نحوه بازسازی صنعت کشور بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که موفقیت در دوره‌های پساجنگ، بیش از آنکه به بازسازی فیزیکی وابسته باشد، به اصلاح سیاست‌های اقتصادی و نهادی بستگی دارد. در چنین شرایطی، فعالان صنعتی بر این نکته تاکید می‌کنند که اگر مسیر سیاستگذاری تغییر نکند، حتی بازسازی گسترده زیرساخت‌ها نیز نمی‌تواند به توسعه پایدار منجر شود.

در نگاه نخست، بازسازی پس از جنگ معمولا با تصویر شهرهای ویران، جاده‌های تخریب‌شده و زیرساخت‌های آسیب‌دیده همراه است. اما بررسی تجربه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که بازسازی واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که ساختارهای اقتصادی اصلاح شود.

در واقع اگر اقتصاد یک کشور پس از جنگ همچنان با همان سیاست‌های پیشین اداره شود، بازسازی فیزیکی به تنهایی نمی‌تواند رشد پایدار ایجاد کند. به بیان دیگر، ساختن زیرساخت‌های جدید بدون اصلاحات اقتصادی، شبیه ساختن ساختمان بر روی زمین سست است.

تجربه جهانی چه می‌گوید؟

تجربه کشورهایی که پس از جنگ جهانی دوم توانستند مسیر توسعه را طی کنند، نشان می‌دهد که موفقیت آنها نتیجه ترکیب بازسازی فیزیکی با اصلاحات اقتصادی بوده است.

برنامه‌هایی مانند «طرح مارشال» اغلب به عنوان عامل اصلی احیای اقتصاد اروپا معرفی می‌شوند، اما بسیاری از اقتصاددانان معتقدند عامل اصلی، تغییر پارادایم اقتصادی در این کشورها بود؛ تغییری که به تقویت اقتصاد بازار، ثبات مالی و گسترش تجارت بین‌المللی منجر شد. در همین زمینه، اقتصاددانان «دی‌لانگ» و «آیچنگرین» در مقاله‌ای در سال ۱۹۹۱ بازسازی پس از جنگ را موفق‌ترین تجربه تعدیل ساختاری در تاریخ توصیف کرده‌اند.

برای درک بهتر این موضوع، مقایسه مسیر اروپا با آرژانتین در دهه ۱۹۴۰ قابل توجه است. آرژانتین در سال ۱۹۴۷ یکی از اقتصادهای ثروتمند جهان به شمار می‌رفت، اما با انتخاب سیاست‌های پوپولیستی مانند کنترل گسترده قیمت‌ها، ملی‌سازی صنایع و محدود کردن تجارت خارجی، به تدریج دچار بحران‌های اقتصادی شد. در مقابل، بسیاری از کشورهای اروپایی که در آستانه اتخاذ سیاست‌های مشابه قرار داشتند، با حرکت به سمت اقتصاد بازار و تعامل با اقتصاد جهانی توانستند مسیر متفاوتی را طی کنند.

اولویت‌های کوتاه‌مدت اقتصاد پساجنگ

اقتصاددانان معتقدند بازسازی اقتصادی پس از جنگ را می‌توان در دو مرحله کوتاه‌مدت و بلندمدت تحلیل کرد.

در مرحله کوتاه‌مدت، مهم‌ترین اولویت‌ها شامل تامین معیشت خانوارها، حمایت از کسب‌وکارهای آسیب‌دیده و کنترل تورم است. جنگ معمولا با کاهش درآمد خانوارها و افزایش نااطمینانی اقتصادی همراه است و در چنین شرایطی، تامین حداقل‌های معیشتی اهمیت زیادی پیدا می‌کند.

یکی از چالش‌های جدی اقتصاد ایران در این مقطع، تورم بالا است. بر اساس آمارها، تورم نقطه‌به‌نقطه در اسفند ۱۴۰۴ به حدود ۷۱.۸ درصد رسیده که یکی از بالاترین سطوح تورم در دهه‌های اخیر محسوب می‌شود.

کارشناسان معتقدند مهار تورم نیازمند انضباط پولی و مالی، کنترل کسری بودجه و مدیریت رشد نقدینگی است.

در کنار مهار تورم، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر نیز از دیگر الزامات این دوره محسوب می‌شود. با این حال بسیاری از اقتصاددانان تاکید می‌کنند که این حمایت‌ها باید به شکل هدفمند طراحی شوند.

پرداخت‌های نقدی بدون پشتوانه می‌تواند به تشدید تورم منجر شود، در حالی که ابزارهایی مانند حمایت از بنگاه‌های کوچک و متوسط، ایجاد فرصت‌های شغلی و استفاده از سیاست‌های حمایتی هدفمند می‌تواند اثرات اقتصادی بهتری داشته باشد.

اینترنت؛ زیرساخت حیاتی اقتصاد

یکی دیگر از موضوعات مهم در دوره بازسازی، احیای زیرساخت‌های ارتباطی به‌ویژه اینترنت است. در ماه‌های اخیر قطع طولانی‌مدت اینترنت، فعالیت بسیاری از کسب‌وکارهای دیجیتال، تجارت الکترونیک و خدمات آنلاین را با اختلال جدی مواجه کرده است.

اقتصاد دیجیتال در سال‌های اخیر سهم قابل توجهی از فعالیت‌های اقتصادی را به خود اختصاص داده و از این رو اتصال مجدد اینترنت می‌تواند نقش مهمی در بازگشت اقتصاد به وضعیت عادی ایفا کند. علاوه بر ابعاد اقتصادی، دسترسی به اینترنت به کاهش نااطمینانی، افزایش شفافیت اطلاعات و تقویت سرمایه اجتماعی نیز کمک می‌کند.

اصلاحات ساختاری؛ کلید بازسازی بلندمدت

در کنار اقدامات کوتاه‌مدت، بازسازی پایدار اقتصاد نیازمند اصلاحات ساختاری در بلندمدت است. این اصلاحات می‌تواند شامل بهبود فضای کسب‌وکار، اصلاح نظام بانکی و مالیاتی، کاهش انحصارات و تقویت بخش خصوصی باشد. اقتصاددانان معتقدند بدون چنین اصلاحاتی، اقتصاد کشور با رشد پایین و ناپایدار مواجه خواهد شد.

تعامل سازنده با اقتصاد جهانی نیز یکی از عوامل مهم در بازسازی اقتصادی محسوب می‌شود. کاهش تنش‌های سیاسی و بهبود روابط خارجی می‌تواند زمینه جذب سرمایه‌گذاری خارجی، انتقال فناوری و افزایش صادرات را فراهم کند.

در مقابل، محدودیت‌های بین‌المللی و نااطمینانی سیاسی می‌تواند روند بازسازی اقتصادی را کند کند.

تجربه پایان جنگ ایران و عراق

مسعود نیلی، اقتصاددان در گفت و گو با دنیای اقتصاد، با اشاره به تجربه پایان جنگ ایران و عراق می‌گوید: در سال ۱۳۶۷ کشور با یک انتخاب مهم مواجه بود؛ اینکه تمرکز بر بازسازی فیزیکی خرابی‌های جنگ باشد یا اصلاح ساختار اقتصادی. به گفته او، در آن زمان نیز تاکید شده بود که اگر اصلاحات اقتصادی در اولویت قرار نگیرد، بازسازی عمرانی به تنهایی نمی‌تواند مشکلات اقتصاد را حل کند. نیلی معتقد است یکی از مشکلات اصلی اقتصاد ایران در دهه‌های گذشته، ضعف در نظام سیاستگذاری اقتصادی و سازوکارهای تصمیم‌گیری بوده است.

فرصت پساجنگ برای تغییر مسیر اقتصاد

کارشناسان تاکید می‌کنند که دوره پساجنگ می‌تواند به عنوان یک نقطه عطف در سیاستگذاری اقتصادی عمل کند. در چنین مقاطعی کشورها فرصت دارند مسیرهای گذشته را بازنگری کرده و اصلاحات اساسی را در دستور کار قرار دهند.

در نهایت، موفقیت بازسازی اقتصادی زمانی محقق می‌شود که سیاست‌های کوتاه‌مدت برای ثبات اقتصادی، در کنار اصلاحات بلندمدت ساختاری اجرا شود. تنها در این صورت است که می‌توان از هزینه‌های سنگین جنگ، پلی برای حرکت به سمت توسعه و رفاه ساخت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای صنعت

یادداشت

تازه‌ترین‌ها صنعت

ویدیوی صفحه

دیدگاه