استراتژی صنعتی
-
چرا اتحاد استراتژیک دولت و بازار تنها راه بقا صنایع مادر است؟
عصر نوین مداخله دولتی
دوران طلایی تجارت آزاد و تکیه مطلق بر دستهای نامرئی بازار به پایان رسیده است. امروز در پی بحرانهای متوالی زنجیره تامین شبح مداخلهگرایی دولتی بار دیگر اقتصاد جهانی را تسخیر میکند. دولتها از نقش حاشیهای و تنظیمگر خود خارج میشوند و به بازیگران اصلی در بازارهای استراتژیک تغییر روش میدهند. آنها با کنار گذاشتن سیاستهای منسوخ گذشته، مانند واردات کورکورانه که تنها به خروج مخرب ارز و تضعیف صنایع مادر میانجامد؛ مجموعی از ابزارهای نوین را به کار میگیرند. از مالیاتهای مرزی کربن در اروپا تا دیپلماسی مواد خام و ممنوعیتهای وارداتی به منظور حمایت از صنایع مادر، بیانگر نقش جدید دولت است. در این زیستبوم پرالتهاب، بقای اقتصاد ملی تنها در اتحاد استراتژیک دولت و بازار، توسعه هوشمندانه زیرساختها و تزریق هدفمند سرمایه برای احیای شرکتهای کلیدی رقم میخورد.
-
چرا مدیران ارشد صنعتی، آیت الله خامنه ای را ناجی اقتصاد درونزا میدانند؟
میراث رهبر شهید در گذار از تله نفتی به اقتدار صنعتی
در کشوری که دههها شریان حیات اقتصادش به نوسانات بازار نفت گره خورده بود؛ خروج از تله نفتی نیازمند ارادهای فراتر از برنامههای توسعه روی کاغذ بود. روایتی که امروز از سوی مدیران ارشد کشوری به گوش میرسد؛ به معماری یک اقتصاد درونزا با هدایت مستقیم رهبر شهید اشاره دارد. برای این مدیران که در خط مقدم تنگناهای اقتصادی قرار دارند؛ ایشان صرفاً یک رهبر سیاسی نبودند. بلکه پشتوانهای استراتژیک به شمار میرفتند که با ممانعت از واردات بیرویه، حمایت قاطع از بومیسازی فناوری و اعمال سیاستهای نجاتبخش در نقاط عطف، سپر دفاعی صنعت ایران را شکل دادند. در منظومه فکری ایشان که اکنون به عنوان میراث راهبردی بازخوانی میشود؛ اقتدار و استقلال سیاسی در نظام بینالملل دست یافتنی نخواهد بود مگر آنکه پایههای آن بر استحکام تولید داخلی و توسعه زنجیره ارزش معادن بنا شده باشد.
-
بحران چگونه به سکوی جهش صنعتی تبدیل میشود؟
فراتر از بازسازی
بازسازی فولاد مبارکه، در سطحی فراتر از احیای یک کارخانه، آزمونی برای حکمرانی صنعتی ایران است. مسئله امروز، بازگرداندن ظرفیت ازدسترفته نیست؛ بلکه تبدیل یک شوک عملیاتی به فرصتی برای ارتقای تابآوری، بهرهوری و رقابتپذیری است. اگر فولاد مبارکه بهعنوان یکی از ستونهای زنجیره ارزش فولاد کشور تنها به وضعیت پیشین بازگردد، ریسکهای گذشته نیز بازتولید خواهد شد؛ اما نوسازی راهبردی میتواند این بحران را به نقطه آغاز نسل جدیدی از صنعتورزی در ایران تبدیل کند.
-
بنگاههای بزرگ چگونه سرمایههای ملی را هدایت میکنند؟
معماران توسعه
از آرامکو تا پوسکو، داستان بنگاههایی است که فقط تولیدکننده نیستند؛ بلکه مسیر حرکت سرمایههای ملی را شکل میدهند. آرامکو با تبدیل درآمدهای نفتی به سرمایهای برای تنوعبخشی اقتصاد عربستان، و پوسکو با ساخت ستون فقرات صنعتی کره و حرکت به سوی فولاد سبز، نشان میدهند چگونه یک شرکت میتواند فراتر از سود عمل کند. وقتی بنگاههای بزرگ منابع، فناوری و نیروی انسانی را همسو میکنند، به بازیگران اصلی توسعه ملی و سازندگان آینده اقتصاد تبدیل میشوند.
-
معماری یک اکوسیستم صنعتی تابآور؛
تعالی موتور زنجیره ارزش فولاد مبارکه
در اقتصاد صنعتی مدرن، پایداری هلدینگهای کلان نه صرفاً بر مقیاس تولید، بلکه بر چابکی و همگرایی عملیاتی شبکه شرکتهای تابعه استوار است. گروه فولاد مبارکه با تسری سیستماتیک «مدل تعالی» در سراسر ساختار خود، یک اکوسیستم صنعتی یکپارچه و تابآور خلق کرده است. این استراتژی منسجم، به واسطه شریانهای پویای لجستیکی و بازوهای نوآوری، تمامی حلقههای زنجیره ارزش را از تامین پایدار نهادهها در بالادست، تا توسعه صادرات و خلق ارزشافزوده استراتژیک در پاییندست به شکلی ساختاریافته به یکدیگر پیوند میدهد. خروجی این فرهنگ سازمانی تعالیمحور، دستاوردهایی نظیر بازسازی ۴۵ روزه کوره شماره ۸ و ثبت تولید ۱۰.۸ میلیون تن فولاد در سال ۱۴۰۴ است؛ عملکردی که با تکیه بر سرمایه انسانی، جایگاه چهلوسوم فولادسازان جهان را برای این گروه به ارمغان آورده است.
-
چگونه تعالی سازمانی، سنگر دفاعی فولاد مبارکه شد؟
آزمون بزرگ تعالی سازمانی
وقتی کورههای فولادسازی در میانه جنگی نابرابر فرو میریزد، مدیریت معمولاً به «نقشههای راه سهماهه» محدود میشود. اما در فولاد مبارکه، «تعالی سازمانی» نقض این قاعده بود. آنچه کوره شماره ۸ را در کمتر از ۴۵ روز به مدار بازگرداند، تئوریهای کاغذی نبود؛ بلکه فرهنگی بود که از دل گزارشهای تعالی بیرون آمد و به خط مقدم نبرد تبدیل شد. این روایت، داستان تبدیل «تندیسهای تعالی» به سدی دفاعی است؛ جایی که «نگرش سیستمی» و «سرمایه اجتماعی»، سازمان را در روزهای آوار، شکستناپذیر کرد.
-
بازگشت سریع کوره ۸ فولادمبارکه، چگونه معادلات را بر هم زد؛
خطای محاسباتی دشمن در اصفهان
صنایع مادر همواره فراتر از یک بنگاه اقتصادی، به عنوان دماسنج تابآوری ملی و ستون فقرات توسعه ارزیابی میشوند. آسیب به مجتمع فولاد مبارکه در جریان اتفاقات جنگ رمضان، رویدادی نبود که صرفاً بازار فلزات را ملتهب کند؛ این رویداد در واقع یک حمله مستقیم به شریان اصلی زنجیره تأمین صنعتی کشور بود تا با ایجاد یک دومینوی ویرانگر، اقتصاد ایران را فلج کند. با این حال، واکنش استراتژیک مدیریت این مجموعه و بازگشت۴۵ روزه کوره شماره ۸ ناحیه فولادسازی به مدار تولید، روایتی از مدیریت بحران پیشدستانه را رقم زد. این اتفاق نهتنها توهم توقف طولانیمدت تولید را درهم شکست، بلکه با تزریق بهموقع محصولات به بورس کالا، امید دشمن برای ایجاد بحران تأمین در بازار را به خاکستر تبدیل کرد.
-
براساس گزارش انجمن جهانی فولاد اعلام شد:
صعود یکپلهای فولادمبارکه در میان غولهای فولادی جهان
انجمن جهانی فولاد تازهترین فهرست شرکتهای برتر تولیدکننده فولاد جهان را بر پایه میزان تولید (Production) منتشر کرد؛ براساس این گزارش، فولاد مبارکه اصفهان به عنوان تنها نماینده صنعت فولاد ایران، با ثبت تولید ۱۰.۲۹ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ و افزایش نسبت به سال گذشته، موفق به ارتقای یک پلهای جایگاه خود و کسب رتبه ۴۳ جهان شد.
-
لنگرگاه اقتصاد ایران متوقفشدنی نیست؛
بازگشت پولادین
پس از حملات ترکیبی فروردینماه، کوره شماره ۸ فولاد مبارکه در تاریخ ۱۹ خردادماه با حضور وزیر صمت و پس از ۴۵ روز ماراتن نفسگیر شبانهروزی، با افتخار به مدار تولید بازگشت. این احیای حیاتی در ۸ مرحله پیچیده فنی و با صرف ۳۹ هزار و ۴۰۰ نفر-ساعت کار تخصصی رقم خورد؛ فرآیندی که طی آن ۱۱۴ قلم قطعه کلیدی تأمین و بازسازی شد. نکته حائز اهمیت، انجام تمام مراحل بازسازی با اتکا به توان مهندسی داخلی و بدون حضور متخصصان خارجی بود تا نمادی از جهش فناورانه در دل بحران باشد. نقطه عطف این عملیات بزرگ، اجرای سیاست «تعدیل صفر» و تضمین امنیت شغلی ۳۰ هزار نیروی انسانی بود. در کنار این دستاورد ارزشمند، عرضه مستمر ۵۵۰ هزار تن محصول طی ۱۴ نوبت در بورس کالا، تداوم جریان تولید در صنایع پاییندست را تضمین کرد تا تپش قلب غول فولادی ایران پرقدرتتر از همیشه ادامه یابد.
-
اینفوگرافیک؛
از کوره بلند سنتی تا رویای کربن صفر
صنعت فولاد با تکیه بر فناوریهای نوین و شاخص آمادگی فناوری (TRL)، نقشه راه جامعی را برای دستیابی به “کربن صفر” ترسیم کرده است. این تحول سبز که از بهینهسازی کوره بلند با سوختهای زیستی آغاز شده، با عبور از مسیر احیای مستقیم هیدروژنی، به افق استفاده از انرژیهای پاک در کورههای قوس الکتریکی منتهی میشود. این استراتژی با پتانسیل کاهش آلایندگی تا ۹۵ درصد، نهتنها پاسخی به الزامات زیستمحیطی جهانی است، بلکه ضامن بقای اقتصادی و پایداری تولید در عصر جدید صنعت نسل چهارم خواهد بود.
-
اینفوگرافیک؛
چرا جابهجایی غولهای صنعتی یک خطای اقتصادی است؟
مسئله صنایع مادر صرفاً محل استقرار کارخانه نیست؛ این صنایع بر شبکهای پیچیده از زیرساختها، بازار مصرف، نیروی انسانی متخصص، زنجیره تأمین، فناوری و سرمایهگذاریهای انباشته استوارند. انتقال آنها به سواحل، اگرچه در ظاهر پاسخی به دغدغههای زیستمحیطی و آبی به نظر میرسد، اما در عمل میتواند هزینه حملونقل، تأمین مواد اولیه، توزیع محصول و خدمات پشتیبان را افزایش دهد و سرمایهگذاریهای چند دهه گذشته را کماثر کند. ازاینرو راهکار منطقی، جابهجایی فیزیکی نیست؛ بلکه نوسازی، فناوریمحوری و تثبیت هوشمند صنعت در جایگاه فعلی است.
-
عملکرد اردیبهشت فولادمبارکه منتشر شد:
رکوردسازی در میانه بازسازی
فولاد مبارکه گزارش عملکرد فروش خود در اردیبهشت ماه سال جاری را روانه کدال کرد. عملکردی که در اوج تلاش این بنگاه اقتصادی برای تحقق دو هدف هم زمان گزارش شده است؛ شرکت از یکسو تلاش داشت بازار پایین دست را با عرضه های پیاپی مدیریت کند و از دیگر سو تمام تلاش خود را صرف بازسازی و بازگرداندن ظرفیت ممکن تولید کرد. نتیجه فراتر از انتظار بود و فولاد مبارکه موفق شد در این ماه بیش از ۳۴۷ هزار تن انواع محصولات فولادی را تولید کند و به عدد فروش ۲۲.۲ همت فروش اردیبهشت و مجموع ۲۷.۱ همت سال ۱۴۰۵ برسد.
-
مواد خام حیاتی چگونه به مسئله امنیت صنعتی پیوند خورد؟
اروپا در تله مواد خام حیاتی
اروپا در میانه گذار سبز و رقابت فشرده فناوری، با واقعیتی راهبردی روبهرو شده است: قارهای که مصرفکننده بزرگ محصولات پیشرفته است، اما برای تأمین مواد خام حیاتی به زنجیرههایی وابسته مانده که بخش مهمی از آن خارج از کنترل بروکسل قرار دارد. از قانون مواد خام حیاتی تا برنامه RESourceEU، اتحادیه اروپا اکنون میکوشد وابستگی معدنی خود را با ترکیبی از تنظیمگری، سرمایهگذاری، دیپلماسی و مداخله فعال کاهش دهد؛ تلاشی که مواد خام را از یک موضوع صنعتی به مسئلهای امنیتی و ژئواقتصادی تبدیل کرده است.
-
چگونه غول فولادی ایران ریسکهای صنعتی را مهار کرد؟
از مدیریت ایمنی فرآیند تا توقف داوطلبانه
در صنایع سنگین، عیار واقعی سیستمهای ایمنی و مدیریت ریسک نه در شرایط عادی، بلکه در ثانیههای نفسگیر قلب بحران مشخص میشود. شرکت فولاد مبارکه با استقرار نظام مدیریت ایمنی فرآیند، در جریان تنشهای اخیر الگویی بینظیر از مدیریت شرایط اضطراری را به نمایش گذاشت. اوج کارآمدی این سیستم در همان دقایق نخست حادثه رقم خورد؛ لحظاتی که میتوانست مرز میان یک اختلال قابل کنترل و فاجعهای گسترده باشد. در زمان وقوع حادثه حدود ۲۳۰۰ نفر از کارکنان حاضر در سایت، در کمتر از ۱۴ دقیقه از محل کار خود خارج شدند. این رکورد عملیاتی که نشاندهنده بلوغ کامل سیستم هشدار سریع و واکنش اضطراری کارخانه است، ثابت میکند که استراتژی حفظ جان انسانها و حرکت به سوی «آسیب صفر»، در تار و پود استانداردهای ایمنی این غول صنعتی نهادینه شده است.
-
چگونه بازار ورق گرم از موج سفتهبازی عبور کرد؟
پاتک فولادمبارکه به التهاب بازار ورق گرم
در اقتصادهای کالا محور، هرگونه وقفه در شریانهای اصلی تولید میتواند به سرعت به خلق حبابهای قیمتی و حضور سفتهبازان منجر شود. توقف ناگزیر خطوط تولید شرکت فولاد مبارکه در پی تنشهای اخیر، بازار ورق گرم فولادی را در لبه چنین پرتگاهی قرار داد. با کاهش عرضه، فاصله میان نرخهای بورس کالا و بازار آزاد افزایش یافت و انتظارات تورمی به بالاترین حد خود رسید. با این حال، مداخله هدفمند و استراتژی جسورانه این غول صنعتی در بورس کالا، نه تنها ترمز رشد قیمتها را کشید، بلکه نشان داد در مواقع بحران، سیاستگذاری دقیق سمت عرضه میتواند به عنوان قدرتمندترین ابزار مدیریتی عمل کند.
-
چگونه صنایع بزرگ بحران مهاجرت اقلیمی را به فرصت تبدیل میکنند؟
صنعت، اقلیم و فرصتهای نوین
وقتی تغییرات اقلیمی، جابهجایی تودهای جمعیت را شتاب میدهد، صنایع سنگین دیگر نمیتوانند این پدیده را فقط یک بحران بیرونی ببینند؛ در جهان امروز، مهاجرت اقلیمی به یکی از مؤلفههای تعیینکننده در پایداری نیروی کار، تابآوری زنجیره تأمین و اعتبار جهانی برندها تبدیل شده است. بر پایه گزارشهای سازمان ملل و نهادهای معتبر بینالمللی، مدیران هوشمند اکنون با تبدیل این چالش به یک راهبرد مسئولانه در حوزه CSR و ESG، هم از تنشهای اجتماعی میکاهند و هم زیرساخت انسانی واحدهای تولیدی خود را برای آیندهای پرریسکتر آماده میکنند. این تحلیل نشان میدهد چطور مدیران هوشمند صنایع سنگین، چالش جابهجایی تودهای مردم بر اثر تغییرات اقلیمی را به فرصتی برای تأمین نیروی کار وفادار و ارتقای اعتبار جهانی برند خود تبدیل میکنند.
-
ویدیو/ فولاد مبارکه چگونه لنگرگاه ثبات در صنایع پاییندست شد؟
مدیریت بحران در نقطه صفر
در شرایطی که سایه نوسانات سنگین، زنجیره تامین را تهدید میکرد، فولاد مبارکه با تغییر آرایش صنعتی، نقش خود را به عنوان یک «تنظیمگر هوشمند» در بازار ایفا کرد. این ویدیو روایتی مستند از مدیریت یک بحران بالقوه سیستمی است؛ جایی که با تکیه بر ظرفیتهای بازرگانی، از انتقال فشار و شوک به صنایع پاییندستی جلوگیری شد. ثبت ۱۳ عرضه پیوسته در بورس کالا و تزریق ۳۵۰ هزار تن ورق فولادی استراتژیک، مداخلهای مقتدرانه برای کنترل ریسک بازار بود. نتیجه این استراتژی، تضمین تداوم تولید در شریانهای کلیدی اقتصاد، از خودروسازی و لوازم خانگی تا شبکه نوردکاران و صنایع غذایی کشور است.
-
اینفوگرافیک؛
رفع نگرانی پاییندست در ۱۳ گام
در مقطعی که سایه سنگین نوسان بر زنجیره تامین احساس میشد، فولاد مبارکه با ایفای نقش «تنظیمگر هوشمند»، مانع از بروز یک بحران سیستمی در بازار شد. واکاوی دادههای بورس کالا نشان میدهد این مجموعه با یک تغییر آرایش صنعتی سنجیده و بهره گیری از ظرفیت های بازرگانی، طی ۱۳ عرضه پیوسته، ۳۵۰ هزار تن ورق فولادی استراتژیک را به بازار تزریق کرده است. غلبه قاطع عرضه بر تقاضا در این مقطع، نهتنها فشار را از دوش صنایع کلیدی نظیر خودروسازی، لوازم خانگی، نوردکاران و مواد غذایی برداشت؛ بلکه ثابت کرد چگونه با یک عرضه مقتدرانه میتوان لنگرگاه ثبات تولید ملی باقی ماند.
-
ویدیو؛
آرامش سهامداران با تداوم فروش
تعلیق موقت نماد «فولاد» در بازار سرمایه، فرصتی برای شفافسازی ابعاد ساختاری مجموعهای است که سهامداران همچنان به میراث تابآور آن امیدوارند. دادهها نشان میدهد این شرکت با استفاده از ظرفیت صادراتی سال گذشته خود برای تامین نیاز داخل، تغییر مسیری استراتژیک جهت مدیریت ریسک رقم زده است. این انعطافپذیری، در کنار پیگیری مداوم برنامههای بازسازی جهادی، تلاشی ساختاری برای کاهش شوک عرضه، تداوم فعالیت صنایع پاییندست و مدیریت نوسانات بازار محسوب میشود؛ رویکردی که هدف آن عبور از شرایط فعلی با کمترین میزان آسیب به چرخه تولید است.
-
چرا افزایش سطح رقابتپذیری، موتور محرک بخش تولید است؟
اسارت رقابت
چرا صنایع ایران با وجود برخورداری از مزایای بسیار، از جمله نیروی کار ارزان و انبوه، منابع انرژی لایزال و حمایت چشمگیر دولت در طول سالهای متمادی، موفق به حرکت در مسیری مشابه با ترکیه، ویتنام یا چین نشدهاند؟ پاسخ به این سوال به طور طبیعی محتاج بحث بسیار مفصل و ارائه شواهد متعدد است؛ اما این گزارش سعی دارد از دریچه آمارها به کارنامه صنعتی ایران در سالهای اخیر نگاه کند.
-
قدرتی که در دل عناصر کمیاب پنهان است:
جنگ آشکار بر سر عناصر خاکی کمیاب
این گزارش با ترسیم تصویری از بازار جهانی عناصر کمیاب، بر یک واقعیت کلیدی تأکید میکند: این صنعت با نوعی عدمتقارن ساختاری روبهروست؛ عدمتقارنی که نهتنها از پراکندگی نامتوازن ذخایر، بلکه از تمرکز شدید ظرفیتهای استخراج، فرآوری و پالایش در چین ناشی میشود. همین تمرکز، زنجیره تامین جهانی را در برابر شوکهای سیاسی و تجاری آسیبپذیر کرده و جهان را از منطق کارایی مبتنی بر بازار آزاد به سمت تابآوری مبتنی بر امنیت ملی سوق داده است. در چنین فضایی، محدودیتهای صادراتی چین بر عناصر خاکی کمیاب و محصولات پاییندستی آن، بهمثابه هشداری جدی برای صنایع خودروسازی، هوافضا، دفاعی و دیجیتال در اقتصادهای بزرگ جهان تلقی میشود.
-
آیا انتقال صنعت فولاد از مرکز به ساحل امکانپذیر است؟
ریشههای پولادین در قلب فلات
روی کاغذ انتقال صنایع مادر از قلب فلات مرکزی به سواحل نیلگون خلیج فارس، یک راهحل جادویی و بدوننقص به نظر میرسد. اما در واقعیت بیرحم اقتصاد صنعتی، کندن ریشههای نیمقرن توسعهی زیرساختی، شبکههای درهمتنیدهی لجستیکی و عمق استراتژیک دفاعی، نه یک «شیفت توسعهای»، که یک «فروپاشی خودخواسته» است. جابهجایی قلب تپندهی فولاد ایران از اصفهان، به معنای نادیده گرفتن میلیاردها دلار سرمایه ثابت و معماری صنعتی پیچیدهای است که طی دههها تکامل یافتهاند. در سایهی این روایتهای تقلیلگرایانه، این اصل بنیادین نادیده گرفته میشود که راه عبور از بحرانهای اقلیمی تخریب کانونهای تولید نیست، بلکه در گرو ارتقای تکنولوژیک آنهاست.
-
آرایش جدید در صفحه شطرنج کامودیتیها؛
ائتلاف استراتژیک غولهای معدنی
جهش ۱۲ درصدی تولید غول سنگآهن جهان در فصل نخست ۲۰۲۶، بار دیگر معادلات بازار کامودیتیها را دستخوش تغییر کرد. بررسی عملکرد ریوتینتو نشان میدهد که این شرکت با عبور استراتژیک از بحرانهای اقلیمی در استرالیا و گشایش جبهه جدیدی در معادن غرب آفریقا، موفق شده حجم تولید خود را به بیش از ۸۲ میلیون تن برساند. این رکوردشکنی در کنار توافق تاریخی با شرکت BHP، نشان دهنده معماری نوین اقتصاد صنعتی است. در واقع پایداری عرضه نه در رقابتهای فرسایشی، بلکه در همافزاییهای زیرساختی نهفته است.
-
طلوع عصر همزیستی با احداث پارک فناوری فولاد
ریشه در خاک مبارکه؛ قدکشیدن تا بام خاورمیانه
تصمیم اخیر مدیرعامل فولاد مبارکه مبنی بر پایهگذاری «پارک فناوری فولاد» در مجاورت این مجتمع عظیم، فراتر از یک طرح توسعهای، ترسیم نقشه راه جدیدی برای آینده ایران است. این اقدام استراتژیک با تکیه بر ظرفیتهای منحصربهفرد جغرافیایی، علمی و صنعتی اصفهان، پیوندی ناگسستنی میان صنعت و جامعه برقرار میکند تا این بنگاه پیشران، مفهوم مسئولیت اجتماعی را از اقدامات صرفا حمایتی، به سوی خلق یک اکوسیستم پایدار، ثروتآفرین و هوشمند برای شهرستان مبارکه و کل استان اصفهان ارتقا دهد.
-
چگونه فولاد قلع اندود معادلات اقتصاد بستهبندی را بازتعریف میکند؟
نگهبان خاموش سفرهها
در زنجیره تأمین جهانی غذا، امنیت محصول همواره با خطرات پنهانی دستبهگریبان است و در صنعتی که کوچکترین واکنش شیمیایی اعتبار برندها را خدشهدار میکند، ایمنی بستهبندی شرط بیچونوچرای بقا محسوب میشود. در روزگاری که پلیمرها رسانهها را تسخیر کردهاند، همچنان ورقهای قلعاندود بار اصلی حفظ سلامت غذای جهان را بر دوش میکشند. گروه فولاد مبارکه با درک این نیاز استراتژیک، تولید ورقهای قلعاندود را به تعهدی قاطع در قبال سلامت انسانی ارتقا داده است و اعتماد پایدار را میان صنایع غذایی و مصرفکنندگان نهایی تضمین میکند.
-
روایت قطعهسازان از ریشه گرانی خودرو؛
دستمزد، ارز و لجستیک؛ مثلث فشار بر قیمت خودرو
در شرایطی که نوسانات بازار خودرو دوباره به یکی از دغدغههای اصلی اقتصاد تبدیل شده است، محمدرضا نجفیمنش، رئیس انجمن قطعهسازان خودرو، در گفتوگو با ایراسین تأکید میکند که ریشه افزایش قیمتها را باید در فشارهای فزاینده بر زنجیره تأمین جستوجو کرد. او با اشاره به رشد بیش از ۶۰ درصدی دستمزدها، دشواریهای تأمین ارز، جهش قیمت مواد اولیه در بخشهای مختلف، و افزایش چندبرابری هزینههای حملونقل به دلیل تنشهای منطقهای میگوید: هنگامی که هزینههای تولید بالا میرود، حاشیه سود تولیدکنندگان کاهش مییابد و این فشار در نهایت مستقیماً در قیمت نهایی خودرو منعکس میشود.
-
چرا «اکو-پارکها» تنها راه بقای صنعت فولاد هستند؟
عبور از ناترازیها با معماری نوین
صنعت فولاد در آستانه دگردیسی بزرگی قرار دارد؛ جهانی که با محدودیت انرژی و فشار قوانین سبز روبهروست، دیگر پذیرای مدلهای سنتی تولید نیست. پاسخ آینده در همزیستی صنعتی و اکوپارکهای هوشمند نهفته است؛ جایی که پسماند یک کارخانه، خوراک کارخانه دیگر میشود و مفهوم اتلاف از ترازنامه حذف میگردد. تجربه غولهای جهانی مانند ArcelorMittal و POSCO نشان میدهد که بقای فولاد در گرو بهرهوری شبکهای است. اکنون اصفهان و فولاد مبارکه در نقطهای تاریخی برای تحقق این انقلاب خاموش قرار گرفتهاند.
-
چالشهای فراروی بازسازی و نوسازی واحدهای صنعتی چیست؟
فرسودگی تولید
هرچند برنامههای توسعه، بر نوسازی ماشینآلات خطوط تولید با هدف افزایش کیفیت، کاهش هزینهها و ارتقای رقابتپذیری صنایع تاکید دارد، اما بهرغم گذشت سالها از تصویب، شواهد موجود از عدم اجرای کامل آن و وضعیت نامساعد ماشینآلات و فناوریهای خطوط تولید اغلب واحدهای صنعتی کشور حکایت میکند. اما چرا بازسازی و نوسازی واحدهای صنعتی در عمل به سختی محقق میشود؟ و چه چالشهایی باعث فرسودگی بخش تولید کشور شده است؟
-
دولت چگونه میتواند به توسعه نوآوری و تحول تولید کمک کند؟
سیاست نوآوری
تجربه تاریخی نشان میدهد که حتی توسعهیافتهترین دولتها هم برای تحقق نوآوری سیاستگذاری میکنند و این سیاستگذاریها نقشی اساسی در پیشبرد توسعه صنعتی دارند. این درحالی است که در ایران، الزامات تحقق نوآوری به درستی شناخته نشده یا در نتیجه بیثباتیهای اقتصادی و درگیری دولت با مسائل پیچیدهتر، این مهم به فراموشی سپرده شده است. دست آخر اینکه برای تحقق نوآوری در ایران، تحقق برخی الزامات نهادی اهمیت ویژهای دارد. این نوشتار، برخی از این الزامات را بیان میکند.
-
ثروت تازهای که توازن قدرت جهانی را دگرگون میکند؛
میدان نبرد جدید اقتصاد جهان
ایراسین در این گزارش بررسی میکند که رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی چگونه به یکی از عوامل تعیینکننده آینده رشد و نوآوری در جهان تبدیل شده است. تحول در ساختار اقتصاد جهانی، نقشه منابع طبیعی را نیز دگرگون کرده و در این میان، مواد معدنی حیاتی بهتدریج در کنار نفت و طلا به داراییهای راهبردی قرن بیستویکم بدل شدهاند. نقش این مواد در تولید فناوریهای پیشرفته، انرژیهای تجدیدپذیر و سامانههای دفاعی باعث شده تقاضای جهانی برای آنها با سرعتی کمسابقه افزایش یابد. در نتیجه، رقابت قدرتهای بزرگ برای کنترل منابع و زنجیرههای تأمین این مواد شدت گرفته و توازنهای ژئواقتصادی جهان را تحت تأثیر قرار داده است.