سیاست صنعتی
-
حمایت، سپس انضباط
«ها جون چانگ» اقتصاددان کرهای در گفتوگو با نشریه صندوق بینالمللی پول بر ضرورت حیاتی «سیاست صنعتی» و «حمایت از صنایع نوپا» تأکید میکند. او تجارت آزاد بیقیدوشرط را مانعی برای توسعه دانسته و مدل «تجارت مدیریتشده» و مداخلات دولتی را موتور اصلی رشد میداند. به اعتقاد او، کشورها برای رقابت جهانی ناگزیرند ابتدا صنایع خود را پرورش دهند؛ رویکردی که پیششرط تحقق توسعهای پایدار و صیانت از دموکراسی در جوامع امروزی است.
-
چرا بنگاههای بزرگ، حلقه مفقوده سیاست صنعتی هستند؟
بازخوانی یک ضرورت
سیاست صنعتی، برخلاف دیدگاههای پیشین، شرط لازم برای جهش اقتصادی و تغییر ساختار است. اما حمایتهای دولتی بهتنهایی کافی نیست؛ موفقیت در گرو ارتقای ظرفیت دولت و توانمندی بخش خصوصی است. در این مسیر، شرکتهای بزرگ با تکیه بر «قابلیتهای سازمانی» و دانش سیستمی، فرصتهای اولیه را به ارزشافزوده و مزیت رقابتی پایدار تبدیل میکنند؛ این مسیر اصلی تحول صنعتی است.
-
بسته اقدام سیاست صنعتی نوین برای گذار به خوشههای مأموریتمحور
عبور از تله مقیاس
سیاست صنعتی ایران نیازمند گذار از دوگانه تصدیگری و بازار رها به رویکردی مسئلهمحور است. راهبرد نوین، عبور از بنگاههای خُرد و جزیرهای به «خوشههای مأموریتمحور» و لکوموتیوهای صنعتی است. دولت باید حمایتهای رانتی را با سیاستهای مشروط جایگزین کند تا با پیوند ساختاری بنگاههای بزرگ و کوچک، ضمن دستیابی به صرفههای مقیاس و تجمع، زنجیرههای ارزش رقابتی شکل بگیرد.
-
پیشگیری دادهمحور
عبور از استانداردهای سختگیرانه انجمن جهانی فولاد ثابت کرد مدلهای بومی مدیریت منابع انسانی و ایمنی در ایران، در صورت طراحی سیستماتیک و دادهمحور، ظرفیت عرضاندام و الگو شدن در بالاترین سطوح بینالمللی را دارند. این پروژه میتواند به بستهای راهنما برای کل زنجیره معدن و صنایع معدنی بدل شود تا سلامت روان را از حاشیه به متن استراتژیهای صنعتی بیاورند.
-
در نخستین نشست تخصصی اندیشکده فولاد آینده چه گذشت؟
معمای تراز
جهان صنعتی با شتابی بیسابقه به سمت گذار کمکربن، مدلهای مبتنی بر هوش مصنوعی و بهینهسازی سیستماتیک انرژی گام برمیدارد.
-
سیاستگذاری صنعتی در سایه CBAM
با اجرای مکانیسم تنظیم کربن مرزی اتحادیه اروپا (CBAM) و با توجه به ضرورت کاهش شدت انتشار گازهای گلخانه ای در زنجیره ارزش، نشست تخصصی «مکانیسم تنظیم کربن مرزی اتحادیه اروپا (CBAM) - از چالش به فرصت راهبردی» در حاشیه سمپوزیوم فولاد ۱۴۰۵ برگزار شد.
-
معاون پژوهشی دانشگاه اصفهان مطرح کرد:
فناوری در گرو سودآوری
معاون پژوهشی دانشگاه اصفهان با طرح این پرسش کلیدی که «کدام بنگاه اقتصادی انگیزه و امکان توسعه فناوری را دارد؟»، تأکید کرد: توسعه فناوری امری درونبنگاهی است و تا زمانی که به سودآوری ختم نشود، استمرار پایدار نخواهد داشت. بابک صفاری در نشست تخصصی «فولاد ایران؛ از قدرت تولید به قدرت فناوری»، افت سهم تحقیق و توسعه به زیر نیم درصد و ارتباط صوری دانشگاه و صنعت را زنگ خطری برای شکاف عمیق میان دانش و اقتصاد کشور دانست.
-
استخوانهای پولادین
برای دههها، منظره آشنای یک کارگاه ساختمانی، جنگلی از چوببستها بود، صدای کرکننده بتنریزها و کارگرانی که هفتهها در انتظار خشک شدن ستونهای خاکستری میمانستند. خاک و سیمان، قرن بیستم را ساختند؛ نماد صلابت، سنگینی و تسخیر زمین. اما در سکوت کارگاههای پیشرفته امروز، بازی تغییر کرده است. در این قسمت از پادکست استودیو ایراسین، به سراغ تحولی بنیادین در خط آسمان شهرها میرویم؛ گذاری خاموش اما توقفناپذیر که اسکلت مگاپروژههای تجاری و مسکونی جهان را از بتنِ سنگین به سمت شاهکارهای مهندسی فولاد سوق داده است.
-
نبرد نامرئی کُدها
جنگ خاموش قدرتها از تلگراف قرن نوزدهم به مدارها و کدهای قرن بیستویکم رسیده است. با ظهور فناوری کوانتومی و هوش مصنوعی، غرب و چین نبردی تازه بر سر انحصار قواعد بازی آغاز کردهاند. در این قسمت از پادکست ایراسین، میپرسیم: استانداردهای فناوری جهان چگونه شکل میگیرند و سرانجام در کدام کشور نوشته میشوند؟
-
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس تأکید کرد؛
آزمون تحریم برای سیاست صنعتی
محمد رستمی، عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس، با اشاره به تحریم بخشهایی از صنعت خودرو و حملونقل ریلی ایران، بر تقویت زنجیره داخلی قطعهسازی، حمایت هدفمند از شرکتهای دانشبنیان، تأمین مالی پایدار و توسعه صادرات برای کاهش وابستگی و افزایش تابآوری صنعتی تأکید کرد.
-
عصر اکوسیستمها
شرکتهای بزرگ صنعتی دیگر با یک کارخانه یا خط تولید تعریف نمیشوند. مزیت واقعی زمانی ساخته میشود که دارایی فیزیکی، انرژی، داده، لجستیک، فناوری و بازار در یک سیستم واحد هماهنگ شوند. این گزارش نشان میدهد چرا آینده صنعت نه در افزودن دارایی تازه، بلکه در اتصال هوشمند داراییهای موجود و ساختن یک اکوسیستم عملیاتی برنده شکل میگیرد.
-
تله سبز
ما در حال ورود به دورانی هستیم که «مواد خام بحرانی»، حکم نفت قرن بیست و یکم را پیدا کردهاند. این یک گذار ساده از سوخت فسیلی به تجدیدپذیر نیست؛ یک نبرد استراتژیک برای دستیابی به لیتیوم، کبالت و عناصر نادر خاکی است. در این قسمت از پادکست ایراسین، به سراغ زنجیرهای میرویم که پاشنه آشیل انقلاب سبز است و نشان میدهیم چگونه جهان انرژی، در انتظار یک بیداری بزرگ است.
-
کیش و مات سبز
غرب سه دهه کوشید با توافقهای اقلیمی، گذار سبز را مدیریت کند؛ غافل از اینکه بازارها نه با معاهدات، که با صنعت ساخته میشوند. درحالیکه سیاستگذاران غربی درگیر حکمرانی بودند، بنگاههای بزرگ صنعتی چین با تسلط بر زنجیرههای تأمین حیاتی، از باتری تا پنل خورشیدی، نبض گذار انرژی را ربودند؛ غرب اکنون تنها مشتری انحصار صنعتی چین است.
-
«ایراسین» تغییرات نرخ پایه سوخت صنایع در ۶ ماهه نخست سال را بررسی میکند؛
سایه سنگین گاز ۱۷ هزار تومانی بر آینده فولاد
صعود پلهای نرخ گاز در تابستان ۱۴۰۵، نه یک اصلاح قیمتی، که «شوک هزینهای ممتد» بر پیکره صنعت فولاد است. نرخ سوخت واحدهای احیا مستقیم طی شش ماه بیش از ۶۵ درصد جهش کرد و از ۱۰ هزار به ۱۷ هزار تومان رسید تا تولیدکنندگان داخلی در محاصره تورم انرژی و رقبای منطقهای محبوس شوند. این سیاست انقباضی در حالی تداوم یافته که پیشبینیپذیری برای «فولاد سبز» رنگ باخته و مزیت رقابتی ایران در بازار جهانی بهشدت تضعیف شده است.
-
غازهای وحشی
استعاره اقتصادی «پرواز غازهای وحشی» دههها نقشه راه توسعه بود؛ ژاپن پیشتاز شد، صنایع سادهتر را به کره سپرد و سپس چین «کارخانه جهان» نام گرفت. طبق این منطق، با رشد دستمزدها، پکن باید پلههای پایینی نردبان را برای جهش کشورهای فقیر خالی میکرد. اما غول شرقی نهتنها شتابان بالا رفت، بلکه پلههای زیر پای دیگران را هم با خود برد! چین همزمان زنجیرههای پیشرفته و صنایع کاربر را حفظ کرد تا راه ورود بقیه بسته شود. در این قسمت از پادکست ایراسین، به سراغ بنبست تاریخی رویای صنعتیشدن در جهان در حال توسعه میرویم.
-
آیا دیوارهای دفاعی میتواند جایگزین «بهرهوری رقابتی» شود؟
قلعههای شنی
دیترویت هنوز پایتخت خودرو خوانده میشود، اما نبض تصمیمساز این صنعت دیگر آنجا نمیتپد. این شهر آینه شکست سیاست صنعتی حمایتی است؛ روایتی که در ماهنامه کارخانه، چگونگی تبدیل «رانت جغرافیا» به تله عقبماندگی را واکاوی میکند. این روایت تأکید میکند که بدون بهرهوری رقابتی، دیوارهای تعرفه تنها زمان مرگ صنعت را با هزینههای گزاف به تأخیر میاندازند؛ آموختنی بزرگ برای سیاستگذار: سیاست صنعتی انزواگرا، راهی به سوی توسعه تکنولوژیک باز نمیکند.
-
نوزایی از خاکستر
بحرانها در اتمسفر اقتصاد صنعتی هرگز خنثی و بیاثر باقی نمیمانند. بحران یا در شمایل یک نیروی تخریب خلاق، ساختارهای فرسوده و ناکارآمد را بهطور کامل از صحنه بازار حذف میکند، یا در قامت یک کاتالیزور بیرحم، بنگاههای صنعتی را وادار به پوستاندازی، بازآفرینی استراتژیک و جهش به سمت لایههای پیچیدهترِ زنجیره ارزش جهانی مینماید. در مقطع کنونی، صنعت فولاد در اقتصادهای نوظهور دقیقاً در برابر چنین نقطه عطف تاریخی و جبرآلودی ایستاده است. در این اپیزود از پادکست ایراسین، به واکاوی روایت تجربهای میپردازیم که نشان میدهد چگونه میتوان یک توقف سهمگین، کمبود منابع و آسیب استراتژیک را به سکوی پرتابی بیبدیل تبدیل کرد؟
-
یادداشت؛
تجارت فولاد؛ نبرد سیاست بر سر قیمت
بازار جهانی فولاد وارد دورهای شده که در آن، قیمت تنها یکی از عوامل تصمیمگیری است. امروز تعرفههای تجاری، الزامات زیستمحیطی، ریسکهای ژئوپلیتیکی و سیاستهای صنعتی دولتها به همان اندازه بر مسیر تجارت اثر میگذارند. نتیجه آنکه شرکتهای فولادی ناچارند علاوه بر رقابت در هزینه تولید، خود را با قواعد جدید تجارت نیز تطبیق دهند.
-
هنر تعظیم
هیچکس در یک کارخانه ژاپنی، به مهندس چینیِ دهه ۱۹۸۰ به چشمِ یک رقیب نگاه نمیکرد. او مهمان بود؛ با کتوشلواری نامتناسب، دفتری پر از یادداشت و سکوتی که از هر سخنرانی بلندتر بود. میزبانان ژاپنی، آلمانی و آمریکایی، ماشینآلات و خطوط تولید خود را با اعتمادبهنفس به نمایش میگذاشتند؛ غافل از اینکه بازدیدکنندگان، فقط فناوری نمیآموختند، بلکه در حالِ کالبدشکافیِ یک برتری بودند. آن تعظیم، تسلیم نبود؛ نوعی سرمایهگذاری بلندمدت بود. چین ابتدا یاد گرفت، سپس تقلید کرد، بعد مقیاس ساخت و سرانجام قواعد بازی را تغییر داد. در این قسمت از پادکست ایراسین، به سراغ کشوری میرویم که نوآوری را از یک جرقه نبوغ فردی به یک ماشین عظیمِ پذیرش، اجرا و تسخیر بازار تبدیل کرد.
-
چرا توسعه صنعتی بدون بنگاههای بزرگ ممکن نیست؟
افسانه کوچکها، واقعیت بزرگها
تجربه قدرتهای صنعتی جهان نشان میدهد توسعه پایدار نه در دوگانه بنگاه بزرگ یا کوچک، بلکه در پیوند این دو شکل میگیرد. بنگاههای بزرگ لنگر سرمایه، فناوری و تجاریسازیاند و بنگاههای کوچک موتور نوآوری و چابکی. اقتصادهای موفق، بهجای انتخاب یکی، اکوسیستمی ساختهاند که در آن مقیاس و خلاقیت همزمان کار میکنند و توسعه از دل همین توازن زاده میشود.
-
تاوان فقدان استراتژی صنعتی مناسب را چه کسی میدهد؟
سراب تقاضا، سکوت سیاستگذار
وقتی بزرگترین فولادساز خاورمیانه در کف قیمتی بازار، صدها هزار تن محصول عرضه میکند اما خریدار پاییندست توان جذب آن را ندارد، زنگ خطر یک چالش ساختاری به صدا درآمده است. رسانهها و برخی صاحبان صنایع ممکن است به اشتباه انگشت اتهام را به سوی انحصار در بالادست نشانه روند، اما مازاد عرضه بیش از ۳۸۰ هزار تنی ورق فولادی در بورس کالا، روایت دیگری را فاش میکند. این گزارش به واکاوی یک بنبست سیاستی میپردازد؛ جایی که صدور مجوزهای نامتوازن، جایگزین توسعه مدون شده و نهاد تنظیمگر، به جای هدایت سرمایه به سمت تولید ارزشآفرین، در تله اقتصاد سهمیهای گرفتار مانده است.
-
لنگرهای ثروت
در قرن بیستم، قدرت صنعتی در «تناژ بالاتر» خلاصه میشد؛ هر که تولید بیشتری داشت، ابرقدرت بود. اما اقتصادِ پیچیدهی امروز، آن معادله را بیرحمانه بازنویسی کرده است. کارخانهای که زنجیرهی تأمین و فناوریاش متصل نباشد، تنها «تولیدکنندهای بزرگ و آسیبپذیر» است. قدرت واقعی در گذار از دیوارهای بتنی و نقشآفرینی بهعنوان یک «بنگاه لنگر» نهفته است. در این پادکست ایراسین، واکاوی میکنیم که چرا تابآوری اقتصادی کشورها، نه در تعدد کارخانهها، بلکه در عمق نفوذ این لنگرهای صنعتی نهفته است.
-
آسیا مرکز ثقل تولید و تقاضای فولاد میشود:
صنعت فولاد در آستانه پوستاندازی
بازار جهانی فولاد در حال تجربه تغییر موازنهای عمیق است؛ آسیا با تکیه بر رشد تولید، توسعه زیرساخت و گسترش شهرنشینی، مرکز ثقل تقاضا و ظرفیتسازی را از غرب دور کرده است. در این جابهجایی، چین و هند همچنان بازیگران اصلیاند و خاورمیانه، با محوریت ایران، سهم بیشتری از تولید جهانی به دست آورده است. همزمان، توسعه کورههای قوس الکتریکی، تجارت قراضه و الزامات کربنزدایی، رقابت آینده را از حجم تولید به کیفیت، پایداری و بهرهوری پیوند میزند.
-
چرا اقتصادهای مدرن به بنگاههایی فراتر از تولیدکننده نیاز دارند؟
ظهور بنگاههای لنگر
بنگاه لنگر، فراتر از بزرگی دارایی، با قدرت «هماهنگسازی» تعریف میشود. این بنگاهها با ایجاد تقاضای پایدار، انتقال فناوری به زنجیره تأمین و ارتقای استانداردهای فنی، نقش ستون فقرات صنعت را ایفا میکند. در اقتصاد شبکهای امروز، مزیت رقابتی نه در مالکیتِ صرف، بلکه در توانایی این بنگاهها برای کاهش ریسک عرضه، شکلدهی به بازارهای تخصصی و همافزایی میان حلقههای تولید نهفته است.
-
چرا نوآوری به شرط بقای فولادسازان بزرگ تبدیل شد؟
پایان عصر تناژ
آنچه امروز در صنعت فولاد در حال رخدادن است، افتوخیز مقطعی قیمت یا نوسان تقاضا نیست؛ بلکه بازتعریف بنیادین معیار برندهشدن است. در دورههای پیشین، فولادساز پیروز کسی بود که در پایینترین نقطه منحنی هزینه میایستاد. اما اکنون منحنی هزینه در حال جابهجایی است و در کنار آن، منحنی تازهای به نام شدت کربن و منحنی دیگری به نام هوشمندی فرایند ظاهر شدهاند که جایگاه هر بازیگر را در بازارهای آینده تعیین میکنند. برنده فردا اما کسی است که همزمان بر هر سه منحنی مسلط باشد.
-
معدنکاری؛ نبرد بر سر کنترل زنجیرهها
طی سالهای گذشته، مواد معدنی حیاتی از یک کالای صنعتی به یک دارایی راهبردی تبدیل شدهاند. مس، لیتیوم، نیکل و عناصر نادر خاکی دیگر تنها خوراک صنایع نیستند؛ بلکه به بخشی از رقابت قدرتهای اقتصادی برای حفظ امنیت زنجیره تأمین بدل شدهاند.
-
پادکست؛
پیوندهای نامرئی
در نگاه اول، قدرت صنعتی با تصویرهای آشنا سنجیده میشود: دودکشهای بلند، خطوط تولید عظیم، انبارهای پر از مواد اولیه و کارخانههایی که شبانه روز کار میکنند. اما امروز، این تصویر دیگر کامل نیست؛ قدرت واقعی از داخل دیوارهای کارخانه عبور کرده و به چیزی پیچیدهتر رسیده است: به شبکهای از تأمین کنندگان، فناوری، انرژی، لجستیک، سرمایه، دانش و نیروی انسانی. این اپیزود از پادکست ایراسین، روایتی است از «تاروپود نامرئی» صنعت؛ داستان اینکه چرا در اقتصاد جدید، برنده تنها کسی نیست که بیشتر تولید میکند، بلکه کسی است که می تواند حلقههای پراکنده ارزش را به یک اکوسیستم منسجم تبدیل کند.
-
کدهای مذاب
اگر چند دهه پیش به دفترِ مدیرعامل یکی از غولهای متالورژی جهان قدم میگذاشتید و از «مزیتِ رقابتی»شان میپرسیدید، پاسخها یکسان بود: معادنِ غنی، کورهبلندهایِ عظیم و انرژیِ ارزان. قانونِ نانوشته این صنعت، بر مدارِ «تناژ» و «ظرفیتِ فیزیکی» میچرخید. اما امروز، اگر به اتاقِ فکرِ همان شرکتها بروید، صدایِ کوره و جرثقیل، زیرِ هیاهویِ «پردازشگرهای ابری» گم شده است. امروز، سلاحِ استراتژیک، آهنِ مذاب نیست؛ «داده» است. در این قسمت از پادکست ایراسین، به سراغِ دگردیسیِ خاموشی میرویم که شهودِ مدیرانِ سنتی را به تاریخ میسپارد و عصرِ «خِرَدِ الگوریتمیک» را آغاز میکند.
-
چرا فولاد ایران به یک تنظیم گر استراتژیک نیاز دارد؟
بلوغ نهادی در اقتصاد صنایع سنگین
تابآوری بنگاهها در صنعت فولاد ایران دیگر با چانهزنیهای کلاسیک بر سر سهمیههای بازار و تعرفه انرژی تضمین نمیشود. رقبای بینالمللی زیر چتر نهادهای پیشروی چون «انجمن جهانی فولاد»، با اتکا به حکمرانی دادهمحور، لابیگری را به سیاستگذاری ارتقا داده و ائتلافهای عظیم برای توسعه زیرساخت و اقتصاد چرخشی میسازند؛ تشکلهای داخلی اما اغلب در تله واکنشهای تدافعی و مباحث روزمره گرفتار ماندهاند. واقعیت اقتصاد کلان در عصر گذار به فولاد سبز و بحرانهای ساختاری تامین برق و گاز این است که بنگاههای فولادی نمیتوانند بار توسعه پایدار و جبران کسریهای ملی را بهصورت جزیرهای و انفرادی به دوش بکشند. زمان آن فرا رسیده که تشکلهای صنعتی پوسته سنتی خود را بشکافند؛ کالبدشکافی پیش رو نشان میدهد که چگونه گذار از یک «تشکل مطالبهگر» به یک «اتاقفکر استراتژیک»، تنها فرمول بقا این صنعت در دهههای پرالتهاب آینده خواهد بود.
-
تاروپود نامرئی
این یک چرخش استراتژیک است: گذار از «تولیدگر» به «راهبر اکوسیستم». در الگوی نوین، قدرت نه در انباشت داراییهای فیزیکی، که در تواناییِ هماهنگسازیِ شبکهای نهفته است که تمامی حلقههای ارزش را یکپارچه میکند. بنگاههایی که در این گذار درنگ کنند، نه تنها سهم بازار، که «معنای وجودی» خود را در تراز جهانی از دست خواهند داد. امروز، برنده نه بزرگترین تولیدکننده، بلکه کسی است که «پیوندهای نامرئی» مستحکمتری دارد.