پایگاه تحلیلیخبری ایراسین؛ انرژی موتور محرک توسعه است و بدون دسترسی پایدار و اقتصادی به آن، توسعه صنعتی و اقتصادی بیش از آنکه واقعیت باشد، به سرابی دوردست تبدیل میشود. جهان در مسیر گذار انرژی، بیش از گذشته به سمت برق حرکت میکند؛ بهگونهای که تصور زندگی و تولید بدون برق پایدار دشوار است. در بخش صنعت نیز انرژی در اشکال مختلف، یکی از پیششرطهای اصلی توسعه و استمرار تولید به شمار میرود.
با این حال، هنگام تصویب برنامه هفتم و تعیین هدف رشد اقتصادی سالانه ۸.۵ درصد، این پرسش اساسی مطرح است که قرار است چنین رشدی با کدام انرژی محقق شود؟ ایران از نظر منابع انرژی جایگاه کمنظیری دارد؛ حدود ۹ درصد ذخایر نفت و ۱۷ درصد ذخایر گاز جهان در اختیار کشور است و ظرفیتهای ارزشمند انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه خورشید و باد، نیز میتواند پشتوانه توسعه باشد. مسئله اصلی اما نه کمبود منابع، بلکه نحوه مصرف و تبدیل انرژی به ثروت و تولید است.
مسئله، «پر مصرفی» نیست
در ادبیات عمومی، ایرانیان به پرمصرف بودن انرژی متهم میشوند و برای اثبات این موضوع به سرانه مصرف انرژی اشاره میشود؛ حتی گفته میشود سرانه مصرف انرژی در ایران ۲.۲ برابر متوسط جهان است. اصل این آمار قابل تأیید است، اما سرانه مصرف بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش بهرهوری انرژی نیست.
آنچه اهمیت دارد، خروجی انرژی مصرفشده است. به همین دلیل، به جای «پر مصرف» بهتر است از مفهوم «خوب مصرف کردن» یا «بد مصرف کردن» سخن گفت. معیار مهم در اقتصاد انرژی نیز «شدت مصرف انرژی» است؛ شاخصی که میزان انرژی مصرفشده برای ایجاد یک واحد تولید ناخالص داخلی را نشان میدهد.
بر اساس ارقام مطرحشده، صندوق بینالمللی پول اندازه اقتصاد آلمان و ترکیه در سال ۲۰۲۵ را بهترتیب حدود ۵۰۰۰ و ۱۵۰۰ میلیارد دلار اعلام کرده است، در حالی که اندازه اقتصاد ایران بسته به نرخ ارز عمدتاً بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار برآورد میشود. اگر اقتصاد ایران را ۴۰۰ میلیارد دلار در نظر بگیریم، در برابر مصرف هر کیلوگرم معادل نفت، آلمان حدود ۱۷ دلار، ترکیه ۱۰ دلار و ایران تنها ۱.۳ دلار ثروت ایجاد میکند.
در مصرف برق نیز همین تصویر دیده میشود؛ هر کیلوواتساعت برق در آلمان حدود ۱۰ دلار، در ترکیه ۴.۲ دلار و در ایران ۱.۱ دلار ثروت ایجاد میکند. بنابراین مسئله اصلی، صرفاً میزان مصرف انرژی نیست؛ بلکه پایین بودن بهرهوری و ارزش اقتصادی حاصل از انرژی مصرفشده است.
توسعه پایدار در گرو انرژی پایدار
با آغاز فصل تابستان و سرما، نسخه همیشگی دولت برای عبور از بحران انرژی، دعوت مردم به صرفهجویی است. تردیدی نیست که مصرف بهینه انرژی اقدامی پسندیده است، اما پرسش مهم این است که تا چه اندازه میتوان انتظار داشت رفتار جامعه هر سال و در هر تابستان، پاییز و زمستان تغییر کند؟
اقتصاد رفتاری نشان میدهد رفتار جامعه در بلندمدت بازتاب سیاستهای دولت است. بنابراین اگر مردم بد مصرف میکنند، بخشی از راهحل را باید در اصلاح سیاستها و ساختارهای حاکم بر مصرف انرژی جستوجو کرد، نه صرفاً در انتقال مسئولیت به مصرفکننده.
صرفهجویی مردم ضروری است، اما نمیتوان تمام بار ناکارآمدی ساختار انرژی را بر دوش مصرفکننده گذاشت. دولت باید پیش از مطالبه صرفهجویی، در سیاستگذاری، اصلاح ساختار، ارتقای بهرهوری تجهیزات، مدیریت شبکهها، کنترل اتلاف و بهینهسازی مصرف در بخشهای مختلف نقش خود را بهدرستی ایفا کند.
در نهایت، صرفهجویی در مصرف انرژی اقدامی ضروری و ارزشمند است، اما صرفهجویی بدون اصلاح سیاست انرژی، بهرهوری بدون اصلاح ساختار و مطالبهگری از مردم بدون اصلاح عملکرد دولت، راهحل پایدار بحران انرژی نیست. اگر هدف، تحقق رشد اقتصادی و توسعه صنعتی است، باید از اصلاح سیستم انرژی آغاز کرد؛ زیرا توسعه پایدار بدون انرژی پایدار و انرژی پایدار بدون سیاستگذاری صحیح و بهرهوری اقتصادی، دستیافتنی نخواهد بود.
رئیس اتحادیه انجمنهای انرژی ایران و استاد دانشگاه*
نظر شما