پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ موفقیت در کسب تندیس بلورین جایزه ملی تعالی سازمانی در سال ۱۴۰۳ توسط شرکت فولاد سنگ، گواهی روشن بر تعهد این مجموعه به الگوهای مدرن مدیریتی و حرکت گامبهگام در مسیر سرآمدی است. با این حال، در ادبیات مدیریت استراتژیک، ارزیابیهای سرآمدی و کسب جوایز ملی تنها یک نقطه نشانگر در مسیر بلوغ هستند. نقطه عطف واقعی یک شرکت صنعتی و معدنی، عبور از لایههای تئوریک و جاریسازی تکتک بندهای مدل تعالی در تمام ارکان سازمان، از لایههای کلان مدیریتی تا قلب عملیات استخراج و تولید است.
شرکت فولاد سنگ با درک هوشمندانه از این الگوی توسعه، تمرکز راهبردی خود را در سال ۱۴۰۴ بر «واقعیسازی و پیادهسازی اصولی مفاهیم سرآمدی» معطوف کرده است؛ حرکتی مستمر و پویا که در شرایط مأموریتی کنونی، ارزش و عیار واقعی خود را در محیط معدن و خطوط تولید به نمایش میگذارد.
تغییر زمین بازی از تئوری به قلب عملیات

در همین ارتباط، امیرحسین کریمدادی، مدیرعامل شرکت فولاد سنگ، با تشریح اقدامات عملیاتی، پروژههای فنی و تصمیمات راهبردی مدیریت در سال ۱۴۰۴، از یک رویکرد هدفمند پرده برداشته و میگوید: «پس از آنکه در سال ۱۴۰۳ موفق به دریافت تندیس بلورین جایزه ملی تعالی سازمانی شدیم، در آغاز سال ۱۴۰۴ یک تصمیم کلیدی اتخاذ کردیم. ما تصمیم گرفتیم فرآیند رسمی و رقابتی جایزه تعالی را در این دوره به تمرکز بر پیادهسازی اختصاص دهیم؛ به این معنا که تمام توان، انرژی و تمرکز تیمهای مدیریتی و کارشناسی خود را صرف عملیاتی کردن اصولی و عمیق بندبندِ این مدل در کف شرکت و اعماق معدن کنیم تا خودِ "تعالی" و اجرای فلسفه آن را به معنای واقعی کلمه محقق سازیم.»
مدیرعامل فولاد سنگ با اشاره به گامهای نخستین سازمان در راستای نظمبخشی ساختاری میافزاید: «ما تحول را از پایهایترین سطوح فرآیندی آغاز کردیم. با ایجاد کارگروهها و کمیتههای تخصصی در حوزههای مختلف، به کارهای تیمی هویت رسمی دادیم. نکته متمایز این حرکت، بومیسازی و پیادهسازی کاربردی عناصر چهارگانه آمیخته مدیریت (4P) در حوزه سرمایههای انسانی بود. ما این الگو را به عنوان یک اقدام مدیریتی در ساختار داخلی به کار گرفتیم تا فرآیندهای جذب، توسعه، نگهداشت و انگیزهبخشی پرسنل را بر اساس دادههای واقعی، شایستگیهای محوری و تحلیلهای استراتژیک بازآفرینی کنیم و سرمایههای انسانی را به محرک اصلی حرکت سازمان تبدیل سازیم.»
لبه فناوری و بلوغ دیجیتال در اعماق معدن
کریمدادی یکی از درخشانترین دستاوردهای عملیاتی شرکت در سال ۱۴۰۴ را ورود به لبه فناوری در معدن برشمرد و تصریح کرد: «بزرگترین آزمون ما در واقعیسازی تعالی، ورود به حوزه تحول دیجیتال و هوشمندسازی ماشینآلات معدنی بود. با اتکا به تخصص، دانش فنی و تعهد همکارانمان در بخش بهرهبرداری، دفترفنی و حملونقل، پروژه هوشمندسازی ناوگان معدنی را کلید زدیم. این پروژه که تماماً نوآورانه است، سیستم پایش، هدایت و ارزیابی عملکرد ماشینآلات سنگین معدنی را دگرگون کرد؛ تا جایی که این طرح بزرگ به عنوان یکی از "طرحهای برتر و پیشرو صنعتی" در سطح کشور برگزیده و اعلام شد.»
وی با تأکید بر اینکه چابکی سازمانی نیازمند ابزارهای نوین است، به ارتقای ساختار سرمایه اطلاعاتی شرکت اشاره کرد و گفت: «در سال ۱۴۰۴، فرآیند توسعه جامع معماری فناوری اطلاعات (IT) و یکپارچهسازی فرآیندهای سازمانی را از طریق استقرار سیستمهای اتوماسیون دنبال کردیم. این اقدام، بوروکراسی اداری را به کمترین حد ممکن رساند و سرعت تصمیمگیریهای کلان و پاسخگویی سازمان به تحولات محیطی را چند برابر کرد. از سوی دیگر، با اجرای دقیق و علمی پروژه "مهندسی کار، زمان و بهینهسازی جریان ارزش" در خطوط استخراج و دانهبندی، موفق شدیم گلوگاههای عملیاتی و توقفهای تجهیزاتی را به طور ریشهای شناسایی کنیم؛ امری که منجر به حذف اتلافهای پنهان در فرآیندهای تولید، ارتقای بهرهوری زنجیره ماشینآلات و مدیریت هوشمندانه بهای تمامشده محصول در سطحی کاملاً رقابتی شد.»
مدیرعامل فولاد سنگ در ادامه افزود: «ارتباطات بیواسطه با پرسنل را از طریق جلسات منظم عمومی و خصوصی ارتقا دادیم و همگام با تولید، پروژههای موثری را در حوزه محیط زیست، از جمله مدیریت پسماندهای معدنی و کاهش غبار اجرا کردیم.»
چابکی استراتژیک در مواجهه با تلاطمهای ژئوپلیتیک

در ادامه، احمدرضا صمیمی، رئیس سرآمدی سازمانی شرکت فولاد سنگ، با تشریح مبانی نظری و استراتژیک این تحول عملیاتی، به تبیین مدل ذهنی سازمان در مواجهه با چالشهای کلان پرداخته و میگوید: «نمود عینی و ملموس این واقعیسازی در نحوه مواجهه هوشمندانه شرکت فولاد سنگ با شرایط بحرانی، تلاطمهای ناشی از وضعیت ژئوپلیتیک منطقه و تحولات ناگهانی بازارهای داخلی و بینالمللی تجلی یافته است. در شرایطی که بسیاری از بنگاههای اقتصادی تحت تأثیر ریسکهای محیطی و مشکلات فروش دچار انقباض فعالیت میشوند، فولاد سنگ با تکیه بر معیارهای رهبری و تمرکز بر آیندهپژوهی در الگوهای تعالی، به یک "چابکی استراتژیک" دست یافته است.»
رئیس سرآمدی سازمانی فولاد سنگ معتقد است سازمان به جای اتخاذ موضع انفعالی، از انعطافپذیریِ نهادینهشده در مدلهای سرآمدی بهره گرفته تا بتواند در کوتاهترین زمان ممکن، استراتژیهای خود را بازنگری و با تغییرات محیطی همراستا کند. او میافزاید: «این چابکی ساختاریافته به مدیریت ارشد اجازه داده است تا با تحلیل دقیق ریسکهای نوظهور، سناریوهای متناسبی را تدوین کند که پایداری رقابتی آن را در خط مقدم زنجیره تأمین صنایع فولادی کشور تضمین نماید.»
صمیمی بخش کلیدی این پاسخ چابک به بحران فروش را چرخش به سمت «تنوعبخشی به سبد کسبوکار» و بازتعریف زنجیره ارزش دانسته و تصریح میکند: «فولاد سنگ با درک این نکته که تکمحصولی بودن در شرایط بحرانهای فراگیر یک ریسک استراتژیک است، از منطق بهبود مستمر الگوهای تعالی برای شناسایی فرصتهای جدید بهره گرفت. این رویکرد تحولی منجر به ورود هوشمندانه به حوزههای نوین استخراج، فرآوری محصولات با ارزش افزوده بالاتر و توسعه بازارهای موازی شد تا اثرات منفی رکود بازار به حداقل برسد. تنوع کسبوکار در فولاد سنگ حاصل فرآیندهای نظاممندِ عارضهیابی و ظرفیتسازی است.»
وی در پایان یادآور میشود: «این پایداری رقابتی، زمانی در بدنه سازمان جاری میشود که فرآیندها در سطوح تاکتیکی نیز بازآفرینی شوند. مدیران میانی فولاد سنگ با شکستن استراتژیهای جدید به شاخصهای عملکردی پویا، مانع از بروز سردرگمی در بدنه کارگاهی شدهاند. از سوی دیگر، جاری شدن فرهنگ تعالی سبب شده است تا کارکنان خط مقدم با درک عمیق از اهمیت بهینهسازی، هزینههای تمامشده تولید را مدیریت کنند. شرکت فولاد سنگ با عبور موفقیتآمیز از تمرکز صرف بر رتبهها، اثبات کرده است که تعالی برای این سازمان یک سبک زندگی سازمانی و موتور محرکی پیشبرنده به سوی خلق ارزش پایدار است.»
نظر شما