ماهنامه کارخانه؛ دیترویت هنوز خود را پایتخت خودرو مینامد، حتی اگر نبض تصمیمساز این صنعت دیگر در آنجا در تپش نباشد. آسمانخراشهای آرتدکوی دهه ۱۹۲۰، نه فقط ساختمان، که «فسیلهای باشکوه» دورانی هستند که پول و قدرت صنعتی آمریکا در خیابانهای این شهر رسوب میکرد؛ پیامی سنگی از دوران هیمنه مطلق یانکیها بر جادهها. اما امروز، گرانش زمین تغییر کرده است. مرکز ثقل صنعت خودرو به شرق آسیا کوچ کرده؛ به چین و به شبکهای از بازیگران نوظهور که نه با آچار و روغن، که با کدنویسی و شیمی باتری، قواعد بازی را از نو نوشتهاند.
در این میان، «سه غول بزرگ» صنعت خودرو، جنرالموتورز، فورد و استلانتیس، همچنان بر میراث خود در میشیگان خیمه زدهاند. اما حضور آنها در دیترویت، بیش از آنکه نمایش سلطه باشد، به آرایش جنگی نیروهایی میماند که در سنگرهای بتنی خود محاصره شدهاند.
در لایهی سطحی، همهچیز بوی «بازگشت اقتدار» میدهد؛ جنرالموتورز با افتتاح مقری مجلل، شکوهش را به رخ میکشد و فورد با نوسازی دفاتر «دیربورن»، سعی در بازتعریف هویت خویش دارد. اما برای تحلیلگری که از پشت این ویترینهای براق به ترازنامهها و نقشههای استراتژیک مینگرد، یک پرسشِ هولناک باقی است: آیا این سازههای عظیم، نشانهی اعتمادبهنفس برندی پیشرو هستند، یا دیوارهای رفیع قلعهای که ساکنانش ترجیح میدهند از پشت آنها، طوفانی را که در شرق به پا شده را نادیده بگیرند؟ در دنیایی که «سرعت تغییر» جایگزین «حجم فولاد» شده، این ساختمانها ممکن است نه سکوی پرتاب، که آخرین سنگرهای دفاعی در برابر یک سقوط تدریجی باشند.
پارادوکس دیوارها
دیترویت امروز به پشت دیوار بلند تعرفهها خزیده است؛ پناهگاهی که در آن شاسیبلندهای پرمصرف، به عنوان سودآورترین محصولاتِ همسو با ذائقه آمریکایی، هنوز پادشاهی میکنند. اما این انزوای خودخواسته، یک تله است. تکیه بر «رانت جغرافیا» و چتر حمایتی دولت، اگرچه سودهای کوتاهمدت را تضمین کرده، اما خودروسازان آمریکایی را در میانه انقلاب الکتریکی جهان، به بازیگرانی محلی و دور از استانداردهای رقابتی بدل ساخته است.
تاریخ صنعت خودرو نشان داده است که دیوارهای دفاعی شاید بتوانند ورود رقیب را به تأخیر بیندازند، اما نمیتوانند جلوی سقوط قلعهای را بگیرند که از درون، چابکی و نوآوری خود را از دست داده است
آمارها بیرحمانه سخن میگویند: در سال ۱۹۵۰، سهچهارم خودروهای جهان در آمریکا ساخته میشد؛ امروز این سهم به سختی به یکهشتم میرسد. جنرالموتورز که روزی بزرگترین خودروساز جهان بود، اکنون به رتبه چهارم سقوط کرده و سهم بازارش در چین در طول یک دهه نصف شده است. استلانتیس نیز که مجموعهای از برندهای ریشهدار آمریکایی و اروپایی است، در خانه خود تنها نیمی از تیراژ دو دهه پیش را به فروش میرساند. این نه یک نوسان گذرا، که یک «کوچ ساختاری» از قلههای صنعت است.
هزینهی گزاف تردید
دولت جو بایدن با وضع تعرفههای ۱۰۰ درصدی بر خودروهای برقی چینی، تلاش کرد زمان بخرد. همزمان، چراغ سبزهای سیاسی برای عقبنشینی از استانداردهای آلایندگی، به دیترویت اجازه داد تا در مسیر برقیسازی سستی کند. اما این استراتژی «خریدِ زمان» رایگان نبوده است. فورد و استلانتیس سال گذشته با زیانهای میلیاردی ناشی از توقف یا کاهش برنامههای تولید خودروی برقی روبرو شدند.
سیاستهای تجاری واشینگتن نیز به یک تیغ دو لبه تبدیل شده است. زنجیره تأمینی که دههها برای بهرهوری در مکزیک و کانادا بهینه شده بود، اکنون با تعرفههای سنگین بازگشت به خانه زخمی شده است. والاستریت فعلاً از پرش سهام فورد و جنرالموتورز بابت سودهای کوتاهمدت بنزینی راضی است، اما تحلیلگران استراتژیک میدانند که این سودها، «پاداش عقبماندگی» است؛ نه نشانه قدرت.
اسبهای تروا پشت مرزها
مدیران دیترویت خوشبینانه تصور میکنند که حضور خودروسازان چینی در آمریکا «مسئله آینده» است. اما واقعیت این است که چینیها همین حالا هم پشت دروازهها هستند. شرکتهای دولتی چین نظیر GAC مونتاژ در مکزیک را آغاز کردهاند و بیوایدی (BYD) و جیلی با صبر استراتژیک در حال بررسی ساخت کارخانه در مرزهای همسایه هستند. حتی دونالد ترامپ، که معمار اصلی دیوارهای تجاری بود، از ایده ورود چینیها برای اشتغالزایی در خاک آمریکا سخن میگوید؛ کابوسی که جیم فارلی، رئیس فورد، آن را «ویرانگر» توصیف میکند.
در لایههای زیرین، تلاشهایی برای بقا در جریان است. بخش «پروژههای سری» فورد در کالیفرنیا به دنبال ساخت پلتفرمی برای رقابت شانه به شانه با چینیهاست و جنرالموتورز بر روی شیمی جدید باتریها قمار کرده است. اما سوال اساسی اینجاست: آیا لابیگری سیاسی و دیوارهای تعرفهای میتواند جایگزین «بهرهوری رقابتی» شود؟
تاریخ صنعت خودرو نشان داده است که دیوارهای دفاعی شاید بتوانند ورود رقیب را به تأخیر بیندازند، اما نمیتوانند جلوی سقوط قلعهای را بگیرند که از درون، چابکی و نوآوری خود را از دست داده است. دیترویت برای احیای شکوه گذشته، بیش از آنکه به تعرفه نیاز داشته باشد، به بازپسگیری «مزیت تکنولوژیک» خود نیاز دارد؛ پیش از آنکه چینیها، نه با جنگ، که با مهندسی، آخرین سنگرهای آرتدکو را فتح کنند.
نظر شما