پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در اقتصاد کلان، گاهی اعداد با صدایی رساتر از بیانیههای رسمی سخن میگویند. هفته منتهی به ۲۳ شهریور، صحنه یکی از همین تناقضهای آشکار در عملیات بازار باز بانک مرکزی ایران بود؛ جایی که سیاستگذار پولی، همزمان نقش یک منقبضکنندهی سختگیر و یک تزریقکنندهی پنهان را بازی کرد.
قدرت چانهزنی در انحصار کامل
از منظر استراتژی رقابتی، بازار بینبانکی ایران اکنون شبیه به ساختاری است که در آن «قدرت چانهزنی تامینکننده» (در اینجا بانک مرکزی) در بیرقیبترین و بالاترین حد ممکن قرار دارد. بانکهای تجاری که برای تداوم عملیات خود تشنهی نقدینگی هستند، در این هفته سفارشهایی به ارزش ۳۶۸ هزار میلیارد تومان (همت) برای توافق بازخرید (ریپو) ارسال کردند. با این حال، پاسخ سیاستگذار به این تقاضای عظیم، تنها پذیرش ۷۰ همت بود؛ به عبارتی، نرخ پاسخگویی به سفارشها روی عدد ۱۹ درصد متوقف شد.

در بازار پول نیز، با در نظر گرفتن سررسید شدن ۷۰.۳ همت از توافقات بازخرید قبلی در همین هفته، خروجی خالص این مکانیزم برای سیستم بانکی عملاً هیچ بوده و هیچ پولی از این طریق به رگهای شبکه بانکی تزریق نشده است.
دریچهی پنهان: تغییر فاز به «خرید قطعی»
اما درست در زمانی که سیستم بانکی زیر فشار این انقباض در حال تقلا بود، سرفصل تازهای در ترازنامه باز شد. بانک مرکزی در اقدامی استراتژیک، حدود ۱۹.۵۲ همت اوراق را تحت عنوان «خرید قطعی» از سیستم بانکی پذیرفت. برخلاف قراردادهای بازخرید، عملیات خرید قطعی به معنای تزریق مستقیم پول و افزوده شدن دائمی اوراق به ترازنامه بانک مرکزی است. این حرکت، یک مانور ظریف برای جلوگیری از قفلشدگی کامل شبکه بانکی محسوب میشود؛ یک سوپاپ اطمینان نقطهای در میانهی یک محاصرهی همهجانبهی نقدینگی.
موازنه در نقطه صفر
اگرچه این خرید قطعی ۱۹.۵ همتی در نگاه اول یک انبساط پولی به نظر میرسد، اما در یک تحلیل جامع باید تمام زنجیرهی جریانهای مالی را رصد کرد. سیاستگذار پولی اخیراً با عرضه ۱۰۰ هزار سکه سلف (که ۴۱ هزار قطعهی آن به فروش رفته است)، موفق به جذب نقدینگی معادل حدود ۲۳ همت از میان مردم شده است. بنابراین، وقتی قطعات این پازل را کنار هم میگذاریم، تصویر نهایی نمایان میشود: تزریق ۱۹.۵ همت از یک سو و جذب ۲۳ همت از سوی دیگر. در نتیجه، بانک مرکزی توانسته است به طور خالص هیچ تزریق پولی به اقتصاد انجام ندهد.
بانک مرکزی ایران، در قامت یک تنظیمگر مسلط، در حال پیادهسازی یک استراتژی بقای دوگانه است. سیاستگذار پولی با مهندسی دقیق ورودی و خروجی پول، در تلاش است تا بدون ایجاد شوکهای تورمی جدید، شریانهای حیاتی بانکها را در حداقل سطح ممکن باز نگه دارد. این بازی، نه یک انبساط است و نه یک انقباض مطلق؛ بلکه مدیریت بحران بر لبهی تیغ است.
نظر شما