پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ پایان استخراج به معنای پایان آثار معدن نیست. آلودگی آب و خاک، ناپایداری باطلهها، ریزش زمین و تهدید جوامع محلی ممکن است سالها پس از توقف فعالیت معدنی ادامه پیدا کند. از همین رو، کیفیت پایان فعالیت نیز مانند آغاز استخراج، بخشی از مسئولیت یک پروژه معدنی است.
پایان استخراج، آغاز مسئولیت
تعطیلی معدن همیشه به معنای رهاشدگی آن نیست. یک معدن تعطیل میتواند برنامه رسمی بستن معدن، مسئول مشخص، ضمانت مالی و برنامه پایش داشته باشد. در مقابل، در معدن رهاشده، مسئولیت احیا گاهی میان مالک قبلی، مالک جدید و دولت سرگردان میماند و حتی ممکن است شرکت بهرهبردار ورشکسته یا منحل شده باشد.
پس از خروج ماشینآلات، آب ممکن است وارد تونلهای زیرزمینی شود یا گودالهای روباز را پر کند. تماس آب با برخی سنگها و مواد معدنی نیز میتواند زمینه تشکیل زهآب اسیدی و انتقال فلزات سنگین به منابع آب را فراهم کند. چاههای باز، تونلهای ناپایدار، دیوارههای فرسوده و سدهای باطله نیز میتوانند سالها بعد همچنان خطرآفرین باشند.
در چنین شرایطی، هزینهای که در زمان فعالیت معدن پرداخت نشده است، از بین نمیرود؛ بلکه ممکن است از شرکت به دولت و در نهایت به جامعه منتقل شود. به همین دلیل، ضمانت مالی احیا و تعیین مسئولیت از پیش، یکی از مهمترین الزامات مدیریت معادن است.
تجربه جهانی؛ شناسایی، اولویتبندی و تأمین مالی
تجربه کشورهای معدنی نشان میدهد مدیریت معادن رهاشده بدون شناسایی و اولویتبندی امکانپذیر نیست. در کانادا، در برخی پروژههای رهاشده، دولت عملا به مالک آخر تبدیل شده و مسئولیت مدیریت آب آلوده، تثبیت باطلهها و ایمنسازی سازهها را بر عهده گرفته است.
استرالیا نیز با میراث معادن تاریخی، چاهها و تونلهای رهاشده مواجه است و تجربه این کشور بر ایجاد پایگاه داده و رتبهبندی سایتها براساس میزان خطر استوار شده است. در آمریکا، علاوه بر هزینه سنگین پاکسازی، قوانین مسئولیت نیز اهمیت دارد تا گروههایی که برای پاکسازی داوطلبانه اقدام میکنند، به دلیل آلودگیهای تاریخی مسئول شناخته نشوند.
در آفریقای جنوبی نیز میراث معدنکاری طلا و زغالسنگ با مسائلی مانند آب اسیدی، فرونشست، معدنکاری غیرقانونی و فقر پیوند خورده است. این تجربهها نشان میدهد معدن رهاشده فقط یک مسئله فنی نیست و میتواند به موضوعی در حوزههای آب، سلامت، امنیت و حکمرانی محلی تبدیل شود.
احیا؛ فراتر از چند نهال
احیای معدن به معنای بازگرداندن کامل زمین به وضعیت طبیعی اولیه نیست؛ اما باید خطرهای فیزیکی و محیطزیستی را کاهش دهد. تثبیت زمین و باطلهها، ایمنسازی تونلها و چاهها، کنترل آبهای آلوده، پایش کیفیت خاک و آب و بازگرداندن بخشی از کارکردهای اکولوژیک، از مهمترین اقدامات در این مسیر است.
احیای واقعی با چند کامیون خاک و چند ردیف نهال انجام نمیشود. پایداری دیوارهها و باطلهها، کیفیت آب زیرزمینی، وضعیت خاک و پوشش گیاهی باید بررسی شود و پایش نیز پس از اجرای عملیات اولیه ادامه پیدا کند؛ زیرا برخی پیامدهای معدنکاری ممکن است سالها بعد آشکار شوند.
ضرورت ایجاد نقشه ملی
موضوع معادن رهاشده برای ایران اهمیت ویژهای دارد. کشوری با ذخایر معدنی متنوع، همزمان با محدودیت منابع آب، فرسایش خاک، بیابانزایی و فرونشست مواجه است و بسیاری از جوامع محلی نیز به آب، کشاورزی و دامداری وابستهاند.
نخستین گام، ایجاد پایگاه داده ملی معادن رهاشده و پرخطر است؛ سامانهای که موقعیت، نوع ماده معدنی، وضعیت حقوقی، مالک قبلی و میزان خطر هر محدوده را مشخص کند. پس از آن، سایتها باید براساس خطر انسانی و محیطزیستی اولویتبندی شوند.
الزام برنامه تعطیلی پیش از صدور مجوز، دریافت ضمانت مالی کافی و قابل نقدشدن، بازنگری دورهای هزینه احیا، پایش مستقل و تعیین مسئولیت مالکان، از دیگر ضرورتهای این حوزه است.
معدن مسئولانه فقط با میزان تولید و اشتغال سنجیده نمیشود. کیفیت تعطیلی و احیای واقعی نیز بخشی از عملکرد یک پروژه معدنی است. هر معدنی که برای روز پایان خود برنامه، مسئول و ضمانت مالی ندارد، از همان روز آغاز فعالیت در حال ساختن میراثی بیصاحب برای آینده است.
نظر شما