کیمیای پنهان در مهام
مصطفی مصری پور
چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۷

در حالی که قطب‌های نورد و فولاد زنجیره پایین‌دست فولاد ایران در تله قیمت‌گذاری دستوری، افزایش هزینه انرژی و کمبود مواد اولیه به سختی فعالیت می‌کنند، در اعماق کویر مرکزی ایران، یک شرکت فرعی کمترشناخته‌شده در حال بازتعریف قواعد تاب‌آوری است. شرکت تامین و تولید مواد معدنی مهام پارسیان، تحت چتر حاکمیتی گروه فولاد مبارکه، با گسترش فعالیت‌های اکتشافی، خرید زمین، دستیابی به هزینه سرمایه صفر درصد و استقرار یک سپر تورمی ۲۸ تریلیون ریالی از محصولات معدنی، دژی استراتژیک را پدید آورده است. این ماشین انباشت دارایی سخت، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان با یک استراتژی ادغام عمودی تهاجمی، از طوفان نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک و بحران نقدینگی نظام بانکی، یک مزیت رقابتی نامتقارن و کاملاً معاف از مالیات استخراج کرد.

پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در کارزار بی‌رحم صنعت جهانی فولاد، تضمین امنیت مواد اولیه فراتر از یک مزیت رقابتی، بلکه غریزه غایی بقاست. برای غول‌های صنعتی یکپارچه، این نبرد به طور فزاینده‌ای از طریق بازوهای استراتژیک و شرکت‌های نیابتی پیش می‌رود. کالبدشکافی صورت‌های مالی سال ۱۴۰۴ «شرکت تامین و تولید مواد معدنی مهام پارسیان»، پرده از همین پویایی پنهان برمی‌دارد. این نهاد دیگر یک شرکت فرعی خاموش نیست؛ بلکه به یک سپر عظیم موجودی کالا و لنگرگاه توسعه بالادستی تبدیل شده است. با این وجود، شرکت در آستانه فازهای بعدی توسعه و بلوغ خود قرا گرفته و آن تبدیل ذخایر و ظرفیت های انباشت شده به ارزش افزوده پایدار است.

جهش در تاریکی و دگردیسی مقیاس

برای درک شتاب این تغییر ساختار، باید به رشد انفجاری ترازنامه این بنگاه نگاه کرد. مهام پارسیان در طول تنها یک سال مالی، ردپای عملیاتی خود را به شکلی قابل توجه گسترش داده و تغییرات ساختاری قابل توجه در عملیات و مأموریت های شرکت منجر به خلق اعداد قابل توجه در ترازنامه و صورت سود و زیان آن شده است.

کیمیای پنهان در مهام

این ارقام روایتگر یک استراتژی سرمایه‌داری تهاجمی است. درآمدهای عملیاتی که سال گذشته وجود خارجی نداشت، با تکیه بر فروش متمرکز کلوخه سنگ آهن به شرکت های گروه، به بیش از ۳.۵ همت رسیده است. جهش نسبت اهرمی به ۷۱۹ درصد، نشان‌دهنده یک پیشروی متمرکز و حمایت‌شده از سوی هسته مرکزی هلدینگ است.

تصاحب پهنه‌ها و بازی بزرگ بالادست

در عصری که رهبران جهانی صنعت فولاد برای کنترل هزینه‌ها با سرعتی سرسام‌آور به سمت ادغام رو به بالا حرکت می‌کنند، مهام پارسیان در حال اجرای یک استراتژی کلاسیک خرید زمین است. خرید زمینی به مساحت ۱۰ میلیون متر مربع (هزار هکتار) در شهرک صنعتی بافق، یک هج فیزیکی عظیم برای جانمایی ظرفیت‌های فرآوری در دهه‌های آینده محسوب می‌شود.

کیمیای پنهان در مهام

پورتفوی اکتشافی شرکت به وضوح نشان‌دهنده گریز از وابستگی به تک‌منبعی بودن است. این پراکندگی دقیق در پهنه‌های معدنی مختلف، امنیت خوراک شبکه‌ی مادر را در برابر شوک‌های عرضه تضمین می‌کند.

کیمیای حمایت سهامدار عمده در عصر انقباض اعتباری

نبوغ ساختار کنونی مهام پارسیان در مهندسی مالی آن نهفته است. در حالی که اقتصاد کلان زیر بار بحران نقدینگی و نرخ‌های بهره‌ی تنبیهی نفس می‌کشد، این نهاد از یک ساختار هزینه سرمایه صفر درصدی لذت می‌برد. تزریق ۲ همت تسهیلات از سوی شرکت مادر، آن هم به صورت قرض‌الحسنه، موتور مگاپروژه‌های این شرکت را بدون اصطکاک هزینه‌های مالی روشن نگه داشته است. ترکیب این مزیت اعتباری با سپر مالیاتی مطلق (به استناد ماده ۱۳۲ قانون مالیات‌های مستقیم)، باعث می‌شود تا هر ریال سود خلق شده، بدون نشتی به چرخه انباشت و توسعه بازگردد. این ایزولاسیون مالی، یک مزیت رقابتی نامتقارن ایجاد کرده است.

تله‌ی خام‌فروشی و سایه ژئوپلیتیک

با این حال، هر استراتژی به اندازه ضعیف‌ترین حلقه خود قدرت دارد. مهام پارسیان با وجود تمام قدرت‌نمایی‌های مالی و تملک زمین، در زنجیره ارزش‌افزوده فلج مانده است. توقف مطلق در احداث کارخانه تولید کنسانتره—پروژه‌ای که هنوز در توهمِ «انتخاب مشاور برای مکان‌یابی» دست‌وپا می‌زند—یک گلوگاه عملیاتی فاحش است. فروش بیش از ۱.۲۸ میلیون تن «کلوخه سنگ آهن» خام، به معنای خون‌ریزیِ حاشیه سودِ ناشی از فرآوری است.

از سوی دیگر، رسوب ۱.۸۵ میلیون تن سنگ آهن در انبارها (به ارزش تقریبی ۲۹ تریلیون ریال)، اگرچه به عنوان یک سپر تورمی عمل می‌کند، اما همزمان نشان‌دهنده یک سوءهاضمه‌ی شدیدِ لجستیکی و عدم تعادل میان سرعت استخراج و ظرفیت جذب در پایین‌دست است. این آسیب‌پذیری ساختاری با واقعیات ژئوپلیتیک نیز گره خورده است؛ جایی که حسابرس به صراحت از سایه سنگین «جنگ رمضان» بر افت فعالیت مشتریان پایین‌دست و تهدید جریان‌های نقدینگی آتی پرده برمی‌دارد.

ضرورت آغاز فاز توسعه

شرکت مهام پارسیان با مهارتی مثال‌زدنی، زمین و معادن را به تسخیر درآورده و به عنوان یک اسفنج جذب‌کننده استراتژیک در بالادست عمل کرده است. با این وجود، برای همگام‌سازی واقعی با الگوهای رهبران صنعت فولاد، ماموریت این نهاد باید گسترش یابد. ضرورت استراتژیک امروز، دیگر صرفاً استخراج و انباشت سنگ نیست؛ بلکه شتاب‌دهی به گذار به سمت فرآوری است. تا زمانی که دودکش‌های کارخانه کنسانتره در افق بافق قد برافرازند، این غول اقتصادی در کسب‌وکار پرسود، در حلقه اول زنجیره محبوس خواهد ماند و طبیعتاً در معرض ریسک‌های شکننده قرار می‌گیرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای معدن

یادداشت

تازه‌ترین‌ها معدن

ویدیوی صفحه

دیدگاه