افسانه ورق‌های گران؛

چرا فولاد مقصر گرانی خودرو نیست؟

چرا فولاد مقصر گرانی خودرو نیست؟
مصطفی مصری پور
سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۷

سال‌هاست خودروسازان ایرانی گرانی فولاد را عامل اصلی قیمت‌های سرسام‌آور بازار می‌دانند. اما داده‌ها داستان دیگری روایت می‌کنند؛ سهم فولاد در قیمت بازار آزاد یک خودرو، کمتر از 3 درصد است. در مقابل، ۲۵۵ هزار میلیارد تومان زیان انباشته، پلتفرم‌های منسوخ و فروپاشی اقتصاد مقیاس، تصویری روشن از صنعتی می‌سازند که نه به‌دلیل گرانی نهاده‌ها، بلکه به‌دلیل ناکارآمدی ساختاری خود در حال نابودی است.

پایگاه تحلیلی خبری ایراسین، صنعت خودروسازی ایران، با تمرکز بر دو قطب اصلی یعنی ایران‌خودرو و سایپا، به جایگاهی تبدیل شده است که در آن متغیرهای اقتصاد کلان، محدودیت‌های بین‌المللی و قیمت‌گذاری‌های دستوری، اکوسیستمی ایزوله را شکل داده‌اند. با این حال، زمانی که از لنز استراتژی رقابتی و زنجیره ارزش به این صنعت نگاه می‌کنیم، داده‌های صورت‌های مالی (کدال) و بورس کالای ایران (IME) راوی داستانی متفاوت از بهانه‌های رایج هستند. تحلیل دقیق این اعداد نشان می‌دهد که برخلاف ادعاهای مطرح‌شده، فولاد نقشی معنادار در گرانی خودرو ندارد و ریشه بحران را باید در فقدان کارایی عملیاتی و ساختار به‌شدت غیربهینه بهای تمام‌شده جستجو کرد.

سندرم پلتفرم‌های منسوخ

در خطوط تولید رهبران جهانی صنعت خودرو و فولاد، پارادایم غالب، حرکت به سمت فولادهای پیشرفته با استحکام بالا (AHSS و UHSS) برای کاهش وزن، افزایش ایمنی و بهینه‌سازی مصرف مواد است. اما در ساختار تولیدات ایران، ورق‌های فولادی با الگویی کاملاً متناقض با استانداردهای مدرن مصرف می‌شوند.

آمارها نشان می‌دهد که در تولید یک خودروی کلاسیک داخلی، حدود ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلوگرم مقاطع فولادی استفاده می‌شود که ۴۵۰ تا ۵۰۰ کیلوگرم آن را ورق‌های تخت (سرد، گرم و گالوانیزه) تشکیل می‌دهند. در پلتفرم‌های قدیمی‌تری چون خانواده پژو و سمند، مهندسی سازه همچنان در گرو دانش دهه‌های گذشته است. به دلیل استفاده از فولاد نرم (Mild Steel) با استحکام کششی پایین، طراحان مجبورند برای جبران ضعف‌های ساختاری از ضخامت‌های بالاتر (Thicker Gauges) استفاده کنند. این رویکرد، نه تنها وزن خودرو را به‌صورت غیربهینه‌ای افزایش می‌دهد (مانند وزن ۱۴۰۰ کیلوگرمی پژو ۴۰۵)، بلکه نرخ ضایعات در فرآیند پرسکاری را نیز بالا می‌برد. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که آن را «فقدان کارایی عملیاتی» می‌نامند؛ جایی که منابع بدون ایجاد ارزش افزوده واقعی، هدر می‌روند.

اثر بی‌معنای فولاد بر قیمت نهایی خودرو

خودروسازان ایرانی ورق‌های خود را به صورت شرایطی از بورس کالا تأمین می‌کنند. داده‌ها نشان می‌دهد که از اواخر ۱۴۰۲ تا اوایل ۱۴۰۵، قیمت پایه ورق‌های خودرویی (به‌ویژه نورد گرم) تحت تأثیر تورم، رشدی ۲.۵ برابری داشته است. با احتساب تناژ مصرفی و ضایعات، هزینه خالص ورق در یک خودروی پرتیراژ بین ۲۵ تا ۳۰ میلیون تومان و با افزودن مقاطع طویل و قطعات ریخته‌گری، کل ارزش متریال فولادی در بهای تمام‌شده یک خودرو در محدوده ۶۰ تا ۷۰ میلیون تومان قرار می‌گیرد.

در اینجا، مقایسه این عدد با واقعیت بازار، پرده از یک خطای تحلیلی بزرگ برمی‌دارد. زمانی که یک خودرو مانند پژو ۲۰۷ در بازار آزاد با قیمت‌هایی فراتر از ۳ میلیارد تومان معامله می‌شود، سهم ۶۰ تا ۷۰ میلیون تومانی فولاد، حتی کمتر از ۲ تا ۳ درصد ارزش واقعی و پرداختی مصرف‌کننده را تشکیل می‌دهد. نتیجه‌گیری استراتژیک روشن است؛ نوسانات قیمت فولاد، اثر معنادار و تعیین‌کننده‌ای بر قیمت نهایی خودرو در بازار ندارد و تبدیل کردن ورق فولادی به سیبل انتقادات، تنها انحراف افکار از ناکارآمدی‌های ساختاری است.

ساختار هزینه غیربهینه

گزارش‌های تفسیری سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ نشان می‌دهند که «مواد مستقیم» اعم از فولاد، مس، پلیمر، رنگ و فایبرگلاس تا ۶۷ درصد از بهای تمام‌شده کارخانه‌ای را می‌بلعد. در نیمه دوم سال ۱۴۰۳، با وجود رشد ۵۳ درصدی قیمت نهاده‌ها در بورس کالا، سهم دستمزد و انرژی به ترتیب روی ۱۷ و ۱۳ درصد متوقف ماند و سهم فولاد در بهای تمام شده به بیش از ۱۵ درصد رسید. این ترکیب هزینه‌ای، به جای آنکه نشان‌دهنده گرانی ذاتِ مواد باشد، سیگنالی خطرناک از عدم بهینگی در ساختار تولید است.

دلیل اصلی زیان انباشته ویرانگر ۲۵۵ هزار میلیارد تومانی خودروسازان در پایان نیمه نخست ۱۴۰۳، گرانی فولاد نیست؛ بلکه فروپاشی اقتصاد مقیاس است. افت ۶۸ درصدی تولید در فروردین ۱۴۰۵ در پی تنش‌های ژئوپلیتیک (رسیدن تولید به تنها ۱۵,۱۱۷ دستگاه برای دو غول خودروسازی)، باعث شد تا هزینه‌های ثابت و سربار به ازای هر واحد محصول به‌طور سرسام‌آوری افزایش یابد. در یک ساختار تولیدی فلج‌شده که ظرفیت‌های آن خالی مانده است، هر واحد مواد اولیه، بار سنگین‌تری از ناکارآمدی‌های سیستمی را به دوش می‌کشد.

تغییرات تاکتیکی به جای تحولات استراتژیک

تلاش خودروسازان برای به‌روزرسانی در پلتفرم‌هایی نظیر تارا و شاهین، اگرچه با افزایش دو برابری مصرف ورق‌های گالوانیزه همراه بوده و مقاومت در برابر خوردگی را بهبود بخشیده، اما همچنان یک اقدام تاکتیکی است، نه یک مزیت رقابتی پایدار. جایگزینی صرفِ ورق سرد با گالوانیزه بدون بازطراحی ساختاری برای استفاده از فولادهای فوق‌سبک و مستحکم (UHSS)، تنها بهای تمام‌شده مواد مستقیم را افزایش داده است، بدون آنکه ارزش پیشنهادی متمایز و اقتصادی برای مشتری خلق کند.

تله استراتژیک ناکارایی

صنعت خودروی ایران در یک تله استراتژیک گرفتار است. داده‌ها به‌صراحت اثبات می‌کنند که متریال پایه، از جمله فولاد، اثر قابل‌توجهی بر قیمت نهایی خودرو ندارد. ترکیب فعلی بهای تمام‌شده، آینه‌ای تمام‌نما از عدم کارایی عملیاتی، فقدان مقیاس تولید بهینه و پلتفرم‌های منسوخ است. تا زمانی که خودروسازان ایرانی نتوانند زنجیره ارزش خود را بر اساس الگوهای جهانی بهینه‌سازی کنند و از تولید محصولات سنگین و کم‌ارزش فاصله بگیرند، هیچ یارانه پنهان یا کاهش قیمتی در نهاده‌های تولید، مانع از ثبت زیان‌های چند صد همتی در صورت‌های مالی آن‌ها نخواهد شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای اقتصاد

یادداشت

تازه‌ترین‌ها اقتصاد

ویدیوی صفحه

دیدگاه