ماهنامه کارخانه؛ صنعت فولاد بهعنوان یکی از بنیادیترین صنایع مادر، نقشی فراتر از تولید یک محصول صنعتی ایفا میکند و در عمل، پیشران توسعه صنعتی، زیرساختی و حتی ژئوپلیتیکی کشورها بهشمار میآید. تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که فولاد نهتنها یک کالای اقتصادی، بلکه ابزاری راهبردی برای قدرت صنعتی، استقلال فناوری و امنیت ملی است. در چنین بستری، مفهوم بومیسازی از یک انتخاب اختیاری به ضرورتی راهبردی بدل شده است. در ایران، صنعت فولاد با عبور از ظرفیت تولید ۳۰ میلیون تن در سال، جایگاهی تعیینکننده در اقتصاد ملی یافته است. با این حال، تداوم وابستگی به فناوریها، تجهیزات و نرمافزارهای خارجی، بهویژه در شرایط تحریم و نوسانات ارزی، تابآوری این صنعت را با چالش مواجه میسازد. همزمان، کلانروندهای جهانی نظیر اقتصاد چرخشی، تحول دیجیتال و توسعه محصولات با ارزش افزوده بالا، الگوهای سنتی فولادسازی را دگرگون کرده و نیاز به بومیسازی عمیق فناوری و دانش فنی را بیش از پیش برجسته ساختهاند.
بومیسازی در جهان معاصر از یک رویکرد صرفاً فنی به یک راهبرد جامع در اقتصاد سیاسی و امنیت ملی تبدیل شده است که ابعاد صنعتی، اقتصادی و فرهنگی را به شکلی تفکیکناپذیر در بر میگیرد. در تحلیلهای کلان، بومیسازی فناوری به معنای گذار از مصرفکنندگی منفعل به سمت عاملیت فعال در طراحی، مهندسی و مالکیت دانش فنی است. بومیسازی در صنعت فولاد صرفاً به معنای "ساخت داخلی تجهیزات" نیست، بلکه فرایندی چندلایه است که بومیسازی دانش فنی، مدلهای تصمیمگیری، فناوریهای دیجیتال و الگوهای نوآوری و توسعه محصول را دربر میگیرد. در این معنا، بومیسازی در واقع پلی است که صنعت فولاد ایران را از وضعیت "واردکننده فناوری" به وضعیت "تولیدکننده دانشبنیان" منتقل میکند. بر همین اساس، توجه هدفمند و نظاممند به بومیسازی فناوری و تقویت فعالیتهای تحقیق و توسعه بهمنظور دستیابی به دانش فنی و توانمندیهای فناورانه در صنعت فولاد، از اهمیتی بنیادین و راهبردی برخوردار است. بومیسازی، بهعنوان زیربنای نوآوری پایدار، نقش کلیدی در ارتقای بهرهوری، افزایش تابآوری زنجیره تأمین و همراستاسازی صنعت فولاد با تحولات جهانی ایفا میکند. بومیسازی در صنعت فولاد شامل:
- بومیسازی دانش فنی
- بومیسازی مدلهای تصمیمگیری
- بومیسازی فناوریهای دیجیتال
- بومیسازی الگوهای نوآوری و توسعه محصول
کشورهایی که امروز در زمره بازیگران پیشرو صنعت فولاد قرار دارند، بومیسازی را نه از سر اجبار، بلکه بهعنوان ابزاری برای خلق مزیت رقابتی پایدار، توسعه فناوری و افزایش تابآوری صنعتی برگزیدهاند. این تجربهها نشان میدهد که بومیسازی موفق، نیازمند نگاه بلندمدت، انسجام نهادی و پیوند عمیق میان صنعت، سیاستگذاری و نظام نوآوری است [۱].
تجربیات جهانی بومیسازی در صنعت فولاد
در سالهای اخیر، کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای نوظهور صنعتی با رویکردی آیندهنگرانه میکوشند با اتکا به ظرفیتها و توانمندیهای داخلی، تأمین اقلام یدکی، تجهیزات و فناوریهای موردنیاز صنایع مادر خود را در داخل کشور محقق سازند. در همین راستا، این کشورها با شناسایی دقیق مزیتهای نسبی و رقابتی در هر حوزه صنعتی، سیاستها و برنامههای منسجم، شفاف و اثربخشی را برای شناسایی، حمایت و ارتقای توانمندی صنایع کوچک و متوسط تدوین و اجرا میکنند تا پیوندی پایدار میان بنگاههای بزرگ و زنجیره تأمین داخلی شکل گیرد. از سوی دیگر، فرایند بومیسازی صرفاً به تأمین داخلی محدود نمیشود، بلکه سرریز دانش و تجربه حاصل از آن، زمینهساز شکلگیری قابلیتهای فناورانه جدید در سطح ملی است. این انتقال و انباشت دانش میتواند بهعنوان موتور محرک توسعهای متوازن و هماهنگ عمل کرده و پاسخگویی نظاممند به نیازهای فناورانه کشور را در بخشهای مختلف صنعتی تسهیل نماید؛ مسیری که در نهایت به تقویت استقلال صنعتی، افزایش تابآوری اقتصادی و ارتقای رقابتپذیری ملی منجر خواهد شد. مطالعه تجربیات جهانی مؤید آن است که بومیسازی، هسته مشترک موفقیت فولادسازان پیشرو است. نمونههای موفق جهانی نشان میدهد که کشورها و شرکتهای پیشرو، سرمایهگذاری کلانی در جهت خودکفایی فناوری فولاد انجام دادهاند.
دولت کرهجنوبی در سالهای اخیر بسته حمایتی جامعی ارائه کرده که شامل ۲۰۰ میلیارد وون بودجه تحقیق و توسعه و بومیسازی برای تولید فولادهای با کارایی ویژه و استفاده از هوش مصنوعی در صنعت فولاد است. شرکت POSCO کرهجنوبی نمونهای شاخص در این زمینه بهشمار میرود. این شرکت با راهبردی مبتنی بر انتقال، درونیسازی و توسعه دانش فنی، به یکی از رقابتیترین فولادسازان جهان تبدیل شد. اعزام نیروهای متخصص به کشورهای صنعتی، تأسیس دانشگاه POSTECH و سرمایهگذاری گسترده در تحقیق و توسعه، از ارکان این موفقیت بودهاند. شرکتهای فولادی کرهجنوبی مجبور بودند سالیانه بیش از ۳۰ هزار تن الکترود گرافیتی را برای استفاده در کورههای قوس الکتریکی خود وارد کنند؛ لیکن، شرکت POSCO با توسعه فناوری تولید الکترود در داخل کشور، توانسته وابستگی به واردات این قطعه کلیدی را کاهش دهد. این نمونه نشان میدهد که بومیسازی فناوری حتی در قطعات تخصصی، ریسک زنجیره تأمین را کاهش داده و منجر به خودکفایی بیشتر میشود [۲,۳].
آلمان به عنوان قطب فناوریهای صنعتی، استراتژی خود را بر پایه "شدت تحقیق و توسعه [۱]" با هدف بومیسازی و توسعه داخلی فناوریها بنا کرده است. در آلمان، thyssenkrupp با اختصاص حدود ۲ تا ۳ درصد از درآمد خود به تحقیق و توسعه، بومیسازی فناوری را دنبال میکند [۴]. در کشورهای دیگر نظیر ژاپن و ایالات متحده نیز تمرکز بر خودکفایی فناورانه با ایجاد مراکز تحقیق و توسعه پیشرفته و همچنین پیوند نزدیک دانشگاه و صنعت صورت گرفته است. نام ژاپن همواره با پیشگامی در حوزه بومیسازی فناوری، نوآوری و توسعه صنعتی گره خورده است و این کشور با اتخاذ سیاستهای هدفمند، بومیسازی فناوری را به یکی از ارکان اصلی راهبرد توسعه خود تبدیل کرده است. سرمایهگذاریهای گسترده و مستمر ژاپن در تحقیق و توسعه موجب شده است تا مؤسسه ملی علم مواد (NIMS) [2] ژاپن به یکی از معتبرترین و جذابترین مراکز پژوهشی جهان برای دانشمندان و مهندسان تبدیل شود و نقشی محوری در شکلدهی به آینده فناوریهای پیشرفته ایفا کند. در همین چارچوب، مؤسسه ملی علم مواد ژاپن با سه شرکت بزرگ فولادسازی این کشور شامل Nippon Steel، Sumitomo Metal، JFE Steel و Kobe Steel همکاری راهبردی خود را در سال 2017 برای بومیسازی تولید فولادهای پیشرفته آغاز کرده است(شکل 1(. هدف اصلی این طرح، شتاببخشی به پژوهشهای نوآورانه و ارتقای بهرهوری سرمایهگذاریهای تحقیق و توسعه دولت ژاپن از طریق همافزایی میان مؤسسه ملی علم مواد و شرکتهای بزرگ فولادی است. انتظار میرود اجرای پلتفرم باز مواد، زمینهساز توسعه نوآوری باز در صنعت فولاد ژاپن شده و با بهرهگیری از رویکردهای نوین توسعه فناوری، راهکارهای مؤثری برای پاسخگویی به چالشها و مسائل مزمن این صنعت فراهم آورد. این تجربه، نمونهای موفق از پیوند هدفمند میان نهادهای پژوهشی و صنعت در مسیر بومیسازی فناوری و ارتقای رقابتپذیری صنعتی بهشمار میآید [5]. علاوه بر این، شرکت Nippon ژاپن نیز با تمرکز بر بومیسازی عمیق و تدریجی دانش متالورژیکی، توانسته است فولادهای فوقپیشرفته و فولادهای پوششداری تولید کند که بهسادگی قابلتقلید نیستند [6].
شکل ۱ - پلتفرم باز مواد در صنعت فولاد به عنوان مسیر بومیسازی تولید فولادهای پیشرفته در ژاپن [۵]
دولت هند نیز از اواخر دهه ۱۹۹۰ با هدف تقویت بومیسازی فناوری در صنعت آهن و فولاد، سرمایهگذاری منسجم و هدفمندی را در حوزه تحقیق و توسعه آغاز کرد. در این راستا، سالانه حدود ۵/۱ میلیارد روپیه از طریق "صندوق توسعه فولاد (SDF) [3]" به پروژههای تحقیقاتی در آزمایشگاهها، دانشگاهها و صنایع فولادی اختصاص داده شده است که تاکنون منجر به اجرای پروژههای تحقیق و توسعه فراوان و شکلگیری ظرفیتهای فناورانه داخلی شده است. همچنین، دولت هند با راهاندازی مراکز تعالی و فناوری فولاد در مؤسسات معتبر دانشگاهی، بستر مناسبی برای پیوند صنعت و دانشگاه و تربیت نیروی انسانی متخصص فراهم کرده است. در ادامه این سیاست، ایجاد موسسه "تحقیقات فولاد و مأموریت فناوری هند (SRTMI) [4]" با مشارکت دولت و شرکتهای فولادی دولتی و خصوصی، بهعنوان یک پلتفرم اختصاصی برای توسعه فناوریهای پیشرو و بومی در صنعت فولاد، نقش کلیدی در تکمیل زنجیره نوآوری ایفا میکند. در مجموع، تجربه هند نشان میدهد که بومیسازی فناورانه در صنعت فولاد از طریق سرمایهگذاری پایدار دولتی، ایجاد نهادهای تخصصی تحقیق و توسعه، و همکاری ساختارمند میان صنعت و دانشگاه بهصورت مؤثر محقق شده و زمینهساز ارتقای توان رقابتی و استقلال فناورانه این صنعت راهبردی شده است [۷].
در روسیه، بومیسازی فناوری در صنعت فولاد و توسعه تولید داخلی بهعنوان یک اولویت ملی دنبال میشود. در فوریه ۲۰۱۷، دولت روسیه نخستین نقشهراه ملی فناوریهای تولید داخلی پیشرفته را تصویب کرد که منجر به تأسیس اولین کارخانه هوشمند این کشور شد. علاوه بر آن، دولت روسیه پلتفرم "مواد و فناوریهای متالورژی" را ایجاد کرده است تا پژوهش و طراحی آزمایشگاهی در زمینه فناوری و صنعت را پیش ببرد. پلتفرم مواد و فناوریهای متالورژی با تمرکز بر اولویتهای تحقیق و توسعه فناورانه و اجرای پروژههای علمی و صنعتی در بخشهای مختلف اقتصادی، نقش مهمی در تسریع بومیسازی فناوری و توسعه نوآوری در صنعت فولاد روسیه ایفا میکند و مشارکت گسترده ذینفعان نشاندهنده اثرگذاری و مقبولیت این رویکرد در سطح ملی است. علاوه بر این، "آزمایشگاه نوآوری اشتراکی [۵]" در صنعت فولاد روسیه، مرکزی پیشرو است که تمرکز فعالیتهای خود را بر تحقیق، ایدهپردازی و نمونهسازی با بهرهگیری از راهکارهای نوآورانه در حوزه معدن و صنایع معدنی قرار داده است. این مرکز با ایجاد پیوند میان پژوهشهای علمی و نیازهای عملی صنعت، بستری مناسب برای توسعه فناوریهای بومی و ارتقای توانمندیهای فناورانه در زنجیره ارزش فولاد فراهم میکند [۸].
چین و هند نیز با اتکا به مقیاس تولید و حمایت دولتی، مسیر بومیسازی سریع و گسترده را پیمودهاند و امروز در حال تبدیلشدن به صادرکنندگان فناوری فولاد هستند. برنامه "ساخت چین [۶]" با تمرکز بر توسعه مواد پیشرفته و بومیسازی فناوریهای راهبردی، صنعت فولاد را بهسوی افزایش بهرهوری، کاهش هزینهها و ارتقای کارایی سوق داده است. شرکتهای فولادی چینی از طریق پلتفرمهای دیجیتال بومی و پروژههایی نظیر "Digital Bao Steel"، آینده رقابتی خود را در تولید هوشمند و کمکربن جستوجو میکنند. همچنین، مرکزی با عنوان "مؤسسه تحقیقات پیشرفته شانگهای [۷]" در سال ۲۰۱۲ در پارک فناوریهای پیشرفته ژِنگجیانگ تأسیس شد. هدف اصلی از ایجاد این مرکز، تقویت و تعمیق پیوند میان محیطهای دانشگاهی و بخش صنعت، تسهیل انتقال دانش و فناوری، و فراهمسازی بستر مناسب برای بومیسازی، توسعه و تجاریسازی دستاوردهای پژوهشی در مقیاس صنعتی است. علاوه بر این، ابتکاراتی مانند مرکز نوآوری محیطزیستی چینهوا، نقش مؤثری در بومیسازی صنعت فولاد چین در مسیر حرکت بهسوی فولاد سبز ایفا کردهاند. در مجموع، تجربه چین نشان میدهد که موفقیت بومیسازی فناوری در صنعت فولاد مستلزم راهبرد ملی منسجم، نوآوری دیجیتال و همکاری نزدیک صنعت و دانشگاه است.
تجربیات جهانی نشان میدهد که ترکیب سیاستهای حمایتی دولت با سرمایهگذاری مستقیم صنعت و پیوند عمیق دانشگاه و بنگاه، راهکاری مؤثر برای بومیسازی پایدار در صنعت فولاد است. در صورت بهرهگیری هوشمندانه از این الگوها، ایران میتواند از مزیتهای بالقوه خود استفاده کرده و جایگاهی شایسته در آینده صنعت فولاد جهان به دست آورد.
اهمیت بومیسازی در صنعت فولاد ایران
صنعت فولاد ایران در آستانه گذار از یک صنعت تولیدمحور به صنعتی فناوریمحور قرار دارد. بومیسازی، حلقه اتصال این گذار راهبردی است و میتواند نقشی تعیینکننده در افزایش تابآوری، رقابتپذیری و حضور فعال در زنجیره ارزش جهانی ایفا کند. در نگاه مدیریتی سطح کلان، بومیسازی نباید بهعنوان مجموعهای از پروژههای مهندسی یا جایگزینی قطعات وارداتی تلقی شود، بلکه باید آن را بخشی از نظام حکمرانی صنعتی کشور دانست. تجربه جهانی نشان میدهد کشورهایی که بومیسازی را در سطح "سیاست صنعتی" تعریف کردهاند، توانستهاند از آن بهعنوان ابزاری برای جهتدهی به سرمایهگذاری، توسعه فناوری و حتی دیپلماسی اقتصادی بهره ببرند. در دهههای گذشته، مفهوم بومیسازی در صنعت فولاد ایران عمدتاً در پاسخ به محدودیتهای بیرونی، بهویژه تحریمها و اختلال در زنجیره تأمین جهانی، مطرح شده است. این رویکرد واکنشی، اگرچه در مقاطع مختلف توانسته است استمرار تولید را تضمین کند؛ لیکن، در بسیاری موارد به پروژههایی مقطعی، جزیرهای و فاقد پیوست راهبردی منجر شده است.
در ایران، صنعت فولاد طی چهار دهه گذشته مسیر قابلتوجهی را از واردکنندگی صرف تا تولید سالانه بیش از ۳۰ میلیون تن طی کرده است. با این حال، بخش قابلتوجهی از زنجیره ارزش فولاد همچنان به فناوری، تجهیزات، نرمافزارها و دانش فنی خارجی وابسته است. این وابستگی در شرایط تحریم، نوسانات ارزی و محدودیتهای تجاری، بهطور مستقیم تابآوری صنعت فولاد کشور را تهدید میکند. لزوم توجه راهبردی به بومیسازی در صنعت فولاد ایران را میتوان در مجموعهای از عوامل ساختاری، فناورانه، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خلاصه کرد که هر یک بهتنهایی و در تعامل با یکدیگر، آینده این صنعت را تحت تأثیر قرار میدهند:
- بحران ناترازی انرژی و ضرورت پایداری تولید: نخستین و جدیترین چالش پیشروی صنایع کشور، بهویژه صنعت فولاد، ناترازی فزاینده در حوزه انرژی است. کمبود شدید گاز طبیعی در فصول سرد سال و بحران تأمین برق در دورههای اوج مصرف تابستان، موجب ایجاد وقفههای مکرر در تولید و افزایش هزینههای عملیاتی شده است. در چنین شرایطی، بومیسازی صرف تجهیزات و قطعات صنعتی پاسخگوی نیازهای راهبردی صنعت فولاد نخواهد بود. از این رو، بومیسازی باید بهصورت فراگیر و در مسیر خودتأمینی انرژی تعریف شود. تسریع در احداث نیروگاههای اختصاصی، بهویژه نیروگاههای تجدیدپذیر و سیکل ترکیبی توسط فولادسازان، نهتنها تضمینکننده پایداری تولید است، بلکه اقدامی ضروری برای همراستایی با الزامات محیطزیستی و استانداردهای جهانی فولاد سبز محسوب میشود.
- فشار تحریمها و آسیبپذیری بدنه فناوری: در سطحی دیگر، تحریمهای مالی، بانکی و فناورانه بهعنوان عاملی تشدیدکننده هزینهها و ریسکهای عملیاتی عمل میکنند. محدودیت در نقلوانتقال منابع مالی، دشواری تأمین قطعات و تجهیزات با فناوری بالا و وابستگی به مسیرهای غیرمستقیم واردات، موجب افزایش زمان تأمین، رشد هزینهها و کاهش انعطافپذیری تولید شده است. این شرایط، رقابتپذیری صنعت فولاد ایران را در بازارهای منطقهای و جهانی بهطور مستقیم تحت فشار قرار داده است. در چنین فضایی، توسعه داخلی دانش فنی، مهندسی معکوس هدفمند و بومیسازی فناوریهای کلیدی نه یک انتخاب، بلکه راهکاری حیاتی برای حفظ تابآوری و استمرار فعالیتهای تولیدی بهشمار میآید.
- اقتصاد چرخشی و الزامات محیطزیستی: اقتصاد چرخشی بهعنوان یکی از کلانروندهای جهانی، به رکن اصلی رقابتپذیری فولادسازان تبدیل شده است. در این رویکرد، پسماندهایی نظیر سرباره، غبار کورهها و لجنهای صنعتی، نه بهعنوان هزینه، بلکه بهعنوان منابع ثانویه ارزشمند تلقی میشوند. تحقق عملی اقتصاد چرخشی در صنعت فولاد، مستلزم بومیسازی فناوریهای فرآوری، جداسازی و بازیافت است؛ چراکه این فناوریها بهشدت به شرایط محلی و ترکیب شیمیایی مواد وابسته هستند. در ایران نیز ظرفیتهای قابلتوجهی در حوزه پیادهسازی اقتصاد چرخشی وجود دارد، اما بهرهبرداری از آنها نیازمند توسعه فناوریهای بومی، استانداردسازی و نگاه زنجیرهای است.
- تحول دیجیتال و لزوم بومیسازی فناوریهای نرم: تحول دیجیتال در صنعت فولاد از مرحله اتوماسیون عبور کرده و وارد فاز تصمیمسازی هوشمند شده است. کارخانههای پیشرو جهان با بهرهگیری از اینترنت اشیا، کلانداده، دوقلویی دیجیتال و هوش مصنوعی، بهرهوری، کیفیت و پایداری تولید را بهطور چشمگیری افزایش دادهاند. با این حال، تجربه نشان داده است که دیجیتالسازی بدون بومیسازی دادهها، الگوریتمها و منطق تصمیمگیری، پایداری و امنیت لازم را ندارد. بومیسازی سامانههای دیجیتال، توسعه الگوریتمهای متناسب با دادههای واقعی خطوط تولید و تربیت نیروی انسانی متخصص، از پیششرطهای موفقیت تحول دیجیتال در صنعت فولاد ایران است.
- توسعه سبد محصولات و حرکت به سمت فولادهای پیشرفته: رقابت در صنعت فولاد جهان دیگر بر پایه حجم تولید تعریف نمیشود، بلکه بر تنوع سبد محصولات و پیچیدگی فنی آنها استوار است. فولادهای پیشرفته مورد استفاده در صنایع خودروسازی، انرژی، نفت و گاز و زیرساختهای نوین، نیازمند دانش متالورژیکی عمیق و بومیسازیشده هستند. تجربه کره جنوبی و ژاپن نشان میدهد که تملک دانش طراحی محصول، مزیتی پایدار ایجاد میکند که حتی در شرایط رقابتی شدید نیز قابل جایگزینی نیست. در ایران، اگرچه ظرفیتهای علمی و صنعتی مناسبی وجود دارد، اما سبد محصولات فولادی همچنان در بسیاری از موارد به گریدهای عمومی محدود است. عبور از این وضعیت، مستلزم تقویت واحدهای تحقیق و توسعه، پیوند مؤثر دانشگاه و صنعت و استفاده هوشمندانه از ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی در طراحی محصول است.
- سرمایه انسانی و حفظ دانش فناورانه: بومیسازی پایدار، بدون اتکا به سرمایه انسانی توانمند و نظاممند، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. توسعه فعالیتهای تحقیق و توسعه، تربیت نیروی متخصص و جلوگیری از خروج دانش فنی از بنگاهها، از الزامات اساسی این مسیر است. بومیسازی، بستری برای حفظ و ارتقای سرمایه انسانی و انتقال دانش میان نسلهای مختلف صنعتی فراهم میکند.
نقشهراه بومیسازی در صنعت فولاد
بومیسازی در صنعت فولاد نباید صرفاً به معنای کپیبرداری از فناوریهای خارجی یا جایگزینی مقطعی واردات تلقی شود، بلکه لازم است بهعنوان یک مسیر تدریجی و هدفمند برای خلق دانش، توسعه فناوری و دستیابی به نوآوری پایدار تعریف گردد. گذار "از کپی تا نوآوری" مستلزم طراحی یک چارچوب منسجم است که در آن بازیگران مختلف زنجیره ارزش فولاد، از دانشگاه و مراکز پژوهشی گرفته تا شرکتهای بزرگ صنعتی و استارتاپهای فناور، بهصورت همافزا عمل کنند. در زیر به برخی از رویکردهای لازم در مسیر بومیسازی در صنعت فولاد اشاره شده است [۹–۱۱]:
- ایجاد اکوسیستم تحقیق و توسعه مشترک: یکی از ارکان اصلی این نقشهراه، ایجاد اکوسیستم تحقیق و توسعه مشترک است. تأسیس مراکز تحقیق و توسعه مشترک میان دانشگاهها، شرکتهای بزرگ فولادی و استارتاپهای صنعتی میتواند شکاف میان دانش نظری و نیازهای عملی صنعت را کاهش دهد. این مراکز باید بر حل مسائل واقعی صنعت تمرکز داشته و پروژههای مشترک آنها با اهداف مشخص، زمانبندی دقیق و شاخصهای عملکرد قابلارزیابی تعریف شوند.
- تقویت شبکه تأمینکنندگان بهصورت لایهبندیشده: در کنار توسعه دانش، تقویت شبکه تأمینکنندگان بهصورت لایهبندیشده از اهمیت بالایی برخوردار است. تعریف سطوح مختلف تأمینکنندگان مطابق با استانداردهای جهانی، شفافیت و انسجام بیشتری به زنجیره تأمین میبخشد. در این ساختار، شرکتهای بزرگ نقش راهبر فناوری را ایفا کرده و تأمینکنندگان کوچکتر با دریافت آموزشهای تخصصی، انتقال دانش فنی و بهرهمندی از مشوقهای مالی، بهتدریج توانمند میشوند. این فرایند، ضمن ارتقای کیفیت ساخت داخل، تابآوری زنجیره تأمین را در برابر شوکهای خارجی افزایش میدهد.
- به کارگیری روشهای مهندسی همزمان [۸]: گام مهم دیگر در مسیر بومیسازی پیشرفته، مهندسی همزمان است. در این رویکرد، طراحی قطعات، فرایندهای تولید و خدمات پس از فروش بهصورت همزمان و یکپارچه انجام میشود. نتیجه این همافزایی، کاهش قابلتوجه زمان چرخه توسعه محصول، کاهش هزینههای اصلاحات بعدی و تسهیل اعمال تغییرات سریع در نمونههای آزمایشی است؛ امری که برای رقابتپذیری صنعت فولاد در بازارهای داخلی و بینالمللی حیاتی محسوب میشود.
- استانداردسازی داخلی: از سوی دیگر، پشتیبانی از استانداردسازی داخلی بهعنوان زیرساخت اعتمادسازی در بازار، نقشی کلیدی دارد. تدوین و بهروزرسانی مستمر استانداردهای ملی با مشارکت صنعت و نهادهایی مانند مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران، موجب همراستایی کیفیت محصولات داخلی با الزامات جهانی میشود. همچنین، الزام استفاده از گواهی کیفیت ساخت داخل در مناقصات دولتی میتواند تقاضای پایدار برای محصولات بومی ایجاد کرده و مسیر رشد تولیدکنندگان داخلی را هموار سازد.
- ایجاد نظامهای انگیزشی مؤثر در حوزه مالکیت فکری: گذار واقعی از بومیسازی فناورانه بدون نظامهای انگیزشی مؤثر در حوزه مالکیت فکری امکانپذیر نخواهد بود. اعطای امتیازات مالی و قراردادی به تیمهای توسعهدهنده فناوری، حمایت هدفمند از ثبت پتنتهای داخلی و تسهیل فرایند تجاریسازی آنها، انگیزه لازم برای حرکت از تقلید به خلق فناوری را فراهم میکند. چنین سازوکاری، ضمن حفظ منافع نوآوران، زمینه شکلگیری یک چرخه پایدار نوآوری در صنعت فولاد را ایجاد خواهد کرد.
در مجموع، بومیسازی موفق در صنعت فولاد زمانی محقق میشود که بهعنوان یک استراتژی بلندمدت و نوآورانه دیده شود؛ مسیری که با تکیه بر همکاری نهادی، توانمندسازی زنجیره تأمین، مهندسی پیشرفته و نظامهای انگیزشی هوشمند، صنعت فولاد کشور را از وابستگی فناورانه به مرزهای نوآوری و رقابتپذیری جهانی رهنمون میسازد.
بومیسازی در گروه فولاد مبارکه
گروه فولاد مبارکه در مسیر تحقق توسعه پایدار، سه کلانروند راهبردی اقتصاد چرخشی، تحول دیجیتال و توسعه سبد محصولات را بهعنوان محورهای اصلی حرکت آینده خود برگزیده و برنامههای کلان خود را بر این مبنا سامان داده است. این رویکرد نشاندهنده درک عمیق این شرکت از تحولات ساختاری صنعت فولاد در سطح جهانی و ضرورت همراستایی با الزامات نوین رقابتپذیری، پایداری و خلق ارزش افزوده است. با این حال، تجربههای جهانی و واقعیتهای صنعتی کشور بهروشنی نشان میدهد که تحقق عملی و پایدار این سه کلانروند، بدون اتکا به بومیسازی دانش فنی، فناوریها و زیرساختهای کلیدی امکانپذیر نخواهد بود. بومیسازی، نهتنها پیششرط کاهش وابستگی و افزایش تابآوری زنجیره تأمین است، بلکه بهعنوان زیربنای توسعه نوآوری، انطباق با شرایط بومی تولید و پاسخگویی هوشمندانه به نیازهای بازار عمل میکند. از این منظر، بومیسازی برای فولاد مبارکه صرفاً یک انتخاب فنی یا مقطعی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی و عاملی تعیینکننده در تداوم مسیر پیشرفت، رهبری صنعتی و ایفای نقش پیشگام در آینده صنعت فولاد کشور بهشمار میآید. تمرکز راهبردی فولاد مبارکه در سالهای پیش رو بر سه محور کلیدی قرار خواهد داشت و هدف فولاد مبارکه، حرکت پیوسته و هدفمند به سمت "صاحب فناوری شدن" در این حوزههاست. آنچه ممکن است در کوتاهمدت، تفاوت قابلتوجهی برای فولاد مبارکه ایجاد نکند؛ لیکن، در میانمدت و بلندمدت به یک مزیت رقابتی پایدار و تعیینکننده تبدیل خواهد شد، دستیابی به مالکیت فناوری در حوزههای کلیدی است. امروزه یکی از چالشهای اساسی این است که زیرساختهای کامل برای ورود به بازی جدید جهانی در دسترس نیست و ضروری است با سرعت و دقت، این زیرساختها طراحی و ایجاد شود تا فولاد مبارکه به عنوان پیشرو و خالق فناوری در سطح جهانی شناخته شود. این مسیر نیازمند برنامهریزی هوشمند، سرمایهگذاری مستمر در تحقیق و توسعه و بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی و نوآوری است تا فولاد مبارکه به جایگاه واقعی خود به عنوان مرجع فناوری در صنعت فولاد دست یابد. در همین زمینه، گزارش شده است که بر اساس برنامههای راهبری ایمیدرو، صرفهجویی ارزی حاصل از بومیسازی در شرکتهای معدنی و صنایع معدنی تا سال ۱۴۰۴ حدود ۸۹۳ میلیارد دلار هدفگذاری شده است که گروه فولاد مبارکه با اختصاص حدود ۲۵۰ میلیون دلار، سهم قابلتوجهی در تحقق این هدف دارد [۱۲]. فولاد مبارکه طی بیش از دو دهه فعالیت نظاممند در حوزه بومیسازی، موفق به ثبت حدود ۹/۲ میلیارد دلار صرفهجویی ارزی شده است. این دستاورد نهتنها حاصل ساخت قطعات و تجهیزات، بلکه نتیجه سرمایهگذاری هدفمند در تحقیق و توسعه، تربیت نیروی انسانی، راهبری شرکتهای تابعه و تقویت اکوسیستم نوآوری کشور است. تخصیص صدها میلیارد تومان به پروژههای پژوهشی و فناورانه، بیانگر تغییر پارادایم از تولید سنتی به تولید دانشبنیان در این شرکت است. امروز، گروه فولاد مبارکه در آستانه ورود به مرحلهای پیشرفتهتر قرار دارد که در آن توسعه و حتی صادرات فناوری فولادسازی بهعنوان یکی از اهداف راهبردی دنبال میشود. این مسیر طی سالهای اخیر به بلوغ قابلتوجهی دست یافته است، بهگونهای که بخش مهمی از نیازهای خطوط تولید فولاد مبارکه با اتکا به توان داخلی تأمین میشود و این شرکت به الگویی موفق در بومیسازی فناورانه در صنعت فولاد کشور تبدیل شده است. در سال ۱۴۰۳، به همت فولاد مبارکه، ۹۶۷ قطعه و تجهیز پیچیده و با تکنولوژی پیشرفته برای اولین بار در داخل کشور طراحی و ساخته شد که صرفهجویی ۵/۱۶ میلیون یورویی را در پی داشت. همچنین، در حال حاضر بیش از ۹۰ درصد قطعات و مواد مصرفی فولاد مبارکه از داخل کشور تأمین میشود و ستون فقرات این موفقیت، همکاری با ۷۰۲ شرکت دانشبنیان است. فرایند بومیسازی در فولاد مبارکه به حدی پیشرفته است که تقریباً بخش زیادی از نیازهای خطوط تولید، عمدتاً از طریق توانمندیهای داخلی و شبکه گسترده تأمینکنندگان داخلی مجموعه تأمین میشود [۱۳].
بومیسازی در صنعت فولاد ایران، هرچند با دستاوردهای تحسینبرانگیزی همراه بوده، اما امروزه در میانه میدانی از چالشهای ساختاری و محیطی قرار گرفته است که عبور از آنها هوشمندی مضاعف سیاستگذاران را میطلبد. در نهایت، موتور محرک بومیسازی یعنی بخش تحقیق و توسعه، هنوز با استانداردهای پیشرو جهانی فاصله دارد. در حالی که غولهای فولادی جهان مانند شرکتهای آلمانی حدود ۳ درصد از درآمد خود را صرف نوآوری میکنند، در ایران این رقم همچنان نیاز به تقویت جدی دارد. برای عبور از روشهای سنتی و کاهش ریسک پروژههای نوآورانه، توسعه صندوقهای سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی میتواند پلی میان دانش بومی و نیازهای صنعتی ایجاد کرده و مسیر تبدیل شدن به یک قدرت در منطقه را هموار سازد. همچنین، بومیسازی پایدار بدون پیوند عمیق میان بخش تولید و نهادهای علمی امکانپذیر نیست. در سالهای اخیر، گروه فولاد مبارکه فعالیتهای متعددی در این زمینه انجام داده است. ایجاد مراکز نوآوری در دانشگاه کشور با همکاری فولاد مبارکه، نمونهای از مدلهای نوین همکاری است. در مسیر بومیسازی فناورانه فولاد مبارکه، صندوق پژوهش و فناوری غیردولتی سرمایهگذاری خطرپذیر شرکتی فولاد مبارکه (MSTID Fund)، نقش مهم و محوری در تقویت فرایند بومیسازی از طریق ایجاد ارتباط بین گروه فولادمبارکه، دانشگاهها و شرکتها دانشبنیان و نوپا ایفا میکند. این صندوق بهعنوان یک ابزار مالی و استراتژیک، امکان سرمایهگذاری هدفمند در پروژههای نوآورانه، شرکتهای دانشبنیان و استارتآپهای فعال در حوزه فناوریهای مرتبط با صنعت فولاد را فراهم کرده است. این صندوق با تأمین منابع مالی و پشتیبانی مدیریتی، ریسکهای مرتبط با توسعه فناوریهای جدید و بومیسازی تجهیزات و فرایندها را کاهش میدهد و مسیر ورود نوآوریهای فناورانه به خطوط تولید را هموار میسازد. همچنین، MSTID Fund با تمرکز بر پروژههای استراتژیک در سه کلانروند فولاد مبارکه، امکان تجاریسازی سریع ایدههای نوآورانه را فراهم کرده و موجب افزایش ارزش افزوده زنجیره تأمین داخلی میشود. حمایت صندوق از پروژههای بومیسازی، از طراحی و توسعه تجهیزات گرفته تا تولید قطعات حیاتی، به کاهش خروج ارز، ارتقای تابآوری تولید و تقویت جایگاه رقابتی فولاد مبارکه در سطح ملی و بینالمللی کمک میکند. به این ترتیب، MSTID Fund بهعنوان موتور محرک نوآوری و توسعه فناوری، یکی از ارکان کلیدی تحول فناورانه و بومیسازی پایدار در گروه فولاد مبارکه بهشمار میرود [۱۴].
نتیجهگیری
بررسی جامع روندهای جهانی و وضعیت صنعت فولاد ایران نشان میدهد که بومیسازی، دیگر یک انتخاب مقطعی یا واکنشی به محدودیتهای بیرونی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای تضمین آینده این صنعت محسوب میشود. در شرایطی که صنعت فولاد با چالشهای همزمانی نظیر ناترازی انرژی، فشارهای محیطزیستی، رقابت فزاینده جهانی و تحولات سریع فناورانه مواجه است، اتکا به واردات فناوری و دانش فنی، ریسکهای ساختاری و بلندمدتی را به همراه خواهد داشت. تجربه کشورهای پیشرو بهروشنی نشان میدهد که گذار موفق از یک صنعت تولیدمحور به صنعتی فناوریمحور، تنها از مسیر بومیسازی عمیق، سرمایهگذاری مستمر در تحقیق و توسعه و پیوند نظاممند صنعت و دانشگاه امکانپذیر است. در ایران نیز صنعت فولاد ظرفیتهای بالقوه قابلتوجهی برای طی این مسیر در اختیار دارد؛ از زیرساختهای گسترده تولید گرفته تا سرمایه انسانی متخصص و شبکه روبهرشد شرکتهای دانشبنیان. با این حال، بهرهگیری مؤثر از این ظرفیتها مستلزم آن است که بومیسازی در سطح سیاست صنعتی و حکمرانی اقتصادی تعریف شود و از پروژههای جزیرهای و کوتاهمدت فراتر رود. تجربه فولاد مبارکه نشان میدهد که سرمایهگذاری هدفمند در بومیسازی، تحقیق و توسعه و توسعه اکوسیستم نوآوری، میتواند ضمن ایجاد صرفهجویی ارزی قابلتوجه، زمینهساز پایداری تولید باشد. در نهایت، بومیسازی در صنعت فولاد ایران باید بهعنوان پلی میان توانمندیهای داخلی و الزامات آیندهمحور صنعت دیده شود؛ پلی که عبور موفق از آن، میتواند فولاد ایران را از مصرفکننده فناوری به بازیگری مؤثر در تولید دانش و فناوری فولاد در منطقه و جهان تبدیل کند.
مراجع
[1] H. Wang, M. Li, Z. Wang, Research on the R & D Strategies of Iron and Steel Enterprises Based on Semantic Topic Analysis of Patents, (2023).
[2] C. Choo, South Korea’s POSCO aims to phase out imported electrodes for EAF steelmaking, 2024.
[3] Vadim Kolisnichenko, South Korea launches large-scale support for steel industry, 2025.
[4] Thyssenkrupp, Innovative solutions for the key challenges of the future, n.d.
[5] O. Takahito, NIMS and Three Steel Companies to Develop a Framework for Open Innovation, n.d.
[6] Nippon Steel, Nippon Steel, n.d. https://www.nipponsteel.com/en/tech/.
[7] STRMI, Government Initiatives in Steel Sector, n.d. https://www.srtmi.com/index.php/site/governmentinitiatives.%0D.
[8] S. times International, NLMK and SAP to develop ‘Co-innovation lab, 2017. https://www.steeltimesint.com/news/nlmk-and-sap-to-develop-co-innovation-lab.
[9] P. Tiwari, Steel Industry Roadmap: Innovation, Sustainability, and Competitiveness in 2025, Met. B. (2025).
[10] ابوالفضل آداب, راهبردهای ارتقاء زنجیره ارزش صنعت فولاد ایران از منظر نظام نوآوری, فصلنامه علمی-پژوهشی سیاست علم و فناوری 10 (1397).
[11] Naser Mahmoudi, Presenting the Innovation Model of Iran’s Steel Industry, J. Dyn. Manag. Bus. Anal. 2 (2023) 140–154.
[12] IMIDRO, برنامه معدن و صنایع معدنی در تحقق هدف 893 میلیون دلاری بومی سازی طی سال 1404, (1404). https://www.imidro.gov.ir/fa/news/185454-برنامه-معدن-صنایع-معدنی-در-تحقق-هدف-893-میلیون-دلاری-بومی-سازی-طی-سال-1404.html.
[13] دنیای اقتصاد, بومی سازی، حلقه ثبات ساز در زنجیره تولید, (1404). https://donya-e-eqtesad.com/بخش-ویژه-نامه -63/4173068- بومی-سازی-حلقه-ثبات-ساز-در-زنجیره-تولید.
[14] MSTID Fund, (2025). www.MSTID.com.
[1] Research and development intensity
[2] National Institute for Materials Science (NIMS)
[3] Steel Development Fund (SDF)
[4] Steel Research and Technology Mission of India (SRTMI)
[5] Co-Innovation Lab
[6] Made in China
[7] Shanghai Advanced Research Institute
[8] Concurrent engineering
*کارشناس فناوری و نوآوری صندوق سرمایه گذاری خطر پذیر فولاد مبارکه
نظر شما