تیتر سه زیرسرویس
-
سیاستهای درست، چگونه سنگاپور را از دل بحران به اوج موفقیت رساند؟
استراتژی هوشمندانه
سنگاپور دیگر آن کشور کوچک و فقیر دهه ۱۹۶۰ نیست. این کشور با تبدیل شدن به یکی از قطبهای مهم صنعتی و مالی جهان، الگویی برای سایر کشورهای در حال توسعه شده است. اما نکته قابل توجه آن است که موفقیت سنگاپور صرفاً حاصل شانس یا موقعیت جغرافیایی نبود، بلکه نتیجه یک تصمیم استراتژیک هوشمندانه و اجرای دقیق آن بود. تجربه سنگاپور نشان میدهد که حتی در شرایط به ظاهر ناامیدکننده نیز میتوان با اتخاذ سیاستهای درست و اجرای دقیق آنها، مسیر توسعه را هموار کرد.
-
الزامات انتقال موفق فناوری در کشور چیست؟
دود استهلاک در چشم صنعت
امروزه فناوری نه تنها در دنیای کسبوکار، کلیدی طلایی رشد و تعالی محسوب میشود، بلکه به سلاح اصلی رقابت بین شرکتها تبدیل شده است. بدون تردید، استقبال و پذیرش فناوریهای نوپدید و سرمایهگذاری هدفمند، محرک اصلی پیشرفت و شکوفایی ایران در سالهای آتی خواهد بود. اما ایران چه جایگاهی به لحاظ انتخاب و توسعه فناوری در میان کشورهای جهان و منطقه برخوردار است؟ و الزامات انتقال موفق فناوری در کشور چیست؟
-
کلان روندها چگونه تزریق فناوری به صنعت را متاثر میسازند؟
چرخههای کارآمد
انقلاب صنعتی پنجم در راه است و بهرهمندی از فرصتهای نسل چهارم، مستلزم تدوین اسناد و سیاستهای بالادستی، سنجش توان توسعه فناوری، تدوین و بازنگری قوانین، توسعه دانش و پرورش نیروهای انسانی ضروری است. اما مهمترین سیاستها و راهبردها برای تزریق فناوری و نوآوری به بخشهای مختلف صنعتی و اقتصادی کشور چیست؟
-
دولت چگونه میتواند به توسعه نوآوری و تحول تولید کمک کند؟
سیاست نوآوری
تجربه تاریخی نشان میدهد که حتی توسعهیافتهترین دولتها هم برای تحقق نوآوری سیاستگذاری میکنند و این سیاستگذاریها نقشی اساسی در پیشبرد توسعه صنعتی دارند. این درحالی است که در ایران، الزامات تحقق نوآوری به درستی شناخته نشده یا در نتیجه بیثباتیهای اقتصادی و درگیری دولت با مسائل پیچیدهتر، این مهم به فراموشی سپرده شده است. دست آخر اینکه برای تحقق نوآوری در ایران، تحقق برخی الزامات نهادی اهمیت ویژهای دارد. این نوشتار، برخی از این الزامات را بیان میکند.
-
چرا سیاستهای صنعتی جدید، از گسترش جریان نوآوری حمایت میکنند؟
درسهای موج نوآوری
از سال ۲۰۲۳ در پارادایم جدید سیاست صنعتی در عرصه جهانی، دولتهای صنعتی گوی سبقت در مداخله و اعطای یارانهها را از کشورهای نوظهور و در حال توسعه ربودهاند؛ دخالتی که هدف از آن، ورود به بازار صنایع هدف، گذار سبز و امنیت اقتصادی است. در این مداخلهها محصولات صنعتی دارای کاربردهای دوگانه (صنعتی-نظامی) و فناوریهای پیشرفته بهویژه در حوزه نیمههادیها و فناوریهای کمکربن و زیرمجموعههای آنها مانند مواد راهبردی معدنی فعالیتهایی بودهاند که در سیاستهای صنعتی سال ۲۰۲۳ در سراسر جهان موضوع حمایتها قرار گرفتهاند.
-
چرا تنظیم درست سیاست تجاری حمایتگرایانه اهمیت دارد؟
جانبداری جانانه
«حمایتگرایی» نوعی سیاست تجاری است، که به صورت ساده به مفهوم حمایت موقت و مشروط از فعالیتهای تولیدی نوپای داخلی در برابر رقابت خارجی تا هنگام دستیابی به بلوغ است در ایران اما، حمایتگرایی مصداقی روشن از نوزادی است که بهرغم دههها حمایت، هنوز به بلوغ و توان رقابتپذیری دست نیافته و همچنان متکی به دیوار تعرفه و حیات آن به گرانفروشی محصولات مشابه خارجی گره خورده است. اما آیا واقعیت همینطور است؟ این نوشته چند ملاحظه مختصر اما مهم در این زمینه را مطرح میکند.
-
چرا حضور بنگاههای بزرگ در پروژههای زیربنایی، حیاتی است؟
راهبرد مقیاس
در هیچ جای جهان، توسعه زیرساخت بدون تکیه بر بنگاههای بزرگ محقق نشده است. اگر قرار است ایران از توسعه حداقلی به جهشی پایدار برسد، راهی جز آزادسازی ظرفیت غولهای اقتصادی نیست. اما این مسیر، نیازمند بازنگری جدی در سیاستگذاری و برداشتن موانع ساختاری است؛ چراکه بدون اصلاح این قواعد، حضور بنگاههای بزرگ نه فراگیر خواهد شد و نه ماندگار؛ و توسعه، همچنان رویایی دستنیافتنی باقی میماند.
-
اعتمادسازی معدنی
آرژانتین، پس از دو دهه سیاستهای مالی سهلانگارانه و کسری بودجهای که در دهه 2010 بهطور متوسط 5درصد تولید ناخالص داخلی بود، در حال بازنویسی داستان اقتصادی خود است. رژیم تشویقی سرمایهگذاری برای پروژههای کلان (RIGI)، با معافیتهای مالیاتی 10ساله و تضمینهای ارزی برای پروژههای بالای 200 میلیون دلار، سیگنالی قوی به سرمایهگذاران جهانی ارسال کرده است. طبق گزارش بانک جهانی، جریان سرمایهگذاری مستقیم خارجی در بخش معدن آرژانتین در سال 2024 به 2/3 میلیارد دلار رسیده؛ رشدی 40درصدی نسبت به سال قبل. اما این معجزه چطور اتفاق افتاد؟
-
تنگنای تامین مالی از بانکها، چگونه به مانعی فراروی تولید تبدیل شد؟
تله تسهیلات تولید
یکی از تنگناهای ساختاری بخش تولید کشور، عدم تغذیه مناسب از نظام تامین مالی است و فعالان اقتصادی در پیمایشهای آماری و اظهار نظرهای مکرر، محدودیت دسترسی به اعتبارات بانکی را یکی از محدودیتهای اساسی تولید عنوان میکنند. در این نوشتار سعی شده، به روند سرمایهگذاری در اقتصاد کشور و نحوه تامین مالی سرمایهگذاری در امور تولیدی توسط شبکه بانکی پرداخته شود.
-
چگونه خندق استراتژیک به تله انحصار تبدیل میشود؟
مزیت مقیاس یا شکنندگی انحصار؟
خندق استراتژیک همواره بهعنوان نماد قدرت و پایداری بنگاهها در برابر رقبا معرفی شده است؛ اما واقعیت این است که خندق، اگر بیش از حد عمیق و بسته طراحی شود، میتواند خود به «تله» بدل شود. در چنین وضعیتی، مزیت مقیاس جای خود را به شکنندگی انحصار میدهد و همان عاملی که قرار بود ضامن تابآوری و پیشرفت باشد، به تهدیدی برای نوآوری، رقابت و حتی امنیت صنعتی کشور تبدیل میشود. تجربههایی مثل بحران برق چین یا فروپاشی صنعت نفت ونزوئلا نشان دادهاند که تمرکز بیش از حد در دست چند بازیگر بزرگ، هرچند در کوتاهمدت مزیت میآفریند اما در بلندمدت اقتصاد را آسیبپذیر میکند. در مقابل، کشورهایی مانند کرهجنوبی با ایجاد تعادل میان غولهای صنعتی و بازیگران مکمل، از این تله گریختهاند. در پرونده «خندق استراتژیک»، لازم بود علاوه بر نگاه مثبت به مزایای خندق، نگاه نقادانه به روی دیگر این سکه نیز گنجانده شود. مقالهای که در ادامه میخوانید دقیقا بر این بُعد تمرکز دارد: هشدار درباره آنکه خندق استراتژیک، اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به نقطهضعفی بزرگ برای صنعت و اقتصاد بدل شود. این یادآوری ضروری است تا مدیران و سیاستگذاران بدانند که خندق، تنها زمانی ارزشمند است که تعادل میان مقیاس و تنوع، تمرکز و رقابت بهدرستی برقرار باشد.