تیتر سه زیرسرویس
-
جهش از ویرانی
آینده اقتصاد اوکراین در زمان جنگ و پساجنگ بیش از هر چیز به احیای بخشهای واقعی و صادراتی آن وابسته است: کشاورزی، فلزات، معدن، انرژی و زیرساخت. بازسازی موفق زمانی رخ میدهد که از کمک انسانی فراتر رود و به پروژهای سرمایهپذیر برای نوسازی صنعتی، اصلاح حکمرانی، جذب سرمایه خصوصی و اتصال به زنجیرههای بینالمللی تبدیل شود.
-
نوسازی مزیتها
بازسازی فولاد مبارکه نباید به بازگشت ساده خطوط آسیبدیده محدود شود. این توقف ناخواسته، فرصتی کمتکرار برای بازطراحی مسیر تولید، ارتقای فناوری، اصلاح سبد محصول و حرکت بهسوی فولادهای با ارزش افزوده بالاتر است؛ فرصتی که اگر درست مدیریت شود، میتواند جایگاه رقابتی این صنعت را در بازار آینده تقویت کند.
-
چگونه پوسکو در سایه تهدید نظامی دائمی، زنجیره ارزش را بازآفرینی کرد؟
ققنوس پوهانگ
اگرچه پوسکو بعد از جنگ ساخته شد، اما مدل مدیریت بحران و توسعه سریع آن در محیطی با تهدید نظامی دائمی، بهترین الگو برای فولاد مبارکه است. تجربه این غول کرهای نشان میدهد بحران، اگر به بازسازی صرف محدود شود، تنها بازگشت به وضعیت پیشین را رقم میزند؛ اما زمانی که به نوسازی همزمان فناوری، لجستیک و جایگاه در زنجیره ارزش تبدیل شود، به جهش صنعتی منجر میشود و ظرفیت رقابتپذیری را در سطحی کاملاً جدید بازتعریف میکند.
-
بازگشت یا نوسازی؟
بازسازی فولاد مبارکه، در سطحی فراتر از احیای یک کارخانه، آزمونی برای حکمرانی صنعتی ایران است. مسئله امروز، بازگرداندن ظرفیت ازدسترفته نیست؛ بلکه تبدیل یک شوک عملیاتی به فرصتی برای ارتقای تابآوری، بهرهوری و رقابتپذیری است. اگر فولاد مبارکه بهعنوان یکی از ستونهای زنجیره ارزش فولاد کشور تنها به وضعیت پیشین بازگردد، ریسکهای گذشته نیز بازتولید خواهد شد؛ اما نوسازی راهبردی میتواند این بحران را به نقطه آغاز نسل جدیدی از صنعتورزی در ایران تبدیل کند.
-
تحلیل مداخلات دولتی و خصوصی در تامین مالی کارآفرینانه، چه مسیری را نشان میدهد؟
حکمرانی نوآورانه
دولتها همواره نقش مهمی در پر کردن شکافهای بازار ایفا کردهاند. یکی از زمینههای کلیدی این مداخله، سرمایهگذاری در کارآفرینی و نوآوری است؛ گزارش حاضر به بررسی الگوهای گوناگون مداخله دولتها در تامین مالی کارآفرینانه در سطح جهانی میپردازد و با اتکا به دادههای جامع ۷۵۵ برنامه در ۶۶ کشور طی سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۹، تحلیل میکند که چگونه دولتها در کنار بخشخصوصی میتوانند کارآیی سرمایهگذاری را بهبود دهند.
-
سرمایهگذاری مولد، چگونه باعث تحول تولید در اقتصادهای پویا میشود؟
راهی پر از سنگلاخ
سرمایهگذاری مولد در صنعت و معدن، برخلاف سفتهبازی، بر خلق ارزش واقعی تمرکز دارد. این سرمایهگذاریها آیندهسازند؛ اشتغال پایدار، ارتقای مهارت و توسعه زیرساخت را رقم میزنند. از کارخانه مس در شیلی تا فولاد سبز در کرهجنوبی، هر پروژه نقطه عطفی برای نسلهاست. طبق گزارش بانک جهانی، این کشورها تا ۲۵ درصد رشد بهرهوری بیشتری نسبت به دیگران داشتهاند.
-
بحران چگونه به سکوی جهش صنعتی تبدیل میشود؟
فراتر از بازسازی
بازسازی فولاد مبارکه، در سطحی فراتر از احیای یک کارخانه، آزمونی برای حکمرانی صنعتی ایران است. مسئله امروز، بازگرداندن ظرفیت ازدسترفته نیست؛ بلکه تبدیل یک شوک عملیاتی به فرصتی برای ارتقای تابآوری، بهرهوری و رقابتپذیری است. اگر فولاد مبارکه بهعنوان یکی از ستونهای زنجیره ارزش فولاد کشور تنها به وضعیت پیشین بازگردد، ریسکهای گذشته نیز بازتولید خواهد شد؛ اما نوسازی راهبردی میتواند این بحران را به نقطه آغاز نسل جدیدی از صنعتورزی در ایران تبدیل کند.
-
بنگاههای بزرگ چگونه در هدایت سرمایههای ملی نقشآفرینی میکنند؟
از آرامکو تا پوسکو
بنگاههای بزرگ به مثابه ستونهای فقرات اقتصادهای ملی عمل میکنند. آنها سرمایههای عظیم را جذب، مدیریت و تخصیص میدهند، فناوریها را توسعه میدهند و با ایجاد زنجیرههای ارزش، اقتصادهای محلی را به بازارهای جهانی پیوند میزنند. این گزارش تحلیلی به بررسی نقش بنگاههای بزرگ در هدایت سرمایههای ملی میپردازد و با تمرکز بر دو نمونه برجسته - آرامکو و پوسکو - الگوهای موفقیت و چالشهای پیش روی بنگاههای پیشران را تحلیل میکند. این گزارش تاکید دارد، بنگاههای بزرگ میتوانند سرمایههای ملی را به گونهای هدایت کنند که هم رشد اقتصادی را تضمین کنند و هم به توسعه پایدار و عادلانه کمک کنند.
-
چرا افزایش سطح رقابتپذیری، موتور محرک بخش تولید است؟
اسارت رقابت
چرا صنایع ایران با وجود برخورداری از مزایای بسیار، از جمله نیروی کار ارزان و انبوه، منابع انرژی لایزال و حمایت چشمگیر دولت در طول سالهای متمادی، موفق به حرکت در مسیری مشابه با ترکیه، ویتنام یا چین نشدهاند؟ پاسخ به این سوال به طور طبیعی محتاج بحث بسیار مفصل و ارائه شواهد متعدد است؛ اما این گزارش سعی دارد از دریچه آمارها به کارنامه صنعتی ایران در سالهای اخیر نگاه کند.
-
چرا سیاستهای حمایتی، بدون نقشه راه توسعه صنعتی، محتوم به شکست است؟
تله رشدهای ناپایدار
پرداخت انواع تسهیلات ریالی و ارزی، اعطای انواع یارانه، تخصیص زمین و انرژی ارزان قیمت، خریدهای اجباری بخشخصوصی و دولتی از تولیدات داخلی و وضع تعرفههای وارداتی از آن جمله حمایتهایی است که به منظور توسعه بخش صنعت و ارتقای ظرفیتهای تولیدی کشور به اجرا درآمده است. اگر نتیجه حمایت از تولید صنعتی را رشد اقتصادی و رشد بخش صنعت بدانیم، میتوانیم با بررسی آمارهای موجود در این زمینه، میزان اثرگذاری سیاستهای حمایتی را مورد ارزیابی قرار دهیم.