چرا فولاد ایران به یک تنظیم گر استراتژیک نیاز دارد؟

بلوغ نهادی در اقتصاد صنایع سنگین

بلوغ نهادی در اقتصاد صنایع سنگین
آناهیتا خاکی
سه‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۱

تاب‌آوری بنگاه‌ها در صنعت فولاد ایران دیگر با چانه‌زنی‌های کلاسیک بر سر سهمیه‌های بازار و تعرفه انرژی تضمین نمی‌شود. رقبای بین‌المللی زیر چتر نهادهای پیشروی چون «انجمن جهانی فولاد»، با اتکا به حکمرانی داده‌محور، لابی‌گری را به سیاست‌گذاری ارتقا داده و ائتلاف‌های عظیم برای توسعه زیرساخت و اقتصاد چرخشی می‌سازند؛ تشکل‌های داخلی اما اغلب در تله واکنش‌های تدافعی و مباحث روزمره گرفتار مانده‌اند. واقعیت اقتصاد کلان در عصر گذار به فولاد سبز و بحران‌های ساختاری تامین برق و گاز این است که بنگاه‌های فولادی نمی‌توانند بار توسعه پایدار و جبران کسری‌های ملی را به‌صورت جزیره‌ای و انفرادی به دوش بکشند. زمان آن فرا رسیده که تشکل‌های صنعتی پوسته سنتی خود را بشکافند؛ کالبدشکافی پیش رو نشان می‌دهد که چگونه گذار از یک «تشکل مطالبه‌گر» به یک «اتاق‌فکر استراتژیک»، تنها فرمول بقا این صنعت در دهه‌های پرالتهاب آینده خواهد بود.

پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در ادبیات توسعه صنعتی، تفاوت میان یک صنعت تاب‌آور و یک صنعت شکننده، غالبا در ساختار و بلوغ «نهادهای واسط» یا تشکل‌های صنفی آن نهفته است. انجمن جهانی فولاد با درک این موضوع، از یک سندیکای لابی‌گر به یک تنظیم گر درون‌صنفی و راهبر استراتژیک تبدیل شده است. در مقابل، تشکل‌های صنعتی در اقتصادهای در حال گذار، اغلب در سطح مدافعان کوتاه‌مدت منافع اعضا متوقف مانده‌اند.

برای ارتقا ساختار نهادی صنعت فولاد ایران، کالبدشکافی اقدامات سازنده انجمن جهانی فولاد و مقایسه آن با وضع موجود، مسیر روشنی را برای پیاده‌سازی یک حکمرانی تشکلی مدرن ترسیم می‌کند.

۱. از لابی‌گری تدافعی تا حکمرانی داده‌محور

الگوی انجمن جهانی فولاد:

این نهاد، قدرتمندترین بانک اطلاعاتی ارزیابی چرخه حیات، شدت مصرف انرژی و انتشار کربن را در اختیار دارد. این انجمن با ایجاد یک پلتفرم امن، داده‌های خام تولیدکنندگان را جمع‌آوری کرده و شاخص‌های کلیدی عملکرد را استانداردسازی می‌کند. در این ساختار، چانه‌زنی با نهادهای دولتی و بین‌المللی بر پایه «داده‌های محکم و بنچ‌مارک‌های علمی» صورت می‌گیرد و صرفا فشارهای سیاسی نیست.

انجمن جهانی فولاد با ایجاد یک پلتفرم امن، داده‌های خام تولیدکنندگان را جمع‌آوری کرده و شاخص‌های کلیدی عملکرد را استانداردسازی می‌کند. در این ساختار، چانه‌زنی با نهادهای دولتی و بین‌المللی بر پایه «داده‌های محکم و بنچ‌مارک‌های علمی» صورت می‌گیرد

وضعیت فعلی در ایران:

انجمن‌های تخصصی، در مواجهه با بحران‌هایی نظیر قیمت‌گذاری دستوری، سهمیه‌بندی در بورس کالا یا قطعی‌های فصلی گاز و برق، غالبا رویکردی تدافعی و واکنشی دارند. فقدان یک دیتابیس درون‌صنفی که راندمان کوره‌های قوس الکتریکی یا واحدهای احیای مستقیم اعضا را به‌طور شفاف اما با حفظ محرمانگی تجاری، مقایسه کند؛ پاشنه آشیل این تشکل‌ها در مذاکره با سیاست‌گذاران است.

پیشنهاد استراتژیک:

اگر مدل انجمن جهانی فولاد در ایران پیاده‌سازی شود، تشکل‌های فولادی باید پلتفرم‌های بنچ‌مارکینگ ملی تاسیس کنند. در این حالت، زمانی که دولت قصد تغییر تعرفه خوراک انرژی را دارد، تشکل به جای صدور بیانیه‌های اعتراضی، گزارش دقیقی از میانگین مصرف انرژی بر تن فولاد تولیدی ارائه می‌دهد و با اعداد و ارقام اثبات می‌کند که حاشیه سود صنعت توان جذب این شوک را ندارد. این رویکرد، تشکل را از یک شاکی همیشگی به یک شریک استراتژیک و شفاف در تصمیم‌سازی‌های اقتصاد کلان تبدیل می‌کند.

۲. از راهکارهای انفرادی تا رهبری ائتلاف‌های زیرساختی

الگوی انجمن جهانی فولاد:

انجمن جهانی فولاد در مواجهه با چالش‌های ساختاری نظیر کربن‌زدایی و گذار به فولاد سبز، نقش «تسهیل‌گر ائتلاف‌ها» را بازی می‌کند. این تشکل منابع مالی و مطالعاتی شرکت‌های مختلف را برای تحقیق و توسعه در تکنولوژی‌های نوین نظیر احیامستقیم بر پایه هیدروژن، هم‌گرا می‌کند تا ریسک سرمایه‌گذاری توزیع شود.

وضعیت فعلی در ایران:

حل بحران‌های زیرساختی در ایران به دوش خود شرکت‌ها افتاده و تشکل‌ها در این زمینه غایب‌اند. به عنوان نمونه، تامین پایدار برق برای مجتمع‌های عظیمی نظیر فولاد مبارکه، صبا و سفیددشت، نیازمند سرمایه‌گذاری‌های سنگین است. در حال حاضر، این شرکت‌ها با تشکیل ساختارهایی نظیر «صنایع نیرو و انرژی پاک فولاد» و ورود به پروژه‌هایی مانند احداث نیروگاه خورشیدی و احیای نیروگاه حرارتی اصفهان، بار تامین انرژی را به تنهایی به دوش می‌کشند و این ائتلاف‌ها کاملا خارج از چتر راهبردی یک تشکل مادر شکل می‌گیرند.

پیشنهاد استراتژیک:

با اجرای مدل انجمن جهانی فولاد، انجمن‌های ملی باید کاتالیزور و رهبر این کنسرسیوم‌های زیرساختی باشند. تشکل باید با پایش کسری برق و گاز کل شبکه اعضا، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک تاسیس کند و پروژه‌های نیروگاهی یا انتقال آب را در مقیاس ملی مدیریت نماید. این اقدام، هزینه‌های موازی را کاهش داده و قدرت چانه‌زنی کنسرسیوم را در خرید تجهیزات و اخذ مجوزها به حداکثر می‌رساند.

۳. استانداردسازی اقتصاد چرخشی به جای دستاوردهای جزیره‌ای

الگوی انجمن جهانی فولاد:

اقتصاد چرخشی در انجمن جهانی فولاد یک انتخاب نیست، بلکه یک پروتکل الزام‌آور است. برنامه‌هایی نظیر "Step Up" استانداردهای مشخصی برای بازیافت آب، بازیابی حرارت و تجاری‌سازی سرباره‌ها تدوین کرده‌اند که تمامی اعضا برای حفظ جایگاه رقابتی خود ملزم به رعایت آن‌ها هستند. هدف اصلی این برنامه، ارتقای عملکرد کارخانه‌های فولادسازی متوسط به سطح ۱۵ درصد برتر کارخانه‌های جهان از نظر بهره‌وری عملیاتی و استانداردهای زیست‌محیطی است.

برنامه‌هایی نظیر "Step Up" استانداردهای مشخصی برای بازیافت آب، بازیابی حرارت و تجاری‌سازی سرباره‌ها تدوین کرده‌اند که هدف اصلی این برنامه، ارتقای عملکرد کارخانه‌های فولادسازی متوسط به سطح ۱۵ درصد برتر کارخانه‌های جهان از نظر بهره‌وری عملیاتی و استانداردهای زیست‌محیطی است

وضعیت فعلی در ایران:

در صنعت فولاد ایران، اقدامات درخشانی در حوزه اقتصاد چرخشی انجام می‌شود. پروژه‌های عظیم تصفیه و بازچرخانی پساب‌های شهری برای مصرف صنعتی، دستاوردهای فوق‌العاده‌ای در کاهش تنش آبی ایجاد کرده‌اند؛ اما این موارد صرفا به عنوان افتخارات شرکتی در گزارش‌های تفسیری مدیریت باقی می‌مانند و به یک رویه استاندارد ملی تبدیل نشده‌اند. شرکت‌های کوچک‌تر از این دانش محروم‌اند و هزینه‌های یادگیری را باید مجددا پرداخت کنند.

پیشنهاد استراتژیک:

تشکل‌های ایرانی باید با الگوبرداری از انجمن جهانی فولاد، «کارگروه‌های انتقال تکنولوژی‌های پایدار» تاسیس کنند. اگر دانش فنی و تجربیات پروژه‌های موفق بازیافت پساب یا استفاده از ضایعات در قالب پروتکل‌های مدون تشکلی در اختیار کل اعضا قرار گیرد، استاندارد زیست‌محیطی کل صنعت ارتقا می‌یابد. در این ساختار، تشکل به بازوی اجرایی اقتصاد چرخشی تبدیل می‌شود و می‌تواند برای اعضایی که این استانداردها را رعایت می‌کنند؛ یارانه‌های تشویقی یا معافیت‌های مالیاتی از دولت مطالبه کند.

گذر از انفعال صنفی به مهندسی بقا

تحولات شتابان اقتصاد جهانی نشان می‌دهد که دوران اتکا به مزیت‌های سنتی به پایان رسیده است. در عصر حکمرانی استانداردهای سخت‌گیرانه کربن‌زدایی و محدودیت‌های فزاینده منابع، قدرت یک صنعت نه در تعداد کارخانه‌ها، بلکه در «کیفیت همگرایی نهادی» آن تعریف می‌شود.

تجربه انجمن جهانی فولاد اثبات می‌کند که تشکل‌های صنعتی باید از تله چانه‌زنی‌های روزمره رها شوند و به عنوان معماران آینده عمل کنند. اگر صنعت فولاد ایران بخواهد در برابر شوک‌های کلان تاب‌آور بماند؛ نیازمند بازتعریف نقش نهادهای صنفی خود است. گذار از یک «توزیع‌کننده سهمیه و شاکی همیشگی» به یک «مرجع داده‌محور، لیدر ائتلاف‌های زیرساختی و استانداردگذار اقتصاد چرخشی» مهمترین تغییری است که توسط نهادهای صنفی باید رقم بخورد. این تغییر رویکرد، یک توصیه مدیریتی ساده نیست؛ بلکه تنها استراتژی واقع‌بینانه برای بقا، صیانت از حاشیه سود و تضمین رقابت‌پذیری فولاد ایران در جغرافیای اقتصادی فرداست.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای اقتصاد

یادداشت

تازه‌ترین‌ها اقتصاد

ویدیوی صفحه

دیدگاه