پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در تاریخ اقتصاد معاصر ایران، روز ۱۲ آبانماه ۱۳۸۰؛ نقطه تلاقی یک «اندیشه تمدنی» با «عینیت صنعتی» است. بازخوانی حضور رهبر شهید انقلاب اسلامی، سید علی خامنهای، در مجتمع فولاد مبارکه و رصد تصمیمات کلان ایشان در دو دهه پس از آن، نشان میدهد که نگاه ایشان به صنعت، نگاهی فراتر از چرخدندهها و ترازنامههای مالی بود؛ نگاهی که «تولید» را زیربنای اقتدار سیاسی، امنیت ملی و عزت اجتماعی تعریف میکرد.
۱۲ آبان ۱۳۸۰ و تولد یک میثاق صنعتی
عصر روز ۱۲ آبان ۱۳۸۰، زمانی که رهبر شهید انقلاب قدم به مجتمع فولاد مبارکه گذاشتند، این کارخانه که کلنگ احداث آن در ماههای نخست جنگ تحمیلی بر زمین خورده و از سال ۱۳۷۲ به بهرهبرداری رسیده بود؛ سالانه حدود ۳ میلیون تن انواع محصولات فولادی تخت (کلاف و ورق گرم و سرد) تولید میکرد.
در جریان این بازدید میدانی، فرآیند کامل تولید؛ از ورود سنگآهن و تبدیل آن به گندله و آهن اسفنجی تا ذوب در کورههای قوس الکتریکی، تولید تختال و نورد؛ در حضور ایشان تشریح شد. نگاه موشکافانه ایشان در بازدید از واحدهای احیا مستقیم، اتاقهای کنترل کورههای قوس الکتریکی و خطوط نورد، حامل یک پیام راهبردی بود: توسعه صنعتی بدون تکمیل زنجیره ارزش و خلق اشتغال معنا ندارد.

در همان مقطع، طرحهای توسعهای همچون افزایش ظرفیت نورد سرد از ۷۰۰ هزار تن به ۱.۵ میلیون تن، احداث واحد گالوانیزه و تولید ورقهای صنایع بستهبندی غذایی برای رساندن ظرفیت کل مجتمع به ۴ میلیون تن مطرح شد. رهبر شهید در این دیدار، فولاد مبارکه را نماد توانمندی، خودباوری و ظرفیت عظیم صنعت ایران معرفی کردند و بر نقش کلیدی صنایع مادر در اقتدار اقتصادی کشور صحه گذاشتند. این حضور، فولاد مبارکه را از یک واحد تولیدی به یک سنگر راهبردی در جبهه اقتصادی ارتقا داد.
خط فکری صنعتی رهبر شهید
تحلیل دادهها و اسناد بالادستی نشان میدهد که حمایت و نگاه رهبر شهید به صنعت فولاد و صنایع مادر، در قالب یک زنجیره علت و معلولی هوشمندانه طراحی و هدایت شده است. ایشان با دو جراحی بزرگ ساختاری، مسیر حرکت کارخانههای بزرگ از جمله فولاد مبارکه را برای همیشه تغییر دادند:
-
انقلاب در مالکیت و تأمین مالی (ابلاغ بند «ج» اصل ۴۴ در سال ۱۳۸۵): تا میانه دهه ۱۳۸۰، صنایع مادر در انحصار دولتی قرار داشتند. ابلاغ سیاستهای کلی اصل ۴۴ و بهویژه «بند ج» آن در تیرماه ۱۳۸۵، مجوز واگذاری تا ۸۰ درصد سهام بنگاههای عظیم و استراتژیک را از طریق بورس صادر کرد و بلافاصله با تدبیر «سهام عدالت»، میلیونها نفر از مردم عادی را در مالکیت این ثروت ملی شریک ساخت. ورود فولاد مبارکه به بورس تهران در بهمن ۱۳۸۵ (تنها پنج سال پس از آن بازدید تاریخی)، داراییهای حبسشده را آزاد کرد، شفافیت و امکان تأمین مالی از بازار سرمایه را فراهم ساخت و یک کارخانه دولتی را به یک هلدینگ بزرگ اقتصادی و پیشران تولید ناخالص داخلی تبدیل نمود.
-
گذر از رانت نفتی به زنجیره ارزش درونزا (ابلاغ اقتصاد مقاومتی در سال ۱۳۹۲): با تشدید تحریمها و جنگ اقتصادی، ایشان دکترین «اقتصاد مقاومتی» را بر دو پایه درونزایی (تکیه بر دانش بومی، شرکتهای دانشبنیان و قطع خامفروشی) و برونگرایی (تعامل سازنده با بازارهای جهانی و صادرات محصولات با ارزش افزوده بالا) بنا نهادند. نتیجه مستقیم این سیاست در صنعت فولاد، توقف خامفروشی و تکمیل کامل زنجیره ارزش در داخل کشور (از کنسانتره و گندله تا آهن اسفنجی و ورقهای خاص) بود؛ بهطوریکه ایران با تسلط بر فناوری احیای مستقیم ، بزرگترین تولیدکننده آهن اسفنجی در جهان است و در مجموع تولید فولاد خام، با رشدی ۶۰۰ برابری نسبت به پیش از انقلاب (از ۵۰۰ هزار تن و رتبه سیام جهان)، با عبور از مرز ۳۲ میلیون تن و پشت سر گذاشتن کشورهایی چون فرانسه، ایتالیا و اسپانیا، در رتبه دهم بزرگترین فولادسازان جهان تثبیت شد.
-
ریلگذاری گفتمانی در طول دو دهه: نامگذاری مستمر سالها حول محور تولید، از جهاد اقتصادی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی تا جهش تولید و تولید؛ دانشبنیان، اشتغالآفرین، صنعت را به کانون توجه قوای سهگانه و نهادهای نظارتی تبدیل کرد تا موانع پیش روی تولیدکنندگان برداشته شود.

ثمره خودباوری و زیستبوم دانشبنیان در میدان عمل
نگاه رهبر شهید به صنعت، همچون یک ناظر و راهبر دقیق، جزئیترین مسائل زیرساختی و گلوگاههای تولید را رصد میکردند. روایت دیدارهای اخیر صنعتگران با ایشان در نمایشگاه توانمندیهای تولید داخلی در حسینیه امام خمینی (ره)، گویای همین دقت نظر و اشراف میدانی است:
-
تبدیل تهدید تحریم به فرصت خودکفایی: در نگاه ایشان، محدودیتهای خارجی عاملی برای شکوفایی خلاقیت مهندسان ایرانی و بومیسازی تجهیزات و تولید دهها محصول جدید راهبردی بود که ایران را در منطقه بیرقیب ساخت.
-
ورود صنایع به ابرپروژههای زیرساختی و خودتأمینی: زمانی که کسری بودجه دولتها مانع توسعه زیرساختها میشد، سرمایههای انباشتهشده در صنایع بزرگی چون فولاد مبارکه (که ثمره اجرای اصل ۴۴ بود) به کمک کشور آمد. پیگیری شخص رهبر شهید و پرسشهای دقیق و جزئی ایشان درباره زمان رسیدن آب دریای عمان به اصفهان، جزئیات سرمایهگذاری در میادین گازی و استقبال از احداث نیروگاههای سیکل ترکیبی (۹۱۴ مگاواتی) و بزرگترین نیروگاه خورشیدی کشور توسط فولاد مبارکه، نشان میدهد که ایشان چگونه صنایع بزرگ را به بازوان اجرایی توسعه زیرساختهای حیاتی کشور تبدیل کردند.
-
احیا موثر پس از آسیبهای «جنگ رمضان» به پشتوانه توان دانشبنیان: اوج کارآمدی مکتب صنعتی رهبر شهید، در روزهای دشوار «جنگ رمضان» و هدف قرار گرفتن زیرساختهای اقتصادی و صنعتی کشور به منصه ظهور رسید. تزریق مستمر روحیه ما میتوانیم از سوی ایشان در کنار سیاستگذاریهای کلان و دوراندیشانه در حمایت از شرکتهای دانشبنیان و بومیسازی قطعات استراتژیک، زیرساختی از تابآوری فنی را در فولاد مبارکه ایجاد کرده بود که در لحظه بحران به کار آمد. به پشتوانه همین دانش بومی و خودباوری نهادی، متخصصان فولاد مبارکه توانستند پس از آسیبهای سنگین وارده در جریان جنگ رمضان، بدون وابستگی به خارج و در زمان کوتاه، بخش قابلتوجهی از خطوط تولید و زیرساختهای آسیبدیده را بازسازی و احیا کنند. این بازگشت زودهنگام و مقتدرانه به مدار تولید، حلقه تامین صنایع وابسته را حفظ کرد، مانع از بروز شوک کمبود عرضه در بازار و صنایع پاییندستی شد و عملاً تداوم تولید را به سپری برای حفظ امنیت اقتصادی و آرامش معیشتی مردم تبدیل ساخت.

نگاه راهبردی رهبر شهید به صنعت، فولاد مبارکه را از یک کارخانه تولید ورقهای فولادی در دهه هشتاد، به الگویی از حکمرانی صنعتی متعهد، درونزا و پیشران در دهه چهارم فعالیتش رساند؛ مکتبی که در آن، روشن ماندن کوره کارخانهها حتی در زیر آتش جنگ، ضامن استقلال، ثبات بازار و سربلندی ایران است.
نظر شما