ماهنامه فولادآینده؛ با وجود انسداد مسیرهای صادراتی زیر سایه تحریمها، نبض تقاضا برای آهن اسفنجی در بازار داخلی همچنان تند میزند؛ روندی که طی ماههای گذشته سود قابلتوجهی را نصیب خریداران بورسی و عرضهکنندگان بازار آزاد—اعم از مصرفکننده و تاجر—کرده است. ریشه این جهش قیمتی را باید در دو گره ساختاری جستوجو کرد: ویژگیهای فنی محصول و چرخه تکرارشونده ناترازی انرژی.
کیوان جعفری طهرانی، تحلیلگر ارشد بازار بینالمللی فولاد
برخلاف بریکت گرم (HBI)، آهن اسفنجی قابلیت انبارش بلندمدت ندارد و نمیتوان آن را با هدف عبور از بحرانهای زمستان ذخیره ساخت. از سوی دیگر، با نزدیک شدن به ماههای سرد سال و قطع قریبالوقوع گاز واحدهای احیا، شبح کسری عرضه دوباره بر سر زنجیره فولاد سنگینی میکند. این تنگنای ساختاری در سمت تولید—در مقایسه با وفور نسبی گندله—به شکلگیری یک رفتار اقتصادی معنادار دامن زده است: تغییر ماهیت تقاضا از مصرفی صرف به «خریدهای احتیاطی». فعالان بازار برای مصون ماندن از افت ارزش نقدینگی و پیشگیری از توقف خطوط تولید در نیمه دوم سال، نقدینگی خود را به سمت جذب حداکثری سهمیهها سوق دادهاند. انباشت تقاضای احتیاطی در برابر افق مبهم تأمین گاز، جهش قیمت این ماده استراتژیک را اجتنابناپذیر کرده است.
این نوسان البته پیامد یکسانی در طول زنجیره ارزش ندارد؛ در حالی که حلقههای بالادست نظیر گندله تغییر چشمگیری را تجربه نخواهند کرد و مقاطع نهایی پاییندست نیز اثرپذیری کمتری دارند، ضربه اصلی به محصولات میانی وارد میشود. با بالا رفتن بهای تمامشده احیا، حاشیه سود تولیدکنندگان شمش، بلوم و اسلب فشردهتر خواهد شد. بنابراین، نوسانات آهن اسفنجی در پاییز و زمستان پیشرو نه صرفاً یک اختلال مقطعی، بلکه متغیری تعیینکننده است که تحت تأثیر سهمیهبندی انرژی و انتظارات تورمی، چشمانداز مالی فولادسازان میانی را بازتعریف میکند.
*تحلیلگر ارشد بازار بینالمللی فولاد

نظر شما