پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ تامین مالی و گردش مستمر نقدینگی همواره یکی از چالشهای اساسی صنایع بزرگ به شمار میرود؛ چالشی که رفع آن نیازمند تغییر رویکرد و استفاده از ابزارهای نوین اعتباری است. در همین راستا، در گفتوگویی اختصاصی با آرش مرشد سلوک، مدیرعامل شرکت مدیریت سرمایه آوای اطمینان، سازوکار و مزیتهای مدل تامین مالی زنجیره تامین (SCF) به طور دقیق مورد بررسی قرار گرفته است.
ایراسین: روشهای نوین تامین مالی چقدر در پیشرفت صنایع موثرند؟ و اگر بخواهیم دقیقتر بررسی کنیم، مدل SCF دقیقا چگونه در این زمینه عمل میکند؟
مرشد سلوک: یکی از دغدغههای کلیدی بخش تولید در اقتصاد کشور ما، مسئله تامین مالی است؛ موضوعی که طی سالیان متمادی همواره به عنوان یک چالش مهم، مورد توجه سیاستگذاران اقتصادی قرار داشته است. در این میان، بحث "تامین مالی زنجیره تامین" یک مفهوم جدید نیست، بلکه الگویی با سابقه چند دهساله در جهان و چندساله در ایران است. ویژگی اصلی و نقطه تمرکز این شیوه، گذر از رویکرد سنتی "تامین مالی بنگاهمحور" و تمرکز بر کل "زنجیره ارزش و تولید" است. این مدل، ابزاری را فراهم میکند تا جریان مالی بتواند از هر بخشی از زنجیره تولید به بخشهای بعدی منتقل شود؛ به گونهای که چتر پوشش خود را از بنگاههای کوچک در پاییندست تا شرکتهای بزرگ در بالادست زنجیره گسترش میدهد.
ایراسین: با توجه به گستردگی و پیچیدگی زنجیره ارزش در صنعت فولاد مدل تامین مالی زنجیره تامین (SCF) چگونه در این صنعت پیادهسازی میشود و چطور این حلقهها را به هم متصل میکند؟
مرشد سلوک: مسئله تامین مالی و چالش کمبود نقدینگی دو موضوعی هستند که باید کاملاً در کنار یکدیگر بررسی شوند. اینکه شرکتهای بالادستی تمایل به فروش نقدی یا فروش با دوره اعتباری کوتاه دارند، عمدتاً به این دلیل است که هنوز ابزارهای پویایی برای به حرکت درآوردن "اعتبار" در طول زنجیره طراحی نشده است. اخیراً اقدامات مثبتی در این خصوص صورت گرفته است؛ به ویژه در خصوص ابزارهایی مانند "اوراق گام" که به شرکتها اجازه میدهد عوارض گمرکی، مالیات و دیون دولتی خود را از طریق اسناد تعهدی و اعتباری تسویه کنند. ثمره این کار این است که نیاز شرکتهای بزرگ به نقدینگی را کاهش میدهد، بستر فروش اعتباری آنها توسعه پیدا میکند و در نتیجه، نیاز صنایع پاییندستی هم به پول نقد کمتر شده و حجم معاملات اعتباری در کل شبکه افزایش مییابد. اما برای پیشبرد این مسیر دو مسئله کلیدی داریم: اول اینکه چقدر میتوانیم قابلیت انتقال این ابزارها را بالا ببریم و استفاده از آنها را برای دیون دولتی در بالادست توسعه دهیم. مسئله دوم، میزان بسط دادن این زنجیره در تار و پود صنعت است. ما در "SCF بانکی" با دو پارامتر کلیدی "معامله" و "اعتبار" سروکار داریم؛ جایی که بانک عمدتاً همین دو بُعد را میبیند. اما برای توسعه تأمین مالی در کل زنجیره و ورود به فضای "SCF صنعتی"، لازم است اطلاعات و فرآیندهای واقعی صنعت مانند حملونقل، تولید، فرآوری و روابط تجاری حلقههای مختلف نیز به جریان اعتبار متصل شوند. در واقع، پلتفرمهای SCF صنعتی دقیقاً در امتداد زیرساختهای بانکی نقشآفرینی میکنند تا با پوشش این پارامترهای عملیاتی، گستره خدمات تأمین مالی را بزرگتر کرده و به صنایع پاییندست این امکان را بدهند که به شکل بسیار مؤثرتری از این ابزارها بهرهمند شوند.
ایراسین: اگر بخواهیم مقایسهای داشته باشیم، این روش نوین تامین مالی (SCF) چه تفاوت بنیادینی با شیوههای سنتی دریافت تسهیلات بانکی دارد؟
مرشد سلوک: برای درک تفاوت بنیادین این دو روش و مزیتهای آن، بهترین راه بررسی یک سناریوی عملیاتی است. زنجیره ارزش سه مرحلهای را در نظر بگیرید؛ از تامین سنگ آهن و آهن اسفنجی، تا تولید شمش، و در نهایت نورد و تولید میلگرد. در نظام تامین مالی سنتی، هر بخش از این زنجیره برای خرید از بالادست خود، به طور مستقل نیازمند تامین نقدینگی یا طی کردن فرآیند زمانبر و هزینهبر گشایش اعتبار اسنادی است. اما نوآوری اصلی در مدل تامین مالی زنجیرهای (SCF)، گذر از مفهوم تاریخی «انتقال وجه» به مفهوم نوین «انتقال اعتبار» است. با این مکانیزم، اسناد اعتباری دریافتنی بابت حسابهای پرداختنی قابل واگذاری میشوند. به عبارت دیگر، حلقه میانی (تولیدکننده شمش) برای تامین مواد اولیه، نیازی به درگیر کردن خطوط اعتباری خود یا پرداخت هزینههای اعتبارسنجی مجدد ندارد. یک تعهد اعتباری معتبر بر بستر معامله شکل میگیرد و سپس به جای تبدیل شدن فوری به وجه نقد در طول زنجیره منتقل می شود. بزرگترین مزیت این زیرساخت آن است که هرچه این زنجیره بسط پیدا کند؛ اعتبارسنجی مستقل و تامین مالی مجدد در هر حلقه کاهش پیدا میکند و اعتبار ایجاد شده در یک حلقه میتواند در طول زنجیره مورد استفاده قرار گیرد.
ایراسین: برای تکمیل بحث ابزارهای اعتباری در مدل SCF، بفرمایید که سازوکار بازار ثانویه برای این اوراق چگونه دیده شده و قابلیت تنزیل آنها برای بازیگران این زنجیره چقدر فراهم است؟
مرشد سلوک: این ابزار SCF بازار ثانویه دارد؛ اما مسئله اینجاست که در ابزاری مثل "اوراق گام"، ما عملاً با دو نوع بازار ثانویه (بورسی و بانکی) مواجهیم که این اوراق در آنجا قابلیت انتقال به غیر پیدا کرده و عملیات تنزیل روی آنها شکل میگیرد. در خصوص سایر ابزارهای بانکی مثل برات و السی هم، این ابزارها در خود شبکه بانکی قابلیت تنزیل دارند. اما در ابزارهایی که روی "SCF صنعت" تعریف میشوند؛ اگر ابزارها و توکنهای اعتباری پشتوانه بانکی داشته باشند، این خود بانکها هستند که این فرآیندها را انجام میدهند، یا اینکه همین توکنهای اعتباری مبنایی میشوند برای انتشار "اوراق خرید دین" و تنزیلشان از طریق بازار صورت میگیرد. با این وجود، باید توجه داشت که رسالت نهایی توسعه «تأمین مالی زنجیرهای» (SCF)، صرفاً خلق یک ابزار مالی جدید یا تسهیل فرآیند تنزیل اوراق نیست؛ بلکه هدف بنیادین آن، ارتقای ظرفیت «گردش اعتبار» در تمامی حلقههای زنجیره ارزش است. در واقع، معماری این ابزار زمانی کارآمد خواهد بود که با به گردش درآوردن مستمر اعتبار، نیاز کل صنعت به تزریق «نقدینگی جدید» و تقاضای بازار برای تنزیل را به حداقل برساند. دستاورد غایی این رویکرد آن است که با جایگزین کردن «گردش اعتبار» به جای «تزریق پول نقد»، فشار مضاعف تأمین مالی را از دوش شبکه بانکی و نظام پولی کشور بردارد.
نظر شما