ماهنامه کارخانه؛ بازار کالاهای اساسی پس از چند سال حرکت خنثی، از اواخر تابستان وارد یک روند صعودی قابل توجه شده است. شاخص کالایی بلومبرگ، که شناختهشدهترین شاخص تجمیعی در این حوزه است، اکنون به بالاترین سطح خود از اوایل سال ۲۰۲۳ رسیده. ترکیب درونی این رشد نیز نکات جالبی دارد. این موج صعودی در طیف گستردهای از کالاها - از انرژی گرفته تا کالاهای سخت و نرم - رخ داده است، اما نفت خام بهطور قابل توجهی از این روند عقب مانده است. (فلزات گرانبها لحاظ نشدهاند، چون بهنظر میرسد بیشتر به داراییهای سفتهبازانه تبدیل شدهاند و همچنین آنقدر رشد کردهاند که اگر اضافه میشدند، تغییرات سایر کالاها کمتر قابل مشاهده بود.) در میان این افزایشها، مس بیش از همه جلب توجه میکند. و پس از آن قیمت گاز طبیعی در آمریکاست؛ بازاری که بر خلاف نفت خام، جهانی نیست یا دستکم هنوز جهانی نشده است.
دلیل اینکه این دو کالا (مس و گاز طبیعی آمریکا) اهمیت دارند این است که ارتباط نزدیکی با رشد اقتصادی دارند. اصطلاح «دکتر مس» (Dr Copper) توانایی مس را برای پیشبینی سلامت کلی اقتصاد و دورههای رونق و رکود اقتصادی توصیف میکند؛ مثل کسی که دکترای اقتصاد دارد. گاز طبیعی نیز، علاوه بر کاربردش در گرمایش، یکی از نهادههای اصلی و حیاتی در صنایع مختلف است.
این وضعیت باعث شده برخی تحلیلگران حدس بزنند که رشد اخیر قیمت کالاهای اساسی (بهجز نفت) نشانهای از شتابگیری دوباره رشد اقتصادی در سال ۲۰۲۶ باشد؛ چه در آمریکا و چه در سطح جهانی. برای مثال، دونالد ریسمیلر، از شرکت مدیریت دارایی «استراتگاس»، در یادداشتی با عنوان «آیا بازارها نشانههای یک چرخش جهانی را حس میکنند؟» به قیمت مس اشاره کرده است. عوامل مثبت دیگری که این روایت را تقویت میکنند شامل این موارد است: تداوم پایین بودن درخواستهای بیمه بیکاری، نتایج قابل قبول فروشهای تعطیلات، نشانههای ضعیف اما امیدوارکننده در بازار وام مسکن، گزارشهای قوی اشتغال در کانادا، بهبود تولید صنعتی در آلمان و افزایش اعتماد کسبوکارها و مصرفکنندگان در ژاپن.
جهش مس و گاز طبیعی آمریکا شاخص کالایی بلومبرگ را به اوج دوساله رسانده، اما عقبماندگی نفت و نقش پررنگ صادرات LNG روایت چرخش تقاضای جهانی را با تردید مواجه کرده است
تورستن اسلک، اقتصاددان ارشد شرکت «آپولو»، نکته دیگری را به نفع سناریوی «چرخش رو به بالا» مطرح میکند: نرخ نکول هم در وامهای شرکتی و هم در اوراق با بازده بالا در حال کاهش است؛ آن هم با وجود نگرانیهایی که اواخر ۲۰۲۵ درباره بحران مالی/اعتباری مطرح شده بود.
نکته دیگری که در کنار رشد قیمت کالاهای اساسی، کاهش نکولها و سایر شاخصها قابل توجه است، رفتار بازار سهام آمریکاست. در هفتههای پایانی سال ۲۰۲۵، علاوه بر شرکتهای معدنی، گروههایی مثل شرکتهای حملونقل و سهام شرکتهای کوچک که به وضعیت اقتصاد حساسند، عملکردی بهتر از بازار گستردهتر داشتند. این یک روایت خوشبینانه و جذاب است. اما کارشناسان بازار کالاهای اساسی، کاملا با آن موافق نیستند.
آنها بر خلاف تصور رایج، معتقدند قیمت بالای گاز طبیعی نشاندهنده افزایش تقاضای انرژی ناشی از مراکز داده هوش مصنوعی در آمریکا نیست. اندرو گیلیک از شرکت نرمافزاری «انوروس» (Enverus) میگوید این برداشت «نادرست» است، زیرا عامل بسیار مهمتر در افزایش قیمت و رشد تقاضای گاز طبیعی، صادرات آن در قالب گاز طبیعی مایع (LNG) است. برآورد انوروس نشان میدهد صادرات LNG طی پنج سال آینده دو برابر خواهد شد و روزانه ۱۵ میلیارد فوت مکعب تقاضای جدید به بازار اضافه میکند؛ در حالی که تولید برق با گاز طی همین دوره تنها ۱ تا ۲ میلیارد فوت مکعب در روز افزایش خواهد یافت. همکار گیلیک، ال سالازار، میگوید: «مراکز داده اسباببازی جدید و جذابی هستند، اما نان و آب اصلی بازار گاز در آینده LNG است.» بهنظر میرسد رشد تقاضای پایهای ناشی از صادرات LNG، همراه با نگرانیهای معمول فصلی درباره زمستان سرد، عامل اصلی افزایش قیمت گاز طبیعی در آمریکا بوده است، نه افزایش تقاضای صنعتی در داخل کشور.
رشد قیمت مس نیز بیشتر به داستان افزایش تقاضای بلندمدت مربوط است، نه تغییرات کوتاهمدت در تقاضا. هیگ میگوید: «بیشتر تحلیلگران برای سال ۲۰۲۶ کسری در بازار مس پیشبینی میکنند. واقعیت این است که عوامل زیادی تقاضا را بالا میبرند»؛ از سیمکشی مراکز داده گرفته تا انرژیهای پاک و حتی برنامههای تسلیحاتی جدید اروپا. او توضیح میدهد: «در جهان سالانه ۳۰ میلیون تن مس مصرف و تولید میکنیم و فکر میکنیم سال آینده بازار حدود ۲۰۰ هزار تن کسری داشته باشد. این رقم از نظر درصدی بزرگ نیست، اما بازار بسیار حساس است و تولید آن هم در چند کشور خاص متمرکز شده است: شیلی، کنگو و اندونزی.» بهطور کلی، او میگوید افزایش قیمتها «کاملا مبتنی بر عوامل بنیادی» است و نه نتیجه سفتهبازی.
بنابراین باید در تفسیر موج صعودی کالاهای اساسی و همزمانی آن با سایر شاخصها، بهعنوان نشانهای از بازگشت رشد اقتصادی، محتاط بود. اما توضیح دادن عوامل خاص عرضه و تقاضا برای هر کالا به این معنا نیست که تصویر کلی هیچ معنای اقتصادی ندارد. درست است که شواهد مربوط به افزایش اخیر تقاضای صنعتی چندان قوی نیست، اما حداقل میتوان به یک نتیجه منفی رسید: تقاضای کل آنقدر ضعیف نیست که بتواند نیروهایی را که قیمت کالاهای صنعتی را بالا میبرند، خنثی کند.
منبع: Financial Times
نظر شما