تیتر سه زیرسرویس
-
غازهای وحشی
در الگوی کلاسیک توسعه، کشورها با ثروتمند شدن، صنایع ساده را به اقتصادهای فقیرتر واگذار میکردند. اما چین این قاعده را برهم زده است. این کشور همزمان که به قلب فناوریهای پیشرفته نفوذ میکند، جایگاه خود را در صنایع سنتی نیز حفظ کرده است؛ تغییری که مسیر صنعتیشدن بسیاری از کشورهای در حال توسعه را با ابهام روبهرو کرده است.
-
پادشاهی سرخ
چرخش راهبردی عربستان از نفت به فلزات حیاتی، با امضای بیمهنامه ۸۰۰ میلیون دلاری میان Trafigura و Saudi EXIM Bank وارد فاز اجرایی شد. در شرایطی که قیمت مس از مرز ۱۳ هزار دلار عبور کرده، ریاض میکوشد با ابزار تامین مالی صادرات، جایگاه خود را در زنجیره جهانی مواد معدنی تثبیت کند و وزن غیرنفتی اقتصادش را افزایش دهد.
-
چرخش رو به بالا
پس از چند سال رکود نسبی، بازار جهانی کالاهای اساسی بار دیگر سیگنالهای صعودی مخابره میکند؛ شاخص کالایی بلومبرگ به اوج دو ساله رسیده و جهش مس و گاز طبیعی آمریکا نگاهها را به احتمال چرخش رشد اقتصادی در ۲۰۲۶ دوخته است. با این حال، غیبت نفت خام از این موج و نقش پررنگ صادرات LNG نشان میدهد داستان بیش از آنکه تقاضامحور باشد، ریشه در توازن جدید عرضه و تحولات ساختاری دارد.
-
جنگ فلزات حیاتی
تسلط فزاینده چین بر فلزات حیاتی، از عناصر نادر خاکی تا گالیوم و تنگستن، به پاشنهآشیل تازه غرب بدل شده است؛ اهرمی ژئوپلیتیک که میتواند از جنگ تجاری تا معادله تایوان را تحت تأثیر قرار دهد. اکنون آمریکا با بزرگترین مداخله چند دهه اخیر در بازار مواد معدنی، در پی شکستن این انحصار است؛ تلاشی پرهزینه که میان امنیت ملی و منطق بازار، بر لبه توازن حرکت میکند.
-
فناوریهای هوشمند چگونه صنایع سنگین را سبز میکند؟
بازنویسی قواعد بازی
در قلب بندر رتردام، یکی از شلوغترین بنادر جهان، کشتیهای غولپیکر حامل سنگآهن و زغالسنگ در حال رفتوآمدند. اما چیزی در این بندر تغییر کرده است. دیگر خبری از دود غلیظ و اتلاف سوخت نیست. هوش مصنوعی (AI) وارد میدان شده و با بهینهسازی مسیر کشتیها، مصرف سوخت را کاهش داده و انتشار گازهای گلخانهای (GHG) را تا ۲۰درصد پایین آورده است. این فقط یک نمونه از انقلابی است که هوش مصنوعی در صنایع سنگین از استخراج معادن تا فولادسازی و لجستیک به راه انداخته است.
-
آیا سیطره فناوری، سلطه بنگاهها بر اقتصادجهانی را همیشگی خواهد کرد؟
قدرت مقیاس
در دنیای پیچیده امروز، مقیاس قدرت است. شرکتهای بزرگ، با دسترسی به منابع، فناوریهای نوین مثل هوش مصنوعی، و نفوذ سیاسی، از رقبای کوچکتر پیشی گرفتهاند. آنها میتوانند هزینههای سنگین را بهتر مدیریت کنند، از دادهها بهره ببرند و در بحرانها سریعتر بازیابی شوند. در مقابل، شرکتهای کوچک زیر بار هزینهها و رقابتهای سنگین، برای بقا میجنگند. در این میان، فناوری و سیاست، موتورهای محرک سلطه غولها بر اقتصاد هستند.