پایگاه تحلیلیخبری ایراسین؛ بر اساس برآوردهای آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، صنعت فولاد حدود ۷ تا ۸ درصد از انتشار جهانی دیاکسیدکربن را به خود اختصاص میدهد؛ همچنین در بسیاری از واحدهای فولادسازی سنتی، مصرف آب بهطور متوسط بین ۲۰ تا ۳۰ مترمکعب به ازای هر تن فولاد گزارش شده است. این شاخصها نشان میدهد که تداوم الگوهای گذشته در فرایند بازسازی، میتواند منجر به افزایش هزینههای پنهان زیستمحیطی و کاهش مزیت رقابتی در بازارهای جهانی شود.
تجربه شرکتهای پیشرو
در مقابل، تجربه شرکتهای پیشرو جهانی، مسیر متفاوتی را نشان میدهد. برای نمونه، شرکت SSAB در سوئد با اجرای پروژه HYBRIT، هدف تولید فولاد بدون سوخت فسیلی و کاهش انتشار کربن تا حدود ۹۰ درصد را دنبال میکند. همچنین، گروه ArcelorMittal با سرمایهگذاری گسترده در فناوریهای احیای مستقیم با هیدروژن و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، برنامه کاهش انتشار کربن خود را تا سال ۲۰۳۰ بهطور جدی در دستور کار قرار داده است. این تحولات بیانگر آن است که آینده صنعت فولاد، به سمت فناوریهای کمکربن و بهرهوری بالاتر منابع در حال حرکت است.
زمینهسازی برای حضور مؤثرتر در زنجیرههای تأمین جهانی
در این چارچوب، بازسازی فولاد مبارکه میتواند با تمرکز بر چند محور کلیدی تعریف شود: نوسازی تجهیزات با هدف کاهش مصرف انرژی، توسعه بیشتر سامانههای بازچرخانی آب و کاهش برداشت از منابع طبیعی، ارتقای سیستمهای کنترل و پایش آلایندهها و حرکت تدریجی به سمت استفاده از انرژیهای پاک. افزون بر این، همسویی با استانداردهای بینالمللی، میتواند زمینهساز حضور مؤثرتر در زنجیرههای تأمین جهانی شود.
بازسازی سبز؛ بخشی از تعهد سازمان به جامعه
نکته مهم دیگر، نقش ارتباطات و مسئولیت اجتماعی در این مسیر است. بازسازی سبز، بخشی از تعهد سازمان به جامعه، محیط زیست و نسلهای آینده محسوب میشود. اطلاعرسانی شفاف درباره اقدامات زیستمحیطی و جلب مشارکت ذینفعان، میتواند برند فولاد مبارکه را بهعنوان پیشگام توسعه پایدار در صنعت فولاد کشور تثبیت کند.
بدیهی است که بازسازی پس از بحران، فرصتی برای ارتقای کیفیت حکمرانی صنعتی و بازتعریف مسیر توسعه است. در صورت توجه نظاممند به الزامات صنعت سبز، فولاد مبارکه میتواند ضمن بازیابی ظرفیت تولید، جایگاه خود را بهعنوان الگویی پیشرو در توسعه صنعتی پایدار تثبیت کند
نظر شما