پایگاه خبری تحلیلی ایراسین، بحران ژئوپلیتیک و مناقشات نظامی رخ داده در اواخر فوریه و مارس ۲۰۲۶ در منطقه خاورمیانه، به ویژه حملات مستقیم نظامی میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران، یک نقطه عطف تاریخی و بیسابقه در تغییر پارادایمهای تجارت جهانی کالا، امنیت انرژی و زنجیرههای تامین صنعتی محسوب میشود. این رویدادها که با انسداد عملی و لجستیکی تنگه هرمز همراه بود، شاهراه حیاتی عبور درصد عظیمی از نفت خام و گاز طبیعی مایع (LNG) جهان را مسدود کرده و شوکهای سیستماتیک و چندوجهی به اقتصاد جهانی وارد ساخته است. در این میان، هدف قرار گرفتن زیرساختهای کلیدی و استراتژیک صنعتی ایران به عنوان یکی از ده تولیدکننده برتر فولاد جهان، معادلات عرضه و تقاضا را در بازارهای منطقهای و جهانی به شدت مختل کرده است.
شاهرگ انرژی و لجستیک در بنبست
بدون شک، عمیقترین و گستردهترین تاثیر سیستماتیک این مناقشه، ناشی از انسداد تنگه هرمز بوده است. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) پیامدهای این انسداد را «بزرگترین اختلال عرضه در تاریخ بازار جهانی نفت» توصیف کرده است، عبارتی که عمق فاجعه را به خوبی نمایان میسازد. تنگه هرمز به عنوان حیاتیترین گلوگاه ژئواکونومیک جهان، در شرایط عادی روزانه مسیر عبور حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و محصولات پالایشی (معادل تقریبی ۲۵ درصد از کل تجارت دریایی نفت جهان) و ۲۰ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) است. با کاهش ۹۵ درصدی تردد کشتیهای تجاری در روزهای پس از آغاز جنگ، اقتصاد جهانی با یک شوک انرژی مواجه شد که به سرعت به سایر بازارها سرایت کرد.
فلج شدن شبکه لجستیک دریایی و جهش هزینههای حملونقل
اثرات اختلال در تنگه هرمز همچون امواج زلزله بلافاصله به سایر مسیرهای دریایی جهان سرایت کرد. خطوط کشتیرانی ابرقدرت جهان مانند Maersk، Hapag-Lloyd، MSC و CMA CGM بلافاصله تردد خود را به خلیج فارس متوقف کرده و به کشتیهای در حال تردد دستور دادند تا با تغییر مسیر، به مسیر طولانیتر و پرهزینهتر دماغه امید نیک (Cape of Good Hope) در جنوب آفریقا هدایت شوند.
این تغییر مسیر استراتژیک باعث طولانی شدن چشمگیر زمان ترانزیت، افزایش تصاعدی مصرف سوخت (که خود با نفت ۱۲۰ دلاری به شدت گران شده بود) و محبوس شدن بیش از ۲.۵ میلیون TEU از ظرفیت کانتینری جهان در اقیانوسها شد. در نتیجه این کاهش ظرفیت در دسترس، نرخ کرایه حمل و نقل دریایی کانتینری در سراسر جهان دچار تورم شد. شاخصهای معتبری چون شاخص جهانی کانتینر دروئری (Drewry WCI) نشان دادند که هزینه حمل کانتینر در مسیرهای کلیدی، به ویژه از آسیا به اروپا، تا ۷۹ درصد افزایش یافته است. این افزایش هزینههای لجستیک مستقیماً بر قیمت تمام شده تمامی کالاهای صنعتی وارداتی، از مقاطع فولادی گرفته تا قطعات حساس خودرو، در سراسر جهان بار شده و موتور تورم جهانی را پرقدرتتر از پیش به حرکت درآورده است.
تهدید امنیت غذایی جهانی: بحران نهادههای کشاورزی و تغییر اجباری الگوی کشت
شاید نگرانکنندهترین و از منظر انسانی مخربترین پیامد ثانویه انسداد تنگه هرمز، تهدید مستقیم و فوری امنیت غذایی در سطح جهانی باشد. منطقه خلیج فارس نه تنها قلب تپنده انرژی جهان است، بلکه شاهرگ تامین نهادههای پایهای کشاورزی نیز محسوب میشود. حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد از صادرات دریایی آمونیاک و اوره (پرمصرفترین کود نیتروژندار جهان که مستقیماً بر بازدهی غلات اثر میگذارد) و نیمی از گوگرد مورد نیاز برای تولید کودهای فسفاته از این منطقه حیاتی تامین میشود.
جهش بیسابقه قیمت اوره و هشدارهای نهادهای بینالمللی
با توقف تردد کشتیهای فلهبر در تنگه هرمز، قیمت کود اوره گرانول در بازارهای جهانی با یک پرش بیسابقه و وحشتآور مواجه شد. در هفته اول مارس ۲۰۲۶، قیمت اوره از سطح پیش از بحران یعنی حدود ۴۶۵ دلار در هر تن به بیش از ۵۸۵ دلار رسید که نشاندهنده یک جهش تقریباً ۵۰ درصدی نسبت به دورههای پیشین و بیش از ۲۶ درصد تنها در عرض چند روز است. همزمان، اعلام وضعیت فورس ماژور در مجتمع عظیم نیتروژن شهر صنعتی راس لفان قطر (Ras Laffan) به دلیل خسارات وارده و کمبود گاز، این بحران عرضه را از حالت پتانسیل به واقعیت تبدیل کرد. در بازارهای ایالات متحده نیز قیمت اوره در هاب توزیع نیواورلئان با رشدی سریع به ۵۲۰ تا ۵۵۰ دلار و در برخی خردهفروشیها به ۶۸۳ دلار در هر تن افزایش یافت.
سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) و اقتصاددان ارشد آن، ماکسیمو توررو، با انتشار گزارشهایی فوری و هشدارآمیز اعلام کردند که این بحران یک «شوک سیستماتیک دوجانبه» برای کشاورزان ایجاد کرده است: از یک سو افزایش شدید هزینههای سوخت (گازوئیل) برای ماشینآلات کشاورزی، و از سوی دیگر انفجار قیمت کود. با توجه به اینکه این بحران دقیقاً با آغاز حیاتیترین مقطع سال یعنی فصل کاشت بهاره در نیمکره شمالی همزمان شده است، کشاورزان در سراسر جهان نه تنها با گرانی، بلکه با کمبود فیزیکی مطلق کود مواجهند.
تبعات ویرانگر برای اقتصادهای شکننده و تغییر اجباری الگوی کشت
تاثیر این کمبودهای لجستیکی کاملاً نامتقارن است و اقتصادهای در حال توسعه و آسیبپذیر بیشترین هزینه را پرداخت میکنند. کشورهای آفریقایی نظیر اتیوپی، سومالی، کنیا و موزامبیک که بیش از ۹۰ درصد کود نیتروژن خود را از طریق مسیرهای دریایی از خلیج فارس و دریای سرخ تامین میکنند، اکنون قادر به تهیه این نهادههای اساسی در زمان کلیدی کاشت نیستند. موسسات تحقیقاتی تخمین میزنند که کاهش اجباری استفاده از کود توسط کشاورزان خرد، به صورت غیرخطی منجر به افت شدید محصولاتی نظیر گندم، ذرت و برنج خواهد شد، چرا که این محصولات به شدت نیتروژندوست هستند.
بر اساس مدلسازیهای تحلیلی FAO، در صورتی که این اختلال در زنجیره تامین کود بیش از سه ماه تداوم یابد، کشاورزان بزرگ در آمریکا و برزیل به دلیل عدم صرفه اقتصادی، زمینهای خود را به کشت محصولات با نیاز کمتر به کود نیتروژن (مانند تغییر کشت از ذرت به سویا که خود تثبیتکننده نیتروژن است) اختصاص خواهند داد. این تغییر الگوی کشت در مقیاس جهانی، باعث کاهش شدید عرضه جهانی غلات پایه (به ویژه ذرت و گندم) و در نتیجه بازگشت تورم مهارناپذیر مواد غذایی (بسیار شدیدتر از سال ۲۰۲۲ پس از جنگ اوکراین) خواهد شد.38 علاوه بر این، با رسیدن قیمت نفت به مرز ۱۲۰ دلار، توجیه اقتصادی تولید سوختهای زیستی (Biofuels) از محصولات کشاورزی به شدت افزایش یافته و رقابت ویرانگری میان «تولید سوخت» و «تولید غذا» شکل گرفته که فشار تورمی بر قیمت مواد غذایی را مضاعف میکند.
نتیجهگیری و چشمانداز استراتژیک میانمدت
تحلیلهای چندوجهی ارائه شده در رسانه های بین المللی نشان میدهد که پیامدهای این مناقشه به صورت خطی عمل نکرده، بلکه شبکهای از اثرات دومینویی را فعال ساختهاند:
۱. انتقال ارگانیک شوک از انرژی به فلزات استراتژیک: توقف جریان گاز ارزان و انسداد واردات آلومینا، ظرفیت تولید آلومینیوم خاورمیانه (نظیر آلبا و قطالوم) را زمینگیر کرد و در سطحی پنهانتر، توقف جریان گوگرد خاورمیانه، تولید مس در معادن دوردست آفریقا را در آستانه تعطیلی کامل قرار داد. این دو رویداد، مستقیماً صنایع پاییندستی مصرفکننده مانند خودروسازی جهانی و پروژههای گذار به انرژیهای تجدیدپذیر را که حیاتیترین بخشهای اقتصاد آینده هستند، تهدید میکنند.
۲. بازآرایی جبرانناپذیر جریانهای تجارت کالا: چین با سرعتی بیسابقه، جریانهای صادراتی عظیم فولاد خود را از خلیج فارس که درگیر ریسک جنگ بود، به سمت بازارهای نوظهور جنوب شرق آسیا هدایت کرد و یک شیفت استراتژیک و احتمالاً بلندمدت را در توازن بازار فولاد آسیا-پاسیفیک رقم زد، پدیدهای که تبعات آن برای دههها بر ساختار تجارت منطقه اثرگذار خواهد بود.
۳. بحران ساختاری امنیت غذایی: اختلال در صادرات استراتژیک اوره و آمونیاک و افزایش ۵۰ درصدی قیمت این نهادهها، تهدیدی موجودیتی برای امنیت غذایی کشورهای آسیبپذیر واردکننده در آفریقا و جنوب آسیا ایجاد کرده و با تغییر اجباری الگوی کشت در اقتصادهای پیشرفته کشاورزی، خطر بروز قحطیهای منطقهای و تورم غذایی را به بالاترین سطح در قرن بیست و یکم رسانده است.
نظر شما