به گزارش ایراسین ، یکی از اساسترین این اصول، شفافیت مالی و گزارشدهی دقیق است. هیچ سرمایهگذاری، چه داخلی و چه خارجی، بدون دسترسی به اطلاعات شفاف و قابل اتکا، حاضر به تزریق منابع نخواهد بود. تجربه کشورهای جنوب شرق آسیا پس از بحران مالی ۱۹۹۷ نشان داد که بازگشت اعتماد سرمایهگذاران تنها با شفافیت مالی امکانپذیر بود. در صنعت فولاد ایران نیز انتشار صورتهای مالی شفاف و گزارشهای فصلی توسط شرکتهای بزرگ مانند فولاد مبارکه نقش مهمی در جلب اعتماد بازار سرمایه داشته است.
اصل دوم، مدیریت ریسک و تنوعبخشی به منابع مالی است. اتکا به یک منبع واحد، مانند نظام بانکی یا سرمایهگذاری دولتی، بنگاهها و اقتصاد را در برابر شوکها آسیبپذیر میکند. ترکیب منابع مختلف، از جمله بازار سرمایه، سرمایهگذاری جسورانه، منابع خارجی، صندوقهای پروژه و حتی روشهایی مانند تهاتر، ریسک اختلال را کاهش میدهد و مقاومت بنگاهها را در برابر تکانههای اقتصادی افزایش میدهد. سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نیز نقشی حیاتی دارد. در روشهایی مانند تامین مالی جمعی، پیشفروش محصولات یا مشارکت عمومی، اعتماد مردم تعیینکننده است. اگر جامعه به شفافیت و سلامت پروژهها باور داشته باشد، منابع خرد به جریان میافتد؛ در غیر این صورت، بیاعتمادی میتواند حتی بهترین طرحها را ناکام بگذارد. در نهایت، نوآوری در مدلهای کسبوکار یک ضرورت است. در شرایط بحران، تنها بنگاههایی موفق میشوند که بتوانند مدلهای مالی و عملیاتی خود را بازآفرینی کنند. بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال، بلاکچین، توکنسازی داراییها و تلفیق تولید با خدمات مکمل، انعطافپذیری سازمان را افزایش میدهد. در صنعت فولاد، حرکت به سمت فناوریهای کمکربن و پروژههای مشترک تحقیق و توسعه نمونهای از نوآوری است که علاوه بر ارتقای رقابتپذیری، مسیر جذب سرمایه داخلی و بینالمللی را نیز هموار میکند.
*پژوهشگر اقتصادی
نظر شما