صنعت جهانی در آستانه یکی از بزرگترین دگرگونیهای تاریخ خود ایستاده است. پس از دو قرن اتکا به سوختهای فسیلی، اکنون جهان صنعتی در حال بازنگری در همان بنیانی است که موتور رشد و پیشرفت را شکل داده بود. کربن، که روزگاری نیروی محرک انقلاب صنعتی بود، امروز به مرکز بحران زیست محیطی جهان بدل شده است. با این حال، مجمع جهانی اقتصاد در گزارش «غیرفسیلیسازی صنعت» میگوید آینده نه در حذف کامل کربن، بلکه در مدیریت هوشمندانه آن نهفته است. راه حل این تحول، فناوری جذب و استفاده از کربن است؛ رویکردی که میتواند چهره صنایع سنگین را برای همیشه دگرگون کند. گزارش تازه مجمع جهانی اقتصاد از آغاز فصلی تازه در تاریخ صنعت خبر میدهد؛ فصلی که در آن، جذب و استفاده از کربن نه صرفاً یک فناوری زیستمحیطی، بلکه سنگبنای بازتعریف بهرهوری، ارزشآفرینی و رقابت جهانی در صنایع سنگین خواهد بود.
اقتصاد بدون فسیل
گزارش مجمع جهانی اقتصاد در سال ۲۰۲۵ با نگاهی جامع به مسیر گذار جهانی به اقتصاد بدون فسیل، بر یک حقیقت تاکید میکند. آن حقیقت گویای این امر است که دستیابی به بیکربنی کامل تنها با جایگزینی انرژیهای پاک ممکن نیست. بخشهایی از صنعت، بهویژه فولاد، سیمان و پتروشیمی، ذاتاً وابسته به واکنشهای شیمیایی مبتنی بر کربن هستند. در این صنایع، کربن نه تنها سوخت است بلکه بخشی از واکنش تولید محسوب میشود. بنابراین راه حل، حذف کامل آن نیست، بلکه ایجاد چرخهای تازه است که در آن کربن پس از مصرف، جذب و دوباره مورد استفاده قرار گیرد.
در چنین چارچوبی، جذب و استفاده از کربن ( CCU) بهعنوان یکی از ستونهای کلیدی استراتژی جهانی غیرفسیلی سازی معرفی میشود. این فناوری به صنایع امکان میدهد دیاکسیدکربن تولید شده در فرآیندهای خود را از جریان خروجی جدا کرده و آن را به مادهای با ارزش اقتصادی تبدیل کنند. در نگاه مجمع جهانی اقتصاد، این تحول تنها یک پاسخ زیستمحیطی نیست، بلکه نقطه آغاز نسل تازهای از ارزشآفرینی صنعتی است؛ صنعتی که در آن «پسماند» دیگر مفهومی ندارد.

از دودکش تا زنجیره ارزش
در فناوری CCU، دیاکسیدکربن خروجی از واحدهای صنعتی بهجای انتشار در جو، جمعآوری و به مواد اولیه تازهای برای فرآیندهای دیگر تبدیل میشود. این کربن میتواند به متانول صنعتی، سوخت مصنوعی، مواد شیمیایی پایه یا مصالح ساختمانی تبدیل شود. مجمع جهانی اقتصاد در گزارش خود پیشبینی میکند که اگر این فناوری در مقیاس جهانی توسعه یابد، تا سال ۲۰۴۰ امکان جذب و استفاده از بیش از ۸میلیارد تن دیاکسیدکربن فراهم خواهد شد. این مقدار معادل کل انتشار سالانه چین و اتحادیه اروپا روی هم است.
اما اهمیت واقعی CCU در تغییر منطق اقتصادی تولید نهفته است. برای نخستین بار در تاریخ، کارخانه میتواند از همان گازی که پیشتر هزینه حذفش را میپرداخت، ارزش خلق کند. دیاکسیدکربن از یک هزینه به یک دارایی تبدیل میشود، و صنعت از زنجیرهای خطی به چرخهای هوشمند بدل میشود.
صنایع سنگین در مسیر بدون فسیل
در گزارش مجمع جهانی اقتصاد، صنایع فولاد، سیمان، شیمی و پالایشگاهی در خط مقدم این تحول قرار دارند. این بخشها در حال حاضر مسئول بیش از ۳۰ درصد از انتشار جهانی کربن هستند و بدون دگرگونی در آنها، هیچ هدف اقلیمی تحقق نخواهد یافت. از میان آنها، صنعت فولاد جایگاهی ویژه دارد. تولید هر تن فولاد در مدلهای سنتی نزدیک به دو تن دیاکسیدکربن آزاد میکند.
اما تجربههای صنعتی نشان دادهاند که میتوان این رقم را به میزان قابلتوجهی کاهش داد. پروژههای اجرایی در اروپا و شرق آسیا، بهویژه در شرکتهای بزرگ فولادسازی، نشان میدهد که با ترکیب فناوری جذب و استفاده از کربن با انرژی هیدروژنی، میتوان تا ۵۰ درصد از انتشار کربن را مهار کرد. در برخی واحدهای پیشرو، گازهای خروجی کورههای بلند با فناوری شیمیایی به متانول و سپس به سوختهای قابل استفاده در حملونقل تبدیل شدهاند. این نمونهها اثبات میکنند که گذار به صنعت بدون فسیل نه رویا بلکه واقعیتی در حال شکلگیری است.

تغییر پارادایم در مدیریت کربن
یکی از محورهای اصلی گزارش مجمع جهانی اقتصاد، تغییر پارادایم ذهنی درباره کربن است. تا مدتها کربن بهعنوان دشمن صنعت و محیط زیست تلقی میشد؛ اما اکنون نگاه تازهای در حال شکلگیری است که آن را به منبع نوآوری بدل میکند. در این نگاه، هدف، نابودی کربن نیست بلکه مهار، بازچرخش و خلق ارزش از آن است. نمونههای موفق در کشورهای مختلف نشان میدهد که این تغییر ذهنی میتواند به نتایج ملموس اقتصادی منجر شود.
در اروپا، کارخانههای شیمیایی با استفاده از فناوریهای نوین، دیاکسیدکربن را از منابع صنعتی جذب کرده و آن را به مواد اولیه برای تولید پلاستیکهای زیستی تبدیل میکنند. برای مثال، شرکت Covestro در هلند از دیاکسید کربن برای تولید پلیالهای مورد استفاده در فومهای پایدار بهره میبرد. این رویکرد نه تنها به کاهش انتشار گازهای گلخانهای کمک میکند، بلکه هزینههای تولید را نیز بهینه کرده و محصولی سازگار با محیطزیست ارائه میدهد.
ژاپن در زمینه توسعه سوخت های جدید مبتنی بر دیاکسیدکربن پیشرو است. پروژههای تحقیقاتی، مانند تلاشهای شرکت Mitsubishi Heavy Industries، بر تبدیل دیاکسید کربن به متانول متمرکز شدهاند که میتواند بهعنوان سوخت پاک در صنایع حملونقل و انرژی استفاده شود. این ابتکارات نشاندهنده پتانسیل کربن بهعنوان منبعی برای تولید انرژی پایدار و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی هستند.
نروژ با پروژه Northern Lights به الگویی جهانی در ذخیرهسازی کربن تبدیل شده است. این پروژه دیاکسید کربن را از منابع صنعتی جمع آوری کرده و در سازندهای زمینشناسی زیر بستر دریای شمال ذخیره میکند. این تلاش نه تنها به کاهش چشمگیر گازهای گلخانهای کمک میکند، بلکه استانداردی برای مدیریت پایدار کربن در سطح جهانی ارائه میدهد.
در ایالات متحده، شرکت CarbonCure فناوری نوآورانهای را توسعه داده که دیاکسید کربن را در فرآیند تولید بتن تزریق میکند. این روش نه تنها کربن را بهصورت دائمی ذخیره میکند، بلکه مقاومت بتن را افزایش داده و هزینههای تولید را کاهش میدهد. این فناوری در پروژههای ساختوساز در سراسر جهان به کار گرفته شده و نمونهای موفق از تبدیل کربن به ارزش اقتصادی است.
استرالیا نیز با سرمایهگذاری در فناوریهای جذب و استفاده از کربن ( CCUS) پیشرفتهای قابلتوجهی داشته است. پروژه Gorgon در غرب استرالیا یکی از بزرگترین طرح های ذخیرهسازی کربن در جهان است که دیاکسید کربن را از تاسیسات گازی جمعآوری و در مخازن زیرزمینی ذخیره میکند. این پروژه نشاندهنده تعهد استرالیا به مدیریت پایدار کربن است.
چین، بهعنوان یکی از بزرگ ترین تولیدکنندگان گازهای گلخانهای، سرمایهگذاری گسترده ای در بازچرخش کربن انجام داده است. پروژه های تبدیل دیاکسید کربن به مواد شیمیایی با ارزش، مانند اتیلن، در حال توسعه هستند. این ابتکارات نه تنها به کاهش وابستگی به منابع فسیلی کمک میکنند، بلکه فرصت های جدیدی برای رشد اقتصادی در بخشهای صنعتی ایجاد میکنند.
چالشهای ساختاری و ضرورت همکاری جهانی
مجمع جهانی اقتصاد به روشنی یادآور میشود که مسیر توسعه CCU مسیری ساده نیست. هزینه جذب هر تن دیاکسیدکربن هنوز بالاست و از مرز اقتصادی بسیاری از صنایع فراتر میرود. همچنین، زیرساختهای جهانی برای انتقال، ذخیره و توزیع کربن هنوز کامل نیست. بسیاری از کشورها فاقد شبکه های لولهکشی و پایگاه های ذخیره مطمئن هستند. در کنار این مشکلات فنی، نبود سیاستهای قیمتی مشخص برای کربن و تردید سرمایهگذاران درباره بازگشت سرمایه، از عوامل کندی گسترش این فناوری به شمار میآیند.
با این حال، مجمع جهانی اقتصاد تاکید میکند که هیچیک از این موانع غیرقابل عبور نیست. تجربه انرژیهای تجدیدپذیر نشان داده است که هزینه های فناوری میتواند به سرعت کاهش یابد، مشروط بر آنکه سیاستگذاری هدفمند و همکاری میان دولت ها و بخش خصوصی شکل گیرد. از دیدگاه این نهاد، جذب و استفاده از کربن باید بهعنوان بخشی از سیاست کلان صنعتی کشورها در نظر گرفته شود، نه صرفاً پروژه ای زیستمحیطی.
الگوی تازه توسعه صنعتی
در پس فناوری جذب و استفاده از کربن، یک ایده بزرگتر نهفته است: اقتصاد چرخشی کربن. در این الگو، هر مولکول دیاکسیدکربن پیش از آنکه به جو بازگردد، در چرخهای تازه مورد استفاده قرار میگیرد. به اینترتیب، صنعت از نظامی خطی، که در آن مواد خام به کالا و سپس به ضایعات تبدیل میشوند، به نظامی حلقوی و خودترمیمکننده تبدیل میشود.
مجمع جهانی اقتصاد معتقد است که این تحول نه تنها مسیر دستیابی به اهداف اقلیمی را هموار میکند، بلکه بنیان مدلهای اقتصادی جدیدی را میسازد. در آینده، ارزشگذاری صنایع نه صرفاً بر پایه حجم تولید، بلکه بر اساس میزان توانایی آنها در بازچرخانی منابع سنجیده خواهد شد. کارخانه هایی که بتوانند پسماندهای خود را به مواد اولیه تولید تبدیل کنند، مزیت رقابتی پایداری خواهند یافت.
تحول بازار و سرمایهگذاری جهانی
در گزارش آمده است که بازار جهانی فناوریهای جذب و استفاده از کربن تا سال ۲۰۴۰ میتواند به ارزشی بالغ بر ۱.۵ تریلیون دلار برسد. این بازار نه تنها شامل فناوری جذب است، بلکه زنجیره گستردهای از تولید سوختهای مصنوعی، مصالح ساختمانی کمکربن و مواد شیمیایی پایدار را نیز دربرمیگیرد. کشورهای صنعتی در حال ایجاد خوشه های نوآوری برای تسریع در تجاریسازی این فناوریها هستند. اروپا با برنامه «کربن خنثی ۲۰۵۰» در صدر این حرکت قرار دارد و ایالات متحده نیز با بستههای حمایتی جدید برای سرمایهگذاری در CCU، تلاش میکند جایگاه خود را تثبیت کند. در آسیا، چین و کرهجنوبی پروژههای عظیم ذخیره و استفاده از کربن را آغاز کردهاند. این تحرک جهانی نشان میدهد که جذب و استفاده از کربن نه تنها ابزار مقابله با تغییر اقلیم، بلکه رکن تازهای از رقابت ژئواقتصادی قرن بیستویکم است.
از فناوری تا سیاست
مجمع جهانی اقتصاد در این گزارش تاکید میکند که پیشرفت فناوری تنها زمانی موثر خواهد بود که با سیاستگذاری هوشمند همراه شود. دولتها باید از نقش صرفاً تنظیمگر به نقش تسهیلگر و شریک توسعه تغییر وضعیت دهند. این امر شامل تدوین استانداردهای مشترک، مشوقهای مالیاتی، قیمتگذاری عادلانه کربن و ایجاد بسترهای همکاری بینالمللی است.
از سوی دیگر، شرکت ها باید مدلهای تجاری خود را با منطق اقتصاد کمکربن سازگار کنند. به جای تمرکز صرف بر کاهش هزینه، تمرکز باید بر کاهش ردپای کربن و ارتقای بهرهوری انرژی قرار گیرد. مجمع جهانی اقتصاد بر این باور است که شرکتهایی که زودتر به این مسیر وارد شوند، در آینده از مزیت برند سبز و دسترسی به سرمایههای پایدار برخوردار خواهند شد.
نیروی انسانی و مهارتهای جدید
تحول صنعتی بدون تحول در مهارتهای انسانی ممکن نیست. گزارش بهتفصیل بر نیاز به تربیت نیروی متخصص در حوزههای مهندسی کربن، شیمی سبز، مدیریت انرژی و طراحی فرآیندهای چرخشی تاکید دارد. ظهور اقتصاد بدون فسیل به معنی ایجاد فرصتهای شغلی تازه در رشتههایی است که تا پیش از این وجود نداشتند. از مهندسان جذب کربن گرفته تا تحلیلگران دادههای زیستمحیطی، آینده صنعت به ترکیب دانش فنی و تفکر سیستمی نیاز دارد. مجمع جهانی اقتصاد بر اهمیت آموزش میانرشتهای در این حوزه تاکید میکند و خواستار ایجاد همکاری گسترده میان صنعت و دانشگاهها برای توسعه مهارتهای مورد نیاز گذار صنعتی است.
ابعاد اخلاقی و اجتماعی گذار صنعتی
در کنار جنبههای اقتصادی و فنی، گزارش به بعد انسانی گذار نیز توجه ویژه دارد. غیرفسیلیسازی صنعت باید به گونهای انجام شود که منجر به از بین رفتن اشتغال یا بیعدالتی اجتماعی نشود. مجمع جهانی اقتصاد مفهوم «گذار عادلانه» را یادآور میشود؛ به این معنا که هر تحولی باید منافع کارگران، جوامع محلی و نسلهای آینده را همزمان در نظر گیرد. این رویکرد میتواند اعتماد عمومی به سیاستهای اقلیمی را تقویت کند و پایداری اجتماعی پروژهها را تضمین کند. مجمع جهانی اقتصاد بر اهمیت آموزش میانرشتهای در این حوزه تاکید میکند و خواستار همکاری گسترده میان صنعت، دانشگاهها، نهادهای تحقیقاتی و بخش عمومی برای توسعه مهارتهای مورد نیاز گذار صنعتی است. گزارش پیشنهاد میکند که از مدلهایی مانند صندوق نوآوری سبز ژاپن ( GIF) الهام گرفته شود، که با بودجه ۳.۹ میلیارد دلاری، دانشگاهها و شرکتهای صنعتی را برای پروژههای مشترک تحقیق و توسعه گرد هم میآورد؛ مانند مرکز Osakikamijima در هیروشیما که شرکتهایی مانند Mitsubishi، Kajima و Nippon Steel را با محققان دانشگاهی متحد کرده تا فناوریهای CCU را به بلوغ برساند.

صنعت در نقش احیاگر زمین
جمعبندی گزارش مجمع جهانی اقتصاد روشن و امیدبخش است. جهان صنعتی در آستانه ورود به عصری تازه قرار دارد؛ عصری که در آن، کارخانه ها نه نماد آلودگی، بلکه ابزار احیای زمین خواهند بود. جذب و استفاده از کربن، صنعتی را که روزی منبع انتشار بود، به بخشی از چرخه بازسازی طبیعت بدل میکند. در آینده، ارزش صنعت نه در میزان تولید، بلکه در سهم آن در حفظ تعادل زمین سنجیده خواهد شد. کارخانههایی که بتوانند کربن را در چرخهای بسته نگاه دارند، نقش تعیینکنندهای در اقتصاد جهانی خواهند داشت. در چنین جهانی، نوآوری فنی و مسئولیت زیستمحیطی دو روی یک سکهاند.
گزارش مجمع جهانی اقتصاد یادآور میشود که غیرفسیلیسازی صنعت، نه پروژهای موقت، بلکه روندی اجتنابناپذیر است که آینده تولید جهانی را شکل میدهد. فناوری جذب و استفاده از کربن در قلب این تحول قرار دارد؛ ابزاری که همزمان چالش اقلیمی را مهار و فرصتهای اقتصادی تازهای خلق میکند. مسیر پیشرو نیازمند همکاری، جسارت و نگاه بلندمدت است.
صنعت جهانی در حال بازتعریف نقش خود در زمین است. اگر قرن نوزدهم قرن تسخیر طبیعت بود و قرن بیستم قرن بهرهبرداری از منابع، قرن بیستویکم قرن همزیستی و بازآفرینی خواهد بود. در این قرن، کارخانهها میتوانند نهتنها تولیدکننده کالا، بلکه حافظ تعادل سیاره باشند.
نظر شما