زنجیره آسیایی
یکشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۴

جنوب‌شرق آسیا در آستانه تحولی بی‌سابقه در صنعت فولاد است. رشد سریع اقتصادهای نوظهور، پروژه‌های عظیم زیرساختی و انتقال زنجیره‌های تولید، تقاضای فولاد را به بالاترین سطح تاریخی رسانده و هم‌زمان فشار جهانی برای کاهش کربن و تعرفه‌های سبز اروپا، تولیدکنندگان را به فناوری‌های کم‌کربن و سرمایه‌گذاری نوین واداشته است. رقابت میان غول‌های منطقه‌ای و خارجی، آینده فولاد را بازتعریف می‌کند.

ماهنامه کارخانه؛ در سال‌های اخیر، صنعت فولاد جنوب‌شرق آسیا به یکی از پویاترین و رقابتی‌ترین بازارهای جهان تبدیل شده است. رشد سریع اقتصادهای نوظهور، پروژه‌های عظیم زیرساختی، و انتقال زنجیره‌های تولید از شرق آسیا به این منطقه، تقاضای فولاد را به‌طور بی‌سابقه‌ای افزایش داده است. در همین حال، فشارهای جهانی برای کاهش کربن و اعمال تعرفه‌های سبز اروپا، تولیدکنندگان را به سمت فناوری‌های کم‌کربن و سرمایه‌گذاری‌های نوین سوق می‌دهد.

در شرایطی که ساختار جهانی صنعت فولاد عمیقاً در حال تغییر است، جنوب‌شرق آسیا ( ASEAN و اطراف آن) به یکی از جالب‌ترین کانون‌های توجه تبدیل شده است. از یک‌سو هجوم پروژه‌های زیرساختی و انتقال زنجیره تولید، تقاضای بی‌سابقه‌ای پدید آورده و از سوی دیگر، تعرفه‌های کربن اتحادیه اروپا و موج جهانی کاهش کربن فشارهای فوری ایجاد کرده‌اند. رقابت در گسترش ظرفیت که با سرمایه‌گذاری کشورهای منطقه نزد کشورهای همسایه و پیگیری شرکت‌های بومی در جریان است. آمار نشان می‌دهد که ظرفیت جدید برنامه‌ریزی‌شده در این منطقه فراتر از ۱۰۰ میلیون تن است؛ چیزی که می‌تواند قوام بازار فولاد جنوب‌شرق آسیا را به کلی دگرگون کند.

تحول صنعت فولاد جنوب‌شرق آسیا

در۵ سال گذشته، صنعت فولاد جنوب شرق آسیا جهشی کیفی را تجربه کرده است. تولید ناخالص فولاد منطقه از ۴۵ میلیون تن در ۲۰۲۰ به ۶۲ میلیون تن در ۲۰۲۴ افزایش یافت که معادل رشد سالانه حدود ۸ درصد است، و انتظار می‌رود در ۲۰۲۵ به نزدیک ۷۰ میلیون تن که رکورد تاریخی است برسد. این موتور رشد بسیار متمرکز است؛ «چهار کشور آسه آن» برای مدت طولانی نقش اصلی را داشته و حدود ۸۶ درصد از تولید منطقه را تامین می‌کنند. با این حال، کشورهایی که پیش‌تر تقریباً فاقد صنعت فولاد بوده‌اند مانند کامبوج و میانمار اکنون شاهد گسترش ظرفیت هستند که نشان‌دهنده احتمال تغییر اساسی در ساختار منطقه‌ای است. تنها کشور ویتنام حدود ۳۶ درصد از تولید جنوب‌شرق آسیا را در اختیار دارد و عملاً به عنوان بازیگر برتر منطقه شناخته می‌شود و اندونزی با سهم ۲۷ درصد در رتبه دوم قرار دارد. این دو کشور در مجموع تقریباً یک‌سوم تولید کل منطقه را تامین می‌کنند. مالزی (۱۵ درصد) و تایلند (۸ درصد) در رده بعدی‌اند. قابل‌توجه است که «چهار کشور آسه‌آن» در پنج سال گذشته حدود ۵ درصد نرخ رشد سالانه را حفظ کرده‌اند و به عنوان موتور اصلی رشد منطقه عمل کرده‌اند. کشورهای نوظهور مانند کامبوج، فیلیپین و میانمار اشتراکاتی دارند: پایه صنعت فولاد ضعیف، منابع طبیعی نسبتاً غنی، نیروی کار ارزان و نیاز فزاینده به توسعه.

زنجیره آسیایی

محرک تقاضا

صعود تقاضای فولاد در جنوب‌شرق آسیا با سه محرک، همزمان پیش می‌رود: شهری شدن، سرمایه‌گذاری عظیم زیرساختی و انتقال زنجیره تولیدات تولیدی. از منظر مصرف ظاهری، مجموع مصرف چهار کشور منطقه طی ۵ سال گذشته صعودی بوده و پایداری رشد را نشان می‌دهد. چهار کشور آسه‌آن میانگین رشد ۶ درصد را ثبت کرده‌اند که پشتیبان این رشد پروژه‌های ملی بزرگی قرار دارد که در این کشورها انجام می‌شوند. اندونزی به‌عنوان بزرگ‌ترین مجمع‌الجزایر جهان، استراتژی «محور دریایی جهان» را دنبال می‌کند که نیاز عظیمی به زیرساخت‌ها ایجاد کرده است. ساخت پایتخت جدید، نوسان‌تارا، که شامل نهادهای دولتی، شبکه حمل‌ونقل، مسکن و امکانات عمومی است، یک ابرپروژه است که ده‌ها سال ادامه خواهد داشت و تقاضای ساختمانی فولاد را برای مدت طولانی تضمین می‌کند.

تقاضای ویتنام متنوع‌تر است: پروژه‌های بزرگ مانند شبکه اتوبان‌های شمال‌جنوب، فرودگاه بین‌المللی لانگ‌ثان، بندر عمیق هایفونگ و چند منطقه اقتصادی و پارک صنعتی ساحلی در حال پیشرفت‌اند. این الگوی «نقطه‌ای و گسترده» هم نیاز به فولاد ساختمانی سنتی را برمی‌انگیزد و هم بازار جدیدی برای فولادهای خاص فراهم می‌آورد. تایلند ساختار تقاضای متمایزی دارد: این کشور به‌عنوان مرکز تولید خودرو در منطقه شناخته می‌شود و حدود نیمی از تولید خودروهای جنوب‌شرق آسیا را دارد؛ بنابراین تقاضای ویژه‌ای برای ورق سرد، ورق گالوانیزه و ورق‌های الکتریکی دارد.

فیلیپین نمونه‌ای دیگر است: سطح زیرساخت پایین‌تر است و طرح‌های عظیم «ساخت بزرگ» شامل راه‌ها، پل‌ها، فرودگاه‌ها و بنادر می‌شود که تقاضا زیادی برای فولاد ایجاد می‌کنند. این پروژه‌های بزرگ نه تنها تقاضای کوتاه‌مدت و میان‌مدت ایجاد می‌کنند، بلکه با بهبود لجستیک، کاهش هزینه‌های عملیاتی و ارتقای توانمندی‌های زنجیره تامین، شرایط را برای ارتقای تولیدات و تعمیق صنعتی فراهم می‌آورند و این طور چرخه پیشرفت صنعتی را به وجود می‌آورند.

هم‌زمانی صادرات و وابستگی به واردات

الگوی تجارت فولاد در جنوب‌شرق آسیا تصویری پیچیده‌تر از همیشه را نشان می‌دهد: از یک‌سو گسترش ظرفیت بومی صادرات را سرعت بخشیده و از سوی دیگر تقاضای محصولات با فناوری بالا باعث می‌شود که واردات در سطوح بالا باقی بماند. این پدیده نشان‌دهنده مشکل ساختاری عمیق در توسعه صنعت فولاد منطقه است.

ویتنام بی‌گمان بزرگ‌ترین برنده موج صادرات است. در ۲۰۲۴، صادرات فولاد ویتنام پیش‌بینی می‌شود از ۱۴ میلیون تن عبور کند که طی ۵ سال ۷۰ درصد رشد داشته؛ محصولات صادراتی عمدتاً شامل ورق‌های گرم و میلگرد است. با این حال رشد سریع صادرات نتوانسته به‌طور کامل واردات را جایگزین کند. در ۲۰۲۴ مجموع واردات جنوب شرق آسیا هنوز تا ۶۶ میلیون تن بود و نرخ رشد ۵ساله حدود ۴ درصد را نشان می‌دهد. در پشت این تناقض چند علت ساختاری نهفته است:

وابستگی شدید به فولادهای باکیفیت و ویژه: اگرچه فولاد ساختمانی معمولی به خودکفایی یا حتی مازاد رسیده، اما ورق‌های سرد با کیفیت بالا برای خودروسازی، ورق‌های الکتریکی، ورق‌های مقاوم برای کشتی‌سازی و لوله‌های نفتی همچنان به واردات متکی‌اند. برای نمونه تایلند که مرکز خودروسازی منطقه است، ورق‌های باکیفیت خودرو را تقریباً به طور کامل از ژاپن، کره‌جنوبی و چین وارد می‌کند.

تکمیل‌نبودن زنجیره ارزش در پایین‌دست: صنایع پایین‌دستی فولاد (قطعات خودرو، لوازم خانگی، ماشین‌آلات) در بسیاری از کشورهای منطقه نسبت به صنعت ذوب پیشرفت بیشتری داشته‌اند و همین امر موجب واردات برای تولید محصول با ارزش افزوده بیشتر شده است. تایلند نمونه بارز مدل «واردات برای تولید ارزش افزوده» است که ورق گرم یا بلوم وارد و پس از تولید ورق‌های کیفی صادر می‌شود. شکاف کیفیت و ثبات محصول: حتی در همان دسته محصول، تولیدات بومی و وارداتی در پایداری کیفیت، پرداخت سطحی و تلرانس ابعادی تفاوت دارند. نابرابری ساختار محصول: ظرفیت‌های جدید در ویتنام و اندونزی عمدتاً در محصولات حجیم مانند ورق گرم و میلگرد متمرکز شده و سرمایه‌گذاری در فولادهای خاص مانند استینلس استیل یا آلیاژی کمتر است، بنابراین کمبود در محصولات متنوع‌تر باقی می‌ماند.

این وضعیت واردات-صادرات همزیست احتمالاً برای مدتی ادامه خواهد داشت: از یک‌سو ویتنام و اندونزی در حال افزایش ظرفیت برای محصولات عمده‌اند و فشار صادراتی بیشتر خواهد شد؛ از سوی دیگر حوزه محصولات پیشرفته نیاز به زمان برای رشد فناوری و تربیت نیروی انسانی دارد و در کوتاه‌مدت جهشی نخواهد داشت. شایان توجه است که این ساختار تجاری منطقه را در برابر سیاست‌های تجاری بین‌المللی آسیب‌پذیر می‌کند. صادرات ویتنام اخیراً در بازارهای مختلف با تحقیقات ضددامپینگ مواجه شده و واردات محصولات پیشرفته نیز تحت‌تاثیر نوسانات زنجیره تامین جهانی قرار دارد.

ظرفیت در اوج

در حال حاضر، جنوب‌شرق آسیا شاهد بزرگ‌ترین موج گسترش ظرفیت در تاریخ خود است. بر اساس جدیدترین آمار، مجموع ظرفیت افزوده‌شده اعلام‌شده در منطقه بین ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون تن در سال برآورد می‌شود؛ رقمی که نه تنها عرضه منطقه‌ای را دگرگون خواهد کرد، بلکه می‌تواند جریان‌های تجارت فولاد جهانی را نیز تحت‌الشعاع قرار دهد.

از منظر جغرافیایی، ظرفیت‌های جدید به شدت در ویتنام، مالزی و اندونزی متمرکز است. همچنین فیلیپین، کامبوج و میانمار که پیش‌تر تقریباً فاقد صنعت فولاد بودند وارد رقابت شده‌اند. شرکت‌های فولادی ژاپن، چین و کره‌جنوبی از طریق سرمایه‌گذاری مستقیم، انتقال فناوری و تامین تجهیزات در مقیاس وسیع در توسعه ظرفیت جنوب‌شرق آسیا مشارکت دارند.

شرکت‌های ژاپنی و کره‌ای از طریق مشارکت‌های مشترک وارد بازار شده‌اند؛ به‌عنوان نمونه پروژه توسعه KS Posco در اندونزی (۳ میلیون تن) از مسیر سرمایه‌گذاری مشترک کره‌ای-محلی پیش می‌رود. شرکت‌های ژاپنی و کره‌ای معمولاً در حوزه ورق‌های باکیفیت بالا تمرکز می‌کنند تا از رقابت مستقیم با تولیدات چینی در بازار محصولات عمده اجتناب کنند.

رویکرد سنتی کوره بلند ( BF-BOF) همچنان در پروژه‌های بزرگ ویتنام و اندونزی غالب است؛ انتخابی مبتنی بر فناوری بالغ، هزینه عملیاتی پایین‌تر و تجربه فراوان که برای تولید انبوه محصولات عمده است. با این‌حال فناوری‌های کم‌کربن مانند کوره قوس الکتریکی ( EAF) و احیای مستقیم ( DRI) نیز سهم قابل‌توجهی در پروژه‌های جدید یافته‌اند.

با وجود برنامه‌ها و ظرفیت اعلام‌شده بزرگ، اجرا با موانع متعددی روبه‌رو است:

فشارهای محیط‌زیستی رو به افزایش: پروژه‌های بزرگ فولادی با الزامات سختگیرانه ارزیابی اثرات زیست‌محیطی روبه‌رو هستند، به‌ویژه در نواحی ساحلی که حفاظت از اکوسیستم شدت یافته است.

عدم اطمینان در تقاضای بازار: مشخص نیست آیا تقاضای واقعی می‌تواند این حجم عظیم ظرفیت جدید را جذب کند؛ ریسک مازاد ظرفیت همچنان بالاست.

عقب‌ماندگی زیرساخت‌ها: تامین برق، شرایط بندری و شبکه لجستیک می‌توانند مانع پیشرفت پروژه‌ها شوند.

موانع تجاری بین‌المللی: افزایش اقدامات حفاظت تجاری علیه فولاد، عدم قطعیت بازارهای صادراتی را تشدید کرده است.

پیش‌بینی می‌شود در ۵سال آینده تنها حدود ۴۰ تا ۵۰ میلیون تن از ظرفیت اعلام‌شده (یعنی تقریباً نیمی از برنامه‌ها) واقعاً به مرحله اجرا برسد.

گذار سبز

در برابر موج جهانی کاهش انتشار کربن و تحت فشار مکانیسم تنظیم کربن مرزی اتحادیه اروپا ( CBAM)، صنعت فولاد جنوب‌شرق آسیا در آستانه یک تغییر سبز بنیادین قرار دارد. مواجهه با تعرفه‌های کربن و خطر مازاد ظرفیت، تبدیل به الزام بقا برای شرکت‌ها شده است، نه فقط یک استراتژی بلکه برای ایجاد تمایز در رقابت.

شرکت‌های منطقه به دنبال مسیرهای عملی و واقعی برای کاهش کربن‌اند؛ ترکیب فناوری‌های DRI (احیای مستقیم با هیدروژن) + EAF (کوره قوس الکتریکی) + انرژی‌های تجدیدپذیر به‌عنوان تازه‌ترین راه‌حل مطرح است. برخلاف اروپا که راه‌حل تماماً هیدروژن سبز را با شدت دنبال می‌کند، پروژه‌های جنوب شرق آسیا رویکردی مرحله‌ای اتخاذ کرده‌اند.

پروژه Meranti Green Steel در تایلند از رویکرد ابتکاری «گام‌به‌گام با هیدروژن نیمه سبز» استفاده می‌کند: در فاز اولیه مخلوطی از گاز طبیعی و هیدروژن سبز به کار گرفته می‌شود و به تدریج سهم هیدروژن افزایش می‌یابد تا در نهایت به تولید تماماً با هیدروژن سبز برسد. این مدل سرمایه‌گذاری اولیه را کاهش می‌دهد و زمان لازم برای توسعه زیرساخت هیدروژن و افت هزینه‌ها را فراهم می‌آورد. انتظار می‌رود این پروژه تا حدود ۷۰ درصد کاهش انتشار دی اکسید کربن را محقق کند که در صورت صادرات به بازارهای اتحادیه اروپا مزیت قابل‌توجهی ایجاد می‌کند.

خوشه فولاد سبز در مالزی در حال شکل‌گیری است و در دو بال شرقی و غربی توسعه می‌یابد. در شرق مالزی کارخانه HBI با ظرفیت سالانه ۲.۵ میلیون تن از گروه ESteel Enterprise Sabah آغاز به‌کار کرده و از گاز طبیعی به‌عنوان عامل احیا استفاده می‌کند؛ در غرب مالزی (در ایالت پراک) شرکت Maegma Minerals با همکاری Primetals Technologies قصد ساخت کارخانه HBI با ظرفیت سالانه ۲ میلیون تن را دارد. این پروژه‌ها معمولاً مسیر «ابتدا تولید محصولات میانی سپس محصولات نهایی» را انتخاب می‌کنند: تولید بریکت HBI هم نیاز کاهش انتشار را برای کارخانجات فولادی فعلی برآورده می‌سازد و هم تجربه عملیاتی برای تولید فولاد سبز نهایی فراهم می‌کند.

گذار سبز در جنوب شرق آسیا اکوسیستم صنعتی تازه‌ای به‌وجود آورده است. سرمایه‌گذاری شرکت تجاری ژاپنی Hanwa در محصولات بریکت HBI گروه Esteel نشان می‌دهد بازار بین‌المللی به مواد اولیه کم‌کربن تولیدشده در منطقه توجه دارد. این نوع همکاری‌های فراملی، توجیه‌پذیری اقتصادی پروژه‌ها را افزایش می‌دهد.

سمفونی توسعه و گذار

صنعت فولاد جنوب‌شرق آسیا اکنون در یک نقطه تاریخی حساس ایستاده است. از یک‌سو منطقه در حال تجربه موجی بی‌سابقه در گسترش ظرفیت است که توسط سرمایه‌گذاری ژاپن، چین و کره‌جنوبی هدایت و با ظرفیت برنامه‌ریزی‌شده بیش از ۱۰۰ میلیون تن در حال انجام است و اندونزی و ویتنام به‌عنوان دو غول منطقه‌ای کانون این توسعه هستند. از سوی دیگر، تعرفه‌های کربن اتحادیه اروپا و فشار جهانی برای کاهش انتشار، شرکت‌ها را وادار به گذار سبز می‌کند و مدل‌های توسعه سنتی را به چالش می‌کشد.

الگوهای کلیدی نشان می‌دهد، رقابت در گسترش ظرفیت و گذار سبز هم‌زمان در جریان است؛ زنجیره تامین منطقه‌ای در حال بازآرایی است، خودکفایی در محصولات عمومی افزایش می‌یابد اما محصولات پیشرفته همچنان وارداتی‌اند؛ پروژه‌های زیرساختی ملی تقاضای مطمئنی فراهم می‌کنند اما خطر مازاد ظرفیت واقعی است.

کلید رقابت آینده در توانایی متوازن‌سازی توسعه و ارتقای کیفیت، ترکیب ظرفیت سنتی و گذار سبز، و توازن بین منافع کوتاه‌مدت و پایداری بلندمدت و توسعه پایدار نهفته است. شرکت‌هایی که زودتر در فناوری‌های کم‌کربن پیش‌قدم شوند، در دور بعدی بازتوزیع صنعت موقعیت پیشرو خواهند داشت. دگرگونی فولاد در جنوب‌شرق آسیا نه تنها ساختار صنعتی منطقه را بازتعریف می‌کند، بلکه پیامدهای عمیقی برای تجارت جهانی فولاد و زنجیره عرضه خواهد داشت.

*دکترای اقتصاد

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha