به گزارش ایراسین، ناترازی انرژی امروز بیش از آنکه صرفاً یک مسأله فنی یا کمبود مقطعی در تولید باشد، به بازتابی از نوع سیاستگذاری و الگوی تصمیمگیری در اقتصاد انرژی کشور تبدیل شده است؛ جایی که سهلالوصولترین راهحلها، جایگزین اصلاحات عمیق و ساختاری شدهاند.
تجربه سالهای اخیر نشان میدهد هر بار با اوجگیری مصرف، نسخههای کوتاهمدتی مانند خاموشی، محدودیت گاز صنایع یا تعطیلی واحدهای تولیدی اجرا میشود، بیآنکه ریشههای شکلگیری این بحران مورد بازنگری جدی قرار گیرد. در چنین فضایی، قیمتگذاری دستوری، یارانههای گسترده انرژی و فرسودگی زیرساختها نهتنها مانعی برای اصلاح رفتار مصرفکنندگان بودهاند، بلکه خود به عاملی برای تعمیق شکاف میان عرضه و تقاضا تبدیل شدهاند؛حال تمرکز یکجانبه بر افزایش تولید، در غیاب سیاستهای مؤثر مدیریت مصرف و اصلاح ساختار قیمتها، نمیتواند راهحلی پایدار برای عبور از ناترازی انرژی باشد.

نبود هماهنگی میان تولید و مصرف؛ ریشه پنهان ناترازی انرژی
محمدصادق مهرجو، کارشناس ارشد نفت و انرژی، در گفتوگو با خبرنگار ایراسین با اشاره به مفهوم ناترازی انرژی اظهار کرد: ناترازی بهمعنای شکاف میان عرضه و تقاضای انرژی است و تمرکز همیشگی سیاستگذاران بر افزایش تولید، ریشه در این موضوع دارد که تولید متولی مشخصی دارد، اما مصرف با تعدد متولیان و دستگاههای بیشتری مواجه است، یکی از چالشهای اساسی در این حوزه، نبود هماهنگی میان بخش تولید و مصرف است.
وی افزود: کاهش مصرف، با توجه به عادتهای شکلگرفته در سبک زندگی مردم، فرآیندی دشوار و زمانبر است، اقدامات فرهنگی و ایجابی برای کاهش مصرف، چه در بخش خانگی و چه در بخش صنعت، معمولاً با مقاومت همراه میشود و بههمین دلیل، نسبت به افزایش تولید پیچیدگی بیشتری دارد.
این کارشناس انرژی با اشاره به نقش قیمتها در الگوی مصرف بیان کرد: تا زمانی که قیمت حاملهای انرژی پایین باشد، بهینهسازی مصرف و کاهش تقاضا از نظر اقتصادی توجیهپذیر نخواهد بود؛ بهینهسازی چه در صنایع و چه در بخش خانگی، نیازمند سرمایهگذاری اولیه برای اصلاح سیستمها و جلوگیری از هدررفت انرژی است و زمانی که انرژی ارزان باشد، انگیزهای برای انجام این هزینهها وجود ندارد.
یارانه انرژی و تداوم ساختارهای ناکارآمد
مهرجو با انتقاد از قیمتگذاری دستوری در بخش انرژی اظهار کرد: متأسفانه قیمتگذاری دستوری هم در تولید گاز و برق و هم در مصرفکنندگان عمده، از جمله نیروگاهها، موجب کاهش بهرهوری شده است، در حال حاضر گاز با قیمتی در حدود هر مترمکعب ۷۰ تومان در اختیار نیروگاهها قرار میگیرد، در حالی که نیروگاههای کشور عمدتاً غیربهینه هستند و راندمان متوسط آنها حدود ۳۰ درصد است.
وی افزود: افزایش راندمان نیروگاههای موجود نیازمند سرمایهگذاری است، اما بهدلیل یارانههای موجود، ترجیح میدهند بهجای اصلاح ساختار، بر تداوم سیاستهای فعلی فشار بیاورند، این یارانهها نهتنها انگیزه مصرف کنندگان انرژی برای افزایش بهرهوری را کاهش میدهد، بلکه باعث شکلگیری رفتار پرمصرف و خارج از قاعده در میان مصرفکنندگان نیز میشود.
کارشناس ارشد نفت و انرژی با اشاره به وضعیت صنایع کشور گفت: فرسودگی صنایع و عقبماندگی فناوری، نقش قابلتوجهی در مصرف بالای انرژی دارد؛ نوسازی، بازسازی و افزایش بهرهوری صنایع نیازمند سرمایهگذاریهای کلان است و این موضوع یکی از موانع اصلی کاهش مصرف انرژی در کشور بهشمار میرود.
خاموشی؛ راهکار سریع با هزینههای سنگین
مهرجو با بیان اینکه اصلاح ساختار مصرف در کوتاهمدت امکانپذیر نیست، اظهار کرد: نمیتوان انتظار داشت که صنایع یا نیروگاهها در یک بازه زمانی کوتاه به بهرهوری مطلوب برسند؛ در شرایط افزایش مصرف، بهویژه در بخش برق، سادهترین راهکار در کوتاهمدت مدیریت مصرف از طریق اولویتبندی و توزیع برق به بخشهای حساستر کشور است که نتیجه آن خاموشی در بخش های مختلف خواهد بود؛ راهکاری که هرچند سریع است، اما هزینههای اقتصادی و اجتماعی بالایی دارد.
وی افزود: اگر مجموع خسارتهای ناشی از قطع گاز، تعطیلی صنایع و خاموشیها را در نظر بگیریم، به این نتیجه میرسیم که هزینهکرد این منابع در بخش صنعتی و مصرف خانگی، بهویژه در پیک مصرف برق، میتوانست طی یک دوره هفت تا دهساله به اصلاح رفتار مصرفکنندگان (خُرد یا کلان) منجر شود، البته این نوع اصلاحات زمانبر، پرهزینه و همراه با مقاومت است.
کارشناس ارشد نفت و انرژی خاطرنشان کرد: نوعی اینرسی و مقاومت در برابر تغییر، هم در بخش خانگی و هم در بخش صنعتی وجود دارد و بسیاری از افراد در کوتاهمدت حاضر نیستند رفاه یا الگوی رفتاری خود را تغییر دهند؛ بهبود مصرف انرژی معمولاً تدریجی و گامبهگام اتفاق میافتد، اما ناترازی و تخریب میتواند بهصورت ناگهانی و شدید بروز کند.
مهرجو در پایان تأکید کرد: تا زمانی که قیمت حاملهای انرژی در مقایسه با کشورهای منطقه و همسایه بسیار پایین باشد و یارانههای پنهان انرژی همچنان بر ساختار صنایع کشور سایه بیندازد، انتظار اصلاح جدی در الگوی مصرف و رفع ناترازی انرژی چندان واقعبینانه نخواهد بود.
نظر شما