زنجیره بی‌مزیت
جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۷

این میزگرد تحلیلی، فراتر از مرور چالش‌های تکراری، به ریشه‌یابی مزیت‌های ازدست‌رفته، مسیرهای خلق مزیت‌های جدید و الزامات رقابت‌پذیری در مقیاس جهانی می‌پردازد. از حکمرانی و انرژی تا فناوری، لجستیک، صادرات و فولادهای آلیاژی، همه حلقه‌های کلیدی زنجیره فولاد با نگاهی راهبردی و واقع‌بینانه واکاوی شده‌اند. این متن برای مدیران صنعتی، سیاستگذاران، فعالان حوزه معدن و فولاد و هر خواننده‌ای که دغدغه آینده اقتصاد صنعتی ایران را دارد، خواندنی، الهام‌بخش و تأمل‌برانگیز است.

آیا زنجیره فولاد و معدن ایران هنوز از «مزیت نسبی» برخوردار است یا این مزیت در سایه ناترازی انرژی، فرسایش سرمایه‌گذاری و فشارهای سیاستی به چالش افتاده است؟ در این میزگرد تحلیلی، با حضور سعید عسگرزاده، دبیر انجمن سنگ‌آهن ایران و مهران محجوب‌نژاد، معاون برنامه‌ریزی شرکت بین‌المللی فولادتکنیک، واقعیت‌های رقابت‌پذیری فولاد ایران را از معدن و انرژی تا فناوری، لجستیک و حکمرانی واکاوی می‌کنیم و مسیر بازآفرینی مزیت‌های واقعی این زنجیره را جست‌وجو می‌کنیم.

کارخانه: از دید شما، آیا آنچه امروز به عنوان مزیت‌های نسبی در زنجیره فولاد و معدن ایران از آن یاد می‌کنیم، حقیقتاً پایه‌های اقتصادی و تکنیکی مستحکمی دارد یا صرفاً یک تصویر ذهنی و تبلیغاتی است؟ آیا این مزیت‌ها ناشی از منابع طبیعی و موقعیت ژئوپلیتیک کشور است یا در عمل، محدودیت‌های زیرساختی، نوسانات انرژی و ناکارآمدی‌های مدیریتی، آنها را به توهمی موقتی بدل کرده‌اند؟

سعید عسگرزاده: پاسخ به این پرسش، در حقیقت معیاری برای سنجش کیفیت حکمرانی در کشور است. حکمرانی خوب باید به ایجاد و تقویت مزیت نسبی در زنجیره‌های ارزش، از جمله زنجیره فولاد، منجر شود؛ مزیتی که امکان رقابت‌پذیری بین‌المللی را فراهم کند. در زنجیره فولاد، این مزیت باید به گونه‌ای شکل بگیرد که کشور بتواند در سطح جهانی رقابت کند. تحقق آن به پنج نهاده اصلی در زنجیره ارزش و پنج نهاد حقوقی مرتبط بازمی‌گردد که وظیفه دارند این نهاده‌ها را در بخش‌های مختلف عملیاتی کنند. در گذشته، ایران در منابع تولید مانند مواد اولیه، انرژی و آب مزیت‌های قابل‌توجهی داشت. همین مزیت‌ها باعث شد در برخی تصمیم‌گیری‌ها، از جمله مکان‌یابی صنعت فولاد، غفلت شود، زیرا تصور می‌کردیم هزینه‌ها، وضعیت آب یا انرژی اهمیت چندانی ندارد. واقعیت این است که اگر مزیت نسبی واقعی وجود داشته باشد، باید به رشد سریع و توسعه پایدار کشور منجر شود، اما این اتفاق نیفتاد. بنابراین طبیعی است که پرسیده شود چرا همچنان مسیرهای اشتباه گذشته ادامه یافته است؛ برای مثال توسعه فولاد در مناطقی مانند یزد. امروز با احیای ستاد فولاد، همه اذعان دارند که این اشتباهات نباید تکرار شود. اگر وزارتخانه بخواهد حکمرانی موثر داشته باشد، الزاماً باید مزیت نسبی تولید را برقرار کند؛ موضوعی که اجتناب‌ناپذیر است. زمانی ایران با گاز و برق فراوان، منابع آب مناسب و دسترسی به آب‌های آزاد، در مزیت‌های انرژی و زیرساخت‌ها پیشتاز بود و صنایع انرژی‌بر تعریف می‌شد. اما امروز بخش قابل‌توجهی از این مزیت‌ها از دست رفته و تنها دو راه پیش‌رو داریم: تسلیم شدن یا خلق مزیت‌های جدید.

زنجیره بی‌مزیت

کارخانه: با توجه به کاهش بخش قابل‌توجهی از مزیت‌های نسبی گذشته در زنجیره فولاد ایران، پرسش این است که چگونه می‌توان مزیت‌های جدید خلق کرد و دوباره رقابت‌پذیری جهانی را بازسازی کرد؟ تجربه کشورهای موفق فولادی نشان می‌دهد که رشد پایدار تنها به منابع طبیعی محدود نمی‌شود و نوآوری، مدیریت بهینه زنجیره ارزش، سرمایه‌گذاری در فناوری و زیرساخت‌های پیشرفته و سیاستگذاری هوشمندانه، نقش تعیین‌کننده دارند. با توجه به این تجربه‌ها، چه درس‌هایی از مسیر کره‌جنوبی، برزیل یا آلمان قابل انتقال به ایران است و چه استراتژی‌هایی می‌تواند مزیت‌های جدید در تولید فولاد، انرژی، لجستیک و فناوری ایجاد کند؟

سعید عسگرزاده: می‌توانیم از تجربه کشورهایی الگوبرداری کنیم که در صنعت فولاد موفق هستند، اما بسیاری از مزیت‌های سنتی ما را ندارند. کشورهایی مانند ژاپن، ترکیه و ایتالیا نه منابع گاز ارزان دارند، نه معادن غنی و نه انرژی پایین؛ بسیاری از مواد اولیه آنها وارداتی است، با این حال توانسته‌اند فولاد رقابتی تولید کنند. این موضوع نشان می‌دهد که مزیت‌های واقعی تولید صرفاً به منابع طبیعی محدود نمی‌شوند، بلکه بهره‌وری و مدیریت موثر نقش تعیین‌کننده دارند. یکی از مهم‌ترین عوامل رقابت‌پذیری، بهره‌وری است؛ چه بهره‌وری نیروی انسانی و چه بهره‌وری فناوری. کاهش سهم نهاده‌های تولید در قیمت تمام‌شده، استفاده از فناوری‌های نوین و ارتقای مهارت نیروی انسانی، عواملی هستند که کشورهای پیشرو در صنعت فولاد بر آنها تمرکز کرده‌اند. اگر می‌خواهیم جایگاه فولاد ایران را در سطح فعلی حفظ کنیم، چاره‌ای جز تمرکز جدی بر بهره‌وری، نوآوری و نگاه واقع‌بینانه به بازار نداریم. بدون اصلاح این مسیر، رقابت‌پذیری فولاد ایران به‌طور جدی تهدید خواهد شد. از سوی دیگر، رقابت منطقه‌ای نیز شرایط را پیچیده‌تر کرده است. کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در آینده نزدیک حدود ۳۰ میلیون تن به ظرفیت فولادی خود اضافه خواهند کرد و هدف آنها رسیدن به ظرفیت ۴۰ تا ۵۰ میلیون تن است. چنین افزایش عظیم تولید، فضای رقابتی را برای ایران به شدت محدود می‌کند و در صورت بی‌توجهی، سهم ایران از بازارهای منطقه‌ای و جهانی کاهش خواهد یافت. بنابراین، خلق مزیت‌های جدید از طریق بهره‌وری، فناوری و استراتژی بازار، نه یک انتخاب بلکه ضرورتی حیاتی برای حفظ و ارتقای جایگاه فولاد ایران در رقابت جهانی است.

مهران محجوب‌نژاد: اول آنکه باید توجه کنیم که مزیت در زنجیره فولاد مفهومی مطلق نیست؛ یعنی بر اساس ساختار اقتصادی، ظرفیت‌ها و شرایط هر کشور تعریف می‌شود. هر کشور با توجه به منابع، محدودیت‌ها و اهداف خود مسیر متفاوتی در توسعه زنجیره ارزش فولاد انتخاب می‌کند. تجربه کشورهای مختلف نمونه روشنی از این رویکرد است. استرالیا با داشتن غنی‌ترین ذخایر مواد اولیه فولاد در جهان، هرگز سیاست تکمیل کامل زنجیره فولاد در داخل کشور را دنبال نکرده است. حاکمیت این کشور تمرکز خود را بر فرآوری سنگ‌آهن و صادرات آن قرار داده و به جای ایجاد کل زنجیره در داخل، مزیت نسبی خود را در بخش مواد اولیه تقویت کرده است. در مقابل، ژاپن کشوری است که نه منابع انرژی ارزان دارد و نه ذخایر معدنی قابل‌توجه، اما سیاستگذاری آن بر تکمیل کل زنجیره ارزش در داخل کشور متمرکز بوده است. ژاپن سنگ‌آهن وارد می‌کند و آن را به محصولات با ارزش افزوده بالا مانند خودرو، لوازم خانگی و ماشین‌آلات صنعتی تبدیل می‌کند، سپس صادر می‌کند به این ترتیب، انتهای زنجیره ارزش در داخل کشور شکل می‌گیرد. ایران نیز در طول سال‌های گذشته مزیت‌های مهمی برای توسعه زنجیره ارزش فولاد داشته است. از جمله این مزیت‌ها می‌توان به دارا بودن دومین ذخایر گاز دنیا، نهمین ذخایر سنگ‌آهن جهان، نیروی کار متخصص و موقعیت جغرافیایی مناسب برای صادرات اشاره کرد. در اسناد بالادستی مانند سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ و برنامه‌های توسعه، رشد اقتصادی ۸ درصدی پیش‌بینی شده بود که می‌توانست محرک جدی برای بازار مصرف داخلی فولاد باشد و در کنار آن، توسعه صادرات را نیز ممکن سازد. این شرایط نشان می‌دهد که با بهره‌گیری هوشمندانه از مزیت‌های نسبی و برنامه‌ریزی استراتژیک، ایران قادر است جایگاه خود را در زنجیره جهانی فولاد تقویت کند.

زنجیره بی‌مزیت

کارخانه: با توجه به اهمیت توسعه پایدار و متوازن صنعت فولاد، پرسش این است که طرح جامع فولاد چگونه می‌تواند به عنوان نقشه راهی برای توسعه متوازن زنجیره ارزش عمل کند؟ آیا این طرح توانسته ظرفیت‌ها و مزیت‌های داخلی را بهینه کند، هم‌افزایی بین بنگاه‌ها ایجاد نماید و تولید، صادرات و فناوری را به طور همزمان تقویت کند؟ راهکارهای عملی برای اجرای موفق این برنامه چه هستند؟

مهران محجوب‌نژاد: طرح جامع فولاد کشور که در سال ۱۳۹۲ تدوین و با هدف ایجاد برنامه‌ای جامع برای توسعه کمی و کیفی صنعت فولاد طراحی شد. این طرح شامل تعیین مکان‌های مناسب برای توسعه، برآورد دقیق مصرف داخلی، شناسایی بازارهای هدف صادراتی و پیش‌بینی زیرساخت‌ها و انرژی لازم برای دستیابی به ظرفیت ۵۵ میلیون تن فولاد بود. در واقع، طرح جامع نقشه راهی برای توسعه متوازن زنجیره فولاد کشور به شمار می‌رفت. با گذشت نزدیک به ۱۲ سال از آغاز اجرای سند چشم‌انداز ۱۴۰۴، ایران از نظر ظرفیت‌سازی به هدف ۵۵ میلیون تن رسیده است، اما تولید واقعی کمتر از ۶۰ درصد ظرفیت است و در سال جاری به حدود ۵۸ درصد رسیده است. این فاصله میان ظرفیت و تولید واقعی ناشی از چند عامل است: کسری انرژی، محدودیت‌های صادراتی، رشد نامتوازن مصرف داخلی و عدم تحقق هم‌زمان مؤلفه‌هایی که در طرح جامع پیش‌بینی شده بود. بنابراین، طرح جامع فولاد همچنان به عنوان نقشه راهی معتبر برای توسعه متوازن و ارتقای بهره‌وری در صنعت فولاد اهمیت دارد، اما تحقق کامل اهداف آن نیازمند هماهنگی بیشتر بین بخش‌های دولتی و خصوصی، مدیریت بهینه منابع و تمرکز بر بهره‌برداری کامل از ظرفیت‌های موجود است. در پنج سال گذشته، بخشی از مزیت‌های اولیه صنعت فولاد کشور کاهش یافته است. قیمت برق نزدیک به ۴۰ برابر و قیمت گاز حدود ۲۸ برابر افزایش یافته، درحالی‌که سهم انرژی در گذشته در هزینه تمام‌شده تولید فولاد بسیار پایین بود. این افزایش هزینه‌ها بدون ایجاد مزیت‌های جایگزین فشار مضاعفی بر صنعت وارد کرده و ضرورت بازنگری جدی در سیاست‌های توسعه‌ای و مزیت‌سازی را بیشتر کرده است. به‌عنوان نمونه، محدودیت‌های تولید فولاد ساختمانی در برخی حوزه‌ها کافی نیست و نیاز به گذر از روش‌های سنتی وجود دارد. کارخانه‌هایی که ظرفیت و توان لازم دارند، باید بخشی از تولید خود را به فولادهای پیشرفته و محصولات با ارزش افزوده بالا اختصاص دهند تا هم رقابت‌پذیری حفظ شود و هم تاب‌آوری زنجیره افزایش یابد.

کارخانه: با توجه به ضرورت خلق مزیت‌های جدید در زنجیره فولاد و رقابت فزاینده منطقه‌ای و جهانی، پرسش این است که مدل بنگاه‌های پیشران تا چه حد می‌تواند این هدف را محقق کند؟ آیا تمرکز بر یک یا چند بنگاه بزرگ و اثرگذار، که بتوانند فناوری، سرمایه، و نوآوری را به کل زنجیره منتقل کنند، می‌تواند مزیت نسبی پایدار برای کشور ایجاد کند؟ تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد که بنگاه‌های پیشران نه تنها تولید را بهینه می‌کنند، بلکه با ایجاد استانداردها، توسعه زیرساخت‌ها و هم‌افزایی با تامین‌کنندگان و شرکت‌های کوچک‌تر، کل زنجیره ارزش را تقویت می‌کنند. در این زمینه، ایران چگونه می‌تواند مدل بنگاه پیشران را طراحی و اجرا کند تا علاوه بر رشد اقتصادی، رقابت‌پذیری فولاد را در سطح ملی و بین‌المللی تضمین کند؟

سعید عسگرزاده: رویکرد بنگاه‌های پیشران بسته به کشورها نتایج متفاوتی دارد، اما وقتی یک بنگاه بزرگ تمامی حلقه‌های تولید را در کنار هم داشته باشد، می‌تواند مزیت‌های قابل‌توجهی ایجاد کند. یکی از مهم‌ترین مزیت‌ها کاهش چشم‌گیر هزینه‌های حمل‌ونقل است و انعطاف‌پذیری زنجیره تولید افزایش می‌یابد؛ حتی اگر بخشی از واحد دچار مشکل شود، سایر بخش‌ها می‌توانند خلأ را جبران کنند و تاب‌آوری کل زنجیره حفظ شود. تجربه ذوب‌آهن ایران نمونه روشنی از این مزیت است: این شرکت نه تنها تولید نهایی فولاد داشت، بلکه میلگرد، تیرآهن و شمش نیز تولید می‌کرد. این تنوع و انسجام تولیدی اجازه می‌داد تصمیمات صادراتی مستقل گرفته شود و کل زنجیره تولید با انعطاف بیشتری عمل کند. بنابراین مدل بنگاه‌های پیشران می‌تواند با مدیریت بهینه منابع، ایجاد هماهنگی در زنجیره و تقویت تاب‌آوری، مزیت نسبی پایداری برای صنعت فولاد کشور فراهم کند.

مهران محجوب‌نژاد: در دنیا و حتی در بخش خصوصی ایران، واحدهایی که ظرفیت بزرگ دارند و زنجیره کامل تولید را شامل می‌شوند، از سودآوری بهتر و تاب‌آوری بالاتری برخوردار هستند. این بدان معناست که این واحدها می‌توانند شوک‌های ناشی از گرانی انرژی یا افزایش قیمت مواد اولیه را بهتر تحمل کنند. به همین دلیل، در دنیا ادغام‌های بزرگی صورت گرفته است؛ برای مثال، شرکت‌های فولاد چین با ادغام واحدهای خود توانستند ظرفیت فولاد کشور را به ۱۳۰ میلیون تن برسانند و حتی از آرسلورمیتال پیشی بگیرند. این موفقیت‌ها اهمیت مقیاس اقتصادی بزرگ و انسجام واحدها را نشان می‌دهد. در ایران نیز برنامه‌ای برای ایجاد ظرفیت‌های بزرگ پیش‌بینی شده بود؛ برای نمونه دو پکیج ۱۰ میلیون تنی در هرمزگان و چهارمحال در نظر گرفته شد که به دلیل دسترسی به آب‌های آزاد، مواد اولیه و انرژی، گزینه‌های مناسبی بودند. متاسفانه فشارهای محلی و استانی باعث شد که فولاد در مکان‌های غیرمناسب ساخته شود و بهره‌وری و تاب‌آوری کاهش یابد. واحدهای کوچک و پراکنده، مانند حدود ۱۰۰ واحد القایی که مجموعاً ۶ تا ۷ میلیون تن تولید می‌کنند، بهره‌وری پایین و هزینه‌های بالایی دارند. هر تن فولاد در ایران حدود سه تن جابه‌جایی نیاز دارد که هزینه‌ها را بالا می‌برد و تولید را غیر اقتصادی می‌کند. در عین حال، شمش و آهن اسفنجی ایران کیفیت بالایی دارد و در هاب‌های عمان و بحرین حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ دلار فروخته می‌شود، درحالی‌که کشورهایی مانند ژاپن با همین مواد فولاد ۲۰۰۰ دلاری تولید می‌کنند. برای حفظ رقابت‌پذیری و تاب‌آوری صنعت فولاد، ضروری است ظرفیت‌ها متمرکز و بهره‌وری بالا باشد و واحدهای کوچک پراکنده محدود شوند. تنها با این رویکرد می‌توان نوسانات بازار و مشکلات هزینه‌ای را مدیریت کرد و سودآوری پایدار صنعت را تضمین نمود. نکته‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد آن است که سودآوری این بنگاه‌ها نباید محدود شود، زیرا نظام مالیاتی کشور به گونه‌ای طراحی شده است که ۲۵ درصد سود به دولت تعلق می‌گیرد؛ هرچه سود بنگاه‌ها بالاتر باشد، دولت نیز شریک بیشتری خواهد بود و این فرصت نباید محدود شود. از سوی دیگر، توجه داشته باشید که رقابت‌پذیری با فولاد وارداتی، به ویژه از کشورهایی مانند استرالیا، بسیار دشوار است؛ زیرا هزینه تمام‌شده واردات سنگ آهن بیش از سه برابر تولید داخلی خواهد بود و هیچ واحدی توان رقابت با آن را ندارد. بنابراین ضروری است مزیت‌های تولید داخلی ایجاد شود و تمرکز بر تولید فولادهای آلیاژی و محصولات با ارزش افزوده بالا قرار گیرد تا علاوه بر حفظ رقابت‌پذیری، سهم ایران در بازارهای داخلی و بین‌المللی تقویت شود.

کارخانه: با توجه به محدودیت منابع و فشار رقابت منطقه‌ای، پرسش این است که تمرکز بر تولید فولادهای آلیاژی چگونه می‌تواند راهکاری برای توسعه صادرات و ایجاد ارزش افزوده باشد؟ آیا ارتقای فناوری و تولید محصولاتی با ویژگی‌های خاص می‌تواند ایران را در بازارهای بین‌المللی متمایز کند و ضمن افزایش درآمد، تاب‌آوری زنجیره فولاد را تقویت کند؟ راهکارهای عملی برای تحقق این هدف چه هستند؟
سعید عسگرزاده: در حال حاضر تنها شرکت‌هایی مانند فولاد مبارکه و گل‌گهر توان رقابت واقعی در بازارهای بین‌المللی را دارند. بخش عمده فولاد صادراتی ایران به چین می‌رود و هر زمان که خریدار اصلی خرید را متوقف کند، بازار به سرعت دچار مشکل می‌شود. در این شرایط، تمرکز بر تولید فولادهای آلیاژی با تکنولوژی پیشرفته و مواد اولیه تمیز، فرصت خلق محصولات با ارزش افزوده بالا و ارتقای جایگاه صادراتی را فراهم می‌کند. برای توسعه پایدار فولاد آلیاژی و محصولات با کیفیت بالا، بخش‌های حاکمیتی به ویژه سازمان توسعه تجارت باید نقش فعال‌تری در بازاریابی و تحریک تقاضای خارجی ایفا کنند. در کنار آن، واحدهای تولیدی باید هدایت شوند تا ظرفیت و توان خود را به سمت تولید این محصولات متمرکز کنند. بخش‌هایی که توان لازم را دارند، باید پیشرو شوند و این مسیر را توسعه دهند، چرا که تحریم‌ها و موانع مختلف حرکت سریع در این مسیر را محدود کرده‌اند. کشورهایی که در حوزه فولاد خاص، فولاد آلیاژی و محصولات گران‌قیمت فعالیت می‌کنند، تنها زمانی موفق خواهند بود که روابط مناسبی با کشورهای توسعه‌یافته داشته باشند، چرا که مصرف‌کنندگان اصلی این نوع فولادها در این کشورها حضور دارند. بزرگ‌ترین چالش ما این است که حتی وقتی تولید انجام می‌دهیم، امکان فروش محدود است و حدود ۹۵ درصد از صادرات فولاد ایران به چین می‌رود. بنابراین هر زمان که چین خرید را متوقف کند، بازار داخلی با مشکلات جدی مواجه می‌شود و حتی انتقال فولاد ساختمانی به آفریقا یا بازار داخلی راهکار کافی نیست. تمرکز بر تولید فولادهای آلیاژی می‌تواند راه‌حل باشد، زیرا ارزش آن ۱۰ تا ۱۵ برابر فولاد معمولی است. ایران از نظر فناوری و تجهیزات آماده است و فولاد تولیدی با مواد اولیه تمیز ساخته می‌شود. با این حال، بخش قابل‌توجهی از تولید هنوز به فولاد ساختمانی اختصاص دارد. برای توسعه واقعی فولاد آلیاژی، سازمان توسعه تجارت باید در بازاریابی و تحریک تقاضای خارجی نقش فعال‌تری ایفا کند. هم‌زمان، واحدهای تولیدی باید ظرفیت و توان خود را به سمت تولید محصولات با کیفیت و ارزش افزوده بالا هدایت کنند. این اقدام نیازمند سیاستگذاری کلان و هماهنگی بین بخش‌های حاکمیتی است. دلایل عدم حرکت سریع به سمت فولاد آلیاژی متعدد است، از جمله تحریم‌ها و موانع ساختاری در بازار، اما برای حفظ رقابت‌پذیری و بهره‌وری صنعت فولاد، توجه به این موضوع ضروری است و نباید فرصت‌های بازارهای بین‌المللی از دست برود.

مهران محجوب‌نژاد: ایران هم‌اکنون فولاد با کیفیت تولید می‌کند؛ آهن اسفنجی و شمش‌های ما استاندارد بالایی دارند و عمدتاً این محصولات صادر می‌شوند. با این حال، محدودیت روابط بین‌المللی مانع ایجاد ارزش افزوده بیشتر شده است. برای رسیدن به محصولات با ارزش افزوده بالا و نهایی، نیازمند برندسازی و توسعه روابط بین‌المللی مناسب هستیم و خوشبختانه ظرفیت‌های لازم در کشور موجود است. به‌عنوان نمونه، شمش ایران در بازارهای بین‌المللی قیمتی بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ دلار دارد، اما در هاب‌های منطقه‌ای مانند عمان و بحرین، برخی آن را به عنوان قراضه به شرکت‌هایی مانند نیکون استیل یا نیپون‌استیل می‌فروشند و با فولاد ۲۰۰۰ دلاری بازمی‌گرداندند. این اتفاق نشان می‌دهد که ارزش واقعی فولاد از قراضه یا مواد اولیه قابل جایگزینی است و تفاوت قیمت زیاد نیست. برای آینده، لازم است ۱۰ تا ۲۰ درصد از مجموع ظرفیت ۵۵ میلیون تنی کشور به تولید محصولات با ارزش افزوده اختصاص یابد و واحدهای برخوردار باید در این حوزه فعال شوند. با برنامه‌ریزی مناسب، ارتقای کیفیت و استفاده بهینه از انرژی ارزان و ظرفیت موجود، امکان تولید فولادی با سودآوری و ارزش افزوده بالا فراهم می‌شود. تمرکز بر محصولات با ارزش افزوده نه تنها سودآوری را افزایش می‌دهد، بلکه به پایداری بنگاه‌های تولیدی و تاب‌آوری کل صنعت فولاد کمک می‌کند. این اقدام موجب می‌شود صنعت فولاد ایران در برابر نوسانات بازار، محدودیت‌های صادراتی و تغییرات جهانی مقاوم‌تر شود و جایگاه رقابتی خود را در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی حفظ کند.

زنجیره بی‌مزیت

کارخانه: با توجه به چالش‌های فعلی صنعت فولاد ایران، پرسش این است که حلقه مفقوده توسعه فولاد کشور چیست و چگونه بازنگری در سیاست‌های کلان صنعتی می‌تواند آن را پر کند؟ آیا سیاستگذاری‌های جاری در زمینه سرمایه‌گذاری، انرژی، زیرساخت و صادرات نیازمند اصلاح است تا بهره‌وری، تاب‌آوری و رقابت‌پذیری صنعت فولاد افزایش یابد و مزیت‌های نسبی کشور به حداکثر برسد؟ چه اقداماتی اولویت دارند؟

سعید عسگرزاده: اگر امروز در جایگاه وزیر قرار بگیرم، اولین اقدام تشکیل یک تیم تخصصی برای پیگیری عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی (WTO) خواهد بود. در حال حاضر ۱۶۶ کشور عضو این سازمان هستند و حتی افغانستان همسایه ما عضو است، اما ایران هنوز در این مجموعه جهانی حضور ندارد. حل این مساله، گامی ضروری برای دسترسی پایدار به بازارهای جهانی و تقویت رقابت‌پذیری فولاد کشور است. در کنار عضویت در WTO، برقراری روابط تجاری متقابل با سایر کشورها ضروری است؛ حتی اگر این روابط به‌صورت توافق‌های دوجانبه یا مشابه تجربه اوراسیا با برخی کشورهای اروپایی شکل بگیرد. بدون این ارتباطات، حضور پایدار ایران در بازارهای جهانی غیرممکن خواهد بود. توجه داشته باشید که فولاد سبز دیگر یک شعار نیست، بلکه واقعیتی است که به زودی تعیین‌کننده رقابت‌پذیری جهانی خواهد شد. ایران این امکان را دارد که از بسیاری از رقبای خود جلوتر باشد، زیرا بخش عمده فولاد کشور با فرآیند گازمحور تولید می‌شود، درحالی‌که بسیاری از تولیدکنندگان بزرگ دنیا همچنان از کوره بلند و کنورتور استفاده می‌کنند و میزان انتشار کربن آنها بسیار بالاتر است. با برنامه‌ریزی حداقلی، ایران می‌تواند فولاد سبز را با قیمت مناسب به بازارهای جهانی عرضه کند. در حوزه مواد اولیه، مدیریت قیمت سنگ‌آهن اهمیت حیاتی دارد. اگر قیمت داخلی نزدیک به قیمت وارداتی شود، استخراج ذخایر کم‌عیار، هماتیتی و معادن عمیق اقتصادی خواهد شد و حداقل ۲۰ سال به عمر ذخایر کشور افزوده می‌شود. ایران هم‌اکنون معادن عمیق در عمق‌های ۵۰۰ تا ۷۰۰ متری با ذخایرمیلیارد تنی دارد که تاکنون به دلیل غیراقتصادی بودن مورد بهره‌برداری قرار نگرفته‌اند. مشکل اصلی فقط ناترازی انرژی، آب یا ارز نیست؛ مهم‌تر از همه ناترازی در تصمیم‌گیری کلان است. با وجود یک برنامه‌ریزی جامع و عقلانیت مدیریتی، بسیاری از محدودیت‌های موجود قابل حل خواهند بود و مسیر توسعه پایدار و رقابت‌پذیری صنعت فولاد کشور هموار می‌شود.

مهران محجوب‌نژاد: واقعیت آن است که مزیت‌های سنتی صنعت فولاد ایران دیگر پاسخگوی شرایط کنونی و آینده بازار نیست. اگر مطالعه‌ای روی پنج فولادساز بزرگ و موفق دنیا انجام دهیم، به‌وضوح مشاهده می‌کنیم که هیچ‌کدام از این شرکت‌ها مزیت‌هایی را که زمانی برای فولاد ایران تعریف می‌کردیم، نداشته‌اند؛ نه انرژی ارزان، نه دسترسی ویژه به مواد اولیه و نه بازار داخلی با مصرف صددرصدی. ساختار این فولادسازان کاملاً متفاوت است؛ آنها بر بهره‌وری انرژی تمرکز دارند، ارتباطات فعال با بازارهای جهانی برقرار می‌کنند، محصولات با ارزش افزوده بالا تولید می‌کنند و مزیت خود را بر اساس مقیاس بنگاهی تعریف می‌کنند. مزیت‌ها در دنیا تغییر کرده و صنعت فولاد ایران نیز باید این تغییر را بپذیرد. تحول در این صنعت انتخاب یا اختیار نیست، بلکه الزام است. ایران نمی‌تواند همچنان به انرژی ارزان و مواد اولیه متکی بماند. شاید امروز وضعیت مواد اولیه نسبتاً ارزان باشد، اما این مزیت پایدار نخواهد بود. نمونه‌های جهانی مانند شرکت پوسکو نشان می‌دهد که فولادسازان موفق حتی بدون مزیت‌های سنتی، با تکیه بر فناوری خود تبدیل به صادرکننده تکنولوژی شده‌اند. فولادسازان بزرگ ایران نیز باید به سمت توسعه فناوری و تولید محصولات با ارزش افزوده حرکت کنند و از تولید صرف مواد پایه فراتر روند. ایران اکنون حدود ۵۵ تا ۶۰ میلیون تن ظرفیت فولاد دارد که این ظرفیت تا یکی دو سال آینده تثبیت خواهد شد. در مقابل، مصرف ظاهری فولاد کشور حدود ۲۰ میلیون تن با سرانه ۲۳۰ کیلوگرم و جمعیت ۸۵ میلیونی است، اما مصرف واقعی کمتر از این مقدار است. این وضعیت نشان می‌دهد که تمرکز بر مزیت‌های سنتی کافی نیست و نیاز به تحول استراتژیک، فناوری و بازاریابی جهانی برای حفظ رقابت‌پذیری و تاب‌آوری صنعت فولاد ایران وجود دارد.

زنجیره بی‌مزیت

کارخانه: با توجه به ضرورت تحول استراتژیک صنعت فولاد ایران، پرسش این است که گام‌های عملی و سیاست‌های کلان لازم برای حرکت از مزیت‌های سنتی به تولید فولاد با ارزش افزوده و فناوری محور چیست؟ چگونه می‌توان ظرفیت‌های موجود را بهینه کرد، فناوری را توسعه داد، واحدهای کوچک و پراکنده را متمرکز نمود و در عین حال حضور ایران در بازارهای جهانی را پایدار و رقابت‌پذیر ساخت؟

سعید عسگرزاده: اگر نقشه چین را نگاه کنیم، کارخانه‌های فولادسازی به‌صورت متمرکز و بر اساس منطق توسعه‌ای جانمایی شده‌اند، درحالی‌که در ایران، به‌ویژه در نوار ساحلی، کارخانه‌ها پراکنده و بدون برنامه مشخص ساخته شده‌اند؛ گویی بند تسبیح پاره شده است. توسعه صنعتی، به‌ویژه در بخش فولاد، نباید بدون برنامه‌ریزی و سیاستگذاری کلان ادامه یابد. واحدهای صادرات‌محور باید در مناطق حاشیه آب‌های آزاد متمرکز شوند و کارخانه‌های داخلی صرفاً برای تامین نیاز مصرف داخلی فعالیت کنند. این رویکرد نه تنها هزینه‌ها را کاهش می‌دهد، بلکه بهره‌وری را افزایش می‌دهد و امکان مدیریت بهتر زنجیره ارزش و منابع را فراهم می‌کند. تمرکز منطقی و توسعه هدفمند، جایگاه ایران را در بازارهای جهانی تقویت می‌کند و تاب‌آوری صنعت فولاد در برابر نوسانات بازار و محدودیت‌های منابع را بهبود می‌بخشد. بدون چنین برنامه‌ریزی، پراکندگی و عدم هماهنگی در توسعه صنعتی، سودآوری و رقابت‌پذیری کشور را به شدت تهدید خواهد کرد.

مهران محجوب‌نژاد: در حال حاضر هیچ نشانه جدی از رشد چشم‌گیر سرمایه‌گذاری در کشور دیده نمی‌شود و بنابراین نباید انتظار داشت که در چند سال آینده تحول بزرگی در مصرف داخلی فولاد رخ دهد. این وضعیت به معنای آن است که مدیریت حدود ۳۰ تا ۴۰ میلیون تن مازاد تولید تنها از مسیر صادرات امکان‌پذیر است. در بهترین حالت، ایران می‌تواند حدود ۱۲ میلیون تن فولاد صادر کند و این امر ضرورت تمرکز بر بهبود کیفیت و حجم صادرات را بیش از پیش آشکار می‌سازد. صادرات نباید تنها به محصولات نهایی محدود شود، بلکه باید کل زنجیره فولاد، از شمش و آهن اسفنجی تا محصولات با ارزش افزوده بالا را شامل شود. تجربه دو سال پیش نشان داد که ایران با وجود حمایت سیاسی از دولت سوریه، تنها ۲ درصد فولاد وارداتی این کشور را تامین کرد، درحالی‌که ترکیه که مخالف سیاسی سوریه بود، ۷۰ درصد بازار را در اختیار داشت. این مثال به‌وضوح نشان می‌دهد که معادلات تجارت جهانی مستقل از روابط سیاسی عمل می‌کند. بنابراین، برای حفظ و تقویت مزیت‌های صنعت فولاد، ایران نیازمند بازتعریف راهبردهای خود است. این بازتعریف باید بر چهار محور کلیدی متمرکز شود: افزایش بهره‌وری، توسعه فناوری، صادرات هوشمند و ایجاد ارتباط موثر و پایدار با بازارهای جهانی. بهره‌وری بالا می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد و تاب‌آوری صنعت را در برابر نوسانات انرژی و مواد اولیه افزایش دهد. توسعه فناوری و تولید محصولات با ارزش افزوده بالا، امکان رقابت با فولادسازان پیشرفته دنیا را فراهم می‌کند و زمینه صادرات فناوری و دانش فنی را هم ایجاد می‌کند. صادرات هوشمند نیز به معنای شناسایی بازارهای مناسب، تمرکز بر محصولاتی با تقاضای پایدار و ارزش افزوده بالا و کاهش وابستگی به یک یا دو مقصد مشخص است. نهایتاً، ایجاد ارتباطات تجاری موثر با کشورهای مختلف و سازمان‌های بین‌المللی، علاوه بر کاهش ریسک سیاسی و اقتصادی، حضور ایران را در زنجیره جهانی فولاد تثبیت می‌کند. بدون اتخاذ این رویکرد جامع، حتی مزیت‌های کنونی کشور نیز به‌تدریج کاهش خواهد یافت و سهم ایران از بازارهای جهانی محدود و آسیب‌پذیر می‌شود. این تحول، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای حفظ رقابت‌پذیری و پایداری صنعت فولاد کشور است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha