-
از حفاری تا هابسازی
در شرایطی که هزینه اجرای پروژههای معدنی جدید رو به افزایش است، ادغام و تملیک به مهمترین مسیر رشد شرکتهای معدنی تبدیل شده؛ اما تنها معدودی از آنها توان بهرهبرداری کامل از ارزش این معاملات را دارند. با محدودیت عرضه مواد معدنی حیاتی و پیچیدهتر شدن ساخت معادن جدید، موج بعدی M&A بزرگتر و تعیینکنندهتر خواهد بود. برندگان آینده، شرکتهایی هستند که همزمان در اکتشاف و تملیک عملکردی ممتاز داشته باشند.
-
فولاد میانمار؛ چراکشوری با ذخایر عظیم سنگ آهن واردکننده فولاد است؟
فیلی در گل
میانمار با منابع طبیعی فراوان و ذخایر سنگآهن گسترده، ظرفیت بالقوهای برای توسعه صنعت فولاد دارد، اما این مسیر پرچالش است. تاریخچه فولاد کشور آینهای از استعمار، ملیسازی، رکود نظامی و احیای محدود با اتکا به سرمایه خارجی و تقاضای داخلی است. امروز، صنعت فولاد میانمار مانند «فیلی در گل» است؛ انرژی عظیم در درون دارد، اما محدودیتهای انرژی، مالی، سیاسی و زیرساختی هر گام توسعه را دشوار میکند.
-
تنشهای اقلیمی، چگونه آینده سرمایهگذاری در خاورمیانه را با مخاطره روبهرو میسازد؟
در آستانه توفان
تحولات زیستمحیطی و اقتصادی در خاورمیانه، دیگر یک پیشبینی دور از ذهن نیست، بلکه واقعیتی است که نشانههای آن از هماکنون آشکار شده است. افزایش دما، کاهش منابع آب، تشدید آلودگی و ناآرامیهای اجتماعی، کشورها را وادار به تغییر در سیاستهای توسعهای خود خواهد کرد. این گزارش با نگاه به مطالعه اخیر بانک جهانی، چالشهای اقلیمی ایران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و عراق را بررسی میکند و شوکهای آینده این کشورها را تحلیل میکند.
-
چگونه میتوان از ظرفیت سرمایههای خرد برای توسعه انرژی پاک استفاده کرد؟
مردم، سرمایه، انرژی
در حالی که دولتها با محدودیت منابع مالی برای توسعه زیرساختهای انرژی مواجهند، بهرهگیری از سرمایههای خرد مردمی میتواند ضمن تسریع روند توسعه انرژیهای پاک، به توزیع عادلانهتر منافع اقتصادی این صنعت کمک کند. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که گذار به انرژیهای تجدیدپذیر تنها با مشارکت فعال همه ذینفعان از جمله دولت، بخشخصوصی، نهادهای مالی و جوامع محلی امکانپذیر است.
-
میزان مصرف انرژی، چه تأثیری بر رشد اقتصادی کشورها دارد؟
واتهای سرنوشتساز
انرژی دیگر فقط مسئله تأمین برق و سوخت نیست؛ به شاخصی تعیینکننده برای امنیت ملی، رشد اقتصادی، رقابتپذیری صنعت و کیفیت زندگی تبدیل شده است. جهان در میانه بحرانهای اقلیمی، جنگها، نوسان بازارها و فشار فزاینده تقاضا، ناگزیر به بازتعریف امنیت انرژی است. در این میان، بهرهوری انرژی و بازارهای صرفهجویی میتوانند راهی کمهزینهتر از توسعه صرفِ عرضه باشند. برای ایران نیز عبور از سیاستهای مصرفمحور و فعالسازی ظرفیت بخش خصوصی، شرط شکلگیری آیندهای پایدار، رقابتی و تابآور در حوزه انرژی است.
-
آیا کمبود مواد خام بحرانی، میتواند گذار انرژی را متوقف کند؟
تله پنهان چرخه پاک
زنجیره تأمین موادی که برای ساخت پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی و باتریهای پیشرفته ضروری هستند، حالا به پاشنه آشیل گذار انرژی تبدیل شده است. این گزارش با بررسی دقیق چهار حوزه کلیدی - از بازی خطرناک چین با کارت مواد بحرانی تا راهحلهای نوآورانه آینده - تلاش میکند تصویری جامع از چالشها و فرصتهای پیش رو ارائه دهد. نکته کلیدی که در تمام این تحلیلها برجسته شده، ضرورت اتخاذ رویکردی چندجانبه برای حل این چالش پیچیده است.
-
صنایع بزرگ، چگونه در باتلاقهای ریلی گرفتار شدهاند؟
سقوط آزاد لجستیک
با توجه به افزایش قیمت حاملهای انرژی، مواد اولیه و حقوق و دستمزد، نیاز به زیرساختهای لجستیکی بیش از پیش احساس شده و چون هدفگذاری معینی در این خصوص انجام نشده بسیاری از صنایع بزرگ کشور در باتلاقهای لجستیکی گرفتار شدهاند. اما موانع پیشروی شکوفایی حمل و نقل ریلی کشور چیست؟ و چه راهکاری برای برونرفت از این وضعیت وجود دارد؟
-
تحلیل «مدرسه عالی بازرگانی پاریس» از موج درونسپاری و نوسازی صنایع؛
سه تفنگدار فرانسه
پژوهش حاضر که توسط مدرسه عالی بازرگانی پاریس (قدیمیترین دانشکده بازرگانی و کسبوکار جهان) صورت گرفته است به بررسی رویکرد دولت فرانسه در مسیر درونسپاری، برونسپاری و دوستسپاری پرداخته و ادعا میکند آنچه دولت فرانسه در نظر دارد، نه الزاماً تلاشی صِرف در راستای جابهجایی مکانی شرکتهای تولیدی این کشور، بلکه کوشش برای نوسازی صنعتی و بهبود زیرساختهای صنعتی این کشور است که با هدف تقویت استقلال اقتصادی-سیاسی فرانسه در حال انجام است.
-
چرا بنگاههای بزرگ، توسعه همزمان فرهنگ و استراتژی را مدنظر قرار میدهند؟
گورستان استراتژی
میگویند، «فرهنگ برای صبحانه استراتژی میخورد!» این عبارت به خوبی نشان میدهد که موفقیت هر بنگاه اقتصادی، مستلزم ارتباط بالقوه بین فرهنگ و استراتژی آن سازمان است. اگر تیم رهبری هر سازمان بتواند شکاف بین فرهنگ و استراتژی را پُر کند، میتواند سطح مناسبی از جاهطلبی را برای آن استراتژی تعیین کند و در نتیجه موفقیت خود را تضمین کند.تجربه گروه اماراتی ماجدالفطیم نشان میدهد موفقیت پایدار زمانی شکل میگیرد که استراتژی و فرهنگ بهطور آگاهانه به هم پیوند داده شوند. در دورهای که رقابت دیجیتال، تغییر رفتار مشتریان و مدلهای جدید کار سرعت گرفته، شرکتها ناچارند همزمان پاسخ دهند که کجا رقابت کنند و چگونه سازمانی بسازند که کارکنانش بتوانند آن مسیر را عملی کنند. جدا دیدن این دو، ریسکی است که کمتر سازمانی توان تحملش را دارد.
-
آیا جنگ تعرفهها به تابآوری جدید اقتصاد آسیا انجامیده است؟
رقص زنجیرههای تامین
سیستم تجارت جهانی در حال عبور از یک دگردیسی ساختاری است. دورانی که در آن آزادسازی مستمر تعرفهها و ثبات قوانین چندجانبه پیشفرض اقتصاد بود، به پایان رسیده است. امروزه سیاستهای تجاری از یک ابزار صرفاً اقتصادی به سلاحهای خط مقدم استراتژیهای صنعتی، امنیت ملی و سیاستهای اقلیمی تبدیل شدهاند. زمانی که موج اول تعرفههای ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ آغاز شد، بسیاری فروپاشی شبکههای تولید آسیایی را پیشبینی میکردند. اما برخلاف این بدبینیها، ادغام اقتصادی آسیا در حال پیکربندی مجدد به سمت ساختاری مقاومتر، چندکانونی و آگاه به ریسک است. در این عصر جدید، آسیا نشان داده است که فشارهای خارجی لزوماً به انزوا ختم نمیشوند، بلکه شکلهای پیچیدهتری از تابآوری را خلق میکنند.
-
نگاهی به ایدهای فناورانه برای جداسازی مستقیم کربن از هوا؛
برای هوای پاک
با توجه به الزام کربن صفر تا سال ۲۰۵۰، بسیاری از کشورها با تدوین قوانین جدید، حمایتها و مشوقهای مالی، از هر روشی که این امر را تسریع کند، سعی در محقق ساختن آن هستند. این مقاله به یکی از فناوریهای جذاب برای جداسازی مستقیم کربن (CO2) از هوا پرداخته است.
-
نگاهی به چالشها و دستاوردهای سیاست گذاری صنعتی در کشورهای مختلف
نسخه صنعتیسازی
سیاستهای صنعتی باید به گونهای طراحی شوند که بتوانند با چالشهای جهانی و داخلی مقابله کرده و از منابع عمومی به نحو احسن استفاده کنند. این گزارش، به بررسی تجربیات کشورهای مختلف در زمینه سیاستگذاری صنعتی پرداخته و چالشها و موفقیتهای آنها در این مسیر مورد تحلیل قرار گرفته است. تجربه کشورهایی نظیر چین، اتحادیه اروپا، کره جنوبی و اسکاتلند نمونههای بارزی از سیاستهای صنعتی است که در قالب این گزارش بررسی خواهند شد.
-
اندونزی چگونه به زنجیره ارزش جهانی پیوست؟
سیاستهای زمانبدی شده
در اندونزی، رشد صنعتی کند کشور، همواره نگرانی عمده سیاستمداران بود. به همین خاطر رئیسجمهور این کشور که سال ۲۰۱۴ روی کار آمد، توسعه صنایع پاییندستی را ترویج کرد. دولت اندونزی صادرات سنگ نیکل را ممنوع و با انگیزه افزایش قابل توجه صادرات نیکل فرآوری شده، این استراتژی را به بوکسیت و سایر موادمعدنی و همچنین کالاهای دیگر مانند روغن نخل خام و جلبک دریایی تعمیم داد. این راهبرد در واقع سنگ محک برنامه توسعه بلندمدت ملی ۲۰۲۵-۲۰۴۵ اندونزی است.
-
چرا در زمان تغییرات اقلیمی، معدنکاران باید با مردم حرف بزنند؟
کاوشگران روایتساز
اذعان به نقش ضروری معدن در زندگی ما لایه دیگری به روایتهای معمول میافزاید. لایهای ناپیدا اما حیاتی که روایت آن به رغم شنیدنی بودن، هنوز گفته نشده است. مطالعه اخیر گلوباسکن، در مورد ادراکات صنعت به روشنی تاکید دارد که «بخش معدن باید به طور جدی روی افزایش قابلیت اعتماد عمومی با جهان صحبت کند و به روشنی مسیر یک دنیای پایدارتر را به اشتراک بگذارد».
-
فرانسه، چگونه در مبارزه با مواد زائد غذایی موفق شد؟
گذر از اقتصاد خطی
زبالههای غذایی نشانهای از اقتصاد خطی است که سبب تخریب مستقیم و غیرمستقیم منابع (مواد خام، آب، انرژی و…) میشود. این شاخص بر اساس هدفهای توسعه پایدار سازمان ملل برای افق سال ۲۰۳۰ است. پیشگیری از تولید زبالههای غذایی از اولویتهای مهم برنامههای کمیسیون اروپا در اقتصاد چرخشی است و سیاست آن کاهش ۵۰ درصدی حجم ضایعات غذایی است که به محل دفن زبالهها فرستاده میشوند.
-
اصلاحات نهادی، چگونه مسیر جذب سرمایهگذاری را هموار میکند؟
سرمایهگذاری در سایه سیاست
رقابت جهانی برای جذب سرمایه در صنایع استراتژیک همچون فولاد و معدن در حال افزایش است و در این میان، کشورهای موفق نهتنها با منابع طبیعی بلکه با ابزارهای هوشمند سیاستگذاری مسیر جذب سرمایه را هموار کردهاند. گزارش حاضر با تمرکز بر تجارب موفق کشورهایی مانند هند، کره جنوبی و عربستان، نشان میدهد چگونه اصلاحات نهادی، ابزارهای مالی هوشمند و فناوریهای نوین میتوانند مسیر توسعه پایدار و جذب سرمایهگذاری را هموار کنند. این الگوها، از کاهش ریسک گرفته تا افزایش شفافیت، میتوانند برای ایران الهامبخش باشند تا با طراحی مدلهای بومی، جایگاه خود را در اقتصاد جهانی تثبیت کنند.
-
افغانستان؛ آیا ذخایر عظیم سنگ آهن، مسیر توسعه صنعتی را بازتعریف میکند؟
سرزمین محبوس
داستان افغانستان، داستان «فرصتهای محبوس» است. از حاجیگک بامیان تا غوریان هرات، معادن عظیم این کشور میتوانند ستون فقرات صنعت فولاد و موتور محرک توسعه اقتصادی منطقهای شوند، اما ناامنی، بیثباتی سیاسی و فقدان زیرساختها، این ثروت را همچنان در دل زمین زندانی کرده است. افغانستان، با بیش از ۲.۲میلیارد تن ذخایر سنگآهن با عیار ۴۷ تا ۶۲ درصد، یکی از غنیترین کشورهای آسیا در منابع معدنی است. پرسش کلیدی اما آن است که آیا روزی افغانستان از «گزارشهای زمینشناسی» به «قدرت صنعتی» تبدیل خواهد شد؟
-
رهبران چگونه انقلاب صنعتی پنجم را راهبری میکنند؟
تابآوری، پایداری و انسانمحوری
موج تازهای از تحولات صنعتی در پیش است و حل مسائل اجتماعی و انسانی مهمترین ویژگی پنجمین انقلاب صنعتی در جهان خواهد بود. تا انقلاب صنعتی چهارم، در کسب و کارهای تولیدی، دغدغه رهبران نفوذ بر کارکنان و تأثیرگذاری بر آنها برای تولید بیشتر با تکیه بر فناوریهای تحولآفرین بود و مسائل موارد مرتبط با تابآوری، انسانمحوری و پایداری مطرح نبود. این نوشتار درصدد است تا نقش رهبری را در انقلاب صنعتی پنجم مورد کندوکاو قرار دهد.
-
گزارش مجمع جهانی اقتصاد، چه ریسکهایی را در دهه آینده نشان میدهد؟
مخاطرات فراگیر
مجموعه جدیدی از شرایط جهانی در حال شکلگیری است و جوامع به دنبال سازگاری با این نیروهای در حال تغییرند. در این مطالعه، براساس گزارش مجمعجهانی اقتصاد، ریسکهای جهانی که در ۲ سال و سپس ۱۰ سال آینده شناسایی و رتبهبندی شدهاند، بررسی شده است.
-
راهبری متمایز
در سیستم اقتصادی پیچیده امروزی و در شرکتها و سازمانهای بزرگ باید راههایی برای حفظ قدرت شرکت از نظر ساختاری یافت و در پیش گرفت. نویسندگان در این مقاله، مراحل متوالی برنامهریزی شرکتی را تدوین کرده و نتیجه گرفتهاند که آخرین مرحله یا همان مرحله مدیریت استراتژیک، میتواند به احیای حضور شرکتهای بزرگ در بازار کمک کند.
-
نهادینهسازی نظام بازیافت، چگونه مسیر اقتصاد چین را تغییر داد؟
بازچرخانی چینی
در چند دهه اخیر آلودگی و تخریب محیطزیست با رشد اقتصادی شتابان چین همراه شد و مشکلات زیست محیطی بزرگی را برای این کشور ایجاد کرد. با این وجود، چین یکی از کشورهای پیشرو در استقرار اقتصاد چرخشی است و در این زمینه پس از تدوین و تصویب قوانین متعدد فعالیتهای ارزندهای انجام داده است.
-
سیطره انبوهسازی چه مخاطرانی بر تولید و صنایع ترکیه وارد کرد؟
اقتصاد بتن
یکی از انتقادات مهم علیه سیاستهای اقتصادی دولت ترکیه، تمرکز اغراقآمیز بر صنعت ساختمان، انبوهسازی و پروژههای عمرانی است که در ادبیات سیاسی این کشور با عبارتی به نام «اقتصادِ بتُن» از آن یاد میشود. منتقدین بر این باورند، سران حزب حاکم ترکیه، به جای آنکه منابع مالی کشور را در مسیر تولید و توسعه صنایع هدایت کنند، به شکلی اغراقآمیز به بخش ساخت و ساز و پروژههای عمرانی برده و این امر باعث تورم افسار گیسخته در بخش مسکن شده است. گزارش پیشروی، به بررسی مهمترین دلایل و پیامدهای اقتصاد بتُن در ترکیه پرداخته و علاوه بر جوانب اقتصادی موضوع، به انگیزهها و پسزمینههای سیاسی و حزبی آن اشاره میکند.
-
چرا تولید در تله تأمین مالی پایدار گرفتار شد؟
سرمایه قفلشده
تامین مالی پروژه در ایران به چالشی ساختاری تبدیل شده است. در حالی که پروژههای خرد و متوسط میتوانند با ابزارهای نوین و اصلاح رگولاتوری فعال شوند، پروژههای بزرگ و عظیم با محدودیتهای تورم، تحریم و فقدان چارچوبهای قانونی بینالمللی مواجهند. راهکار موثر، توسعه ابزارهای نوآورانه، ایجاد صندوقها و نهادهای واسط، تنوعبخشی ارزی و تضمین امنیت سرمایهگذاری است. مدیریت هوشمند این منابع، نه تنها رشد و توسعه، بلکه ارزشافزایی پایدار و حفظ جایگاه رقابتی صنایع را ممکن میسازد.
-
پایش پیشدستانه
پروژههای بزرگ صنعتی با ریسکهای پیچیده و پیشبینیناپذیری مواجهند. در این شرایط، فناوریهایی مانند هوشمصنوعی و یادگیری ماشین با تحلیل لحظهای کلاندادهها، ابزارهایی قدرتمند برای شناسایی و پیشبینی ریسک فراهم کردهاند. این گزارش، با تکیه بر تحلیلهای مککینزی و نمونههای صنعتی موفق، نشان میدهد چگونه الگوریتمهای هوشمند میتوانند ارزیابی ریسک پروژهها را دقیقتر، سریعتر و اثربخشتر بازطراحی کنند.
-
از تاتا تا واله
در شرایط افت سرمایهگذاری و بیثباتی اقتصادی، تجربه بنگاههای پیشران، نشان میدهد توسعه زیرساخت مشترک، انتشار اوراق پروژه با تضمین دولتی و نقشآفرینی توسعهای، فرمولی موثر برای فعالسازی پروژههای بزرگ زیرساختی است. ایران با الگوبرداری از این مدلها، میتواند از مسیرهای سنتی تامین مالی فاصله گرفته و با ابزارسازی مالی و نهادسازی حمایتی، مشروط به عبور از سیاستهای کوتاهمدت و ورود به طراحیهای پایدار، زمینه جذب سرمایهگذار و اجرای طرحهای کلان را فراهم کند.
-
شرکتهای معدنی چگونه میتوانند از فناوری بلاکچین ارزش افزوده ایجاد کنند؟
بلاکهای هوشمند معدنی
آینده شرکتهای بزرگ معدنی و فلزی به طور فزایندهای با هوشمندسازی و فناوری بلاکچین گره خورده است. این فناوری، نه صرفا بهعنوان روندی زودگذر، بلکه بهعنوان ابزاری استراتژیک برای شفافیت زنجیره تامین، افزایش کارآیی فرآیندها و کاهش ریسکهای اخلاقی و نظارتی اهمیت دارد. با وجود چالشهایی مانند مقیاسپذیری و ابهامهای رگولاتوری، سرمایهگذاری هوشمند در بلاکچین برای حفظ رقابتپذیری بلندمدت، پاسخگویی به انتظارات جهانی و ایجاد ارزش پایدار حیاتی است.
-
از بانک تا بلاکچین
بلاکچین و پلتفرمهای سرمایهگذاری آنلاین، جمعسپاری سرمایه را شفاف، سریع و بدون واسطه کردهاند. این فناوریها امکان جذب سرمایه خرد از سرمایهگذاران متنوع را فراهم میکنند، اعتماد را با قراردادهای هوشمند تقویت میسازند و هزینه تامین مالی را کاهش میدهند. با استفاده از توکنسازی داراییها، حتی پروژههای کوچک یا نوآور میتوانند به منابع مالی دست یابند و سرمایهگذاران نیز با نقدشوندگی بهتر و دسترسی جهانی مواجهاند.
-
فرصت تاریخی بلاکچین
در سالهای اخیر، سرمایهگذاری جمعی از ابزار تامین مالی پروژههای فرهنگی و نوآورانه فراتر رفته و به گزینهای جدی برای پروژههای زیرساختی و صنعتی تبدیل شده است. با گسترش فناوریهای مالی و اعتماد به پلتفرمهای دیجیتال، مشارکت افراد با مبالغ خرد در طرحهای بزرگ ممکن شده است. ابزارهایی مانند اوراق بدهی خرد، سهام کوچک و توکنهای دیجیتال، امکان مشارکت مستقیم، رصد پروژه و دریافت بازدهی را فراهم کردهاند و مسیر جدیدی برای تامین مالی پایدار گشودهاند.
-
«لئون توپالیان» از چشمانداز «نوکور» برای تحول فولاد و توسعه زیرساختهای دیجیتال میگوید؛
فراتر از فولاد
آیا یک شرکت فولاد، میتواند به بازیگری کلیدی در توسعه زیرساختهای دیجیتال بدل شود؟ مدیرعامل نوکور، غول فولادسازی آمریکا، بر این باور است که پاسخ مثبت است. این شرکت با ورود به حوزه ساخت تاسیسات سفارشی مراکز داده و توسعه فولاد بدون کربن، از مرزهای سنتی صنعت فراتر رفته است. در گفتوگویی اختصاصی مکنزی با لئون توپالیان، او از چشمانداز تازهای میگوید که میتواند آینده صنعت فولاد و اقتصاد زیرساختی آمریکا را دگرگون سازد.
-
فرآیند ادغام، چگونه میتواند آلام مزمن معادن ایران را درمان کند؟
هموارسازی جاده ناهموار
صنعت معدن ایران با وجود ذخایر غنی، سهم کمی در تولید ناخالص داخلی دارد و با مشکلاتی چون پراکندگی معادن کوچک، فرسودگی تجهیزات و کمبود فناوریهای نوین مواجه است. ادغام شرکتهای معدنی بهعنوان راهکاری استراتژیک میتواند مجموعههای بزرگتر و قدرتمندتری ایجاد کند. آینده صنایع بزرگ به شرکتهایی تعلق دارد که با تحولات جهانی همگام شوند و از ابزارهایی مانند ادغام برای افزایش بهرهوری و تقویت رقابتپذیری استفاده کنند، تا نقش مؤثری در توسعه اقتصادی کشور ایفا کنند.