بلاک‌های هوشمند معدنی
مجید محققیان
دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۳۸

آینده شرکت‌های بزرگ معدنی و فلزی به طور فزاینده‌ای با هوشمندسازی و فناوری بلاک‌چین گره خورده است. این فناوری، نه صرفا به‌عنوان روندی زودگذر، بلکه به‌عنوان ابزاری استراتژیک برای شفافیت زنجیره تامین، افزایش کارآیی فرآیندها و کاهش ریسک‌های اخلاقی و نظارتی اهمیت دارد. با وجود چالش‌هایی مانند مقیاس‌پذیری و ابهام‌های رگولاتوری، سرمایه‌گذاری هوشمند در بلاک‌چین برای حفظ رقابت‌پذیری بلندمدت، پاسخگویی به انتظارات جهانی و ایجاد ارزش پایدار حیاتی است.

پایگاه خبری تحلیلی ایراسین؛ صنایع معدنی با زنجیره‌های تامین پیچیده، جهانی و اغلب دارای ابهاماتی در مورد منشأ و اصالت مواد سروکار دارند. این ابهامات، ریسک‌های متعددی را برای اعتبار شرکت‌ها، انطباق با مقررات و حتی ثبات عرضه ایجاد کرده و فرآیند جذب سرمایه را در این بخش با مشکل مواجه می‌کند. اینجا است که ویژگی‌های ذاتی بلاک‌چین – تغییرناپذیری، شفافیت و توزیع‌پذیری – به عنوان یک مزیت استراتژیک نمایان می‌شوند. شرکت‌های پیشرو در این صنعت، به جای ورود مستقیم به بازار پرریسک استخراج رمزارزها، بر بهبود کارآیی عملیاتی و افزایش شفافیت در زنجیره تامین تمرکز کرده‌اند. به عنوان مثال، پلتفرم RSBN که با مشارکت IBM و RCS Global پیاده‌سازی شده، امکان ردیابی اخلاقی فلزاتی مانند کبالت را از تولید تا مصرف‌کننده نهایی فراهم می‌کند. این نه تنها ریسک «مواد معدنی حاصل از درگیری‌ها» را کاهش می‌دهد، بلکه به شرکت‌ها در بهبود گزارش‌دهی ESG (محیط زیست، جامعه، حاکمیت شرکتی) کمک می‌کند.

فراتر از ردیابی، بلاک‌چین می‌تواند کارآیی عملیاتی را از طریق خودکارسازی و شفافیت در مدیریت اسناد و قراردادها به ارمغان آورد. فرآیندهای دستی و کاغذی در تدارکات، مدیریت مجوزها و تسویه فاکتورها، مستعد خطا و کلاهبرداری هستند. پلتفرم‌هایی مانند MineHub Technologies، که در آن شرکت‌هایی مانند BHP در گذشته مشارکت داشته‌اند، از قراردادهای هوشمند برای خودکارسازی این فرآیندها استفاده می‌کنند. این امر منجر به کاهش هزینه‌های اداری، افزایش سرعت عملیات و بهبود اعتماد بین شرکای تجاری می‌شود. شفافیت مالی برای شرکای سرمایه‌گذاری مشترک نیز از دیگر مزایای آن است.

چالش بلاک‌چین در صنایع معدنی

با وجود پتانسیل‌های عظیم، پیاده‌سازی و پذیرش گسترده بلاک‌چین در صنعت معدن و فلزات خالی از چالش نیست. این موانع نیازمند رویکردی استراتژیک و هوشمندانه برای غلبه بر آنها هستند. شرکت‌های بزرگ معدنی دارای سیستم‌های اطلاعاتی و عملیاتی بسیار گسترده و قدیمی هستند. یکپارچه‌سازی فناوری‌های جدید بلاک‌چین با این زیرساخت‌های موجود، پیچیده، زمان‌بر و پرهزینه است. زنجیره‌های تامین جهانی صنعت معدن شامل حجم عظیمی از تراکنش‌ها و داده‌ها است. بلاک‌چین‌های موجود ممکن است در پردازش این حجم از اطلاعات در مقیاس وسیع دچار چالش مقیاس‌پذیری شوند. عدم وجود استانداردهای یکپارچه به معنای دشواری در برقراری ارتباط بین پلتفرم‌های بلاک‌چین مختلف و همچنین بین سیستم‌های بلاک‌چین و سیستم‌های سنتی است. درحالی‌که شفافیت بلاک‌چین یک مزیت است، شرکت‌ها نیاز به حفظ محرمانگی برخی از داده‌های تجاری حساس خود دارند. یافتن تعادل بین شفافیت عمومی و حریم خصوصی رقابتی یک چالش است.

توکن‌یزاسیون به عنوان فرصت استراتژیک

درحالی‌که شرکت‌های معدنی سنتی به ندرت به طور مستقیم وارد فضای پرنوسان رمزارزها می‌شوند، اما پتانسیل بلاک‌چین برای تحول در تامین مالی، به ویژه از طریق توکنیزاسیون دارایی‌های فیزیکی یک فرصت استراتژیک قابل‌توجه است.

از منظر عملیاتی، توکنیزاسیون فلزات و مواد معدنی، مزایای ملموسی را به همراه دارد؛ افزایش نقدینگی و دسترسی به سرمایه را فراهم می‌کند. توکنیزاسیون، فلزات فیزیکی (مانند طلا، نقره، مس یا حتی عناصر خاکی کمیاب) را به توکن‌های دیجیتال روی بلاک‌چین تبدیل می‌کند. هر توکن می‌تواند مالکیت کسری یا کامل بر مقدار مشخصی از دارایی فیزیکی را نشان دهد. این امر به شرکت‌های معدنی امکان می‌دهد تا دارایی‌های خود را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کرده و به یک پایگاه سرمایه‌گذار جهانی و وسیع‌تر دسترسی پیدا کنند که فراتر از بازیگران سنتی بزرگ است. این نه تنها نقدینگی را افزایش می‌دهد، بلکه فرآیند تامین مالی را نیز دموکراتیک‌تر می‌کند. پروژه‌هایی مانند PAX Gold (PAXG) و Tether Gold (XAUT) توکن‌هایی را ایجاد کرده‌اند که هر کدام توسط یک اونس طلای فیزیکی در خزانه پشتیبانی می‌شوند. این توکن‌ها در صرافی‌های رمزارزی معامله می‌شوند و به سرمایه‌گذاران امکان می‌دهند بدون نیاز به نگهداری فیزیکی طلا، به آن دسترسی داشته باشند. در آینده، می‌توان این مدل را برای فلزات صنعتی مانند مس یا نیکل نیز به کار برد تا تامین مالی پروژه‌های استخراج آنها آسان‌تر شود. در معاملات سنتی کالا، چند واسطه و فرآیندهای کاغذی پیچیده وجود دارد که منجر به هزینه‌های بالا و زمان تسویه طولانی (چندین روز) می‌شود. توکنیزاسیون و بلاک‌چین، با حذف این واسطه‌ها و اتوماسیون فرآیندها از طریق قراردادهای هوشمند، امکان تسویه حساب تقریباً بی‌درنگ و کاهش قابل‌توجه هزینه‌های تراکنش را فراهم می‌کنند. مضاف بر این یک شرکت معدنی می‌تواند قرارداد فروش آتی ( futures contract) برای محصول خود را به صورت توکن‌های دیجیتال صادر کند. همچنین شرکت‌های معدنی می‌توانند به طور مستقیم از بلاک‌چین برای جمع‌آوری سرمایه استفاده کنند.

در مجموع، آینده شرکت‌های بزرگ معدنی و فلزی، به طور فزاینده‌ای با پذیرش هوشمندانه فناوری بلاک‌چین گره خورده است. این پذیرش نه از سر دنباله‌روی کورکورانه از روندهای زودگذر، بلکه از یک درک ا ستراتژیک عمیق از پتانسیل بلاک‌چین برای افزایش مزیت رقابتی عملیاتی از طریق شفافیت زنجیره تامین و کارآیی فرآیند، کاهش ریسک‌های اخلاقی و نظارتی با ردیابی‌پذیری قابل اثبات است. به‌رغم چالش‌هایی نظیر +یکپارچه‌سازی، مقیاس‌پذیری و عدم قطعیت رگولاتوری، سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها برای تضمین رقابت‌پذیری بلندمدت و پاسخگویی به انتظارات فزاینده جهانی از شرکت‌های مسئولیت‌پذیر، حیاتی است. این رویکرد نشان‌دهنده بلوغ و دیدگاه بلندمدت در صنعتی است که همواره در پی بهره‌وری و پایداری بوده است. بلاک‌چین، ابزاری استراتژیک است که به این شرکت‌ها امکان می‌دهد تا نه تنها جایگاه خود را در بازارهای سنتی تقویت کنند، بلکه افق‌های جدیدی از ارزش‌آفرینی و رهبری را در قرن بیست و یکم بگشایند.

*نویسنده ماهنامه

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha