پایگاه تحلیلیخبری ایراسین به نقل از روابطعمومی و امور بینالملل گروه سرمایهگذاری آتیهفولاد، مهدی کویتی، مدیرعامل گروه سرمایهگذاری آتیهفولاد نقشجهان، در دوازدهمین رویداد بزرگ تراکنش ایران و در نشست تخصصی «از جزایر توکنی تا شبکه اعتبار؛ معماری اعتماد در SCF» به تشریح چالشهای تأمین مالی در زنجیره صنعت فولاد و نقش تأمین مالی زنجیرهای در بهبود جریان نقدینگی این صنعت پرداخت.
وی با اشاره به ساختار زنجیره فولاد از بخش معدن تا تولید محصولات نهایی، افزود: در تمام بخشهای این زنجیره، جریان قابلتوجهی از نقدینگی وجود دارد، اما حجم نقدینگی و شدت نیاز به آن در بخشهای مختلف یکسان نیست؛ بهگونهای که اگرچه در بخشهای بالادستی مانند معدن و تولیدکنندگان بزرگ فولادی حجم بالاتری از نقدینگی وجود دارد، فشار اصلی تأمین مالی در بخشهای پاییندستی و بهویژه قطعهسازان و تولیدکنندگان کوچک متمرکز است.
مدیرعامل گروه سرمایهگذاری آتیهفولاد نقشجهان ادامه داد: بخش قابلتوجهی از هزینههای تولیدکنندگان پاییندستی، حدود ۸۰ درصد، مربوط به تأمین مواد اولیه و ۲۰ درصد مربوط به دستمزد و هزینههای تبدیل است؛ ازاینرو، این واحدها علاوه بر تحمل فشار هزینههای تولید، برای تأمین مواد اولیه موردنیاز خود نیز با نیاز قابلتوجهی به منابع مالی مواجه هستند.
کویتی با بیان اینکه شرکتهای بزرگ بالادستی به دلیل برخورداری از ابعاد سازمانی بزرگتر، حجم نقدینگی بالاتر و ارتباطات گستردهتر با نظام بانکی، از قدرت چانهزنی و دسترسی بیشتری به منابع اعتباری برخوردارند، تصریح کرد: هدف ما در زنجیره فولاد، ایجاد تناسب میان حجم نقدینگی و شدت نیاز به آن در بخشهای مختلف زنجیره است؛ بهنحوی که تولیدکننده یا تأمینکننده در انتهای زنجیره بتواند بخشی از اعتبار موردنیاز خود را از طریق بنگاه بزرگ بالادستی تأمین کند.
وی در تشریح اهداف تأمین مالی زنجیرهای (SCF) گفت: برای این نظام سه مأموریت اصلی قائل هستم؛ نخست، کاهش هزینههای مالی و هزینه تأمین منابع، دوم، کاهش ریسکهای ناشی از تأمین اعتبار و سوم، کاهش زمان دسترسی به منابع مالی و کوتاهکردن چرخه تبدیل مطالبات به نقدینگی در طول زنجیره.
مدیرعامل گروه سرمایهگذاری آتیهفولاد نقشجهان با اشاره به اقدامات انجامشده در گروه سرمایهگذاری آتیهفولاد برای توسعه تأمین مالی زنجیرهای صنعت اظهار کرد: با توجه به اینکه گروه آتیهفولاد از ظرفیت و ارتباطات لازم در بخشهای مختلف زنجیره برخوردار است، پروژه بزرگی را در این زمینه تعریف کردهایم و موضوع تأمین مالی زنجیرهای صنعت (SCF صنعت) را در گروه به جریان انداختهایم که اکنون در مراحل پایانی قرار دارد.
کویتی ادامه داد: در این مدل، زنجیره از مشتریان و تأمینکنندگان در بخش پاییندست آغاز میشود و به تولیدکنندگان بزرگ مانند فولاد مبارکه و حتی بخشهای بالادستیتر همچون معادن میرسد؛ همچنین تأمینکنندگان منابع موردنیاز صنعت، از جمله برق و گاز، نیز میتوانند در این ساختار زنجیرهای قرار بگیرند.
وی با اشاره به تفاوت نگاه این مدل با رویکرد متداول نظام بانکی خاطرنشان کرد: در نظام بانکی معمولاً ابزارهایی مانند برات، اعتبار اسنادی و تسهیلات با هدف گردش اعتبار در یک زنجیره تعریف میشوند، اما نگاه ما صرفاً محدود به ایجاد امکان گردش یک ابزار مالی نیست؛ بلکه به دنبال ایجاد یک نظام جامع تأمین مالی زنجیرهای هستیم که علاوه بر انتقال اعتبار، سه هدف کاهش ریسک نقدینگی، کوتاهشدن دوره گردش نقدینگی و کاهش هزینههای تأمین مالی را محقق کند.
کویتی با تأکید بر ضرورت همکاری نظام بانکی برای تحقق این مدل افزود: اگر نظام بانکی از این رویکرد حمایت کند و اطمینان لازم نسبت به گردش اعتبار میان بخشهای بالادستی و پاییندستی شکل بگیرد، میتوان منابع مالی قابلتوجهی را در داخل زنجیره به گردش درآورد؛ موضوعی که هم به تأمین مالی تولیدکنندگان و تأمینکنندگان کمک میکند و هم از ایجاد فشار مضاعف بر نظام بانکی جلوگیری خواهد کرد.
وی با اشاره به مشکلات ناشی از تأمین مالی پراکنده در بخشهای مختلف صنعت تصریح کرد: در شرایط فعلی، هر یک از حلقههای زنجیره برای تأمین منابع مالی موردنیاز خود بهصورت مستقل به نظام بانکی مراجعه میکنند؛ این موضوع علاوه بر افزایش فشار بر منابع بانکی، هزینه تأمین اعتبار را برای هر یک از حلقهها افزایش میدهد، درحالیکه با ایجاد یک ساختار یکپارچه زنجیرهای میتوان گردش نقدینگی را از بالادست تا پاییندست تسهیل کرد.
مدیرعامل گروه سرمایهگذاری آتیهفولاد در بخش دیگری از سخنان خود، اعتبارسنجی مبتنی بر معامله را یکی از الزامات توسعه این مدل دانست و گفت: در حال حاضر ابزارهای مختلف تأمین مالی در نظام بانکی وجود دارد و بنگاههای بزرگ نیز به دلیل برخورداری از اعتبار و توان مذاکره، امکان استفاده از این ابزارها را دارند، اما این شرایط در بخشهای پاییندستی زنجیره به همین شکل وجود ندارد؛ بنابراین باید سازوکاری ایجاد شود که اعتبار از انتهای زنجیره و بر مبنای معاملات واقعی شکل بگیرد.
وی افزود: زمانی که یک تولیدکننده پاییندستی با یک بنگاه بزرگ مانند فولاد مبارکه وارد معامله میشود، این معامله در بستر واقعی فعالیت اقتصادی و بر اساس قواعد تجاری شکل گرفته است؛ بنابراین میتوان از ماهیت و اعتبار همین معامله برای کاهش ریسک اعتباری تولیدکننده نزد نظام بانکی استفاده کرد.
ظرفیت ابزارهای مالی برای یکپارچهسازی زنجیره فولاد
کویتی با تأکید بر نقش نظام بانکی در توسعه این رویکرد اظهار کرد: لازم است نظام بانکی با استفاده از ظرفیتهای تنظیمگری و بازنگری در برخی قواعد، اعتبارسنجی مبتنی بر معامله را نیز در کنار روشهای موجود تعریف کند؛ چراکه این روش میتواند به شکلگیری زنجیرههای یکپارچه، کاهش پراکندگی در تأمین مالی و تسهیل جریان پول در صنعت کمک کند.
وی همچنین نقش بنگاههای بزرگ صنعتی را در پایداری زنجیره تأمین مهم ارزیابی کرد و گفت: اگر بنگاه بزرگی مانند فولاد مبارکه به دنبال حفظ پایداری فعالیتهای خود در بلندمدت است، باید این پایداری را از بخش پاییندستی زنجیره آغاز کند؛ زیرا اگر تأمینکنندگان و تولیدکنندگان پاییندستی از یک نظام مالی پایدار و قابل اتکا برخوردار نباشند، در بلندمدت خود بنگاههای بزرگ نیز از پیامدهای این مسئله تأثیر خواهند پذیرفت.
مدیرعامل گروه سرمایهگذاری آتیهفولاد با اشاره به ضرورت مشارکت بنگاههای بزرگ در هزینههای تأمین مالی زنجیره افزود: در صورتی که برای تأمین مالی زنجیره از ابزارهایی مانند اعتبار اسنادی استفاده شود، هزینههای تنزیل و تأمین اعتبار در نهایت باید از سوی بنگاه بزرگ نیز مورد توجه قرار گیرد؛ چهبسا بهتر باشد این بنگاهها بخشی از هزینههای اعتبار را بپذیرند تا منابع مالی با هزینه کمتری به تأمینکنندگان پاییندستی منتقل شود و امکان تداوم فعالیت آنها در بلندمدت فراهم آید.
کویتی در ادامه، بهرهگیری از ظرفیت ابزارها و پورتفوی مالی بنگاههای بزرگ را نیز ضروری دانست و اظهار کرد: شرکت های زیر مجموعه گروه آتیه فولاد مثل شرکت فولاد متیل از ظرفیتهای متنوعی در حوزه حسابهای دریافتنی، پرداختنی و سایر ابزارهای مالی برخوردارند؛ این ظرفیتها باید در قالب یک چارچوب و ساختار مشخص طراحی شوند تا بنگاههای بزرگ بتوانند به شکل مؤثرتری از ابزارهای تأمین مالی استفاده کنند و در نهایت، هزینه تأمین منابع مالی هم برای خود بنگاه و هم برای تأمینکنندگان آن کاهش یابد.
وی در پایان با اشاره به پیامدهای تأمین مالی جزیرهای و پراکنده خاطرنشان کرد: هنگامی که هر حلقه زنجیره بهصورت مستقل و با هزینههای متفاوت اقدام به تأمین مالی میکند، هزینههای تأمین اعتبار در مراحل مختلف روی یکدیگر انباشته میشوند و در نهایت هزینه تمامشده محصول را افزایش میدهند؛ ازاینرو، ایجاد یک ساختار پلتفرمی و زنجیرهای که امکان گردش صحیح و یکپارچه نقدینگی را در تمام حلقههای صنعت فراهم کند، میتواند هزینههای تأمین مالی را کاهش دهد و به پایداری کل زنجیره صنعت فولاد کمک کند.
نظر شما