پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در اقتصادهای توسعهیافته، حفظ پایداری صنایع مادر در زمان صلح نیز چالشی بزرگ است؛ اما زمانی که سایه جنگ و ناامنی بر سر یک مجتمع صنعتی با فرایندهای پیوسته میافتد، معادلات به کلی تغییر میکنند. روایت آنچه در فولاد مبارکه گذشت، تجلی عینی مفهوم پادشکنندگی است؛ مطالعهای موردی از مدیریت بحران، تداوم تولید و مهار بازارهای متلاطم در شرایطی که صدای جنگندهها با صدای ماشینآلات صنعتی در هم آمیخته بود. این گزارش، به بررسی دقیق الگویی میپردازد که توانست یک تهدید ویرانگر را به استانداردی بینالمللی در صنعت فولاد تبدیل کند.
طراحی سناریو پیش از وقوع
موفقیت در مدیریت بحران، نه در لحظه وقوع حادثه، بلکه ماهها پیش از آن رقم میخورد. در اردیبهشتماه ۱۴۰۴، مدیریت فولاد مبارکه با پیشبینی احتمال بروز اختلالات اقتصادی، حملات سایبری و امنیتی، یک کمیته تخصصی مدیریت بحران تشکیل داد. اگرچه در آن زمان چشمانداز واضحی از یک برخورد نظامی وجود نداشت، اما سناریوهای متعددی تدوین شد.
با نزدیک شدن به روزهای پایانی سال (۲۳ و ۲۴ اسفندماه) و افزایش سطح تهدیدات، یک نقشه عملیاتی دقیق شکل گرفت. این نقشه شامل تحلیل محدوده اثر انفجارهای احتمالی، تعیین دقیق مسئولیتها و مسیرهای تخلیه نقاط حساس بود.
در این میان، بومیسازی نقشی حیاتی در این آمادگی ایفا کرد. سرمایهگذاریهای سالیان گذشته شرکت در توسعه توانمندیهای داخلی باعث شد تا مدیریت بداند در صورت آسیب دیدن هر قطعه، کدام شرکت داخلی قادر به تولید و جایگزینی سریع آن است. این شناخت دقیق از زنجیره تامین داخلی، زمان واکنش را به حداقل رساند.
لحظه اصابت
هنگامی که نخستین موج حملات به وقوع پیوست، حدود ۲۷۰۰ نفر از کارکنان در مجتمع حضور داشتند. در چنین ابعادی، بروز ترافیک و نگرانی عمومی میتوانست فاجعهبار باشد. اما با اتخاذ تصمیمات پیشگیرانه از جمله نگه داشتن ۴۰۰ دستگاه اتوبوس در داخل مجموعه برای جابهجایی فوری کل سایت در کمتر از ۱۴ دقیقه و بدون تلفات سازماندهی و تخلیه شد.
برای تسریع در روند کنترل اوضاع، مدیران ارشد شبها در کارخانه مستقر شدند تا آرامش روانی نیروی انسانی حفظ شود و بتوانند در لحظه تصمیمات مدیریتی خود را اتخاذ کنند. تجربه نشان داد که در لحظه بحران، جلسات کارآمد نیستند؛ بلکه تقسیم کار از پیش تعیینشده است که ماشین سازمان را به حرکت درمیآورد. بلافاصله پس از ایمنسازی محیط، تیمهای موازی شکل گرفتند. در حالی که یک تیم در حال آواربرداری بود، ۱۲ تا ۱۳ تیم دیگر به صورت همزمان در بخشهای مختلف عملیات را آغاز کردند تا زمان بهینهسازی شود.
اقدامات چندگانه و همهجانبه در قلب بحران
اقدامات فولاد مبارکه پس از حمله، صرفا به بازسازی فیزیکی محدود نشد، بلکه یک استراتژی چندوجهی برای حفظ تعادل اکوسیستم صنعتی کشور به اجرا درآمد:
-
حفظ سرمایه انسانی در برابر جنگ روانی: با وجود آسیبدیدگی بخشهایی که ۶۷۰۰ نیروی کار مستقیم داشتند، شرکت تصمیم راهبردی «عدم تعدیل نیرو» را اتخاذ کرد و از ظرفیت همین نیروها در بخشهای مختلف بازسازی استفاده شد. در شرایطی که رسانههای بیگانه به شایعات بیکاری دامن میزدند، فولاد مبارکه امنیت شغلی کارکنان را تضمین کرد. حفظ این سرمایه انسانی برای تداوم حیات صنعت حیاتی بود.
-
کنترل بازار و مهار التهاب قیمتها: وقوع جنگ، قیمت محصولات فولادی را از کیلویی ۶۳ هزار تومان به مرز ۲۰۰ هزار تومان رساند. با وجود پیشنهاد دولت برای تخصیص ۲۸۰ میلیون دلار سرمایه در گردش و انحصار واردات، فولاد مبارکه این پیشنهاد را نپذیرفت. در عوض، با عرضه زودهنگام محصولات در بورس در هفتم اردیبهشت، حباب روانی بازار را شکست و قیمتها را به سطوح پیش از بحران بازگرداند.
-
ابتکار در تأمین مواد اولیه و تختال: برای جلوگیری از توقف کامل تولید، یک شبکه لجستیک و تامین مبتکرانه طراحی شد. اختلالات زنجیره با انتقال گندله از خراسان به سیرجان برای تبدیل به آهن اسفنجی، سپس انتقال به خوزستان برای تولید شمش و تختال و در نهایت ارسال به اصفهان برای تغذیه خطوط تولید، جبران شد. این مهندسی مجدد زنجیره تامین، جریان عرضه را زنده نگه داشت.
-
بازسازی در شرایط فرساینده: رسانههای خارجی زمان ۳ تا ۵ سال و تیمهای داخلی ۱ تا ۲ سال را برای بازسازی برآورد کرده بودند، اما فولاد مبارکه با هدفگذاری بازگشت ۷۰ درصدی ظرفیت تا پایان سال و برگزاری جلسات روزانه، زمانبندیها را شکست. عملیات در ارتفاع ۸۰ متری و بادهای شدید خردادماه، با آواربرداری موازی ۱۲ تا ۱۳ تیم و بهکارگیری تجهیزات خاص انجام شد؛ به طوری که پروژهای با برآورد اولیه ۱۲۰ روزه و آواربرداری دوماهه، در روز چهلوپنجم آماده راهاندازی گردید.
کاندیداتوری برای معتبرترین جایزه جهانی فولاد
این جامعیت در حل مسئله و ظهور پادشکنندگی در عمل، باعث شد تا مدل بازسازی فولاد مبارکه به انجمن جهانی فولاد، بزرگترین نهاد فولادی جهان، ارائه شود. اهمیت و دقت این رویکرد به حدی بود که این طرح در سال ۲۰۲۶، در بخش پایداری به مرحله نهایی راه یافت. نام فولاد مبارکه در این رقابت، در کنار بزرگترین غولهای تولیدکننده فولاد جهان قرار گرفته است؛ شرکتهایی نظیر «چاینا بائو» ، «چاینا استیل» ، «جیافئی استیل» و «نیپون استیل» که همگی طرحهای کلان خود را برای توسعه پایدار ارائه کردهاند. اگرچه فولاد مبارکه در سالهای گذشته نیز موفق به دریافت جایزه معتبر استیلی شده است، اما راهیابی به فینال این دوره با رویکردی کاملاً متفاوت، یعنی یک مدل بازیابی و بازسازی، ارزش این دستاورد را دوچندان میکند.
روایتی برای آینده صنعت
آنچه در فولاد مبارکه رخ داد، نمایشی ملموس از مفهوم پادشکنندگی و حل مسئله با قدرت بود. این تجربه ثابت کرد که ترکیب دانش فنی، بومیسازی تجهیزات، اعتماد به سرمایه انسانی و کار تیمی منسجم میتواند اثرات مخربترین بحرانها را خنثی کند و سازمان را ارتقا دهد. رویکرد مدیریت این مجموعه نشان داد که در سختترین شرایط ژئوپلیتیک و اقتصادی، نه تنها نباید منفعل بود، بلکه باید با ایدههای بزرگ و برنامهریزی عملیاتی، هم تولید را احیا کرد، هم بازار را به ثبات رساند و هم در معتبرترین مجامع بینالمللی بهعنوان یک استاندارد جدید درخشید. این مدل، میراثی است که میتواند بهعنوان نقشه راهی برای تابآوری و رشد صنایع بزرگ در بحرانهای آینده مورد مطالعه قرار گیرد.
نظر شما