پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ اقتصاد ایران در حال حاضر روی لبه تیغی میان رکود تورمی و سیاستهای انقباضی بانک مرکزی حرکت میکند؛ وضعیتی که در آن مهار نقدینگی بیش از آنکه حاصل یک سیاست پولی موفق باشد، بازتابی از کوچک شدن کیک اقتصاد است.
معمای رشد نقدینگی و سیگنالهای متناقض
بررسی روند رشد نقطه به نقطه نقدینگی نشان میدهد که این شاخص در اسفند ماه معادل ۵۳.۳ درصد بوده و در مرداد ماه به ۵۴.۳ درصد رسیده است، در حالی که قله ۵۶.۴ درصدی را نیز در این مسیر ثبت کرده است. مطابق اظهارات رئیس کل بانک مرکزی، متوسط رشد نقدینگی در پنج ماه ابتدایی سال فقط ۳.۵ درصد بوده که همین امر باعث برآورد رشد نقطهبهنقطه حدود ۵۴ درصدی در مرداد ماه شده است. این رقم به طور معناداری نشاندهنده کاهش شتاب رشد نقدینگی بر خلاف مسیر ماههای پایانی سال ۱۴۰۴ است. با این حال، آمارهای نقدینگی اسفند ۱۴۰۴ با متوسط رشد ۵ درصد، انتظارات را برای افزایش رشد نقدینگی در نیمه اول سال هدایت کرده بود و اعلام رشد ۱۹ درصدی نقدینگی تا پایان مرداد از سوی رئیس کل بانک مرکزی به یک معما تبدیل شد. این معما زمانی پیچیدهتر میشود که بدانیم متوسط رشد تورم در پنج ماه آغاز سال نزدیک ۹ درصد و حتی فراتر از زمستان بوده است.
غلبه انتظارات تورمی و خشکی منابع
پیام خوب این تحولات آن است که تعهد بانک مرکزی به مهار نقدینگی میتواند تا حدی فشارهای تورمی را برای اقتصاد کنترل کند، اما پیام بد این است که عامل انتظارات تورمی همچنان بر اقتصاد غلبه دارد. نتیجه بلافصل این انتظارات در وهله نخست، خشکی منابع و به دنبال آن افزایش بیشتر نرخ بهره است. در گام بعدی، این وضعیت میتواند به صورت درونزا تورم بالایی ایجاد کند که در نهایت فشار بر بانک مرکزی برای رشد بیشتر نقدینگی را غالب سازد. روایت ظاهری اقتصاد اکنون این است که انتظارات تورمی فراتر از رشد نقدینگی در حال فشار بر نرخ تورم است و این پتانسیل را دارد که در میانمدت، رشد نقدینگی را مجبور به همسوسازی با خود کند.
سایه سنگین رکود بر مهار نقدینگی
بخش مهمی از موفقیت ظاهری در کنترل نقدینگی ریشه در انقباض بخش واقعی اقتصاد دارد. با توجه به کوچک شدن کیک اقتصاد و ثبت رشد منفی ۱۰ درصدی در فصل بهار، میتوان بخشی از مهار رشد نقدینگی را به کمتر شدن تقاضای واقعی اقتصاد نسبت داد. اگرچه تورم نیازمند رشد نقدینگی بالاست، اما رشد منفی به معنای کاهش تقاضای واقعی کل اقتصاد است. این یعنی اقتصاد نه از طریق سیاستگذاری توسعهمحور، بلکه از طریق رکود عمیق در حال کنترل تقاضای پول است.
چشمانداز بازارها و سرمایهگذاری
از نگاه سرمایهگذار، شکاف معنادار میان رشد نقدینگی و تورم همچنان پابرجاست. در کوتاهمدت، پدیده خشکی نقدینگی میتواند رونق بازارها را محدود کند و مانع از شکلگیری چرخههای صعودی پرشتاب شود. اما واقعیت پنهان این است که در میانمدت، اگر موتور انتظارات تورمی مهار نشود، این انتظارات به مراتب قدرتمندتر از سیاستهای انقباضی کوتاهمدت عمل کرده و مسیر بازارها را تعیین خواهند کرد. اقتصاد ایران اکنون در نقطهای ایستاده است که مهار تورم بدون تحریک رشد اقتصادی، تنها به تعمیق رکود و فنر فشردهتر انتظارات تورمی ختم خواهد شد.
نظر شما