پایگاه تحلیلی خبری ایراسین، نگاهی به آخرین دادههای عملیات بازار باز بانک مرکزی ایران (تا ۹ شهریور ۱۴۰۵) نشان میدهد که سیاستگذار پولی، استراتژی انقباضی اما محاسبهشدهای را در پیش گرفته است؛ استراتژیای که در آن، تامینکننده اصلی نقدینگی از حداکثر قدرت چانهزنی خود برای فشردن حاشیه مانور شبکه بانکی استفاده میکند و تزریق نقدینگی به شبکه بانکی را به حداقل میرساند.
وقتی تقاضا به صخره عرضه برخورد میکند
نمودار عملیات بازار باز، روایتی کلاسیک از یک عدم تعادل ساختاری در زنجیره تامین منابع مالی است. خط قرمز رنگ، که نشاندهنده ارزش سفارشهای ارسال شده (تقاضای نقدینگی بانکها) است، همچون شعلههای سرکش یک کوره، حرارت بالایی دارد. این تقاضا در اسفند ۱۴۰۲ به قله ۵۹۱ هزار میلیارد تومان (همت) رسید و پس از یک افت مقطعی، در شهریور 1405 دوباره در سطح هشداردهنده ۴۰۵ همت تثبیت شده است.
اما در سوی دیگر، خط آبی یعنی سفارشهای پذیرفتهشده (نقدینگی تزریق شده توسط بانک مرکزی)، داستان یک جیرهبندی سختگیرانه را روایت میکند. این خط از تزریق ۲۱۰ همتی در دیماه ۱۴۰۲، با یک شیب نزولی مداوم، به عدد ناچیز ۴۰ همت در مردادماه سقوط کرد و در نهایت در اوایل شهریور به ۷۰ همت رسید. این شکاف عظیم ۳۳۵ همتی میان آنچه بانکها نیاز دارند (۴۰۵ همت) و آنچه دریافت میکنند (۷۰ همت)، نشاندهنده نهادهایی است که برای تامین سرمایه در گردش خود به درهای بسته خوردهاند.
کنترل وسواسی عرضه پول
از منظر استراتژی رقابتی، بانک مرکزی اکنون در جایگاه یک تامینکننده انحصاری قرار دارد که نه تنها حجم عرضه را به شدت محدود کرده، بلکه با مدیریت دقیق جریانهای ورودی و خروجی، در حال کنترل کامل بازیگران پاییندست است. در آخرین حراج بررسی شده (۹ شهریور)، در حالی که بانک مرکزی تنها با ۷۰ همت از تقاضای ۴۰۵ همتی موافقت کرد، ارزش توافقهای بازخرید سررسید شده در همان مقطع ۷۰.۳ همت بوده است.
این اعداد حامل یک پیام استراتژیک روشن هستند: ترازنامه بانک مرکزی نه تنها در این هفته منبسط نشده، بلکه ۰.۳ همت نیز نقدینگی خالص از شبکه بانکی جمعآوری (یا اصطلاحا رسوبگیری) شده است.
ریسک سرد شدن دیوارهها
بانک مرکزی با اتکا به جایگاه بلامنازع خود، در حال تحمیل یک انقباض اجباری است تا ترازنامههای ناتراز بانکی را به انضباط وادارد. اگرچه این انقباض سیستماتیک ممکن است در کوتاهمدت به سرد شدن موتور خلق نقدینگی و تورم کمک کند، اما خطر ترک خوردن دیواره کورههای بانکی (افزایش خطر نکول، جنگ قیمتی بر سر سپردهها و بحران نقدینگی) هر روز بیشتر میشود. در نهایت، موفقیت یک استراتژیست تنها در قطع کردن جریان مواد اولیه خلاصه نمیشود، بلکه هنر اصلی در توانایی حفظ زیرساختهای تولیدی برای روزهایی است که اقتصاد دوباره به ظرفیت کامل خود نیاز دارد. کورهای که خاموش شود، روشن کردن دوبارهاش هزینهای گزاف خواهد داشت.
نظر شما