پایگاه تحلیلی خبری ایراسین، نگاهی به آخرین دادههای عملیات بازار باز بانک مرکزی ایران (تا ۹ شهریور ۱۴۰۵) نشان میدهد که سیاستگذار پولی، استراتژی انقباضی اما محاسبهشدهای را در پیش گرفته است؛ استراتژیای که در آن، تامینکننده اصلی نقدینگی از حداکثر قدرت چانهزنی خود برای فشردن حاشیه مانور شبکه بانکی استفاده میکند و تزریق نقدینگی به شبکه بانکی را به حداقل میرساند.
تثبیت سهمیه در برابر نوسانات تقاضا
دادههای جدید تصویر روشنی از تقابل تقاضای سرکش و عرضه جیرهبندیشده ارائه میدهند. در هفته منتهی به ۲ شهریور، عطش شبکه بانکی (سفارشهای ارسالشده) عدد ۴۲۰ هزار میلیارد تومان (همت) را ثبت کرد و یک هفته بعد در ۹ شهریور، این تقاضا با اندکی تعدیل در سطح ۴۰۵ همت ایستاد.

نکته استراتژیک ماجرا، واکنش خط سبز رنگ (سفارشهای پذیرفتهشده) به این حجم عظیم از تقاضا است. بانک مرکزی، فارغ از اینکه تقاضا ۴۲۰ همت باشد یا ۴۰۵ همت، عرضه خود را دقیقا روی عدد ۷۰ همت قفل کرده است. این شکاف بیش از ۳۳۰ همتی، به معنای صفهای طولانی تقاضا در برابر درهای بسته تامینکننده اصلی است و نشان میدهد بانکها برای تامین مالی سرمایه در گردش خود به شدت تحت فشار هستند.
اعمال قدرت تامینکننده انحصاری
از منظر استراتژی رقابتی، بانک مرکزی اکنون کلاسیکترین رفتار یک تامینکننده انحصاری را در زنجیره ارزش به نمایش گذاشته است. با تثبیت سهمیه روی ۷۰ همت، سیاستگذار کنترل کامل بازی را در دست گرفته و جریان خالص نقدینگی را مهندسی میکند:
-
در ۲ شهریور: در برابر ۷۰ همت تزریق، ۶۰.۳ همت توافق بازخرید سررسید شد. این یعنی یک انبساط قطرهچکانی و کنترلشده به میزان ۹.۷ همت برای جلوگیری از خفگی کامل سیستم.
-
در ۹ شهریور: ورق برمیگردد. در برابر همان ۷۰ همت تزریق، ۷۰.۳ همت توافق سررسید میشود. در اینجا نهتنها پولی خلق نشده، بلکه ۰.۳ همت نیز نقدینگی خالص از سیستم مکیده (رسوبگیری) شده است.
این چرخش از انبساط محدود به انقباضِ مطلق در عرض یک هفته، نشان میدهد که لنگر کردن عرضه روی عدد ۷۰، ابزاری برای تنظیم دقیق جریان خروجی و تنبیه بازیگران ناکارآمد پاییندست است.
استرستست سیستمی
بانک مرکزی با این آرایش انقباضی، در حال اعمال یک شوک ساختاری به شبکه بانکی است. در منطق پادشکنندگی، این فشار سیستماتیک میتواند بانکها را وادار به انضباط مالی، فروش داراییهای مازاد و اصلاح ترازنامه کند و در نهایت سیستمی مستحکمتر بسازد. اما همانطور که در مدیریت بحران صنایع فولاد دیده میشود، قطع طولانیمدت خوراک، ریسک ترک خوردن نسوزهای دیواره کوره را به همراه دارد. تداوم این شکاف ۳۰۰ همتی میتواند به جنگ قیمتی مخرب بر سر جذب سپردهها، افزایش هزینه تمامشده پول و در نهایت زنجیرهای از نکولها منجر شود. هنر مدیریت استراتژیک در این مقطع، تنها بستن شیر نقدینگی برای مهار تورم نیست، بلکه جلوگیری از خاموشی کامل کورههایی است که روشن کردن مجدد آنها هزینهای تاریخی برای اقتصاد در پی خواهد داشت.
نظر شما