مدل تامین مالی زنجیره تولید چگونه عمل می‌کند؟

خلق اعتبار بر بستر زنجیره تولید

خلق اعتبار بر بستر زنجیره تولید
مصطفی مصری پور
یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۳۹

در اقتصاد گرفتار تنگنای اعتباری، برنده لزوماً شرکتی نیست که بیشتر وام می‌گیرد؛ شرکتی است که بتواند یک واحد اعتبار را چندبار در زنجیره ارزش خود به گردش درآورد. پایلوت تأمین مالی زنجیره تأمین در فولاد مبارکه، تلاشی برای تبدیل اعتماد بانکی به یک زیرساخت صنعتی است؛ جایی که اعتبار، جای پول نقد را می‌گیرد و هزینه تأمین سرمایه در گردش را به مزیت رقابتی بدل می‌کند.

پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در دورانی که تسهیلات‌دهی مستقیم بانک‌ها با انقباض روبرو است و هزینه تامین سرمایه در گردش به شکل فزاینده‌ای بر حاشیه سود بنگاه‌ها فشار می‌آورد، شرکت‌های پیشرو در صنعت فولاد جهان به جای رقابت بر سر وام‌های گران‌قیمت، بهینه‌سازی «زنجیره ارزش» خود را هدف قرار می‌دهند.

گروه فولاد مبارکه در همین راستا، با اجرای پایلوت «پلتفرم تأمین مالی زنجیره تأمین (SCF)» در گروه فولاد متیل، راهکاری هوشمندانه برای این بن‌بست یافته است. این طرح، پول جدیدی چاپ نمی‌کند، بلکه «اعتبار و اعتماد» را به شکلی سیال درمی‌آورد تا چرخ‌دنده‌های تامین‌کنندگان خرد و کلان بدون نیاز به نقدینگی مستقیم بچرخد.

مرزبندی بین ریسک و تکنولوژی

راز موفقیت این مدل، در یک مرزبندی هوشمندانه و کلاسیک نهفته است: جدا کردن کامل مسئولیت پذیرش ریسک بانکی از زیرساخت فناوری. پلتفرم به هیچ وجه نقش بانک را بازی نمی‌کند و بانک نیز درگیر پیچیدگی‌های واسطه‌گری درون‌زنجیره‌ای نمی‌شود.

جدول زیر این تقسیم کار استراتژیک را به ساده‌ترین شکل نشان می‌دهد:

خلق اعتبار بر بستر زنجیره تولید

در این ساختار، توکن پلتفرم به خودی خود هیچ ارزشی خلق نمی‌کند، بلکه تنها آینه‌ای دیجیتال از تعهد قطعی بانک است.

چرخه حیات یک توکن اعتباری

به جای درگیر شدن در پیچیدگی‌های اداری، فرآیند این پلتفرم را می‌توان به مسیر حرکت یک قطار تشبیه کرد که در ایستگاه‌های مختلف زنجیره تامین توقف می‌کند:

  1. صدور بلیت (تولد اعتبار): یک شرکت خریدار از بانک عامل درخواست اعتبار می‌کند. بانک پس از گرفتن تضامین لازم، تضمین می‌دهد که در یک تاریخ مشخص (مثلاً ۶ ماه دیگر) مبلغی را پرداخت کند.

  2. دیجیتالی شدن: بانک مشخصات این تعهد را از طریق سیستم‌های امن (API) به پلتفرم می‌فرستد و پلتفرم دقیقاً به همان میزان، «توکن اعتباری» در کیف پول دیجیتال خریدار شارژ می‌کند.

  3. خرید و فروش زنجیره‌ای: خریدار با این توکن از تامین‌کننده اول مواد اولیه می‌خرد. تامین‌کننده اول نیز بخشی از آن را به تامین‌کننده دوم می‌دهد و این زنجیره ادامه می‌یابد.

  4. خروج اضطراری (تنزیل): اگر شرکتی در میانه راه به پول نقد فوری نیاز داشت، می‌تواند توکن خود را در پلتفرم «تنزیل» کند. بانک با کسر درصدی به عنوان کارمزد، پول نقد را به حساب او واریز می‌کند.

  5. ایستگاه آخر (تسویه): در سررسید نهایی، بانک کل مبلغ تعهد اولیه را به یک حساب واسط (حساب در اختیار) واریز می‌کند. پلتفرم نیز به طور خودکار دستور می‌دهد که سهم هر شرکتی که توکن در دست او باقی مانده، به حساب بانکی‌اش واریز شود.

اثر ضریب تکاثری

جذاب‌ترین بخش اقتصادی این طرح، اثری است که روی بهره‌وری سرمایه می‌گذارد. فرض کنید شرکت A یک تعهد ۱۰۰ میلیارد ریالی از بانک می‌گیرد.

او با این ۱۰۰ میلیارد ریال از شرکت‌های B و C خرید می‌کند. آن‌ها نیز با بخشی از این اعتبار، بدهی خود را به شرکت‌های لایه‌های پایین‌تر (D و E و F) می‌پردازند. در نهایت، با همان ۱۰۰ میلیارد ریال اولیه، ۱۶۰ میلیارد ریال معامله در اقتصاد زنجیره فولاد انجام شده است.

در پایان خط، کیک ۱۰۰ میلیارد ریالی به شکل زیر میان آخرین دارندگان توکن تقسیم شده و تسویه می‌شود:

خلق اعتبار بر بستر زنجیره تولید

از منظر استراتژی رقابتی، این طرح چیزی فراتر از یک ابزار نرم‌افزاری است؛ این یک مزیت ساختاری است. با این مدل، فولاد مبارکه هزینه‌های سنگین مبادله و ریسک نکول (ورشکستگی یا عدم پرداخت) را در شبکه تامین‌کنندگان خود به صفر نزدیک می‌کند.

پول‌ها همواره در امن‌ترین جای ممکن (حساب‌های تحت کنترل بانک عامل) باقی می‌مانند و پلتفرم تنها نقش فرماندهی انتقال را بر عهده دارد. اجرای موفق این الگو در شرکت متیل، می‌تواند به سرعت به کل اکوسیستم مبارکه تسری یابد و استانداردهای تامین مالی صنعتی را یک گام به رویه‌های نوین نزدیک‌تر کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای اقتصاد

یادداشت

تازه‌ترین‌ها اقتصاد

ویدیوی صفحه

دیدگاه