پایگاه تحلیلیخبری ایراسین؛ در جهان تغییریافته امروز، دیگر داشتن میدانهای عظیم نفت و گاز بهتنهایی ضامن ثروتمند شدن یک ملت نیست؛ اگر تا دهههای گذشته، اتکا به ذخایر زیرزمینی، امنیت اقتصادی کشورها را تأمین میکرد، امروز این معادله دستخوش تغییری بنیادین شده است.
واقعیت حکمرانی انرژی در قرن بیستویکم این است؛ ثروت، نه در چاههای نفت، که در مدیریت منابع، بهرهوری فناوری، جذب سرمایه هوشمند و حکمرانی دادهمحور نهفته است.
زنگ خطر برای حکمرانی انرژی ایران
آینده ایران بیش از آنکه به حجم ذخایر نفت و گاز وابسته باشد، در گرو میزان دانش و جسارت سیاستگذاران این حوزه است؛ ما با یک دوراهی تاریخی مواجهیم؛ یا باید در مسیر الگوهای مدیریتی چهار دههی گذشته باقی بمانیم، که پیامد آن چیزی جز ابرچالشهای ناترازی در برق، گاز و سوخت نبوده است، یا باید قواعد بازی را بپذیریم.
ادامه مسیر پیشین، نه تنها رقابتپذیری کشور را تحت تاثیر قرار میدهد، بلکه میتواند یکی از ثروتمندترین دارندگان منابع جهان را به سمت فرسایش سرمایه و ورشکستگی تدریجی بخش انرژی سوق دهد.
شواهد آماری؛ جابهجایی بزرگ سرمایه
برای درک عمق این تغییر، کافی است به چینش سرمایهگذاریهای جهانی از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۳۵ نگاهی بیندازیم؛ این اعداد، نه یک پیشبینی خوشبینانه، بلکه نقشه راه عملیاتی اقتصاد جهانی است.
سرمایهگذاری در بخش سوختهای فسیلی از ۱۸۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵، به ۱۱۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۵ به ۸۰۰ میلیارد دلار کاهش یابد، این اعداد پیام روشنی دارند؛ بخش بزرگی از سرمایهها در صنعت نفت، دیگر صرفِ توسعه نمیشود؛ بلکه صرف، حفظ تولید موجود یا مدیریت کاهش سریع تولید خواهد شد.
خیزش انرژیهای نو
در نقطه مقابل، روند سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر مسیری صعودی و خیرهکننده دارد، از ۱۰۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۵، به ۲۲۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ جهش کرده و انتظار میرود تا سال ۲۰۳۵ به ۴۵۰۰ میلیارد دلار برسد. این آمار، گویای آن است که جهان با سرعتی باورنکردنی در حال عبور از مدلهای سنتی انرژی است.
برای کشوری همچون ایران، که صنایع استراتژیک آن از جمله فولاد، با انرژی گره خوردهاند، نادیده گرفتن این اعداد بهمعنای بهخطر افتادن کل زنجیره ارزش اقتصادی است.
سیاستگذاران امروز ما برای نجات بخش انرژی، به چیزی فراتر از مدیریت سنتی نیاز دارند؛ آنها باید قادر باشند این تغییرات ساختاری را در قالب یک راهبرد ملی پیادهسازی کنند؛ ابزارهای اقتصادی، اولویتهای استراتژیک و قواعد حکمرانی انرژی در جهان امروز، تفاوت ما با آنچه در دهههای گذشته بر کشور حاکم بوده، دارد.
زمان آن فرارسیده است که مدیران حوزه انرژی با پذیرش واقعیت اعداد، از مدار مدیریت بحران خارج شده و به مدار مدیریت توسعه و هوشمندی وارد شوند؛ آینده نه در زیر زمین، که در توانایی ما برای بازیخوانی صحیح در سطح اول جهانی نهفته است.
* کارشناس انرژی