پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ بازگشایی بازار سرمایه پس از دورههای وقفه ناشی از بحرانهای ژئوپلیتیک یا امنیتی، آزمونی برای سنجش کارآمدی نهاد ناظر و تابآوریِ ساختارِ معاملاتی است. در تئوریهای مدرن مدیریت بحران در بازارهای مالی، هدفِ اصلی از توقف معاملات (Market Halt)، نه «توقف روند» یا «کنترل قیمت»، بلکه ایجاد «تقارن اطلاعاتی» است تا تمامی فعالان بازار فرصت یابند اثرات شوکهای وارده را بر قیمت داراییها تحلیل کنند.
در همین راستا و با تکیه بر تجربیات جهانی، فردین آقابزرگی، کارشناس ارشد بازار سرمایه، معتقد است که رویههای اتخاذ شده در بازگشاییهای اخیر، نیازمند بازنگری جدی است تا از تبدیل شدن بورس به یک “نابازار” جلوگیری شود. وی در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار ایراسین، ابعاد این چالشها و ضرورتهای بازگشت ثبات را تحلیل کرده است.
کارشناس ارشد بازار سرمایه، با انتقاد از تداوم برخی رویههای غیرکارشناسی در مدیریت بورس، نسبت به گسترش ریسک «توقفهای غیرقابلپیشبینی نمادها» هشدار داد و تأکید کرد که بورس باید از فضای تصمیمگیریهای پشت درهای بسته فاصله گرفته و به سمت سازوکارهای شفافِ مبتنی بر عرضه و تقاضا حرکت کند. اگرچه اجرای بسته حمایتی و توقف کوتاهمدت معاملات در روزهای نخستِ بروز تنشهای نظامی، برای کنترل شوک اولیه ضروری بود، اما تداوم این رویهها به هیچ عنوان با تجربیات موفق بازارهای مالی بینالمللی همخوانی ندارد.
تفاوت بنیادین بورس با سایر بازارهای دارایی
آقابزرگی با اشاره به تفاوت بنیادین بورس با سایر بازارهای دارایی در ایران تصریح کرد: «در بازارهای مسکن، ارز و خودرو، چنین سازوکارِ مداخلهگرانهای برای تعطیلیِ بازار به بهانه حوادث سیاسی وجود ندارد. در آن بازارها، معاملات همواره جریان دارد و مقام ناظر اجازه ندارد به این شیوه در روند عادی دادوستدها دخالت کند. متأسفانه در بورس ما، پیوند خوردن معاملات با تنشهای ژئوپلیتیک و تصمیمات پشت درهای بسته، باعث شده است که بازار از مسیر اصلی خود منحرف شود.»
وی افزود: «هدف از توقف کوتاه معاملات در بورسهای جهانی، تنها ایجاد فرصت برای آگاهیبخشی به سهامداران نسبت به اطلاعات جدید است؛ نه اینکه به بهانه آسیبدیدگی احتمالی یک شرکت، نمادها برای مدت طولانی متوقف شده یا کل بازار به تعطیلی کشیده شود. این وضعیت باعث شده است که با حضور سایه سنگینِ ارادههای کنترلگر، بورس ما از مفهوم واقعی «بازار» خارج شده و به یک «نابازار» تبدیل شود.»
ریسکهای سیستماتیک؛ از قیمتگذاری دستوری تا توقف نمادها
این کارشناس بازار سرمایه، ریسکهای فعلی بورس را فراتر از تنشهای نظامی دانست و گفت: «قیمتگذاری دستوری، نوسانات ارزی، سلطه دولت در بازار، نرخ بهره بالا و اکنون نیز ریسک “توقف طولانیمدت نمادها”، همگی دست به دست هم دادهاند تا ثبات و پایداری را از بازار سلب کنند. بدیهی است که سرمایه به بازاری تمایل دارد که کمترین ریسک و بیشترین ثبات را داشته باشد؛ نه بازاری که در آن عرضه و تقاضا به شکل طبیعی هدایت نمیشوند.»
آقابزرگی با اشاره به شاخص «خروج پول حقیقی» گفت: «این شاخص یکی از نماگرهای وضعیت بازار است، اما نباید تنها با اتکا به آمارِ محدودِ یک یا دو روزه، نتیجهگیری کلان کرد. مبنای اصلی هر بازاری، تقابل عرضه و تقاضا و تمایل خریداران و فروشندگان برای شکلدهی به قیمت است. در یک بازار ایدهآل (Efficient Market)، قیمتها باید منعکسکننده تمام اطلاعات پیرامون وضعیت شرکتها باشند.»
راهبرد پیشنهادی برای سرمایهگذاران در شرایط ناپایدار
این تحلیلگر بازار سرمایه در پاسخ به این پرسش که سهامداران در شرایط کنونی چه رویکردی باید اتخاذ کنند، تأکید کرد: «توصیه به سرمایهگذار باید بر اساس “ پروفایل ریسک” و ترکیب داراییهای او باشد. با این حال، در شرایط کنونی که نوسانات عمدتاً متأثر از مسائل غیراقتصادی است، استراتژی نگهداری بلندمدت در سهامِ باکیفیت، بسیار سودآورتر از عملیاتهای نوسانگیری است.»
وی در پایان، سبد دارایی پیشنهادی خود را اینگونه ترسیم کرد: «معتقدم با توجه به سطح ارزندگیِ فعلی بازار سرمایه، سهامداران باید ترکیبی از اوراق بهادار، صندوقهای درآمد ثابت و سهامِ شرکتهای هلدینگ و صنایعی را انتخاب کنند که کمتر در معرض آسیبهای ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک قرار دارند. در کنار این موارد، برای کسانی که از تمکن مالی برخوردارند، وجود داراییهایی مانند طلا و مسکن در سبد پورتفوی پیشنهاد میشود. با این حال، در شرایط فعلیِ بازار بورس، حتی با وجود تمام ریسکها، معتقدم وزنِ سهام در پورتفوی سرمایهگذاران همچنان باید بیش از ۵۰ درصد باقی بماند.»
نظر شما