چرا مس به اولویت اصلی سرمایه‌گذاری غول‌های معدنی تبدیل شده است؟

از ادغام‌های میلیاردی به‌سمت خریدهای هدفمند

از ادغام‌های میلیاردی به‌سمت خریدهای هدفمند
دل‌آرام قلع‌ریز
سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۵

در حالی که تب ادغام‌های عظیم در صنعت معدن فروکش کرده، مس بار دیگر خود را به‌عنوان محور اصلی رقابت غول‌های معدنی جهان تثبیت کرده است. تازه‌ترین تحلیل‌ها نشان می‌دهد ناکامی ادغام ریو تینتو و گلنکور نه از کاهش اهمیت این فلز، بلکه از پیچیدگی‌های حکمرانی و رهبری نشأت می‌گیرد؛ در شرایطی که تقاضای فزاینده ناشی از گسترش مراکز داده، شبکه‌های برق و زیرساخت‌های انرژی، جهان را تا میانه دهه ۲۰۳۰ با خطر کمبود شدید مس مواجه می‌کند. همین چشم‌انداز، مسیر استراتژیک شرکت‌هایی مانند ریو تینتو را از ابرادغام‌های پرهزینه به ‌سوی تملک‌های هدفمند، مقیاس‌پذیر و هم‌راستا با نیازهای آینده اقتصاد دیجیتال سوق داده است.

پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ «استرالیا ماینینگ» گزارش داد که پژوهشی از انگل اشمیدل (Engel Schmidl) در ۹ فوریه نشان می‌دهد مس همچنان یکی از مهم‌ترین محورهای راهبردی در صنعت معدن است؛ حتی در شرایطی که شرکت‌های بزرگ معدنی در حال بازنگری در ادغام‌های بزرگ هستند.

ادغام پیشنهادی میان ریو تینتو (Rio Tinto) و گلنکور (Glencore) هرچند به نتیجه نرسید، اما منطق راهبردی پشت این مذاکرات یعنی تثبیت و تقویت عرضه مس همچنان در سراسر صنعت معدن به قوت خود باقی است. در جریان این مذاکرات، گمانه‌زنی‌های زیادی درباره این موضوع مطرح بود که ریو تینتو چگونه می‌تواند با خرید گلنکور، رشد بخش مس خود را تسریع کند و با تکیه بر ترازنامه، تخصص عملیاتی و توان توسعه پروژه‌های گلنکور، از یک سبد دارایی تلفیقی ارزش بیشتری خلق کند.

در نهایت، این معامله به دلیل اختلافات اساسی میان دو شرکت شکست خورد؛ اختلافاتی که عمدتاً به ساختار رهبری، شیوه‌های حکمرانی شرکتی و نحوه ارزش‌گذاری دارایی‌ها مربوط می‌شد. با وجود ناکامی این توافق، واقعیت گسترده‌تری که راهبردهای معدنی در سطح جهانی را شکل می‌دهد تغییر نکرده است: مس بیش از پیش به محرک اصلی فعالیت‌های ادغام و تملک در این صنعت تبدیل شده است.

موتور جدید مصرف مس و تهدید کمبود عرضه تا ۲۰۳۵

رشد سریع پروژه‌های زیرساخت داده و مخابرات در مقیاس بزرگ، تقاضا برای مواد معدنی حیاتی را افزایش داده است؛ در این میان مس به دلیل نقش کلیدی در انتقال برق، سیستم‌های خنک‌کننده، کابل‌کشی، تجهیزات الکترونیکی و زیرساخت‌های شبکه جایگاهی حیاتی دارد.

مجمع جهانی اقتصاد (WEF) نیز بر افزایش شدت مصرف مس در ساخت مراکز داده و شبکه‌های برق تأکید کرده است. برآوردها نشان می‌دهد تا سال ۲۰۳۵ ممکن است بیش از ۴.۳ میلیون تن مس در مراکز داده و زیرساخت‌های برق مرتبط با آن‌ها مصرف شود. در عین حال، پیش‌بینی‌های صنعتی از احتمال کسری ۲۵ تا ۳۰ درصدی عرضه مس تا سال ۲۰۳۵ حکایت دارد؛ وضعیتی که نشان‌دهنده آسیب‌پذیری بلندمدت بازار در برابر کمبود این فلز است، به‌ویژه در شرایطی که تقاضا برای زیرساخت‌های انرژی و شبکه‌های برق به طور همزمان رو به افزایش است.

این چشم‌انداز تقاضا به طور مستقیم با راهبردهای بزرگ‌ترین شرکت‌های معدنی جهان گره خورده است؛ به‌گونه‌ای که مس به‌طور فزاینده‌ای در برنامه‌های رشد بلندمدت آن‌ها جایگاه محوری پیدا کرده و تملک دارایی‌های مرتبط با مس به یکی از اولویت‌های اصلی تبدیل شده است.

برای ریو تینتو، دارایی‌های مس گلنکور ـ به‌ویژه در آمریکای جنوبی ـ جذاب‌ترین بخش معامله پیشنهادی محسوب می‌شد. با این حال، برخی تحلیلگران تردید داشتند که آیا این دارایی‌ها در کنار سبد گسترده‌تر گلنکور می‌توانند بیشترین ارزش ممکن را ایجاد کنند یا خیر. ریو تینتو چند سال پیش از بخش زغال‌سنگ خارج شد و خرید گلنکور می‌توانست این شرکت را دوباره در معرض دارایی‌های زغال‌سنگ در کوئینزلند و سایر مناطق قرار دهد؛ همچنین ممکن بود کالاهایی را به سبد آن اضافه کند که خارج از تمرکز راهبردی ریو قرار دارند. به بیان دیگر، این توافق علاوه بر مس، مجموعه‌ای از کسب‌وکارهایی را نیز به همراه می‌آورد که ریو تینتو تمایل چندانی به آن‌ها نشان نداده بود.

ترجیح پروژه‌های مقیاس‌پذیر به جای ابرادغام‌های پرپیچ‌وخم

از زمان انتصاب سایمون تروت به عنوان مدیرعامل ریو تینتو، این شرکت بر رویکردی منظم در تخصیص سرمایه تأکید کرده و تلاش دارد خود را به عنوان شرکتی چابک‌تر و متمرکزتر معرفی کند. تروت بارها بر اهمیت در اختیار داشتن «دارایی‌های مناسب در بازارهای مناسب» تأکید کرده و سبد سرمایه‌گذاری ساده‌تر و متمرکزی بر سنگ‌آهن، مس، آلومینیوم و لیتیوم را مدنظر قرار داده است. بر همین اساس، به نظر می‌رسد ریو تینتو به جای دنبال کردن ادغام‌های بسیار بزرگ، تمایل بیشتری به تملک‌های هدفمند و تکمیلی دارد؛ یعنی خرید پروژه‌های مستقل مس که بتوانند به شکل شفاف و منظم در مدل عملیاتی و چارچوب حکمرانی این شرکت ادغام شوند. استرالیا نیز از نظر چنین فرصت‌هایی کمبود ندارد.

برای نمونه، پروژه Constellation متعلق به شرکت Aeris Resources در غرب نیو ساوت ولز به تازگی مجوز توسعه دریافت کرده است؛ گامی مهم برای ایجاد یک منبع داخلی و باکیفیت مس. این پروژه که در نزدیکی معدن مس Tritton قرار دارد، به صورت ترکیبی از استخراج روباز و زیرزمینی توسعه خواهد یافت و هدف آن تولید حدود ۵۰۰ هزار تن سنگ معدن مس در سال است.

همچنین شرکت Austral Resources با توافق برای خرید محدوده‌های معدنی Lady Loretta و زیرساخت‌های مرتبط از گلنکور، موقعیت خود را تقویت کرده است. این محدوده در مجاورت معدن مس Lady Annie متعلق به این شرکت در شمال‌غرب کوئینزلند قرار دارد و امکان تأمین کوتاه‌مدت سنگ معدن از طریق برش معدن و دسترسی به کانی‌سازی‌های جدید را فراهم می‌کند. این اقدام با تکیه بر ظرفیت فرآوری کارخانه Mt Kelly انجام می‌شود و در راستای هدف آسترال برای ایجاد یک کسب‌وکار بزرگ‌تر و چنددارایی در حوزه مس در این منطقه است.

در همین حال، پروژه Mt Oxide متعلق به شرکت True North Copper در شمال‌غرب کوئینزلند نیز به عنوان یک سامانه در حال توسعه از مس، کبالت و نقره مطرح شده است. حفاری‌های اخیر در محدوده اکتشافی Aquila نشان داده که کانی‌سازی بیش از یک کیلومتر گسترش یافته و این سامانه همچنان در امتداد و عمق باز است. وجود اهداف اکتشافی متعدد و باکیفیت در این کریدور معدنی، از ظرفیت رشد قابل توجه در یکی از مناطق غنی از فلزات پایه حکایت دارد.

اگرچه نشانه‌ای وجود ندارد که ریو تینتو در حال حاضر به طور مستقیم به دنبال خرید این پروژه‌ها باشد، اما چنین طرح‌هایی نمونه‌ای از فرصت‌های متمرکز و مقیاس‌پذیر در حوزه مس به شمار می‌روند؛ فرصت‌هایی که می‌توانند بدون پیچیدگی‌های یک ادغام عظیم، با راهبرد اعلام‌شده این شرکت برای تقویت جایگاه خود به عنوان یکی از تولیدکنندگان پیشرو مس در جهان همسو باشند.

در مجموع، شکست مذاکرات ادغام ریو تینتو و گلنکور هرچند احتمال شکل‌گیری یک ابرادغام در صنعت مس را کاهش داد، اما در عین حال اهمیت راهبردی این فلز را بیش از پیش آشکار کرد. رشد سریع زیرساخت‌های مدرن ـ از مراکز داده تا شبکه‌های ارتباطی و انتقال انرژی ـ در کنار پیش‌بینی کمبود قابل توجه عرضه در سال‌های آینده، ضرورت بازنگری در راهبردهای صنعت معدن را برجسته کرده است. در چنین شرایطی، شرکت‌های بزرگ معدنی با تمرکز بر تملک‌های هدفمند و مدیریت دقیق سبد دارایی‌ها، می‌کوشند جایگاه خود را در تأمین یکی از حیاتی‌ترین فلزات اقتصاد آینده تثبیت کنند. بنابراین، آینده صنعت معدن نه فقط به ادغام‌های بزرگ، بلکه به هوشمندی راهبردی، ارزیابی دقیق فرصت‌ها و انطباق با تحولات اقتصاد جهانی، به‌ویژه در بازار فلزاتی مانند مس وابسته خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای معدن

یادداشت

تازه‌ترین‌ها معدن

ویدیوی صفحه

دیدگاه