پایگاه تحلیلیخبری ایراسین؛ در حالی که بازار جهانی نفت با تحولات ژئوپلیتیک و نوسانهای قیمتی دستوپنجه نرم میکند، خبر خروج امارات متحده عربی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و ائتلاف اوپکپلاس بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی داشته است. خبرگزاری رسمی امارات (WAM) اعلام کرده است که این کشور از یکم ماه مه از اوپک خارج خواهد شد؛ تصمیمی که به گفته مقامهای اماراتی در چارچوب راهبرد بلندمدت اقتصادی و تحولات ساختاری در بخش انرژی اتخاذ شده است. این اقدام در شرایطی صورت میگیرد که رقابتهای منطقهای، بهویژه میان ابوظبی و ریاض، در سالهای اخیر ابعاد تازهای یافته است. خبرنگار ایراسین برای بررسی بیشتر ابعاد این تحول با امیرمیثم نیکفر، پژوهشگر دانشگاه و کارشناس حوزه انرژی، گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانید:
ایراسین: چرا امارات متحده عربی تصمیم گرفت از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) خارج شود؟
نیکفر: امارات پیش از این روزانه حدود چهار و نیم میلیون بشکه نفت تولید میکرد و عملاً اجازه تولید بیش از این میزان را نداشت، چرا که سهمیه تعیین شده برای این کشور در چارچوب اوپک در همین حدود قرار داشت. یکی از نکات مهم در تصمیم امارات برای خروج از اوپک این است که این کشور طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای روی شرکت «ادنوک» (ADNOC) انجام داده است؛ شرکتی که به نوعی معادل آرامکوی عربستان محسوب میشود و در واقع شرکت ملی نفت ابوظبی است، هدف امارات از این سرمایهگذاریها آن است که بتواند ظرفیت تولید و صادرات نفت خود را افزایش دهد. به نظر میرسد هدف ظاهری امارات برای خروج از اوپک این است که از چارچوب سهمیهبندی این سازمان خارج شود و بتواند به اندازه ظرفیت واقعی خود تولید انجام دهد؛ مشابه روسیه که به دلیل آنکه عضو اوپک نبود، عملاً محدودیتی در میزان تولید نداشت، هرچند پس از کاهش شدید قیمت نفت در مقطعی تلاش کرد با اوپک همکاری کند تا از افت بیشتر قیمت جلوگیری شود و در همین راستا سازوکار «اوپک پلاس» شکل گرفت.
ایراسین: چه عواملی از جمله محدودیتهای تولید، تحولات بازار انرژی و رقابتهای منطقهای در این تصمیم نقش داشتهاند؟
نیکفر: خروج امارات از اوپک تنها به مسئله سهمیه تولید محدود نمیشود و پشتپردههای مهمتری نیز دارد، یکی از این مسائل به موقعیت ژئوپلیتیکی امارات و عربستان بازمیگردد؛ چرا که این دو کشور تنها تولیدکنندگانی هستند که با احداث خطوط لوله میتوانند تنگه هرمز را دور بزنند و بدون وابستگی کامل به این گذرگاه راهبردی، صادرات نفت خود را انجام دهند؛ همین موضوع سبب شده است این دو کشور در برخی حوزهها به دنبال تغییراتی در نظم بازار نفت باشند. معمولاً زمانی که درباره اوپک صحبت میشود بیشتر به موضوع سهمیه تولید اشاره میشود، اما اوپک محدودیتهای دیگری نیز برای اعضا دارد، یکی از این محدودیتها مربوط به بازارهای فروش است؛ به عنوان مثال اگر عربستان در کشوری مانند پاکستان بازار فروش نفت داشته باشد، امارات اجازه بازاریابی و ورود به همان بازار را ندارد و این قاعده برای سایر اعضا نیز برقرار است، در واقع یکی از اصول اوپک این است که اعضا به بازارهای یکدیگر ورود پیدا نکنند. محدودیت دیگر مربوط به موضوع تخفیف در قیمت نفت است، زمانی که قیمت رسمی نفت اوپک برای مثال ۱۱۳ دلار اعلام میشود، اعضا مجاز نیستند نفت خود را با تخفیف عرضه کنند، زیرا این اقدام نوعی دامپینگ در بازار نفت تلقی میشود، چنین محدودیتهایی در مجموع با عنوان و هدف کنترل عرضه و مدیریت قیمت نفت در بازار جهانی اعمال میشود.
ایراسین: آیا الزام فروش نفت به دلار و محدودیتهای حاکم بر بازار جهانی نفت از جمله عواملی بوده که امارات را به خروج از اوپک سوق داده است؟
نیکفر: بسیاری تصور میکنند اوپک نهادی است که به نفع کشورهای صادرکننده نفت عمل میکند و این کشورها در تعیین قیمت نفت یا مدیریت عرضه و تقاضا نقش تعیینکننده دارند، اما واقعیت این است که اوپک اساساً با هدف کنترل کشورهای صادرکننده نفت توسط کشورهای مصرفکننده شکل گرفته است. امارات نیز به تدریج به این موضوع پی برده و از اوپک خارج شد؛ زیرا علاوه بر محدودیتهای یادشده، محدودیتهای دیگری نیز وجود دارد، برای مثال یکی از قواعد مهم در بازار نفت آن است که نفت باید با دلار فروخته شود و همین موضوع یکی از ابزارهای اصلی سلطه دلار در اقتصاد جهانی به شمار میرود. فروش اجباری نفت به دلار مشکلات متعددی برای برخی کشورها ایجاد کرده است، به عنوان نمونه عراق زمانی که نفت خود را میفروشد، درآمد آن مستقیماً در اختیار این کشور قرار نمیگیرد بلکه به حسابی تحت نظارت خزانهداری آمریکا واریز میشود، سپس دولت عراق برای استفاده از این منابع باید فهرستی از کالاهایی که قصد خرید آنها را دارد ارائه دهد تا پس از بررسی و تأیید، اجازه استفاده از بخشی از درآمد نفتی صادر شود. از سوی دیگر نفت نسبت به بسیاری از محصولات دیگر راحتتر قابل تحریم است، در حالی که برای مثال محصولات پتروشیمی به دلیل تنوع روشهای فروش و بازارهای متعدد، به مراتب سختتر تحریم میشوند، یکی از دلایل این مسئله نیز همان الزام فروش نفت با دلار و وابستگی معاملات آن به نظام مالی تحت نظارت وزارت خزانهداری آمریکا است. امارات به این جمعبندی رسیده است که اوپک لزوماً در راستای حمایت از منافع کشورهای تولیدکننده نفت عمل نمیکند و به همین دلیل تصمیم به خروج از این سازمان گرفته است؛ اقدامی که به اعتقاد من ممکن است در آینده از سوی برخی کشورهای دیگر نیز دنبال شود.
ایراسین: آیا کنترل سهمیهها در اوپک و الزامهای مالی بینالمللی باعث شده قیمت نفت از ارزش ذاتی آن فاصله بگیرد و عملاً به نفع مصرفکنندگان و به زیان تولیدکنندگان تمام شود؟
نیکفر: بررسی بسیاری از کنوانسیونها و نهادهای بینالمللی از جمله اوپک، NPT، FATF و موارد مشابه نشان میدهد که در عمل محدودیتها و فشارهای این کنوانسیون ها متوجه کشورهای در حال توسعه است، در حالی که مزایای اصلی نصیب کشورهای توسعهیافته و مصرفکننده میشود. برای مثال گفته میشود اوپک قیمت نفت را کنترل میکند، اما در عمل قیمت فعلی نفت با ارزش واقعی آن فاصله دارد؛ در سال ۲۰۲۲ قیمت هر اونس طلا حدود ۱۶۰۰ دلار بود، در حالی که اکنون این رقم به حدود پنج هزار دلار رسیده و در واقع ارزش دلار در برابر طلا تقریباً سه برابر کاهش یافته است، چنین کاهش ارزشی به طور طبیعی باید در قیمت سایر کالاها نیز منعکس شود. با این حال قیمت نفت در همین بازه زمانی تغییر چندانی نداشته و از حدود ۶۳ دلار به حدود ۶۴ دلار در هر بشکه رسیده است، این مسئله به این معناست که قیمت واقعی نفت نسبت به ارزش سایر کالاها عملاً کاهش یافته و میتوان گفت نفت با ارزشی معادل حدود ۲۰ دلار واقعی فروخته میشود. در سال ۲۰۲۲ ارزش یک میلیون بشکه نفت تقریباً معادل یک تُن طلا بود، اما اکنون با قیمت حدود ۶۴ دلار برای هر بشکه، ارزش همان میزان نفت چیزی در حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلوگرم طلا است و این نشان میدهد کشورهای تولیدکننده نفت عملاً محصول خود را ارزان میفروشند و بخش مهمی از تورم ناشی از افزایش نقدینگی و چاپ پول در آمریکا را این کشورها پرداخت میکنند؛ کشورهایی که عمدتاً در زمره کشورهای در حال توسعه هستند. در این میان اوپک به نوعی بازوی اجرایی این سازوکار محسوب میشود؛ چرا که از طریق تعیین میزان تولید و تنظیم بازار، عملاً کنترل بخش مهمی از تولیدکنندگان بزرگ نفت در خاورمیانه در چارچوبی قرار میگیرد که نهایتاً تحت تأثیر نظام مالی بینالمللی و وزارت خزانهداری آمریکا است.
ایراسین: آیا خروج امارات از اوپک را میتوان ابزاری برای فشار بر عربستان و تصاحب بخشی از بازارهای نفتی دانست که پیشتر در اختیار ریاض بوده است؟
نیکفر: علاوه بر دلایل عمومی که درباره خروج از اوپک مطرح میشود، امارات دلایل خاص خود را نیز دارد. این کشور در سالهای اخیر تلاش کرده به تدریج از زیر سایه عربستان خارج شود و در حوزههای ژئوپلیتیکی، سیاسی و حتی نظامی نقش مستقلتری ایفا کند. امارات در برخی مناطق از جمله یمن و بخشهایی از آفریقای شمالی نفوذ قابل توجهی پیدا کرده و رقابت غیررسمی میان امارات و عربستان در این حوزهها شکل گرفته است؛ در مقابل، عربستان نیز تلاش کرده نقش امارات را در برخی مناطق به ویژه در شمال آفریقا محدود کند. در چنین شرایطی خروج از اوپک میتواند یکی از ابزارهای فشار امارات علیه عربستان تلقی شود، چرا که با خروج از این سازمان، برخی بازارهایی که پیشتر در اختیار عربستان بوده در دسترس امارات قرار میگیرد. از سوی دیگر محدودیتهای صادراتی در تنگه هرمز و تغییرات در عرضه جهانی نفت باعث شده نظم سنتی عرضه و تقاضا میان کشورهای عضو اوپک تا حدی برهم بخورد و بسیاری از کشورها به دنبال بازارهای جدید باشند، همین موضوع اختلافات پنهانی میان اعضای اوپک ایجاد کرده است و زمانی که برخی کشورها مانند امارات و حتی احتمالاً در آینده کشورهایی مانند کویت به سمت خروج از اوپک حرکت کنند، ممکن است این روند در میان دیگر اعضا نیز تقویت شود، به اعتقاد من حتی ایران نیز میتوانست در مقطعی در این زمینه پیشگام باشد؛ مجموعه این تحولات نشان میدهد اوپک تا حدی در کنترل عملکرد اعضای خود با چالش مواجه شده و کارکرد سنتی آن تضعیف شده است؛ موضوعی که در نهایت امارات را به سمت تصمیم برای خروج از این سازمان سوق داده است.
نظر شما