پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ در حالی که گزارشهای موسسات بینالمللی نظیر مکنزی و PwC، منطقه خاورمیانه را به دلیل دسترسی به انرژی در دسترس، پایتخت بلامنازع آینده فولاد سبز و برنده قطعی مالیاتهای کربنی اروپا معرفی میکنند، بررسی ساختار هزینههای تولید در ایران، پرده از یک تراژدی صنعتی برمیدارد. ایران، به عنوان بنیانگذار و رهبر سنتی تکنولوژی احیا مستقیم در خاورمیانه، نه تنها در این مزیت ژئوپلیتیک شریک نیست، بلکه با سیاستگذاریهای مخرب داخلی، در حال واگذاری دودستی این بازار دهها میلیارد دلاری به همسایگان عرب خود است.
این واگذاری تاریخی، ریشه در سه بحران ساختاری دارد که صنعت فولاد ایران را از درون میبلعد:
اول. توهم یارانه انرژی و رکوردشکنی قیمت گاز در قلب خاورمیانه
مزیت رقابتی خلیج فارس در تولید آهن اسفنجی، بر پایه یک متغیر حیاتی استوار است: گاز طبیعی در دسترس. با این حال، فولادساز ایرانی در قلب بزرگترین ذخایر گازی جهان، گرانترین گاز صنعتی منطقه را میسوزاند.
نگاهی به مصوبات تابستان سال جاری نشان میدهد که وزارت نفت با یک جهش سرسامآور ۴۸ درصدی، نرخ پایه گاز مصرفی صنعت فولاد را به ۱۵,۹۴۲ تومان رساند. اما فاجعه به اینجا ختم نمیشود؛ تحمیل هزینههای توزیع، انتقال و مالیات بر ارزش افزوده، ۳۵ درصد دیگر بر این مبلغ افزود و قبض نهایی فولادسازان را به رقم بیسابقه ۲۱,۵۲۲ تومان (معادل ۱۴ سنت به ازای هر مترمکعب) رساند.
در همان لحظهای که فولادساز ایرانی گاز ۱۴ سنتی مصرف میکند، رقبای منطقهای در حال تسخیر بازار با گاز ارزان هستند؛ قطر (۴.۴ تا ۶.۱ سنت)، کویت (۴.۴ تا ۷ سنت) و عربستان سعودی (تنها ۷.۴ سنت). وقتی گاز مصرفی پیشرانترین صنعت کشور حدود ۳ برابر قطر و ۲ برابر عربستان قیمتگذاری میشود، حاشیه سود صادراتی فولاد سبز ایران پیش از آنکه به مرزهای اروپا و سد مالیاتی CBAM برسد، در داخل کشور و توسط دستگاههای اجرایی خودی از میان برداشته شده است.
دوم. کما در تابستان
فناوری کوره قوس الکتریکی که محور تولید فولاد کمکربن است، به شدت به جریان مستمر و پایدار الکتریسیته وابستگی دارد. با این حال، در تابستان گذشته، شبکه سراسری با محدودیت هایی مواجه بود که به طبع آن مجتمع های فولادی نیز با مشکلات بسیاری در زمینه تامین برق مورد نیاز خود مواجه شدند.
تامین تنها ۶ تا ۱۵ درصد دیماند قراردادی، به معنای توقف کامل خطوط و بحرانهای کارگری بود. فولادسازان بزرگ برای حفظ حیات کورههای ذوب، ناگزیر به خرید برق از بورس انرژی با نرخهای فزاینده شدند؛ نرخی که در نقطه اوج به ۱۶,۷۰۰ تومان (حدود ۱۱ سنت بر کیلوواتساعت) رسید. گزارشهای رسمی منتشر شده در سامانه کدال توسط شرکتهایی نظیر آهن و فولاد ارفع، فولاد کاوه جنوب کیش، فولاد هرمزگان و پارس فولاد سبزوار نشان میدهد که بهای موثر پرداختی آنها در مردادماه حدود ۱۰ هزار تومان بوده است.
مقایسه این ارقام با کشورهای منطقه، توهم «انرژی ارزان» را از میان برمی دارد. در حالی که نرخ برق صنعتی در کویت (۱ تا ۱.۶ سنت)، قطر (۱.۹ تا ۳.۶ سنت) و عربستان (۳.۲ تا ۴.۸ سنت) است، فولادساز ایرانی برای برقی که حتی پایداری ندارد، بهایی تا ۱۰ برابر رقبای منطقهای خود پرداخت میکند.
سوم. فرار سرمایه و واگذاری هژمونی تکنولوژیک به رقبای نوظهور
توسعه زیرساختهای فولاد سبز و اجرای پروژههای اقتصاد چرخشی، نیازمند افق دید بلندمدت و پیشبینیپذیری اقتصادی است. امروز در حالی که سرمایهگذاران بینالمللی برای احداث پروژه ۲.۵ میلیون تنی Meranti به منطقه ویژه دقم عمان سرازیر شدهاند تا خوراک سبز آسیا و اروپا را تامین کنند، دغدغه مدیران ارشد فولادی در ایران، جلوگیری از توقف خطوط تولید به دلیل قطعی گاز در زمستان و قطعی برق در تابستان است. عدم توانایی دولت در تامین ۳۶۵ روزه انرژی و تحمیل گرانترین حاملهای انرژی با کیفیت پایین به بخش مولد، امکان هرگونه برنامهریزی برای نوسازی فناورانه را سلب کرده است.
حفظ مزیت رقابتی در گرو تامین پایدار و تنظیم قیمت انرژی
انتقال گرانیگاه فولاد جهان به خاورمیانه به دلیل الزامات محیطزیستی و مکانیزم CBAM یک تغییر ساختاری است که این منطقه را به قطب بلامنازع تولید فولاد به روش احیا مستقیم (DRI) تبدیل می کند. با این حال، تحلیل دادههای تولید و صورتحسابهای مالی نشان میدهد که ایران، علیرغم برخورداری از زیرساختهای عظیم و پیشینه قدرتمند در تکنولوژی DRI، به دلیل هزینه بالای انرژی و ناپایداری شبکه، در حال حاضر نمی تواند سهم متناسبی در این آرایش جدید منطقهای ایفا کند.
در شرایطی که رقابت بر سر تصاحب بازار فولاد سبز اروپا به اوج خود رسیده است، چالشهای ساختاری در تامین انرژی، مزیتهای بالقوه و ظرفیتهای نصبشده صنعت فولاد ایران را خنثی میسازد. از این رو، ضرورت دارد سیاستگذاران کلان بخش اقتصاد و انرژی با درک دقیق این تغییرات ژئوپلیتیک صنعتی، این بستر غنی و قابلیتهای تولیدی موجود را حفظ نمایند. بهرهگیری از این فرصت تاریخی تنها در گرو اتخاذ و اجرای سیاستهای حمایتی در زمینه «تامین مستمر و پایدار انرژی» و «تنظیم رقابتپذیر قیمتها» همتراز با میانگینهای منطقهای است؛ تا از این طریق، مسیر توسعه پایدار و نقشآفرینی موثر ایران در زنجیره ارزش فولاد سبز جهانی تضمین گردد.
نظر شما