پایگاه تحلیلی خبری ایراسین،صنعت پتروشیمی ایران طی دو دهه اخیر بر دو هاب اصلی عسلویه و ماهشهر استوار بوده است؛ مناطقی که بیشترین سهم از تولید، صادرات و سودآوری صنعت را در اختیار دارند و نقش ستون فقرات زنجیره ارزش پتروشیمی را ایفا میکنند. حمله اخیر به واحدهای یوتیلیتی مبین انرژی خلیج فارس در عسلویه و فجر انرژی در ماهشهر، توجهها را به این واقعیت معطوف کرده است که زیرساختهای تأمین انرژی و یوتیلیتی، هرچند در ظاهر پشت صحنه قرار دارند، اما در عمل قلب تپنده تولید پتروشیمی کشور هستند؛ توقف آنها به معنای مختل شدن چرخه تولید دهها مجتمع بزرگ است.
بر اساس دادههای رسمی منتشرشده از عملکرد شرکتهای بورسی مستقر در این دو منطقه، میزان ارزش تولید سالانه عسلویه و ماهشهر نشان میدهد که هرگونه اختلال در این هابهای انرژی، اثری مستقیم و قابل اندازهگیری بر اقتصاد کشور دارد. تنها در سال ۱۴۰۴، پتروشیمیهای عسلویه ۴۴۶ همت فروش داخلی و ۲۷۵ همت فروش صادراتی داشتهاند که مجموع آن به ۷۲۱ همت میرسد. در ماهشهر نیز شرکتهای پتروشیمی ۲۹۷ همت فروش داخلی و ۸۱ همت صادرات ثبت کردهاند؛ در مجموع ۳۷۸ همت. به این ترتیب، مجموع ارزش تولید این دو منطقه در سال گذشته به ۱۰۹۹ همت میرسد؛ معادل ۵۵ تا ۶۰ درصد کل ارزش تولید پتروشیمی ایران.

آسیب به نیمی از ارزش تولید صنعت پتروشیمی کشور
این ارقام نشان میدهد که حمله به مبین و فجر، تنها یک اختلال محدود یا مقطعی نیست؛ بلکه به معنای وارد آمدن آسیب بالقوه به نیمی از ارزش تولید صنعت پتروشیمی کشور است. علت این اثرگذاری گسترده، وابستگی ساختاری مجتمعها به یوتیلیتیهای مرکزی است؛ واحدهایی که بخار فرآیندی، آب صنعتی و خنککننده، برق، نیتروژن، اکسیژن و خدمات اضطراری را برای دهها مجتمع تأمین میکنند. حتی اگر خطوط فرآیندی مجتمعها سالم باشند، از کار افتادن یوتیلیتیها مانند قطع برق یک شهر صنعتی است: خطوط تولید عملاً متوقف میشوند.
برآورد اقتصادی اثر این اختلال نیز تصویری روشن ارائه میدهد. اگر فروش سالانه عسلویه را به میانگین ماهانه تقسیم کنیم، میزان ارزش تولید این هاب در هر ماه حدود ۶۰ همت است. این رقم برای ماهشهر ۳۱ همت محاسبه میشود. در نتیجه، مجموع ارزش تولید ماهانه دو هاب بیش از ۹۱ همت است. هر سطحی از اختلال در فعالیت مبین و فجر، به همان نسبت ارزش تولید را کاهش میدهد. اختلال ۱۰ درصدی به معنای کاهش ۹ همت در ماه، اختلال ۲۰ درصدی معادل ۱۸ همت و اختلال ۳۰ درصدی معادل ۲۷ تا ۲۸ همت کاهش ارزش تولید است. با توجه به حاشیه سود عملیاتی ۲۰ تا ۳۰ درصدی صنعت پتروشیمی، اثر مستقیم این اختلال بر سودآوری شرکتها بین ۲ تا ۸ همت در ماه برآورد میشود.
در مجموع، بررسی دقیق عملکرد اقتصادی عسلویه و ماهشهر نشان میدهد که تأمینکنندگان یوتیلیتی مبین و فجر، تنها پشتیبانهای فنی صنعت نیستند؛ بلکه نقش آنها بهعنوان شریان حیاتی تولید پتروشیمی ایران کاملاً ملموس و تعیینکننده است. برآوردها نشان میدهد که در صورت طولانی شدن اختلال، هر ماه بین ۹ تا ۲۸ همت از ارزش تولید این دو هاب در معرض کاهش قرار میگیرد. بازگشت کامل ظرفیت این دو زیرساخت مرکزی، شرط اصلی تداوم تولید پایدار، اجرای تعهدات صادراتی و حفظ درآمدهای کلیدی صنعت پتروشیمی در سال جاری است.
در عین حال تجربه سالهای گذشته نشان داده است که صنعت پتروشیمی ایران در مواجهه با چنین اختلالاتی از توان فنی و مدیریتی بالایی برای بازیابی سریع برخوردار است. با اتکا به ظرفیت متخصصان داخلی و تسریع در بازسازی زیرساختهای یوتیلیتی، انتظار میرود روند بازگشت تدریجی تولید در هابهای عسلویه و ماهشهر تقویت شده و پایداری زنجیره تولید و صادرات این صنعت راهبردی در کوتاهمدت دوباره تثبیت شود.
نظر شما