پایگاه خبری تحلیلی ایراسین، صنعت فولاد، به عنوان استخوانبندی اقتصادهای صنعتی، همواره در معرض شوکهای زنجیره تأمین و توقفهای پیشبینینشده قرار دارد. اظهارات اخیر سعید زرندی، مدیرعامل گروه فولاد مبارکه، فراتر از یک گزارش عملکرد متداول، رونمایی از یک دکترین مدیریت بحران است که نشان میدهد چگونه یک بنگاه مسلط در مواجهه با آسیبدیدگی خطوط تولید، از ابزارهای بازرگانی و اهرمهای زنجیره ارزش برای حفظ مزیت رقابتی و تثبیت بازار استفاده میکند. رمزگشایی از این اظهارات نشاندهنده پیادهسازی الگویی است که غولهای صنعت فولاد جهان در زمان بروز شوکهای عملیاتی به کار میگیرند؛ ترکیبی از تغییر آرایش زنجیره تأمین، سیگنالدهی به رقبا و مدیریت غیربازاری با نهادهای حاکمیتی.
تغییر فاز از تولید ناب به مدیریت زنجیره تأمین
زرندی صراحتاً به آسیبدیدگی واحدهای تولیدی اشاره میکند، اما همزمان از آغاز ارسال محصولات از انبارهای شرکت (از تاریخ ۲۷ فروردین ۱۴۰۵) خبر میدهد. در منطق استراتژی رقابتی، هنگامی که مزیت در بخش عملیات دچار اختلال میشود، تمرکز شرکت بلافاصله به بخش لجستیک خروجی و بازاریابی و فروش در زنجیره ارزش منتقل میگردد.
تزریق ذخایر استراتژیک به بازار، اقدامی دفاعی برای جلوگیری از ورود رقبای جایگزین و از دست رفتن سهم بازار است. درخواست صریح او از سایر شرکتها برای عرضه موجودی دو تا سهماهه خود، یک استراتژی هوشمندانه برای شکستن احتکار در طول زنجیره تأمین و مجبور کردن رقبا به تخلیه انبارهایشان است؛ تاکتیکی که نقدینگی کالایی بازار را بدون فشار مضاعف بر خطوط تولید مبارکه افزایش میدهد.
سپر دفاعی در برابر واردات: استراتژی تغییر مسیر صادرات
یکی از مهمترین بخشهای این اظهارات، تغییر مسیر استراتژیک ظرفیتهای صادراتی (حدود ۱ میلیون تن ورق در سال گذشته) به سمت بازار داخلی است. در رفتارشناسی رهبران جهانی صنعت فولاد نظیر آرسلورمیتال (ArcelorMittal) یا بائووو (Baowu)، زمانی که ظرفیت تولید به دلیل حوادث یا اورهالهای سنگین افت میکند، حفظ تسلط بر بازار خانگی در اولویت مطلق قرار میگیرد. زرندی با اعلام امکانپذیری تأمین بازار بدون نیاز به واردات، در واقع در حال خنثیسازی یک تهدید استراتژیک است. ورود بیرویه ورقهای وارداتی میتواند منافع میلیون ها سهامدار فولاد مبارکه که اغلب از دارندگان سهام عدالت و مستمری بگیران صندوق های بازنشستگی هستند به خطر بیاندازد و از این رو میتوان با چشم پوشی کوتاه مدت از درآمدهای ارزی و جایگزینی صادرات با فروش داخلی، این ریسک را تا حد زیادی کنترل کرد.
سیگنالدهی قیمتی و مبارزه با عدم تقارن اطلاعاتی
توصیف قیمتهای بازار غیررسمی به عنوان نرخهای «کاذب و غیرواقعی» و یادآوری عرضه بدون رقابت محصولات در ماههای رکودی بهمن و اسفند، یک مداخله مستقیم برای کاهش انتظارات تورمی و کنترل التهابات بازار است. مبارکه به عنوان رهبر قیمت، با این کار به واسطهها هشدار میدهد که حباب قیمتی فعلی بر پایه کمبود بنیادی بنا نشده، بلکه ناشی از یک شوک موقت است که بهزودی با آزادسازی ظرفیتهای بازرگانی شرکت و تغییر مسیر صادرات، در هم خواهد شکست. این یک عملیات روانی استاندارد برای منصرف کردن خریداران از خریدهای هیجانی با قیمتهای بالا است.
استراتژی غیربازاری: همسویی با رگولاتور
ارائه «پیشنهاد جامع» به ستاد تنظیم بازار، نشاندهنده درک دقیق مدیریت از اهمیت محیط نهادی است. در دورههای بحران تولید، مداخله دولتها با ابزارهایی نظیر قیمتگذاری دستوری یا آزادسازی واردات به اوج میرسد. فولاد مبارکه با پیشدستی و ارائه یک طرح عملیاتی که در آن «توان بازرگانی گروه» جبرانکننده افت «توان تولیدی» است، در تلاش است تا ابتکار عمل را در دست نگه دارد و از تصمیمات شتابزده رگولاتور جلوگیری کند. آنچه در اظهارات مدیریت ارشد فولاد مبارکه دیده میشود، اجرای یک مانور کلاسیک برای تبدیل تهدید عملیاتی به فرصت تثبیت راهبری در بازار است. این شرکت با پذیرش مسئولیت تنظیم بازار، در حال انتقال این پیام است که حتی با وجود آسیبدیدگی خطوط تولید (زیرساخت سخت)، معماری شبکه تأمین و قدرت بازرگانی آن (زیرساخت نرم) به قدری منعطف و قدرتمند است که میتواند بازار فولاد کشور را به تنهایی بالانس کند. تأکید نهایی بر «حفظ اشتغال برای تمامی ذینفعان» نیز، پوشش اجتماعی لازم را برای همراه کردن حاکمیت با این استراتژی کلان و ایفای نقش مسوولیت اجتماعی این بنگاه را فراهم میآورد.
نظر شما