پایگاه خبری تحلیلی ایراسین؛ در فوتبال ایران، یک تصمیم ساده میتواند وزنهای چند ده میلیاردی روی دوش باشگاهها بیندازد. مربیای که دقیقه ۸۵ بین نگهداشتن مهاجم خارجی خستهاش یا آوردن یک بازیکن جوان دودل است، شاید نداند اما در همان لحظه در حال اجرای نسخهای از نظریه بازیهاست؛ همان شاخهای از اقتصاد که به او میگوید «ریسک را بین دو گزینه تقسیم کن، نه بین عادت و احساس». این روزها، اقتصاد بیش از همیشه در رگهای ورزش جریان دارد؛ نه فقط در لیگهای آمریکایی و اروپایی، بلکه در ورزش ایران که با تورم، کمبود منابع، حق پخش نامشخص و قراردادهای نوسانی دستوپنجه نرم میکند.
اقتصاد و ورزش، دو جهانی که یک روز دور از هم تلقی میشدند، حالا یکدیگر را شکل میدهند. در نگاه اول، ممکن است «اقتصاد کلان» با «پرسکردن حریف» یا «دویدن در عمق» هیچ نسبتی نداشته باشد؛ اما کافی است نگاهی به رقم قرارداد مهاجمان خارجی لیگ برتر ایران، قراردادهای اسپانسری باشگاههای بزرگ، یا بحث همیشگی «حق پخش» بیندازید تا ببینید تصمیمات ورزشی، بیشتر از آنکه احساسی باشند، حسابوکتاب دقیقاند.
چگونه مدلهای اقتصادی تصمیمهای ورزشی را تغییر میدهند؟
داستان از جایی آغاز شد که دادهها آرامآرام وارد ورزش شدند. روایت مشهور «مانیبال» که در اوکلند آمریکا رقم خورد، نشان داد یک تیم کمبودجه میتواند با تحلیل داده، بر غولهای ثروتمند غلبه کند. اما موج اصلی اقتصاد دادهمحور ورزشی سالها بعد به فوتبال و بسکتبال رسید. حالا، بسیاری از تیمهای NBA تصمیمهایشان را با مدلهای اقتصادی میسنجند: اینکه آیا شوت سهامتیازی از شوت دوامتیازی کارآمدتر است؟ پاسخ بهتنهایی یک فصل لیگ را تغییر داده است.
در ایران، این روند آرامتر اما واقعی بوده است. برخی باشگاههای لیگ برتر ـ از جمله سپاهان، فولاد و استقلال ـ در سالهای اخیر تیمهای تحلیل داده تشکیل دادهاند. نقش داده در تحلیل عملکرد مهاجمان خارجی، مقایسه هزینه-فایده یک بازیکن جدید با «بازیکنان ارزانتر داخلی» و حتی مدیریت مصدومیتها، امروز بخشی از تصمیمسازی باشگاههاست. در واقع، اقتصاد ورزش در ایران نه یک گزینه لوکس، بلکه ضرورتی برای بقاست.
لیگها چگونه به آزمایشگاه سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شدند
ورزش فقط زمین آزمون استراتژیها نیست؛ آزمایشگاه زنده مفاهیم اقتصادی است. اقتصاددانان سالهاست از دادههای ورزشی برای تحلیل موضوعاتی استفاده میکنند که در محیطهای واقعی بهسادگی قابل اندازهگیری نیستند. رقابت، ساختار انگیزهها، تبعیض، شکست بازار، و حتی طراحی سازوکارهای منصفانه، همگی در ورزش قابل رصد هستند.
نمونهای مشهور در استرالیا، لیگ فوتبال این کشور است که برای جلوگیری از «تانکینگ» یا باخت عمدی تیمها، از اقتصاددانان خواست تا مدل ارزیابی عملکرد بسازند؛ مدلی که بهجای نتیجه صرف، سطح تلاش و عملکرد تیم را اندازهگیری کند.
در ایران نیز اگرچه تحقیقات رسمی کمتر بوده، اما مصداقهایی قابلتوجه وجود دارد. برای مثال، بحث همیشگی درباره «شرایط نابرابر مالی باشگاهها»، «ورود یا خروج سرمایه از فوتبال»، یا «وابستگی باشگاهها به بودجه دولتی» نمونههایی از بازارهایی با ناکارایی ساختاریاند که اقتصاددانان بارها دربارهشان هشدار دادهاند.
لیگها چگونه به آزمایشگاه سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شدند
اما شاید مهمترین پیوند اقتصاد و ورزش، «بازار برنده–همهچیز» باشد. لیگ برتر انگلیس نمونه کلاسیک چنین بازاری است: تعداد محدودی از باشگاهها بیشترین درآمد را جذب میکنند، بهترین بازیکنان را به خدمت میگیرند و فاصلهشان با باقی تیمها هر سال بیشتر میشود.
در ایران نیز نشانههایی از همین مدل دیده میشود: باشگاههای بزرگ، بهخاطر شهرت، هوادار و برند، سهم بیشتری از اسپانسری جذب میکنند، در نتیجه بودجه بیشتری دارند و کیفیت بازیکنانشان بالاتر میرود. چرخهای که اگر اصلاح نشود، رقابت را در لیگ کاهش میدهد.
اقتصاد این را «بازار نابرابر» مینامد؛ بازاری که در آن دستمزد بازیکنان نخبه چند برابر میانگین بازیکنان معمولی است. کافی است نگاهی به قراردادهای برخی ستارههای لیگ برتر ایران در مقایسه با بازیکنان جوان بیندازید تا این شکاف را ببینید.
مسیر جهانی اقتصاد دادهمحور در ورزش
اقتصاد ورزش در ایران تنها معطوف به فوتبال نیست. در والیبال، قیمتگذاری بازیکنان ملیپوش سالهاست بازار کوچکی اما مهم ساخته است. در بسکتبال، ورود بازیکنان خارجی همیشه تابعی از نرخ ارز بوده و جهش دلار یعنی محدودیت در جذب بازیکن خارجی و تقویت اجباری نیروهای داخلی. حتی در کشتی، پاداشهای قهرمانی گاهی تعیینکننده انتخاب وزن، زمان بازگشت به مسابقات و حتی تصمیمات فنی کشتیگیران بوده است.
آینده اما از گذشته متفاوتتر خواهد بود. با گسترش دادههای ردیابی بازیکنان، تحلیلهای سلامت و ابزارهای پیشبینی مبتنی بر هوش مصنوعی، اقتصاد ورزش در ایران و جهان در آستانه یک جهش بزرگ است. تیمهایی که زودتر این موج را جدی بگیرند، مزیت رقابتی پیدا میکنند؛ و آنها که مقاومت کنند، دیر یا زود بهای مالی سنگینی خواهند پرداخت.
ورزش، چه در استادیوم آزادی و نقشجهان باشد و چه در لیگهای بزرگ جهان، دیگر فقط نمایش قدرت و تکنیک نیست؛ یک صنعت تمامعیار است که هر تصمیم اشتباه یا درست، اثر اقتصادی قابل اندازهگیری دارد. اقتصاد ورزش، بازی آینده را تعریف میکند ـ و هیچ تیمی از قواعد این بازی بیرون نیست.
نظر شما