به گزارش ایراسین، اکونومیست در گزارشی نوشت: با آغاز جنگ علیه ایران، برخی تصور میکردند که معادلات ژئوپلیتیک خاورمیانه دستخوش تغییرات جدی خواهد شد. از نگاه آنان، تضعیف یک بازیگر مهم منطقهای، مهار برنامه هستهای ایران و حتی ارسال پیام بازدارنده به رقیبی بزرگ مانند چین، بخشی از اهداف این درگیری بود. در چنین تحلیلی، کنترل مسیرهای انرژی توسط آمریکا میتوانست وابستگی چین به منابع خارجی را برجسته کرده و شکاف قدرت نظامی میان واشنگتن و پکن را بیش از پیش نمایان کند.
با این حال، گذشت چند هفته از آغاز درگیریها تصویر متفاوتی را پیش روی ناظران قرار داده است. در پکن، بسیاری از تحلیلگران و مقامهای چینی این جنگ را نه نشانهای از قدرت آمریکا، بلکه اقدامی پرهزینه و اشتباهی راهبردی میدانند که ممکن است پیامدهای بلندمدتی برای جایگاه جهانی واشنگتن به همراه داشته باشد. در همین چارچوب، چین تاکنون رویکردی محتاطانه در پیش گرفته و از ورود مستقیم به منازعه پرهیز کرده است.
بر اساس ارزیابیهای مطرحشده در سرمقاله نشریه اکونومیست، بخشی از تحلیلگران چینی به یک اصل قدیمی در سیاست قدرت اشاره میکنند: «زمانی که رقیب در حال خطا کردن است، مانع او نشو». از این منظر، ادامه درگیری میتواند منابع مالی و تمرکز سیاسی آمریکا را در منطقهای پرتنش مصرف کند؛ وضعیتی که بدون تحمیل هزینه مستقیم، به نفع چین تمام میشود.
در نگاه بسیاری از تحلیلگران چینی، اقدام نظامی اخیر بیش از آنکه نشانه تسلط آمریکا باشد، بیانگر فشارهای فزاینده بر سیاست خارجی این کشور است. آنها با اشاره به نمونههای تاریخی استدلال میکنند که نمایش قدرت نظامی همیشه به معنای وجود یک راهبرد منسجم نیست. از دید پکن، نبود چشمانداز روشن و نوسان در تصمیمگیریها ممکن است آمریکا را در مسیر درگیریهای طولانی و پرهزینه قرار دهد.
چنین برداشتی پیامدهای ژئوپلیتیک مهمی نیز دارد. اگر بحران در خاورمیانه ادامه پیدا کند یا به بیثباتی گستردهتر در منطقه بینجامد، آمریکا ناچار خواهد شد منابع و توجه بیشتری را صرف این منطقه کند. این امر میتواند تمرکز راهبردی واشنگتن بر شرق آسیا را کاهش دهد؛ منطقهای که در محاسبات بلندمدت چین، صحنه اصلی رقابت قدرتهای بزرگ در دهههای آینده محسوب میشود.
در کنار این موضوع، بیثباتی در بازارهای انرژی و مواد اولیه میتواند فشار اقتصادی بیشتری بر متحدان آمریکا وارد کند. افزایش هزینهها و نااطمینانی در تجارت جهانی ممکن است برخی کشورها را به بازنگری در روابط اقتصادی و امنیتی خود با واشنگتن وادار کند. چنین شرایطی، بهطور غیرمستقیم میتواند فضای دیپلماتیک بیشتری برای چین ایجاد کند.
از منظر اقتصادی و فناورانه نیز این جنگ برای پکن پیامهای مهمی به همراه داشته است. مقامهای چینی این بحران را نشانهای از ضرورت تقویت راهبرد «خودکفایی» در بخشهای حیاتی میدانند. در سالهای اخیر، چین تلاش کرده است با توسعه فناوریهای بومی، تقویت امنیت زنجیرههای تامین و کاهش وابستگی به گلوگاههای خارجی، آسیبپذیری خود را در برابر فشارهای خارجی کاهش دهد. ایجاد ذخایر راهبردی انرژی، تنوعبخشی به منابع تولید برق و سرمایهگذاری در فناوریهای نو از جمله اقداماتی است که در این چارچوب دنبال میشود.
همزمان، پکن کوشیده است در برخی حوزهها وابستگی متقابل نیز ایجاد کند؛ بهویژه در زمینه مواد معدنی کمیاب، زنجیره تامین صنایع پیشرفته و برخی مواد اولیه صنعتی. این حوزهها میتوانند در صورت تشدید رقابت اقتصادی، به ابزارهای فشار متقابل تبدیل شوند؛ هرچند کارشناسان چینی نیز میدانند که در بلندمدت ممکن است جایگزینهایی برای این منابع پیدا شود.
در بعد اقتصادی، برخی تحلیلگران چینی به فرصتهای بالقوه ناشی از بازسازی و تغییر مسیرهای تجاری نیز اشاره میکنند. در صورت کاهش تنشها، کشورهای منطقه برای بازسازی زیرساختها به سرمایهگذاریهای گسترده نیاز خواهند داشت؛ حوزهای که شرکتهای چینی در آن تجربه و ظرفیت قابلتوجهی دارند. علاوه بر این، نگرانی از اختلال در عرضه انرژی ممکن است تقاضا برای فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر چین را افزایش دهد.
با این حال، نگاه پکن به این تحولات کاملا خوشبینانه نیست. یکی از نگرانیهای مهم، پیشرفتهای نظامی آمریکا و استفاده از فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی در میدان نبرد است؛ تحولاتی که میتواند ماهیت جنگهای آینده را تغییر دهد و محاسبات راهبردی را پیچیدهتر کند. از سوی دیگر، ادامه درگیری ممکن است پیامدهای اقتصادی منفی برای چین نیز داشته باشد. اقتصاد چین همچنان وابستگی بالایی به تجارت جهانی و صادرات دارد و هرگونه اختلال گسترده در اقتصاد جهانی میتواند رشد این کشور را تحت تاثیر قرار دهد.
در نهایت، برخی تحلیلگران چینی به یک نکته مهم اشاره میکنند: فرض تضعیف تدریجی آمریکا ممکن است بیش از حد سادهانگارانه باشد. تجربه تاریخی نشان داده که ایالات متحده توانایی قابلتوجهی در بازسازی قدرت و سازگاری با شرایط جدید دارد. در مقابل، چین نیز با چالشهایی مانند روند سالمندی جمعیت، محدودیتهای نهادی و وابستگی به رشد اقتصادی برای حفظ ثبات داخلی روبهرو است.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد راهبرد فعلی پکن ترکیبی از صبر راهبردی، استفاده از فرصتهای ژئوپلیتیک و در عین حال پرهیز از ورود مستقیم به درگیریها باشد؛ رویکردی که بر مدیریت زمان و کاهش ریسک در محیطی پرابهام استوار است.
نظر شما