پایگاه خبری تحلیلی ایراسین، در دنیای درهمتنیدهی امروز، امنیت غذایی بیش از آنکه در مزارع تعیین شود، در آبراههای راهبردی رقم میخورد. بحران مارس ۲۰۲۶ در تنگه هرمز، بار دیگر ثابت کرد که این گذرگاه نه تنها برای جابهجایی انرژی، بلکه برای بقای سیستمهای کشاورزی جهان حیاتی است. گزارشهای اخیر اقتصاددان ارشد فائو، تصویری از یک «دومینو اقتصادی» را ترسیم میکند که از خلیج فارس آغاز شده و تا دورترین بنادر برزیل امتداد یافته است.
شوک سیستماتیک: فراتر از بشکههای نفت
اشتباه بزرگی است اگر هرمز را تنها یک گذرگاه نفتی بدانیم. ترافیک کشتیها در این منطقه با سقوطی ۹۰ درصدی مواجه شده، اما آنچه بازارهای جهانی را به لرزه درآورده، انسداد مسیر کودهای شیمیایی است. آمارهای رسمی نشان میدهد که حدود ۳۰ درصد از تجارت جهانی کود و نیمی از صادرات «گوگرد» جهان از این نقطه میگذرد. گوگرد، مادهای به ظاهر ساده اما زیربنایی است که بدون آن تولید اسید سولفوریک و در نهایت فرآوری کودهای فسفاته ناممکن میشود. وقتی این جریان قطع شود، کل زنجیره ارزش کشاورزی در سطح جهانی دچار سکته میشود.
مالیات ناخواسته بر تولید؛ جهش هزینههای لجستیک
تجارت دریایی در شرایط بحران، هزینههای سنگینی را به قیمت نهایی کالا تحمیل میکند. افزایش حق بیمهی جنگی از ۰.۲۵ درصد به ۱۰ درصد ارزش شناورها، عملاً حملونقل کالا را به یک قمار گرانقیمت تبدیل کرده است. این افزایش هزینه، خود را در قیمت نهادهها نشان میدهد؛ جایی که قیمت اوره گرانول در بازارهای منطقه طی یک هفته ۱۹ تا ۲۸ درصد رشد داشته است. برای کشاورز، این به معنای یک «شوک هزینه مضاعف» است: سوخت گرانتر برای ماشینآلات و کود گرانتر برای زمین. نتیجهی این فشار، اغلب کاهش مصرف نهادههاست که به دلیل ماهیت حساس بازدهی محصول، به افت شدید و ناگهانی برداشت منجر میشود.
جغرافیای ریسک؛ از دلتاهای آسیا تا مزارع لاتین
اختلال در هرمز، تقویم زراعی جهان را به چالش کشیده است. در جنوب آسیا، کشورهایی مثل بنگلادش و سریلانکا که در اوج فصل برداشت یا کاشت برنج هستند، با کمبود سوخت و نهاده دستوپنجه نرم میکنند. هند نیز با کاهش ظرفیت کارخانههای داخلی تولید کود، بیش از هر زمان دیگری نگران فصل کاشت پیشروست. در سوی دیگر، مصر با وابستگی شدید به واردات، در معرض فشار قیمتهای جهانی قرار گرفته است. حتی برزیل، قدرت اول صادرات سویا و ذرت، با تهدید کمبود کود روبروست؛ امری که میتواند قیمت مواد غذایی را برای تمام مصرفکنندگان جهانی افزایش دهد.
زمان؛ متغیر تعیینکننده
در بازار جهانی غذا، «زمان» ارزشمندترین دارایی است. اگر این انسداد تجاری در کوتاهمدت برطرف شود، ذخایر استراتژیک میتوانند بازار را به تعادل برگردانند. اما در صورت تداوم بیش از سه ماه، ساختار تولید جهانی تغییر خواهد کرد. دهقانان مجبور به تغییر محصول و دولتها ناچار به بازنگری در سیاستهای صادراتی خواهند بود. آنچه امروز در هرمز میگذرد، صرفاً یک تنش منطقهای نیست؛ بلکه آزمونی برای تابآوری زنجیره تأمین غذایی است که به شدت به ثبات این گلوگاه کلیدی وابسته است.
نظر شما