بازنویسی اقتصاد ایران روی عرشه نفتکش‌ها؛

ثروت شناور؛ موجی که ترازنامه را تکان می دهد

ثروت شناور؛ موجی که ترازنامه را تکان می دهد
آناهیتا خاکی
دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۳

در آب‌های پرالتهاب خلیج فارس، طوفان‌های ژئوپلیتیک معمولاً نشان دهنده ویرانی اقتصادی‌اند. اما برای اقتصاد تحت تحریم ایران، طبل تنش‌های اخیر به شکلی متناقض، یک سمفونی چند میلیارد دلاری نواخته است. در شرایطی که نفت برنت مرز ۱۰۰ دلار را می‌شکند و باریک‌ترین آبراه جهان به یک گیت عوارضی پرسود تبدیل می‌شود، تهران در حال کشف این واقعیت است که در معماری نوین جنگ اقتصادی، ترکیبی از نقاط خفگی استراتژیک و ناوگانی از نفتکش‌های لنگرانداخته ، می‌تواند ترازنامه یک کشور را در کوتاه‌مدت بازنویسی کند

پایگاه خبری تحلیلی ایراسین، آب‌های خلیج فارس این روزها تنها میزبان ناوگان نظامی و تنش‌های ژئوپلیتیک نیستند؛ بلکه روی امواج این دریا، یکی از بزرگترین داستان‌های مالی سال در حال رقم خوردن است. بروز تنش‌های نظامی و ژئوپلیتیک به‌طور سنتی با ایجاد شوک در طرف عرضه انرژی، منجر به افزایش قیمت‌ها در بازارهای جهانی می‌شود. اما این پویایی، در تاریکی تحریم‌ها، برای کشورهای صادرکننده نفت فرصت‌های درآمدی غیرمنتظره‌ای خلق کرده است.

بیداری غول‌های خفته روی آب

داستان از جایی شروع شد که با آغاز حملات و تشدید تنش‌ها، شاخص جهانی نفت برنت از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد. در همین هیاهو، نفت خام شاخص ایران با کمترین میزان تخفیف نسبت به برنت در بیش از ۱۰ ماه گذشته به مشتریان عرضه شد. این تغییر به ظاهر ساده در تابلوهای بورس لندن، ترازنامه تهران را زیر و رو کرد.

بر اساس برآوردهای دقیق نهادهای رهگیری انرژی، این جهش قیمتی، اقتصاد ایران را با یک سود بالقوه ۸.۷ میلیارد دلاری صرفاً از محل ۱۸۷ میلیون بشکه نفت خام انبار شده روی آب مواجه کرده است. محموله‌هایی که تا دیروز تنها لکه‌هایی روی نقشه‌های ماهواره‌ای بودند، حالا به یک تزریق نقدینگی ارزی عظیم برای اقتصادی تبدیل شده‌اند که با تنگنای شدید روبه‌رو است. آمارهای صادراتی گواه این ماجراست؛ در ماه مارس، تهران از فروش مخلوط اصلی نفت سبک خود روزانه حدود ۱۳۹ میلیون دلار درآمد داشته است که در مقایسه با درآمد ۱۱۵ میلیون دلاری در ماه فوریه، یک جهش قابل‌توجه است.

معجزه‌ اعداد در راهروهای سازمان برنامه و بودجه

برای درک بزرگی این عدد، باید از روی عرشه‌ی نفتکش‌ها به راهروهای سازمان برنامه و بودجه رفت. در لایحه بودجه ۱۴۰۴، سقف کل منابع بودجه عمومی دولت ۲۴۶۲ همت تعیین شده است. در این ساختار، دولت به شدت برای تامین کالاهای اساسی و دارو به ارز وابسته است.

مجموع ارز ترجیحی تامین شده برای واردات کالاهای اساسی و دارو در یک بازه زمانی مشخص، رقمی معادل ۸.۵۴ میلیارد دلار بوده است. مجلس نیز سقف ارز ترجیحی برای سال آینده را حدود ۸.۸ میلیارد دلار تعیین کرده است. این یعنی آن سود ۸.۷ میلیارد دلاری روی آب، به تنهایی تقریباً معادل ۱۰۰ درصد کل بودجه ارزی مورد نیاز یک سال کشور برای تامین امنیت غذایی و دارویی ۸۶ میلیون نفر جمعیت ایران است.

داستان یارانه‌ها از این هم شگفت‌انگیزتر است. کل بودجه هدفمندسازی یارانه‌های نقدی در سال ۱۴۰۴ معادل ۳۰۰ هزار میلیارد تومان است. اگر آن درآمد ۸.۷ میلیارد دلاری را با نرخ دلار بازار آزاد 140 هزار تومان تسعیر کنیم، به رقمی بالغ بر ۱۱۶۵ هزار میلیارد تومان می‌رسیم. این یعنی ثروت شناور روی آب، معادل بودجه تامین مالی یارانه‌های نقدی برای نزدیک به ۴ سال است. در زمینه انرژی نیز، این رقم می‌تواند هزینه‌های واردات بنزین (سالانه حدود ۲ میلیارد دلار) را برای بیش از ۴ سال متوالی پوشش دهد.

گیت عوارضی در باریک‌ترین آبراه جهان

اما فروش ذخایر، تنها پرده‌ این نمایش اقتصادی نیست. تنگه هرمز، آبراهی که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی (تقریباً ۲۰ درصد از مصرف جهانی) و ۲۰ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع را از خود عبور می‌دهد، حالا بازیگر نقش مکمل این داستان است. حدود ۸۹ درصد از نفت خام و ۸۳ درصد از گاز طبیعی عبوری از این تنگه به بازارهای آسیایی می‌رود.

در رویکردهای نوین جنگ اقتصادی، ایران می‌داند که انسداد کامل این تنگه می‌تواند منجر به مداخله نظامی فوری و کاهش ۳۵ درصدی درآمدهای نفتی خودش شود. بنابراین، به جای بستن درها، سیاست «حق دسترسی انتخابی» را روی میز گذاشته است. در این چارچوب، یک سیستم اخذ حق ترانزیت ۲ میلیون دلاری برای کشتی‌های عبوری تعریف شده است.

پیش از تشدید بحران‌ها، روزانه حدود ۱۰۰ کشتی تجاری (که ۶۰ تا ۷۰ درصد آن‌ها نفتکش و حامل‌های گاز بودند) از این تنگه عبور می‌کردند. برآوردهای محافظه‌کارانه نشان می‌دهد که اعمال هزینه بر تنها ۲۰ درصد ترافیک، درآمدی بین ۵۰۰ میلیون تا ۱ میلیارد دلار در سال به همراه دارد. در یک سناریوی تهاجمی‌تر با اعمال هزینه بر ۵۰ درصد ترافیک، این رقم تا سقف ۱.۸ تا ۲.۱۶ میلیارد دلار در سال پرواز می‌کند. این استراتژی، در صورت پایداری، می‌تواند ساختاری شبیه به درآمدهای کانال سوئز (۷ تا ۸ میلیارد دلار در سال) و کانال پاناما (۴ تا ۵ میلیارد دلار) برای تهران خلق کند.

تولد اهرم‌های جدید در ترازنامه

در نهایت، کنار هم قرار دادن قطعات این پازل نشان می‌دهد که تنش‌های ژئوپلیتیک، فراتر از تیترهای امنیتی اخبار، یک فرصت درآمدزایی ارزی ملموس و غیرمنتظره برای تهران خلق کرده‌اند. از یک سو سود ۸.۷ میلیارد دلاری ذخایر شناور و از سوی دیگر، پتانسیل درآمدزایی تا سقف بیش از ۲ میلیارد دلار از طریق مدیریت عبور و مرور در تنگه هرمز. این ارقام که قابلیت پوشش بخش عمده‌ای از نیازهای حیاتی بودجه عمومی سال ۱۴۰۴ را دارند، به روشنی اثبات می‌کنند که چگونه تسلط بر دارایی‌های روی آب و نقاط خفگی تجارت جهانی، به یک ماشین خلق نقدینگی و اهرمی قدرتمند برای تقویت ترازنامه‌ی مالی در شرایط بحران تبدیل شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای اقتصاد

یادداشت

تازه‌ترین‌ها اقتصاد

ویدیوی صفحه

دیدگاه