پایگاه خبری تحلیلی ایراسین، محبوبیت رئیسجمهور دونالد ترامپ از زمان بازگشت پیروزمندانهاش به کاخ سفید در ژانویه گذشته، روندی نزولی را طی کرده است. اگرچه افت محبوبیت در دور دوم ریاستجمهوری پدیدهای بیسابقه نیست، اما کاهش فعلی بازتابی از یک نارضایتی عمیقتر و ساختاریتر نسبت به هزینههای فزاینده زندگی در امریکا است. در بازار رقابت سیاسی، این دموکراتها هستند که در حال تصاحب سهم بازارند؛ دادههای تحلیل انتخاباتی «The Downballot» نشان میدهد که عملکرد کاندیداهای دموکرات در انتخابات ویژه سال ۲۰۲۵، به طور متوسط ۱۳ درصد بهتر از نتایج رقابتهای ریاستجمهوری ۲۰۲۴ در همان حوزهها بوده است.
اکنون، شعلهور شدن جنگ در ایران، این فشارهای ساختاری و اقتصادی را به نقطه جوش رسانده است.
شوک عرضه و سقوط رضایت اقتصادی
جنگ، به جای آنکه نقش یک عامل انسجامبخش ملی را ایفا کند، به مثابه کاتالیزوری برای تشدید اضطراب اقتصادی عمل کرده است. بر اساس دادههای موسسه نظرسنجی ایپسوس (Ipsos)، در آغاز دور دوم ریاستجمهوری، ۴۳ درصد از آمریکاییها عملکرد اقتصادی ترامپ را تایید میکردند. این رقم تا ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ به ۳۵ درصد تقلیل یافت و در همان محدوده در نوسان بود.
اما اکنون، تنها سه هفته پس از آغاز جنگ ایران، میانگین قیمت بنزین (همانطور که در نمودار نخست گزارش اصلی مشهود است) به مرز ۴ دلار در هر گالن نزدیک شده است. در واکنش به این افزایشِ هزینه ورودی برای مصرفکننده، میزان تایید عملکرد اقتصادی ترامپ به پایینترین حد خود، یعنی ۲۹ درصد، سقوط کرده است؛ رکوردی حتی ضعیفتر از دوران جو بایدن، زمانی که اقتصاد آمریکا درگیر تورم لجامگسیخته پساکرونا بود.

فرسایشِ استحکام ساختاری در نظرسنجیها
اضطراب اقتصادی، همان اهرمی که در سال ۲۰۲۴ دموکراتها را به حاشیه راند و کنترل کامل نهادهای قدرت را به جمهوریخواهان سپرد، اکنون در حال تبدیل شدن به پاشنه آشیل خودِ ترامپ است.
به روایت میانگین نظرسنجیهای نیت سیلور (Nate Silver)، تحلیلگر سیاسی، ترامپ دور دوم خود را با سرمایه اولیه ۵۲ درصدی آغاز کرد. اگرچه این رقم یک «ماه عسل سیاسی» کلاسیک محسوب نمیشد، اما همین مزیت رقابتیِ اولیه کافی بود تا او برنامههای کلان خود را در حوزههای مهاجرت، تعرفهها، کاهش بودجه و اصلاحات مالیاتی با قدرت پیش ببرد. با این حال، تا ۲۸ فوریه و همزمان با آغاز درگیریها با ایران، این رقم به ۴۲ درصد و در هفته جاری (مطابق نمودار دوم) به ۴۰ درصد تنزل یافته است.

برای یک رئیسجمهور مستقر، قرار گرفتن در این محدوده آن هم تنها هفت ماه مانده به انتخابات میاندورهای کنگره، به معنای ورود به منطقه خطر است. هرچه این تقابل نظامی فرسایشیتر شود و زنجیره تامین اقتصاد جهانی را بیشتر مختل کند، تاوان سیاسیِ ناشی از افزایش قیمتها سنگینتر خواهد بود.
وفاداری هسته سخت در برابر چرخش مستقلها
با وجود این فشارهای خارجی، پایگاه اصلی ترامپ مانند آلیاژی سخت، همچنان یکپارچگی خود را حفظ کرده است. در کنفرانس اقدام سیاسی محافظهکاران (CPAC) در تگزاس، حفظ سنگرهای انتخاباتی در ماه نوامبر به گفتمان استراتژیکِ غالب تبدیل شد. مایکل واتلی، نامزد سنا از کارولینای شمالی و رئیس پیشین کمیته ملی جمهوریخواهان، صراحتاً هشدار داد که بازگشت دموکراتها به قدرت مترادف با «استیضاح، فریبکاری و از بین رفتن برنامههایی» خواهد بود که روزانه برای آنها مبارزه میشود.
دادههای مرکز تحقیقات پیو (Pew Research Center) نشان میدهد که دلیل عدم سقوط آزاد محبوبیت ترامپ، مقاومت همین هسته سخت است. یک نظرسنجی اخیر از دانشگاه کوینپیاک (Quinnipiac) این دینامیک را به خوبی تبیین میکند: در حالی که ۸۶ درصد از جمهوریخواهان از اقدام نظامی آمریکا در ایران حمایت میکنند و ۸۰ درصد مدیریت ترامپ را تایید میکنند، این ارقام در میان کل رایدهندگان ثبتنام شده به ترتیب به ۳۹ و ۳۴ درصد افت میکند.

نگاه پایگاه حامیان ترامپ از زبان پل هیر، یکی از شرکتکنندگان در CPAC، به خوبی خلاصه میشود: پرداخت هزینه بیشتر برای بنزین، بهای استراتژیک و ضروری برای جلوگیری از دستیابی به سلاح هستهای در خاورمیانه است.
با این وجود، مشکل اصلی ترامپ در حاشیه بازار سیاسی رخ میدهد. جلب نظر رایدهندگان مستقل، متغیر کلیدی در پیروزی او در سال ۲۰۲۴ بود. اکنون به نظر میرسد این بخش تعیینکننده، در پی مخالفتهای سیستماتیک دموکراتها، در حال رویگردانی است. مگر آنکه پویاییِ سیاسی فعلی تغییر کند، ریزش آرای مستقلها میتواند به معنای پایان کنترل جمهوریخواهان بر کنگره در پاییز آینده باشد.
نظر شما