ماهنامه کارخانه؛ در دهههای گذشته، عوامل متعددی بر مسیر رشد اقتصادی ایران اثرگذار بودهاند. در این میان، نقش درآمدهای نفتی برجستهتر از سایر متغیرها بوده است. پول نفت در دورههای مختلف، بهویژه در سالهای جنگ تحمیلی، بهعنوان ضربهگیر اقتصاد عمل کرد. در دهه ۶۰، زمانی که کشور تحت فشار شدید نظامی و اقتصادی قرار داشت، درآمدهای نفتی توانست بخشی از هزینهها را پوشش دهد و مانع از فروپاشی اقتصاد شود. با این حال، همین اتکا به منابع نفتی، در بلندمدت به شکلگیری مشکلات ساختاری و وابستگی مزمن انجامید. این وابستگی سبب شده اقتصاد ایران در برابر شوکها و نوسانات جهانی تابآوری محدودی داشته باشد. در سالهای اخیر نیز، علاوه بر چالشهای داخلی، تحریمهای اقتصادی و تحولات اقتصاد جهانی فشار مضاعفی بر ساختارهای فرسوده وارد کردهاند. نتیجه آن، تضعیف رشد پایدار و کاهش قدرت برنامهریزی بلندمدت بوده است. با این حال، همین بحرانها میتوانند فرصتی برای بازنگری جدی در مسیر توسعه و حرکت به سوی اقتصادی متنوعتر و مقاومتر فراهم کنند؛ مسیری که مستلزم تصمیمهای هوشمندانه و فاصله گرفتن از نگاه تکبعدی به نفت است.
اقتصاد ایران امروز در حال گذار تدریجی و پلهبهپله از وضعیت موجود است. عبور موفق از این مرحله نیازمند اصلاحات همزمان در حوزههای اقتصادی، سیاستگذاری و حتی اجتماعی است. بدون هماهنگی میان این سطوح، هیچ اصلاح پایداری شکل نخواهد گرفت. در این میان، بنگاههای بزرگ نقش کلیدی دارند. برای آنها، تمرکز بر شاخصهای عملیاتی قابل اتکا اهمیت حیاتی یافته است. چابکسازی ساختارها و کوتاهکردن چرخه بازگشت سرمایه، در شرایط محدودیت نقدینگی به ضرورت تبدیل شده است. حفظ سهم بازار با منابع محدود، کاهش هزینهها از مسیر بهرهوری و نه افت کیفیت و صیانت از اعتبار تجاری از جمله الزاماتی است که میتواند فشارها را مدیریت کند. هرچند بسیاری از شرکتها با دشواریهای جدی روبهرو هستند، اما همین شرایط میتواند فرصتی برای جذب نیروهای توانمند، بازتعریف استراتژیها و خلق مزیتهای رقابتی جدید باشد؛ مسیری که عبور از آن تصمیمهایی شجاعانه و مدیریتی در تراز نبردی اقتصادی میطلبد.
*اقتصاددان
نظر شما