برتری آینده میدان نبرد به کیفیت داده وابسته است؛

هوش‌مصنوعی؛ معادله‌گر جدید قدرت جهانی

هوش‌مصنوعی؛ معادله‌گر جدید قدرت جهانی
نرگس کاظمی
یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۴۱

تحولات اخیر در تقابل‌های نظامی و به‌ویژه تجاوز اخیر نیروهای آمریکایی و صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران، نشان می‌دهد که هوش‌مصنوعی از یک ابزار پشتیبان به یک عامل تعیین‌کننده در معادلات قدرت تبدیل شده است. حال آن‌که پیش از این این فناوری تنها نقش تحلیلی داشت، اکنون با افزایش ظرفیت پردازشی و دسترسی به کلان‌داده‌ها، قادر است مستقلاً راهبرد انتخاب کرده و در کسری از ثانیه برتری عملیاتی ایجاد کند؛ تغییری که مفاهیم سنتی بازدارندگی، هزینه‌های دفاعی و نقش انسان در حلقه تصمیم‌گیری را دگرگون ساخته و رقابت جهانی را به سمت اکوسیستم‌های نوآوری راهبردی سوق داده است.

به گزارش ایراسین به نقل از جهان صنعت، تحولات سال‌های اخیر و الگوی عملیات در تقابل‌های نظامی فعلی جهان نظیر حمله نیروهای متجاوز صهیونیستی و آمریکایی به‌خاک جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که هوش‌مصنوعی از یک‌فناوری پشتیبان در حاشیه سامانه‌های نظامی به‌یک مولفه تعیین‌کننده در معادلات قدرت و تعریف مفهوم برتری راهبردی تبدیل شده است. در گذشته سامانه‌های هوشمند عمدتا در نقش ابزارهای تحلیلی برای پردازش داده یا پشتیبانی تصمیم فرماندهان به‌کار می‌رفتند اما اکنون با افزایش ظرفیت پردازشی، بهبود الگوریتم‌های یادگیری عمیق و دسترسی به‌کلان‌داده‌های عملیاتی این‌فناوری به‌سطحی رسیده که می‌تواند در محیط‌های رقابتی پیچیده به‌طور مستقل راهبرد انتخاب کرده، سناریوهای متعدد را ارزیابی کند و در زمان بسیار کوتاه بهترین گزینه را برگزیند. ارتش آمریکا در تجاوز نظامی اخیر خود به‌ایران از مدل هوش‌مصنوعی کلاد ساخت شرکت آنتروپیک استفاده کرده است. براساس گزارش‌ها فرماندهی مرکزی نیروهای متجاوز آمریکا (CENTCOM) برای تحلیل اطلاعات شناسایی اهداف و شبیه‌سازی سناریوهای نبرد از این‌مدل هوش‌مصنوعی بهره برده است.

بر همین‌اساس پیروزی سامانه‌های هوشمند در شطرنج آلفاگو در بازی گو و آلفاستار در استارکرفت۲ صرفا موفقیت‌هایی در حوزه سرگرمی دیجیتال نیستند. این‌دستاوردها نشان دادند که الگوریتم‌ها قادر هستند در محیط‌هایی با عدم قطعیت بالا، اطلاعات ناقص، بازیگران متعدد و راهبردهای پویا به‌سطحی از خلاقیت محاسباتی و پیش‌بینی رفتاری دست یابند که از توان تحلیل انسانی فراتر می‌رود.

این‌منطق در حوزه نظامی معنای عمیق‌تری پیدا می‌کند. آزمون آلفاداگ‌فایت توسط نیروی هوایی ایالات‌متحده و دارپا که در آن سامانه هوش‌مصنوعی در یک‌رقابت شبیه‌سازی‌شده نبرد هوایی با نتیجه پنج‌برصفر بر خلبان انسانی غلبه کرد صرفا یک‌نمایش فناورانه نبود بلکه نماد گذار از مرحله «پشتیبانی تصمیم» به‌مرحله «برتری عملیاتی الگوریتمی» محسوب می‌شود. در این‌آزمایش سامانه هوشمند با اجرای مانورهای تهاجمی دقیق و واکنش‌های بسیار سریع توانست در یک‌محیط پرفشار و پرشتاب چرخه تصمیم را کوتاه‌تر از انسان طی کند و برتری تاکتیکی به‌دست آورد.

اهمیت این‌تحول در آن است که برتری در میدان نبرد آینده بیش از آنکه به‌تعداد تجهیزات یا قدرت آتش وابسته باشد به‌سرعت پردازش، کیفیت تحلیل داده و توانایی پیش‌بینی کنش متقابل دشمن گره می‌خورد. به‌بیان دیگر کارشناسان معتقدند که هوش‌مصنوعی درحال تبدیل‌شدن به‌زیرساخت نامرئی قدرت نظامی است و می‌تواند موازنه قوا را بدون شلیک حتی یک‌گلوله جابه‌جا کند. این‌تغییر پارادایم مفهوم بازدارندگی، زمان واکنش و حتی تعریف مسوولیت انسانی در تصمیم‌های مرگبار را وارد مرحله‌ای تازه کرده است.

گذار از انسان در حلقه تصمیم به‌سامانه‌های خودمختار

برآوردهای صورت‌گرفته نشان می‌دهند که روند فزاینده خودکارسازی تصمیم‌گیری در سامانه‌های نظامی به‌ویژه در حوزه هوانوردی رزمی بیانگر کاهش نقش مستقیم انسان در کنترل آنی عملیات است. متخصصان بر این‌باورند که آزمایش سامانه‌های مبتنی بر هوش‌مصنوعی بر روی برخی هواپیمای تاکتیکی توسط نیروی هوایی آمریکا نقطه عطفی در توسعه عملیات نیمه‌خودمختار و بالقوه تمام‌خودمختار محسوب می‌شود. این‌تحول علاوه‌بر افزایش سرعت واکنش و کاهش بار شناختی اپراتورها پرسش‌های بنیادینی درباره مسوولیت‌پذیری، کنترل موثر انسانی و مدیریت ریسک‌های سیستمی مطرح می‌کند.

فناوری‌های دومنظوره و منطق تیغ دولبه

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های هوش‌مصنوعی در میدان جنگ ماهیت دومنظوره آن است. به‌عبارت دیگر همان الگوریتم‌هایی که برای هدف‌گیری تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی یا بهینه‌سازی کارزارهای بازاریابی به‌کار می‌روند می‌توانند در عملیات ارتباطات راهبردی و جنگ روانی نیز مورد استفاده قرار گیرند. از سوی دیگر توسعه داروهای نوین و در عین حال امکان تولید عوامل شیمیایی پیشرفته نمونه‌ای از این‌دوگانگی است. کارشناسان اذعان دارند که این‌وضعیت مرز میان نوآوری مدنی و کاربرد نظامی را سیال کرده و ضرورت تنظیم‌گری هوشمند و ارزیابی مستمر مخاطرات را دوچندان می‌کند.

تسلیحات خودمختار و برهم‌خوردن معادله هزینه

سامانه‌های تسلیحاتی خودمختار که بدون مداخله مستقیم انسان عمل می‌کنند اکنون به‌یکی از محورهای اصلی نوآوری دفاعی بدل شدند. کاربردهایی نظیر سامانه‌های پشتیبان تصمیم و شناسایی هوشمند اهداف می‌تواند زمان واکنش را کاهش داده و امکان فعالیت در محیط‌های پرخطر را فراهم آورد. در عین حال تجربه‌های میدانی نشان می‌دهد که پهپادهای ارزان‌قیمت قادر هستند سامانه‌های تسلیحاتی بسیار گران‌قیمت را از کار بیندازند.

بر همین‌اساس در دریای سرخ یک‌پهپاد ۲هزاردلاری یک‌موشک ۲میلیون‌دلاری را منهدم می‌کند و در اوکراین نیز پهپادهای ۴۰۰‌دلاری برای هدف‌قراردادن تانک‌های ۲میلیون‌دلاری به‌کار گرفته می‌شوند. به‌باور کارشناسان، این‌شکاف هزینه بنیان‌های اقتصاد دفاعی کلاسیک را با چالش جدی مواجه کرده است.

هوش‌مصنوعی مولد و رفتار جمعی هماهنگ

پژوهش‌های مشترک دانشگاه استنفورد و شرکت گوگل درباره عامل‌های نرم‌افزاری مولد که رفتار انسانی باورپذیر را شبیه‌سازی می‌کنند نشان داد که گروهی از این‌عامل‌ها می‌توانند اطلاعات تبادل کنند، روابط جدید شکل دهند و فعالیت‌های مشترک را هماهنگ کنند. این‌معماری که بر مدل‌های زبانی بزرگ متکی است امکان حافظه پویا، بازتاب و برنامه‌ریزی در شرایط متغیر را فراهم می‌کند. چنین قابلیت‌هایی درصورت انتقال به‌حوزه نظامی می‌توانند به‌توسعه دسته‌های هماهنگ پهپادی و سامانه‌های خودمختار جمعی منجر شوند.

در سطح سیاسی و اجتماعی سوءاستفاده از مدل‌های زبانی و تولید محتوای جعل عمیق مخاطرات جدی برای انتخابات و فرایندهای دموکراتیک ایجاد کرده است. از سوی دیگر عملیات نفوذ خارجی با بهره‌گیری از ویدئوها و صداهای جعلی به‌صورت هدفمند طراحی می‌شوند تا سوءبرداشت گسترده ایجاد کرده و شکاف‌های اجتماعی را تشدید کنند. به‌عنوان نمونه گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهند که جمهوری خلق چین از راهبردهای هوش مولد در عملیات نفوذ استفاده کرده و شبکه‌هایی از حساب‌های جعلی و اینفلوئنسرهای وابسته را برای انتشار روایت‌های همسو به‌کار گرفته است.

چین و شتاب‌گیری راهبردی در هوش‌مصنوعی

برآوردها نشان می‌دهند که ارزش صنعت هوش‌مصنوعی چین در سال۲۰۲۱ حدود ۱۵۰میلیاردیوان بوده و انتظار می‌رود تا سال‌۲۰۲۵ به‌بیش از ۴۰۰‌میلیاردیوآن برسد. برنامه توسعه نسل جدید هوش‌مصنوعی این‌کشور هدف‌گذاری کرده که تا سال‌۲۰۳۰ سهمی معادل ۱۵۰‌میلیارددلار به‌تولید ناخالص داخلی بیفزاید. در سال‌۲۰۲۳ نیز پکن مجوز انتشار عمومی فناوری‌های هوش مولد را برای شرکت‌هایی نظیر تنسنت، بایدو، هواوی، علی‌بابا، جی‌دی دات کام، بایت‌دنس، آی‌فلایتک و کوایشو صادر کرد. همزمان گزارش‌هایی از به‌کارگیری هوش مولد در کارزارهای نفوذ چندزبانه و شبکه‌های تاثیرگذاری دولتی منتشر شده است.

شبکه‌های هم‌پیمان و نوآوری دفاعی در ناتو

از سوی دیگر کشورهای عضو ناتو در پاسخ به‌این تحولات تمرکز ویژه‌ای بر نوآوری دفاعی معطوف کردند. انتشار نخستین راهبرد هوش‌مصنوعی ناتو در سال‌۲۰۲۱ و نسخه بازنگری‌شده آن در اجلاس واشنگتن در جولای‌۲۰۲۴ نشان‌دهنده تلاش برای ایجاد چارچوب مشترک در بهره‌گیری مسوولانه از هوش‌مصنوعی است. شتاب‌دهنده نوآوری دفاعی ناتو موسوم به‌دیانا که از تابستان‌۲۰۲۳ عملیاتی شده با همکاری دولت‌ها، صنعت و دانشگاه‌ها به‌توسعه فناوری‌های نوظهور می‌پردازد.

چالش‌های اعلام‌شده این‌برنامه در سال‌های۲۰۲۳و۲۰۲۴ حوزه‌هایی مانند تاب‌آوری انرژی، امنیت داده و اطلاعات، پایش و نظارت، سلامت و عملکرد انسانی و زیرساخت‌های حیاتی و لجستیک را در بر می‌گیرند. از سوی دیگر تمرکز بر فناوری‌های دومنظوره نظامی و غیرنظامی، سامانه‌های خودمختار، فناوری‌های کوانتومی، زیست‌فناوری، سامانه‌های هایپرسونیک و شبکه‌های ارتباطی نسل بعدی نشان می‌دهد که رقابت در عرصه هوش‌مصنوعی صرفا به‌میدان نبرد محدود نیست بلکه به‌یک اکوسیستم گسترده نوآوری راهبردی گره خورده است.

درنهایت می‌توان نتیجه گرفت که هوش‌مصنوعی درحال بازتعریف منطق جنگ، اقتصاد دفاعی و حتی ثبات سیاسی است. آنچه در حال وقوع است صرفا ورود یک‌فناوری نو به‌زرادخانه‌های نظامی نیست بلکه جابه‌جایی در بنیان‌های مفهومی قدرت است. در گذشته برتری نظامی عمدتا بر پایه انباشت سخت‌افزار، گستره جغرافیایی استقرار نیرو و توان تخریب تعریف می‌شد اما اکنون کیفیت داده، سرعت پردازش، انسجام الگوریتمی و یکپارچگی سامانه‌های هوشمند به‌شاخص‌های اصلی مزیت راهبردی بدل شدند. این‌تحول نسبت میان فناوری، تصمیم و قدرت سیاسی را به‌صورت بنیادین دگرگون کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

گفت‌وگو

پربازدیدهای تکنولوژی

یادداشت

تازه‌ترین‌ها تکنولوژی

ویدیوی صفحه

دیدگاه