ماهنامه کارخانه؛ تصور کنید یک پژوهشگر جوان و نابغه هوش مصنوعی، دو پیشنهاد روی میز دارد. یکی با حقوق بالا، سهام شرکت و دفتر کار در قلب سیلیکونولی؛ دیگری با اقامت فوری، دستمزد بدون مالیات و دسترسی به ابررایانههای پیشرفته در دبی. تصمیمگیری آسان نیست، اما برای بسیاری هنوز مقصد کلاسیک جذاب است: کالیفرنیا.
در سال ۲۰۲۲، بیش از نیمی از پژوهشگران برجسته هوش مصنوعی در آمریکا مستقر بودند، در حالی که چین سهمی ناچیز داشت. اما وقتی روند مهاجرت را دنبال میکنیم، داستان تغییر میکند. تنها یکچهارم نخبههای مهاجر هوش مصنوعی به آمریکا رفتند و بریتانیا، آلمان و کانادا در رتبههای بعدی قرار گرفتند. ورود به آمریکا کند شده و در همین حال، خلیجفارس رونق گرفته است: عربستان سعودی و امارات در سال ۲۰۲۴ نسبت به سال قبل ۸درصد پژوهشگر بیشتر جذب کردند، زیرا این قطبهای نفتی حالا به جای چاههای نفت، روی مغزها سرمایهگذاری میکنند. و این، پیش از آن بود که سیاستهای ترامپ آمریکا را کمتر جذاب کند.
چه چیزی پژوهشگران را به حرکت وامیدارد؟ پاسخ ساده است: پول. یک نظرسنجی از مدیران آزمایشگاهها نشان داد بیش از نیمی از آنها حقوق و مزایا را عامل تعیینکننده میدانند. در این میدان، هیچ کشوری به پای آمریکا نمیرسد: شرکتهای آمریکایی هوش مصنوعی تقریبا دو برابر همتایان خارجی خود پرداخت میکنند، قراردادهایشان با گزینههای سهام شیرینتر میشود و قصد دارند دستمزدها را حتی بالاتر ببرند. دانشگاهها هم نقش کلیدی دارند. آمریکا سالهاست از دانشگاهها برای تامین نیروی متخصص استفاده کرده: درصد قابلتوجهی از دکترهای هوش مصنوعی از چین و هند هستند و اکثرشان در آمریکا میمانند و در آزمایشگاهها و شرکتها کار میکنند.
اما راز واقعی قدرت آمریکا فراتر از پول و دانشگاه است: خوشهها. پژوهشگران بیش از هر چیز به فرصتهای شغلی، همکاران ممتاز و دسترسی به پروژههای پیشرفته اهمیت میدهند. آلفرد مارشال در کتاب «اصول اقتصاد» (۱۸۹۰) سه مزیت تمرکز جغرافیایی را شناسایی کرد: نیروی کار مشترک، شبکه تامینکنندگان تخصصی و انتقال غیر رسمی دانش. پژوهشهای بعدی، مانند کار آدام جف و همکارانش، نشان داد اختراعات آمریکایی احتمال بیشتری دارد در همان منطقه ارجاع داده شوند. ایدهها در راهرو سریعتر حرکت میکنند تا از قارهای به قارهای دیگر؛ این نکته برای ذهنهای جوان و مشتاق حیاتی است.
خوشهها معمولا از طراحی انسانی شکل نمیگیرند. سیلیکونولی کمتر محصول یک برنامه مدون بود و بیشتر حاصل تصادفات و فرصتها بود: یک رئیس دانشکده استنفورد دو دانشجو، ویلیام هیولت و دیوید پکارد، را تشویق به تاسیس شرکت کرد؛ قراردادهای جنگ سرد پول را به الکترونیک سرازیر کرد؛ و آزمایشگاه ویلیام شاکلی و شرکت فرچایلد نسل جدیدی از شرکتها را به وجود آورد. وقتی خوشهای شکل گرفت، جابهجایی آن دشوار است. پل کروگمن بعدها جایزه نوبل گرفت و این «جغرافیای اقتصادی جدید» را رسمی کرد: وقتی مقیاس یک صنعت به حد بحرانی رسید، شرکتها و کارکنان حتی با افزایش اجاره و دستمزد معمولا در همانجا میمانند.
مثال تلخ
با این حال، ستارهها جاودان نیستند. دیترویت نمونهای تلخ است: صنعت خودرو با کاهش پویایی استعدادها و توسعه فناوریهای جدید در جاهای دیگر آسیب دید. مطالعات شهری سه خطر را نشان میدهند: هزینههای سرسامآور که استعدادها را فراری میدهد، وابستگی بیش از حد به یک صنعت و بنگاههای جاافتاده که قادر به سازگاری نیستند. کالیفرنیا گرچه با هزینههای رو به رشد مواجه است، اما صنعت فناوری آن همچنان متنوع و نوآور باقی مانده. بهترین کاری که رقبا میتوانند انجام دهند، کاهش تدریجی برتری آن است.
چین تلاش میکند با تقویت نیروی انسانی خود، فرصت را از دست ندهد. آموزش STEM گسترش یافته، دانشگاهها به نیازهای صنعتی مرتبط شده و برنامههایی برای بازگرداندن نخبهها ایجاد شده است. تا سال ۲۰۲۲، تقریبا نیمی از پژوهشگران برجسته جهان اولین مدرک خود را در چین گرفته بودند، درحالیکه این نسبت در سال ۲۰۱۹ تنها سه نفر از هر ده نفر بود.هابهای صنعتی در گوانگژو و شنژن فعال هستند. برای تبدیل اینهابها به مراکز واقعی جذب استعداد، چین باید محدودیتهای تبادل علمی را کاهش دهد که در حال حاضر پژوهشگران خارجی را فراری میدهد.
اروپا با مشکلی متفاوت مواجه است: جذابیت زیاد، اما مقیاس کم. دانشگاهها استعداد تولید میکنند و مسیرهای مهاجرتی هموار است، اما پژوهشگران هنوز برای دو برابر حقوق و کمکهزینههای سخاوتمندانهتر به کالیفرنیا میروند. اتحادیه اروپا تلاش کرده با «ابرکمکهزینهها» بسته ۵۰۰میلیون یورویی «برای علم اروپا را انتخاب کنید» و برنامه «گیگافکتوریهای هوش مصنوعی» پاسخ دهد، اما این اقدامات مشکلات عمیقتر را حل نمیکنند. پایه پژوهشی اروپا با صنعت متصل نیست و قانون جامع هوش مصنوعی پارلمان آنچنان پیچیده است که کمتر شرکتی میتواند از آن تبعیت کند.
خلیج فارس اما تلاش میکند با پول وارد رقابت شود. دبی و ابوظبی دانشگاه اختصاصی هوش مصنوعی MBZUAI را ساختهاند و «تیم عربیا» به پژوهشگران خارجی اقامت بلندمدت وعده میدهد. صندوق ثروت ملی عربستان در مراکز داده و مدلسازی سرمایهگذاری میکند و برنامه آموزش هوش مصنوعی برای 6میلیون دانشآموز اجرا کرده است تا نیروی داخلی تربیت شود. همکاری با شرکتهایی مانند Nvidia توان محاسباتی را تقویت میکند. اما حتی این سرمایههای هنگفت هم ممکن است کافی نباشد. پژوهشگران به اعتماد در داده و همکاری، مسیر شغلی و مکان جذاب برای زندگی اهمیت میدهند. در حال حاضر، خلیج فارس بیشتر محل توقف است تا خانه دائم.
سرمایه هوشمند
برای نابغهترین ذهنها، انتخاب همچنان واضح است. یک نابغه که سیلیکونولی را با دبی، شنژن یا زوریخ مقایسه میکند، درمییابد که کالیفرنیا بهترین ترکیب همکاران، سرمایه و ایدهها را ارائه میدهد. خوشهها چیزهایی پایدارند که دههها شکل گرفتهاند، اما نابودناپذیر نیستند. دفترچه رقبا نشان میدهد که پول میتواند آزمایشگاه بسازد و در حاشیه تفاوت ایجاد کند. اگر جریان ورود به این مراکز ادامه یابد، خوشهها ممکن است خود تقویت شوند و در آن زمان، دیگر همه ذهنهای برتر جهان بلیت یکطرفه به سانفرانسیسکو نخواهند خرید.
نظر شما