ریسک سیمان

جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، چه مخاطراتی بر توان تولید و عرضه سیمان ایران وارد کرد؟
ریسک سیمان
مجید محققیان
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۸

این گزارش تحلیلی، به بررسی تاثیر جنگ ۱۲ روزه بر صنعت حیاتی سیمان ایران می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه شوک‌های کوتاه‌مدت می‌توانند زنجیره تامین، تولید و نقدینگی بنگاه‌ها را تحت فشار قرار دهند. تحلیل ریسک‌ها و ارائه راهکارهای مدیریت بحران، تصویری عملی و استراتژیک برای مدیران صنعتی و سیاستگذاران فراهم می‌کند تا در مواجهه با شرایط اضطراری، تصمیمات هوشمندانه و مبتنی بر واقعیت اتخاذ کنند و پایداری تولید و عرضه سیمان در کشور حفظ شود.

ماهنامه کارخانه نوشت: در میانه تنش‌هایی که جغرافیای منطقه را درگیر کرده، جنگ ۱۲ روزه، معادلات اقتصادی کشور را تحت‌تأثیر قرار داد. زنجیره‌های تأمین، بازارهای صادراتی و جریان سرمایه‌گذاری در بسیاری از صنایع، از فولاد گرفته تا سیمان، با شوک‌های پیش‌بینی‌ناپذیر مواجه شدند. سیمان، به‌عنوان یکی از صنایع پیشران بخش ساخت‌وساز و زیرساخت، بیش از پیش در معرض ریسک‌هایی قرار گرفت که در شرایط عادی نیز قابل‌چشم‌پوشی نبودند. این گزارش، با نگاهی تحلیلی، ابتدا به شناسایی و ارزیابی این ریسک‌ها و چگونگی تغییر شدت آنها در فضای جنگی می‌پردازد و در ادامه، راهکارهای عملی برای مدیریت و کاهش پیامدها در صورت تداوم شرایط کنونی ارائه می‌کند.

سیمان، پس از آب، دومین ماده پرمصرف جهان است و نقش محوری در ساخت‌وساز و توسعه زیرساخت‌ها ایفا می‌کند. با این حال، ماهیت حجیم و ارزش‌افزوده نسبتاً پایین آن، بازار فروش را به محدوده‌های محلی محدود کرده است؛ به‌گونه‌ای که در فواصل بیش از ۲۰۰ کیلومتر، هزینه حمل‌ونقل از قیمت خود محصول پیشی می‌گیرد. این محدودیت جغرافیایی، کشش‌پذیری تقاضا را پایین آورده و هرگونه اختلال در عرضه، به سرعت می‌تواند تغییرات شدید قیمتی را رقم بزند. در چنین بستر حساسی، شوک‌های ناشی از جنگ ۱۲ روزه، از اختلال در زنجیره تأمین تا فشار بر بازارهای محلی، اهمیت مدیریت ریسک و استراتژی‌های مقابله‌ای را دوچندان کرده است.

بررسی وضعیت صنعت سیمان در ایران

صنعت سیمان ایران، با ظرفیتی بالغ بر ۹۰ میلیون تن، یکی از ستون‌های زیرساختی اقتصاد کشور به شمار می‌رود. هلدینگ‌های بزرگ مانند «سیمان تأمین» و «سیمان فارس و خوزستان» (وابسته به سازمان تأمین اجتماعی)، «صنایع معدنی کاوه پارس» (وابسته به بنیاد مستضعفان)، «سرمایه‌گذاری و توسعه صنایع سیمان - سیدکو» (وابسته به بانک ملی) و «سیمان غدیر» (وابسته به سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح) به‌عنوان بازیگران اصلی این صنعت شناخته می‌شوند. در عین حال، نزدیک به ۳۶ درصد تولید سیمان کشور توسط شرکت‌های بخش خصوصی انجام می‌شود، که نشان‌دهنده نقش قابل‌توجه این بخش در تأمین نیاز داخلی و توسعه بازار است.

ریسک‌های حاکم بر صنعت سیمان

صنعت سیمان، با وجود ظرفیت بالای تولید، با مجموعه‌ای از ریسک‌ها مواجه است که هر یک می‌تواند پایداری زنجیره تأمین و ثبات بازار را تهدید کند:

۱. ریسک تأمین انرژی (گاز و برق): ناترازی در دسترسی به انرژی، از جمله چالش‌های اصلی صنایع کشور است و سیمان نیز از این قاعده مستثنی نیست. قطعی برق در تابستان و قطعی گاز در زمستان، جریان تولید را مختل می‌کند. شرکت‌ها برای مقابله با این مشکل، استراتژی‌هایی مانند ذخیره کلینکر و تنظیم زمان آسیاب آن در شرایط قطعی انرژی اتخاذ کرده‌اند. با این حال، اگر قطعی‌ها طولانی‌مدت یا توأمان رخ دهند، فرآیند تولید به شدت آسیب می‌بیند.

۲. ریسک هزینه حمل: ماهیت حجیم و ارزش‌افزوده پایین سیمان، وابستگی شدید این صنعت به شبکه حمل‌ونقل دارد. در نبود شبکه ریلی توسعه‌یافته، بخش قابل‌توجهی از هزینه تمام‌شده محصول صرف حمل‌ونقل می‌شود. این ریسک، به‌ویژه در شرایطی که هزینه حمل بر عهده تولیدکننده باشد ( FOB)، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. به همین دلیل، بسیاری از کارخانه‌ها ترجیح می‌دهند محصول خود را به صورت EXW (Ex-Works) عرضه کنند تا از تأثیر مستقیم این ریسک بر حاشیه سودشان بکاهند.

۳. ریسک نیروی انسانی: بخش عمده فرآیندهای تولید سیمان در ایران مبتنی بر نظارت و مهارت نیروی انسانی است. در سال‌های اخیر، بسیاری از متخصصان این صنعت به دلیل چالش‌های حقوق و دستمزد، از بخش دولتی به بخش خصوصی یا صنایع دیگر، از جمله صنعت فولاد، مهاجرت کرده‌اند. این جابه‌جایی نیروی متخصص، توان عملیاتی و کارآیی واحدهای تولیدی را تحت فشار قرار داده است.

۴. ریسک نقدینگی: با وجود تمام این چالش‌ها، صنعت سیمان یکی از صنایع با وضعیت مناسب نقدینگی در ایران به شمار می‌رود. آمار معاملات بورس کالای ایران تا تاریخ ۰۳/‏۰۵/‏۱۴۰۴‬ نشان می‌دهد از مجموع ۱۸,۹۴۲,۰۰۰ تن سیمان عرضه شده از ابتدای سال، کمتر از یک درصد به صورت نسیه معامله شده و عمده معاملات به شکل نقدی انجام شده است. این امر، انعطاف مالی مناسبی برای تولیدکنندگان فراهم می‌آورد و توانایی مدیریت شوک‌های کوتاه‌مدت بازار را افزایش می‌دهد.

بررسی وضعیت ریسک‌های صنعت در شرایط جنگ تحمیلی ۱۲ روزه

در بخش قبل، ریسک‌های ساختاری و جاری صنعت سیمان ایران مورد بررسی قرار گرفت. اکنون با تمرکز بر شرایط جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، می‌توان تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم این بحران کوتاه‌مدت بر هر یک از این ریسک‌ها را تحلیل کرد.

ریسک تأمین انرژی: آغاز جنگ و تمرکز بر مدیریت نارضایتی‌های اجتماعی، باعث توقف و کاهش محسوس خاموشی‌ها در بخش خانگی شد. بخشی از این وضعیت به کاهش فعالیت دستگاه‌های ماینر و محدودیت اینترنت مربوط می‌شود، اما تجربه صنعت سیمان نشان می‌دهد که سهم صنعت از مصرف انرژی در طول جنگ کاهش یافته است. با این حال، اثبات دقیق این ادعا نیازمند داده‌های تفکیکی مصرف انرژی قبل، حین و بعد از جنگ است؛ داده‌هایی که در دسترس عمومی قرار ندارند و تنها در اختیار دیسپاچینگ ملی برق هستند.

ریسک هزینه حمل: جنگ، دو بعد اصلی در حوزه حمل‌ونقل ایجاد کرد: هزینه کرایه و امکان انتقال بار. در شرایط عادی، انتقال بار ممکن است و صرفاً کرایه افزایش می‌یابد، اما در شرایط بحرانی، ممکن است حمل بار اساساً غیرممکن شود. پیش از جنگ، اعتصابات رانندگان نگرانی‌هایی ایجاد کرده بود که خوشبختانه پیش از شروع درگیری‌ها متوقف شد. با این حال، در صورت تکرار اعتصاب‌ها و با توجه به شبکه ارتباطی گسترده این صنف، حتی پیشنهاد کرایه بالاتر نیز نمی‌تواند مشکل انتقال بار را حل کند و شرکت‌های صادرکننده با چالش ایفای تعهدات مواجه خواهند شد.

ریسک نیروی انسانی: صنعت سیمان ایران هنوز به‌طور قابل‌توجهی به نیروی انسانی وابسته است و اتوماسیون در واحدهای تولیدی توسعه‌نیافته است. الزامات پدافند غیرعامل، از جمله کاهش تعداد نفرات فعال به یک‌سوم، فشار مضاعفی بر شرکت‌ها تحمیل کرده است. هرچند ترک کار گسترده در طول جنگ مشاهده نشد، اما تداوم شرایط بحرانی احتمال تحقق این ریسک را افزایش می‌دهد.

ریسک نقدینگی: در شرایط عادی، معاملات عمدتاً نقدی، ریسک نقدینگی شرکت‌های سیمانی را محدود می‌کند. اما در شرایط جنگ، شرکت‌هایی که مشتریانشان دولت یا پیمانکاران دولتی هستند، با افزایش فشار مالی مواجه می‌شوند؛ چرا که دولت هم با افزایش هزینه‌ها و هم با تحمیل تعهدات برای بازسازی، توان پرداخت به موقع را محدود می‌کند. این ریسک به‌ویژه برای شرکت‌های زیرمجموعه بنیاد مستضعفان و سپس شرکت‌های وابسته به سازمان تأمین اجتماعی اهمیت دارد، جایی که انتظارات دولتی در حمایت از آسیب‌دیدگان می‌تواند جریان نقدینگی را تحت فشار قرار دهد.

تأثیر جنگ بر تقاضای سیمان

تقاضای اصلی سیمان، مسکن و ساخت‌وساز است و بررسی پروانه‌های ساختمانی صادرشده توسط شهرداری‌ها، بخشی از ارزیابی‌های داخلی شرکت‌های سیمانی است. در شرایط جنگ، ریسک‌های افزایش‌یافته، سرمایه‌گذاری در بخش مسکن را کاهش داده و رکود ساخت‌وساز را تشدید می‌کند. در عین حال، بازسازی واحدهای آسیب‌دیده نیاز به سیمان را افزایش می‌دهد. با توجه به پراکندگی جغرافیایی حملات، پیش‌بینی می‌شود تقاضای سیمان برای بازسازی در شرکت‌های مجاور مناطق آسیب‌دیده محسوس‌تر باشد و این تفاوت منطقه‌ای می‌تواند برنامه‌ریزی تولید و توزیع را تحت تأثیر قرار دهد.

پراکندگی استانی واحدهای سیمانی فعال در مجاورت مناطق آسیب‌دیده

ردیف

استان

واحدهای سیمانی فعال در مجاورت مناطق آسیب‌دیده

۱

تهران

سیمان تهران، سیمان شمال، سیمان آبیک

۲

آذربایجان شرقی

سیمان صوفیان، سیمان خوی، سیمان بوکان

۳

اصفهان

سیمان سپاهان، سیمان اصفهان، سیمان ساروج اصفهان

۴

کرمانشاه

سیمان غرب، سیمان سامان غرب (مدلل)، سیمان ایلام

به نظر می‌رسد این صنعت با کاهش تقاضا برای ساخت‌وساز به صورت کلی اما افزایش مقطعی تقاضا در مناطق حادثه‌دیده مواجه خواهد بود.

پیشنهادهایی برای مدیریت تبعات جنگ

برای کاهش اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت جنگ ۱۲ روزه بر صنعت سیمان، شناسایی ریسک‌ها تنها گام نخست است؛ در مرحله بعد باید امکان تحقق این ریسک‌ها کاهش یافته و شدت پیامدهای آنها مدیریت شود. در این مسیر، توجه سیاستگذاران و مدیران واحدهای صنعتی به راهکارهای زیر ضروری به نظر می‌رسد:

تأمین انرژی: در صورت تداوم قطعی‌های تحمیلی ناشی از جنگ، پیشنهاد می‌شود وزارت صمت با بازنگری برنامه عرضه سیمان در بورس کالا، مجوز ذخیره‌سازی کلینکر را به واحدهای تولیدی اعطا کند. این اقدام امکان آسیاب کلینکر و تأمین نیاز بازار در فصول سرد و شرایط محدودیت گاز را فراهم می‌سازد و از اختلال در جریان تولید جلوگیری می‌کند.

ریسک هزینه حمل: همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، اعتصابات رانندگان و کامیون‌داران پیش از جنگ متوقف شده بود، اما تکرار این ناآرامی‌ها می‌تواند شرکت‌ها را در ایفای تعهدات صادراتی و داخلی با چالش مواجه کند. در کوتاه‌مدت، رسیدگی به مطالبات این صنف و حفظ ثبات نیروی حمل‌ونقل ضروری است. در بلندمدت، توسعه شبکه ریلی به مجاورت کارخانه‌ها می‌تواند سهم حمل‌ونقل جاده‌ای را کاهش داده و فشار هزینه‌ای بر تولیدکنندگان را به حداقل برساند.

ریسک نیروی انسانی: برای مواجهه با محدودیت نیروهای انسانی در شرایط جنگی، واحدهای تولیدی می‌توانند طرح‌های کوتاه‌مدت برای حفظ جریان تولید با تعداد نفرات کمتر تدوین و در قالب مانورهای پدافند غیرعامل اجرایی کنند. در بلندمدت، سرمایه‌گذاری در توسعه اتوماسیون خطوط تولید و کاهش وابستگی به نیروی انسانی، امنیت عملیاتی و پایداری تولید را ارتقا خواهد داد.

ریسک نقدینگی: برای شرکت‌هایی که مشتریانشان دولت یا پیمانکاران دولتی هستند، ریسک نقدینگی در شرایط بحران می‌تواند جدی باشد. به این منظور، دولت می‌تواند با ابزارهایی مانند اعطای اعتبار مالیاتی مبتنی بر حجم صادرات یا تولید، یا کاهش عوارض صادراتی سیمان و کلینکر، جریان نقدینگی بنگاه‌ها را بهبود بخشد. شایان ذکر است، نرخ عوارض صادراتی سیمان و کلینکر در سال ۱۴۰۴ به ترتیب ۲ و ۵ درصد ارزش گمرکی کالا تعیین شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha