پایگاه خبری تحلیلی ایراسین، در ترازوی استراتژی صنعتی، آنچه دیروز زباله پنداشته میشد، امروز در قامت سرمایه استراتژیک ظاهر شده است. در اقتصادهای پیشرفته، بهرهوری منابع نه یک انتخاب اخلاقی، بلکه اهرمی برای پیشروی در هزینه است. گزارش پیشرو، با کالبدشکافی تحلیلیِ اصلاحات قانون مدیریت پسماند و تطبیق آن با استانداردهای عملیاتی پیشران صنعت فولاد، تصویری دقیق از این کیمیاگری مدرن ارائه میدهد.
اصلاحات ساختاری؛ باز تنظیم زنجیره ارزش
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس (شماره مسلسل ۲۱۲۱۲) در خصوص کلیات اصلاح قانون مدیریت پسماند، نشان میدهد که قانون فعلی (مصوب ۱۳۸۳) پس از ۲۱ سال، کارایی خود را در برابر چالشهای نوین از دست داده است. طرح جدید با ۹ فصل و ۵۷ ماده، به دنبال جابجایی مرزهای حکمرانی محیطزیستی است.
-
حکمرانی بر مبنای داده: ایجاد سامانه یکپارچه نظارت برای ردیابی برخط تمامی فرآیندها، شفافیت را در زنجیره ارزش پسماند حاکم میکند.
-
انقلاب مالیاتی (ماده ۵۷): پیشبینی مالیات با نرخ صفر برای تمامی فعالیتهای تفکیک، بازیافت و تولید انرژی از پسماند، عملاً «مانع ورود» سرمایهگذاران را به این صنعت فرو میریزد.
-
اهرم صندوق ملی (ماده ۴۷): واریز ۱۰۰ درصد وجوه حاصل از جرایم و عوارض امتداد مسئولیت تولیدکننده (EPR) به صندوق ملی محیطزیست، قدرت مانور مالی دولت را برای حمایت از شرکتهای دانشبنیان افزایش میدهد.
بنبستهای اجرایی
تحلیل مرکز پژوهشها از موانع اجرای قانون نشان میدهد که چرا تا به امروز، مدیریت پسماند در ایران به جای سودآوری، هزینهزا بوده است:
-
تعارضات نهادی: همپوشانی وظایف میان وزارتخانههای نفت، صمت و بهداشت، عملاً پاسخگویی را در ساختاری دیوانسالار محو کرده است.
-
انگیزه معکوس در حریم شهرها: برخورد با مدیریت پسماند به عنوان یک «خدمت تجاری» (منوط به عوارض) به جای «وظیفه عمومی»، منجر به رهاسازی پسماند در مناطق کمدرآمد شده است.
-
مسئولیت غیر ممکن تولیدکننده: در پسماندهای ویژه (مانند حوزه پزشکی)، قانون فعلی مسئولیتی را بر عهده تولیدکننده میگذارد که حتی با برونسپاری نیز رفع نمیشود؛ موضوعی که مدیریت این پسماندها را به بنبست کشانده است.
تجربه فولاد مبارکه؛ مهندسیِ «پسماند صفر»
فولاد مبارکه به عنوان پیشران صنعت، با درک روندهای جهانی، مدل اقتصاد چرخشی را به قلب استراتژی خود منتقل کرده است. آمارهای عملکردی این شرکت، الگویی برای گذار از اقتصاد خطی به چرخشی است:

الف) نقشه راه و اهداف کمی (افق ۱۴۱۰ - ۲۰۳۲)
-
هدف درآمدی: کسب ۲۵ درصد از درآمد کل شرکت از محل منابع ورودی ثانویه و مدیریت پسماند.
-
کاهش ردپای کربن: هدفگذاری برای کاهش ۳۰ درصدی انتشارات کربنی.
-
چرخش مواد: دستیابی به نرخ ۱۰۰ درصدی بازچرخانی قراضههای فلزی ایجاد شده در داخل شرکت.
ب) دستاوردهای ملموس در مدیریت منابع (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳)
فولاد مبارکه موفق شده است طی سه سال، جهشهای خیرهکنندهای در شاخصهای پایداری ثبت کند:
ج) خلق ارزش از «معادن ثانویه»
-
بهرهوری فلزی: ۵۲.۴ درصد از ضایعات فلزی مجدداً فرآوری شده و درآمدی معادل ۸۸۶,۹۹۸ میلیون ریال از فروش ضایعات فلزی حاصل شده است.
-
سبد محصولات جدید: استخراج کنسانتره آهن با عیار ۶۹ درصد از لجنهای اکسیدی و تولید «رنگدانه سیاه» به عنوان جایگزین نانو در صنایع پلاستیک.
گزارش مرکز پژوهشها هشدار میدهد که بدون شفافسازی مالی در بورس انرژی و رفع مغایرتهای قانون اساسی (مانند اصل ۸۵ در تعیین عوارض)، این اصلاحات ممکن است در سطح تئوری باقی بماند. از سوی دیگر، موردپژوهی فولاد مبارکه نشان میدهد که تکنولوژی فرآوری لجن و پسماند، کلید طلایی برای تبدیل پسماند به مرکز سود است و شرکتها فارغ از وجود زیرساختهای قانونی، برای بقای خود در فضای بینالملل و بهبود شرایط سودآوری ناگزیر به حرکت به سمت تولید سبز و پسماند صفر هستند. الگوی فولاد مبارکه در این مسیر میتواند راهگشایی سایر شرکتها باشد.
نظر شما